هفتبرکه: کتاب «بومشهر گراش، رهیافتهایی برای تبدیل گراش به بومشهر» تالیف مهندس سلمان مهرابی و دکتر نوید سعیدی رضوانی، از سوی انتشارات باغ هستی در ۱۴۸ صفحه، به قیمت ۳۶۰ هزار تومان، در تابستان ۱۴۰۴ منتشر شده است.
به گزارش هفتبرکه، مهندس سلمان مهرابی که مقطع کارشناسی ارشد طراحی و برنامهریزی شهری و منطقهای را در دانشگاه آزاد اسلامی قزوین گذرانده، کتاب «بومشهر گراش» را بر اساس پایاننامهی دورهی ارشد و با همراهی استاد راهنمایش دکتر نوید سعیدی رضوانی، استادیار گروه شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین، نوشته و منتشر کرده است. مهرابی اکنون دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری است. پیش از این مولفان مقالهی «تدوین راهبردهای بومشهر با تاکید بر پتانسیلهای محیطی و اجتماعی (مطالعه موردی شهر گراش)» که از این پایاننامه استخراج کرده بودند را در فصلنامهی چشمانداز شهرهای آینده در بهمنماه ۱۴۰۳ منتشر کردهاند. مرور و معرفی این مقاله نیز در هفتبرکه منتشر شد و میتوانید از اینجا بخوانید.
چرا تبدیل گراش به بومشهر ضروری است؟
کتاب «بومشهر گراش، رهیافتهایی برای تبدیل گراش به بومشهر» از جمله مطالعات کاربردی در زمینهی بومشناسی شهری است که از شاخههای نوین جغرافیا و علوم انسانی در رابطه با توسعه در عصر حاضر به شمار میرود. لزوم ایجاد توسعهی پایدار در شهرها و ایجاد ارتباط متوازن بین محیط شهری و جغرافیایی برای دسترسی همهی شهروندان به زیست مطلوب، رویکردی است که امروزه در زمینهی بومشناسی شهری مورد توجه صاحبنظران علوم شهری قرار گرفته است. توسعهی پایدار به معنای بهرهگیری نسلهای حاضر از منابع و همزمان حفظ آن برای نسلهای آینده است. رویکرد بومشهری پیوند متوازن بین محیط زندگی انسان و محیط زیست با تکیه بر فناوریهای نوین، استفاده از منابع تجدیدپذیر و توجه به ویژگیهای اقلیمی یک منطقه و بهرهگیری از ظرفیتهای بومی برای زیست بهتر شهروندان است.
در این کتاب مولفان شهر گراش را به عنوان مطالعهی موردی برای ایجاد یک بومشهر در منطقهی جنوب مورد بررسی قرار دادهاند. در سخن آغازین به قلم مولفان در مورد ضرورت این تحقیق میخوانیم: «اثر حاضر نه زاییده یک الزام دانشگاهی است و نه برخاسته از ضرورتی صرفا پژوهشی، بلکه تلاشی آگاهانه و هدفمند برای پاسخگویی به دغدغهای ریشهدار است […] پرداختن به رویکرد بومشهر، نه فقط به حفاظت از محیط زیست میپردازد، بلکه پیوندی میان فضا، فرهنگ، حکمرانی، عدالت فضایی و مشارکت مردمی برقرار میسازد. بومشهر صرفا مدلی کالبدی نیست، بلکه نگاهی جامع به ساخت اجتماعی و طبیعی یک شهر است که با تکیه بر ظرفیتهای محلی، مسیر پایداری را با هویتی مستقل و ریشهدار دنبال میکند. گراش با همه چالشهای نهادی، ضعف زیرساختی، فشار مهاجرت و تهدیدهای زیست محیطی، هنوز هم توان آن را دارد که به الگویی از این نگاه بدل شود.»
