هفتبرکه: ششمین شب از هفتهی «اتفاق هنری گراش»، شامگاه پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، به برگزاری یک شب شعر به همت انجمن شعر چشمه گراش در سالن اجتماعات آبشار اندیشه اختصاص داشت. همزمان با این برنامه، دو نمایشگاه هنری نیز در گراش برپا بود: نمایشگاه خوشنویسی، طراحی و نقاشی در گالری اُ و سوگواره عکس عاشورایی در خانه تاریخی محسنزاده.
شب زبان مادری
در این شب شعر، همهی شاعرها به زبان مادری و گراشی شعر خواندند و از زبان و خاطره گفتند. شعر در این شب کودک، نوجوان و بزرگسال را کنار هم نشاند و دقایقی فارغ از سن و سال، همگی لذت بردند.
ابوالفضل حسینیفرد، قاری نوجوان گراشی، که بسیاری او را با صدای رسایش در مراسمهای مختلف میشناسند، آغازگر شبی بود که قرار بود زبان گراشی، شعر و خاطرههای گراش قدیم را دوباره به میان جمع بیاورد. پس از آن سرود ملی پخش شد و احمدرضا خودکامه اجرای برنامه را بر عهده گرفت. او با همراهی موسیقی بیکلام و شعری برای سلام و خوشامدگویی، نخستین بخش شعرخوانی را آغاز کرد.
فتحی: پیشینهی شعر در گراش به عصر صفوی برمیگردد
در ادامه، سجاد فتحی، رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گراش، به روی صحنه دعوت شد. او با اشاره به پیشینهی فرهنگی گراش، از نقش شاعران در فرهنگ و شعر گراش یاد کرد و گفت: «جا دارد در این شب مروری بر پیشینهی شعر در گراش داشته باشم، جایی که در عصر صفویه، باقر فداغی، شاعر دوبیتیسرای اهل فداغ، زندگی میکردند. بعد از آن در قرن ۱۳ ما یک بانوی شاعر داشتیم، دختر کدخدای فداغ به نام صنعت فداغی. در شهر و فرهنگ گراش شعر بیشتر به صورت لغت وجود داشته است، ولی چیزی که به اسم و رسم مانده است در خاندان اقتداریها است، حاج رستم اقتداری و شیدای گراشی دو تن از آنها هستند.»
او ادامه داد: «سابقهی تأسیس انجمنهای ادبی برمیگردد به سال ۱۳۷۶ به همت محمدجواد راهپیما، مصطفی کارگر، محمد خواجهپور، و دیگر دوستان که انجمن شاعران و نویسندگان شکل میگیرد و از سال ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۹۷، ۹۹۹ جلسهی ادبی برگزار میکنند. برخی از آثار ادبی که ما امروز میبینیم و منتشر میشود؛ مثل کتاب «ساراخ» دکتر رحمانیان، «جنگ دلقکها» به ترجمه خانم بهادر و کتابی که خانم کشوری اخیرا تألیف کردند، خروجی آن انجمن است. این انجمن در سال ۹۷ با برگزاری یک پرسه به کار خودش پایان میدهد و در همان سال انجمن شعر چشمه با مدیریت مصطفی کارگر فعالیت ادبی را آغاز میکند. چندین سال آقای کارگر دبیر انجمن بودند و در ادامه خانم بهمنی مدت کوتاهی دبیری انجمن را داشتند. بعد نیز خانم سیاح و هم اکنون در خدمت خانم مریم قاسمیزادگان با عنوان دبیر انجمن هستیم.»
فتحی در پایان گفت: «انجمن شعر چشمه به صورت منظم برنامههای ادبی خودش را برگزار میکند. ما تقریبا سالی نیست که برنامهی استانی نداشته باشیم، از جشنوارهی شعر سلامت گرفته تا شب شعرهایی که به فراخور موضوعات تقویم آن برنامه داریم. به لطف حضور این انجمن است که کماکان گعدهی شعری در گراش فعال و پویا است.»
شعرخوانی شعرا در شب ششم
هادی نیکخو، شاعر جوان گراشی، نخستین شعر خود را به زبان گراشی خواند؛ شعری که روایتگر زندگی یک پسر جوان در حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ سال پیش بود. در این شعر، داستان عاشق شدن جوان و تغییر زندگی او پس از دیدن دختر مورد علاقهاش روایت میشد.
فوزیه ثابت نیز بعد از هادی نیکخو دعوت شد و در آغاز شعرخوانی خود از جای خالی شب شعر گراشی گفت. او معتقد بود شاید یکی از دلایلی که امروز کمتر گراشی حرف میزنیم، همین فاصله گرفتن از شعر و زبان مادری باشد. ثابت شعری از انجمن شعر سالهای گذشته را با ردیف «تیتر» خواند؛ شعری که یاد و خاطرهی گذشته را با شعرش زنده کرد و همراهی میانسالان حاضر در سالن را به دنبال داشت. او در شعری دیگر از سفر رفتن همسر، دوری و غربت گفت؛ شعری که شکایت از دوری و دلتنگی را به زبان گراشی روایت میکرد.
