هفت‌برکه: در ادامه‌ی سلسله مباحث گویش گراشی در هفت‌برکه با هشتگ «گنجینه»، محمدحسن روستایی یادداشتی را به درخواست ما نوشته است. روستایی در هفته قبل، ریشه‌های دو مصدر «شخیدن» و «شخودن» را در متون کلاسیک و در گویش گراشی واکاوی کرده بود (اینجا). دیگر علاقه‌مندان به مطالعات زبانی نیز می‌توانند یادداشت‌های خود را برای ما بفرستند.

Ganjineh 2 Heshtan Helidan

محمدحسن روستایی، نویسنده و پژوهشگر:

ردّ مصدرهای «هِشتن» و «هِلیدن» را که در گویش گراشی هنوز هم مورد استفاده قرار می‌گیرند، می‌توان در متون کلاسیک فارسی پیدا کرد.

به نوشته دکتر کزازی، «هشتن» به معنی گذاشتن و وانهادن است و با بن امریِ «هِل» در پهلوی به کار می‌رفته است. فعل «هِلیدن» هم به معنی گذاشتن و رها کردن بوده است.

در گویش گراشی امروز، این افعال در معانی ۱) باقی گذاشتن؛ ۲) اجازه دادن؛ ۳) رها کردن؛ و ۴) محافظت کردن؛ استفاده می‌شود. مثلا «هِل» که در زبان پهلوی استفاده می‌شده، با اندکی تغییرات آوایی، به شکل «بِئر» یا «بِئِر» به معنای «اجازه بده» استفاده می‌شود. گاهی هم این فعل همراه با پیشوند «وا» استفاده می‌شود: «وا ئِشتَ» به معنای باقی گذاشتن و محافظت کردن. مثلا در این جمله: «ای کَئرِ جُواُونَ، بَر وائِشتَ خَشِن» (این کهره قشنگ برای نگهداری (تکثیر) خوب است.)

این افعال در کنایات و اصطلاحات هم به چشم می‌خورد. مثلا در این کنایه: «اَچُم بِهِشت؟ اَگَ شُ هِشت.» (می‌رویم بهشت؟ اگر گذاشتند) که کنایه از امید و توقع زیادی داشتن است. یا در این کنایه: «چی شِ تَه نِواشت» (چیزی را باقی نگذاشت)، که کنایه از این است که طرف هر چه در دل داشت، گفت، و برای هیچ کس احترامی قائل نشد!

 

یادداشت مفصل‌تر را در ادامه بخوانید.

«هِشتن» و «هِلیدن» و افزون بر این دو فعل پیشوندی «واهِشتن»

«هِشت» از مصدر «هشتن: heš-tan پهلوی» به معنی گذاشتن، رها کردن، نهادن، قراردادن (معین‌).

«هِشتن» به معنی گذاشتن و وانهادن است. این واژه با همین ریخت و با بن اکنون (هل) در پهلوی به کار می‌رفته است. این بن در پهلوی اشکانی هرز hirz بوده است.» (نامه باستان، کزازی، جلد دو، ص. ۴۱۱).

فعل «هلیدن» به معنی گذاشتن، رها کردن در گویش گراش به صورت «بِئر» bër به معنی بگذار، اجازه بده، رها کن، دیده می‌شود. شکل مکتوب در فارسی «بِهِل» است که در گویش لری بختیاری به صورت «بِل» است.

 

نکته: هـ  hدر گویش گراش به صورت ء   e تلفظ می‌شود/ لِ   le در گویش گراش به صورت رِ  re تلفظ می‌شود.

 

گاه این فعل همراه با پیشوند «وا» است. «وا ئِشتَ: باقی گذاشتن و محافظت کردن»

مثال: «ای کَئرِ جُواُونَ بَر وائِشتَ خَشِن»

: i ka:r-e jouna bar váešt-a xaš en

این کهره قشنگ برای نگهداری (تکثیر) خوب است.

«وائِشتَ» váešta  معمولا هرگاه حیوانی چون گوسفند و قوچ یا… زیبا و سالم است؛ آن را برای تکثیر و ازدیاد باقی می‌گذارند و نمی‌کشند.

«هر چی تِک بُشقابِ وا اُشخَ. چی بَرِ اَماش نِواشت»: هر چه در بشقاب بود، خورد. چیزی برای ما باقی نگذاشت.

 

اِشتَ : ešt-a  هشتن، اجازه دادن، رها کردن

وائِشتَ : váe:št-a باقی گذاشتن، نگهداری کردن

 

فعل امر از مصدر «هِشتن» در فارسی به صورت «بِهِل» و در گویش گراش، «بِئر»: بگذار، اجازه بده.

فعل امر از مصدر «واهشتن» در گویش گراش: «وار»: باقی بگذار.

 

صرف فعل «هشتن»: اُم اِشت (اُم هِشت / اُمِ شت): اجازه دادم و …

صرف فعل «هلیدن»: اَوارَم: باقی می گذارم و … .

 

و اما کنایات :

۱. اَچُم بِهِشت؟ اَگَ شُ هِشت.

ačom beheš. aga šohešt.

می‌رویم بهشت؟ (دیگری پاسخ می‌دهد) اگر گذاشتند.

کنایه از: امید و توقع زیادی داشتن.

 

۲. چی شِ تَه نِواشت. (چی شِز بَر نِوائشت.)

či še tah nevášt.( či šez bar nevâešt.

چیزی را باقی نگذاشت.

کنایه از: هر چه در دل داشت گفت و برای هیچ کس احترامی قائل نشد.

 

بنابراین: هشتن / هلیدن و افزون بر این دو فعل پیشوندی واهشتن، هر سه فعل در گویش گراش کاربرد دارد و هلیدن شکل مضارع هشتن است. این افعال در معانی ۱) باقی گذاشتن؛ ۲) اجازه دادن؛ ۳) رها کردن؛ و ۴) محافظت کردن هستند. افعالی که به زیبایی در گفتار نمایانند و ماندگار. قدرشان را بدانیم.

 

برگرفته از فرهنگ «اصطلاحات، کنایات و مثل‌های گراش» از محمد حسن روستایی

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