در مقدمهی کتاب نیز مهرابی و سعیدی رضوانی بر اهمیت مشارکت شهروندان تاکید دارند و نوشتهاند: «تاکید ویژهی این اثر بر مشارکت شهروندان است؛ زیرا توسعه پایدار بدون همراهی جامعه محلی ممکن نیست. گراشیها، با هویت فرهنگی و آگاهی اجتماعی خود، میتوانند نقشی کلیدی در این تحول ایفا کنند.» (۱۶)
چهار فصل کتاب: از تعریف مفاهیم تا چشمانداز آیندهی گراش در تبدیل به بومشهر
کتاب حاضر از چهار فصل تشکیل شده است. در فصل نخست، مفهوم بومشهر و اصول آن معرفی و نمونههای موفقی از آن در سطح جهان مرور شده است. در صفحهی ۱۸ این کتاب، مولفان تعریفی از ریچارد رجستر، که نخستین بار مفهوم بومشهر را مطرح کرد، آوردهاند: «بومشهر، شهری است که در تعامل با طبیعت عمل میکند، منابع را به صورت پایدار مدیریت میکند و فضایی برای تعاملات اجتماعی و اقتصادی عادلانه ایجاد مینماید.» به نوشتهی کتاب، تاریخچهی بومشهر به جنبشهای زیست محیطی دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی برمیگردد و اولین کنفرانس جهانی اکوسیتی در سال ۱۹۹۰ در برکلی کالیفرنیا این مفهوم را رسمیت بخشید. مولفان سپس ویژگیهای بومشهر را از منظر زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی و کالبدی و مدیریتی بررسی کردهاند. از منظر زیست محیطی، همزیستی با طبیعت و کاهش ردپای اکولوژیکی در شهرها و استفادهی بهینه ار منابع تجدیدپذیر، از بُعد اجتماعی و اقتصادی، ارتقای کیفیت زندگی، تقویت انسجام اجتماعی و توسعهی پایدار اقتصادی و از جنبهی کالبدی و مدیریتی، طراحی ساختمانها با الهام از طبیعت، ایجاد شبکههای سبز و آبی، توسعهی سیستمهای حمل و نقل پایدار، تدوین سیاستهای حمایتکننده از طبیعت، مشارکت شهروندان و همکاری بین بخشی برجسته شده است.
نویسندگان پس از مرور اصول رویکرد بومشهری، چند نمونهی موفق از بومشهر را در جهان معرفی کردهاند که شامل کپنهاگ دانمارک، فرایبورگ آلمان، کوریتیبا برزیل، سنگاپور و ونکوور کانادا است. در بخشی از این فصل، دربارهی موفقیتآمیز اجرای طرحهای بومشهری در فرایبورگ آلمان، مولفان به نقش کلیدی آموزش به نسلهای جوان نوشتهاند: «فرایبورگ به برنامههای زیست محیطی توجه ویژهای دارد و با گنجاندن موضوعات زیست محیطی در آموزش عمومی، نسل جدیدی از شهروندان آگاه و مسئولیتپذیر را پرورش داده است.» (۳۹)
در فصل دوم کتاب، ظرفیتهای محیطی و اجتماعی شهر گراش در مسیر بومشهر بررسی شده است. نویسندگان پس از معرفی شهر گراش و تاریخچهی کوتاهی از آن، روند توسعه شهر در ادوار گذشته و ظرفیتهای گردشگری و مشخصات جمعیتی آن را نیز معرفی کردهاند. در بخش پایانی این فصل، دربارهی ویژگیهای شهر گراش که پتانسیل تبدیل آن را به بومشهر فراهم میکند، میخوانیم: «گراش با توجه به پیشینهی تاریخی، شرایط اقلیمی خاص، و راهکارهای سنتی سازگاری با محیط، پتانسیل قابل توجهی برای تبدیل شدن به یک بومشهر الگو در مناطق گرم و خشک دارد. طراحی بومشهر گراش میتواند با تلفیق دانش بومی و فناوریهای نوین، راهکارهای پایداری را برای مقابله با چالشهای زیست محیطی ارائه دهد و الگویی برای توسعه پایدار در مناطق مشابه باشد.» (۷۷)
فصل سوم، کلیدیترین فصل کتاب است که به تجزیه و تحلیل جامع ظرفیتهای گراش و بیان راهبردها برای تبدیل آن به یک بومشهر میپردازد. در این فصل، روش اصلی تحقیقی این کتاب که میدانی و تلفیق آن با روشهای علمی گردآوری اطلاعات از طریق توزیع پرسشنامه است به تفصیل آورده شده است. نویسندگان تعداد ۳۸۰ پرسشنامه بین شهروندان و تعداد ۳۰ پرسشنامه را در بین متخصصان توزیع کردهاند که نتایج آن جالب توجه است.
در پرسشنامهی شهروندان و در بخش ارزیابی مولفه آگاهی و اطلاعات، ارزیابی کیفی خوب، نشان میدهد که از دیدگاه شهروندان، بومشهرها به حفظ محیط زیست کمک میکنند، آنها دربارهی مزایای استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر اطلاعات کافی دارند، و معتقدند که بومشهرها به کاهش آلودگی هوا کمک میکنند. همچنین در مولفهی نگرش و نگرانیهای شهروندان، گزینههای ضرورت اجرای بومشهر در گراش، حمایت از پروژههای توسعهی فضای سبز در گراش و تاثیر بومشهر در بهبود کیفیت زندگی، با ارزیابی کیفی خوب جمعبندی شده است. به نظر میرسد، مولفهی مشارکت و حمایت از طرحهای بومشهر در بین شهروندان نیازمند آگاهیبخشی بیشتر است چرا که تمایل شهروندان به مشارکت فردی در طرحهای بومشهری و برنامههای آموزشی متوسط ارزیابی شده است و شهروندان وظیفهی این بخش را به دوش شهرداری به عنوان نهاد مدیریت شهری میدانند. در مولفهی مزایا و چالشهای طرحهای بومشهری و ضرورت اجرای آنها در شهر گراش نیز آگاهی شهروندان خوب ارزیابی شده است.