محمدحسن روستایی، شاعر و نویسنده گراشی، یکی دیگر از مهمانان این بخش بود. روستایی نویسندهی کتاب معروف «بازیهای بومی محلی گراش» است و این میراث را برای گراشیها به یادگار گذاشته است. روستایی در توضیح یکی از کتابهایی که به تازگی نوشته است و در آینده رونمایی خواهد شد، گفت: «کتابی که به تازگی نوشتم و استادم صادق رحمانی دارند زحمت چاپ آن را میکشند، مربوط است به فرهنگ کنایات و مثلهای گراشی و به زودی رونمایی خواهد شد.» شعری که روستایی در این محفل خواند، پر از واژههایی بود که در گذشته در گویش گراشی کاربرد داشته اما امروز بخشی از آنها به فراموشی سپرده شدهاند. موضوع این شعر بهار و نوبرانههای این فصل بود. روستایی شعر دیگری نیز با نام «چلپسین» خواند.
علی سپهر، شاعر آیینی گراش، بدون مقدمه شعر خود را آغاز کرد؛ شعری دربارهی یاد و خاطرهی روزهای گذشته و دوران عاشقی. سپهر که در کنار شعر، سابقهی نوحهخوانی نیز دارد و یکی از چهرههای قدیمی جریان شعر گفتن در گراش است.
راضیه سیاح، شاعر جوان و دبیر پیشین انجمن شعر چشمه، سه دوبیتی به زبان گراشی خواند. دوبیتی اول در تمجید زبان گراش، دوبیتی دوم برای کسانی که دوستشان دارید و دو دوبیتی آخر هم دربارهی گذشت سریع عمر بود.
در میانهی برنامه، فاطمه ابراهیمی اجرای برنامه را بر عهده گرفت و الیسا راستی را به روی صحنه دعوت کرد. الیسا با زبان شیرین و لباس محلی گراشی، از در سالن اجتماعات آبسار اندیشه وارد شد و با طی کردن مسیر و رفتن به روی سن، شعرهایی از علی سپهر را اجرا کرد. او در پایان از حاضران خواست با دست زدن همراه شعرش شوند. الیسا با حرکات دست و بدن، اجرای شعر را از یک شعرخوانی ساده فراتر برد و برای دقایقی سالن در سکوت به اجرای او گوش دادند. صدای دستها در پایان اجرای الیسا نشان از لذت بردن حاضران از اجرای او بود. محمد تمیز، استاد خوشنویسی، با اهدای یک دسته گل به الیسا و گرفتن عکس یادگاری، او را به پایین سن بدرقه کرد.
خاطرهگویی چهار شاعر
بعد از آن، فاطمه ابراهیمی از چهار چهرهی شعر گراش، دو پیشکسوت و دو نوشاعر؛ اسدالله هرمی، مصطفی کارگر، راضیه سیاح و هادی نیکخو دعوت کرد که در گفتگویی کوتاه، از تجربهی شعر گفتن و خاطراتشان بگویند. ابراهیمی از آنها خواست خاطرهای تعریف کنند که بتواند خندهای روی لب حاضران بنشاند. اسدالله هرمی و مصطفی کارگر هر کدام خاطراتی از سالهای گذشته تعریف کردند و واکنش حاضران نشان داد که خاطرههای قدیمی هنوز میتواند فاصلهی میان نسلها را کم کند.
در ادامه، راضیه سیاح دربارهی تجربهی شعر گفتن و احساساتی که پشت شعر قرار دارد صحبت کرد و در پایان، بیتی در یاد امام حسین(ع) که خودش آن را سروده بود، خواند. هادی نیکخو نیز در پاسخ به پرسش ابراهیمی دربارهی زمانهایی که بیشتر شعر میگوید، گفت شعری که زمانی شاعر غمگینتر است مینویسد شعر قویتر و تأثیرگذارتر است. او معتقد است شعر باید از درون شاعر جوشش کند. در پایان این بخش، از این چهار شاعر با اهدای لوح سپاس تقدیر شد.
از عاشقانه تا طنز، مضمون اشعار گراشی
با پایان اجرای فاطمه ابراهیمی، احمدرضا خودکامه دوباره اجرای برنامه را بر عهده گرفت و بخش دوم شعرخوانی آغاز شد.
مصطفی خورشیدی، از شاعران محلیسرای گراش، با شعری به زبان گراشی از زمانه و گذر روزگار گفت و در شعری دیگر از پدر و سپس از مادر و حضور قدرتمند او در زندگی گفت. شعرهای عاشقانه نیز بخش دیگری از اجرای او بود. شعر آخر او به روزهای قدیم گراش اختصاص داشت و نام و نشانی از شخصیتهایی را در خود جای داده بود که بسیاری از آنها امروز دیگر در میان مردم گراش نیستند.
فاطمه خاکینهاد، از نوشاعران گراش، نیز در قالبهای غزل-مثنوی و رباعی به زبان گراشی شعر خواند. موضوع شعرهای او یاد گذشته و گراش قدیم بود. او در پایان با اشاره به فاصلهی سنی خود با آن روزها گفت که سنش به گذشته قد نمیدهد و آنچه را از آن روزها میداند، از بزرگترها شنیده است. او شعر دیگری در قالب دوبیتی خواند که رنگ و بوی عاشقانه داشت.
اسدالله هرمی برای دومین بار به روی صحنه آمد و دو شعر عاشقانه به زبان گراشی خواند. شعر دوم با ترجیعبند «اِسکه چُونِ تِه نابه» همراه بود و ترکیب شعر و طنز در آن، فضای متفاوتی برای حاضران ایجاد کرد.
راضیه اسلامی که در شب داستان و روایت از رویداد یک هفتهای اتفاق هنری نیز با یک داستان طنز گراشی حاضران را به وجد آورده بود، بار دیگر به روی سن آمد تا این بار شعرخوانی کند. او شعری عاشقانه و یک دوبیتی خواند و در بخشی طنزآمیز به یکی از مسائل آشنای گراش یعنی موتورسواری پسرهای نوجوان پرداخت.
محمود حسنی شعرخوانی خود را با گلایه از مادرانی آغاز کرد که با فرزندانشان فارسی صحبت میکنند. او شعری با عنوان «دورهیِ تیتر» خواند که بار دیگر به یاد و خاطرهی روزهای گذشته در گراش اختصاص داشت و در ادامه دربارهی آخرین کار خود توضیح داد که با همکاری حسن حسینی و امیرمحمد تمیز به صورت تصویری با هوش مصنوعی آماده شده و در روزهای آینده در فضای مجازی منتشر خواهد شد.
مصطفی کارگر نیز چند دوبیتی به زبان گراشی خواند. همراهی موسیقی بیکلام با شعرخوانی او، برای دقایقی فضای سالن را آرام کرد و حاضران را با خود به دنیای شعر برد. کارگر گفت که شب شعر بعدی در گراش ایام میلاد حضرت فاطمه(س) با حضور ناصر فیض، شاعر معروف و طناز کشور، برگزار میشود.
بخش دوم شعرخوانی این شب با شعرخوانی صادق رحمانی به پایان رسید. او هم مثل دیگر شاعرانی که به روی سن آمدند شعری به زبان گراشی خواند.
قاسمیزادگان: شعر بخشی از حافظه و فرهنگ یک جامعه است
مریم قاسمزادگان، دبیر انجمن شعر چشمه، آخرین شعر این شب را خواند و دقایقی دربارهی فعالیتهای انجمن شعر چشمه صحبت کرد. او درباره وجود انجمن و چرایی وجود انجمن در شهر گفت: «انجمن شعر چشمه از سال ۱۳۹۷ با یک جمع پنجنفره آغاز به کار کرد، برای اینکه علاقهمندان به شعر دور هم جمع شوند و شعر بخوانند و بشنوند. در این سالها انجمن روزهای مختلفی را پشت سر گذاشته است، از جلسات هفتگی و ماهانه گرفته تا نشستهای تخصصی، برنامههای مناسبتی و فعالیتهای مجازی دوران کرونا.»
او در ادامه گفت: «اما چرا یک شهر به انجمن شعر نیاز دارد؟ چون شعر فقط هنر کنار هم قرار دادن واژهها نیست، بخشی از حافظه و فرهنگ یک جامعه است. چیزی که مردم یک زمانه حس کردهاند و زیستن را ثبت میکند و به بعد از خودش میرساند. این کار برای گراش یک اهمیت مصاعف دارد و آن هم حفظ زبان ماست. زبان ما فقط چند واژهی متفاوت با زبان فارسی نیست بلکه بخشی از ریشه و هویت فرهنگی این شهر است، اگر واژهها و روایتهای این زبان ثبت نشود، ممکن است بخشی از آن از زندگیهایمان حذف شوند. شاید یکی از وظایف انجمن شعر چشمهی گراش همین باشد، اینکه در کنار شعر فارسی، به شعر گراشی توجه بیشتری کنیم، شاعران و استعدادهای تازه را معرفی کنیم و سهم خودمان را در ثبت و ماندگار کردن زبان شهرمان ادا کنیم.»
بدین ترتیب، این شب، بیش از آنکه فقط مجموعهای از شعرخوانیها باشد، تلاشی برای شنیدن دوبارهی زبانی بود که بخش مهمی از خاطرات و روایتهای گراش را با خود حمل میکند.
اتفاق هنری گراش امشب ساعت ۱۹:۳۰ در سینما فرهنگ گراش به ایستگاه پایانی میرسد.