در بخش «تحلیل آگاهی و دانش شهروندان» محققان این کتاب بر اساس نتایج پاسخنامههای بین شهروندان به این نتیجه رسیدهاند که: «بررسی نتایج نشان میدهد که در کل زمینههای مختلف مرتبط با مفهوم بومشهر در این شهر در وضعیت نسبتا مطلوبی قرار دارد. در حوزهی آگاهی و اطلاعات مشخص شد که شهروندان به خوبی از نقش بومشهر در حفظ محیط زیست، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر و کاهش آلودگی هوا آگاه هستند.» (۱۱۴)
فصل چهارم، چشمانداز آینده گراش را بررسی و نتیجهگیری کرده است. در این فصل مولفان بر این نکته تاکید دارند که «چشمانداز مطلوب شهر گراش باید همراستا با شاخصهای جهانی توسعه پایدار، ولی مبتنی بر بوممندی محلی و هویت فرهنگی-تاریخی این شهر تعریف شود.» (۱۲۰) نویسندگان همچنین برای تحقق این چشمانداز چند نکتهی کلیدی را مطرح کردهاند از جمله «حفظ و احیای منابع طبیعی مانند آب، خاک و هوا با استفاده از فناوریهای سازگار با محیط زیست، تقویت اقتصاد محلی از طریق توسعه مشاغل سبز و پایدار که وابستگی به منابع خارجی را کاهش میدهد، ارتقای کیفیت سکونت شهری با طراحی فضاهای عمومی در راستای پاسخگویی به نیازهای اجتماعی و فرهنگی، ایجاد نظام مدیریتی و مشارکتی شفاف. سپس اهداف کوتاهمدت (۱ تا ۳ سال)، میانمدت (۳ تا ۷ سال) و بلندمدت (۷ تا ۱۵ سال) برای ایجاد پروژههای بومشهر در گراش تعریف شده است.
راهکارهایی برای تبدیل گراش به بومشهر
پروژههای نمونهای چون «احیای قنوات، ایجاد باغهای شهری محلهای، توسعه مسیرهای پیادهروی سایهدار و استفاده از انرژیهای خورشیدی در مقیاس عملی» (۱۳۶) پیشنهادات عملی محققان این کتاب به عنوان گامهای اولیه در آغاز برنامهی تبدیل گراش به بومشهر موفق است.
از دیدگاه مهرابی و سعیدی رضوانی، برخی از اقدامات کوتاهمدت شامل ارتقا مشارکت اجتماعی از طریق برگزاری دورههای آموزشی، حفظ و نگهداری نخلستانهای گراش، نصب پنلهای خورشیدی روی ساختمانهای عمومی، و اصلاح شبکه پیادهروها و آغاز مسیرهای دوچرخهسواری ایمن به ویژه در خیابانهای پرتردد مانند خیابان امام است. (۱۳۷) برخی اقدامات عملی در بازهی زمانی میانمدت نیز شامل استقرار سیستمهای هوشمند برای مدیریت ترافیک، نور، آبیاری فضای سبز و پایش کیفیت هوا، ساخت ساختمانهای عمومی با استفاده از مصالح بازیافتی و سازگار با اقلیم است. (۱۳۸)
محققان کتاب معتقدند مهمترین نکته در بازهی زمانی بلندمدت، «تدوین سند چشمانداز بیستساله توسعهی پایدار شهری برای گراش است با شعارهایی مبتنی بر هویت مانند «شهر نیکوکاری و معماری سنتی» (۱۳۸)
در بخشی از فصل پایانی، نویسندگان بر درازمدت بودن اجرای بومشهر در گراش تاکید دارند و نوشتهاند: «نکتهی مهم آن است که تبدیل گراش به بومشهر، یک نقطهی پایان ندارد. بلکه فرایندی تدریجی، پویا و یادگیرنده است که باید طی سالها، با ارزیابی مستمر، بازخورد دقیق، مشارکت بین بخشی و شفافیت نهادی ادامه یابد. در این میان نقش نخبگان محلی، شوراهای شهری، دانشگاهها، هنرمندان و حتی اصناف و گروههای مذهبی در ایجاد گفتمان عمومی پیرامون آینده پایدار، بسیار تعیینکننده خواهد بود. بدون ایجاد این همگرایی فرهنگی و نهادی، حتی بهترین طرحها نیز به سرانجام مطلوب نخواهد رسید.» (۱۳۷)
توسعهی شهر گراش و امکان تبدیل آن به بومشهر با تکیه بر ظرفیتهای بومی و مشارکت شهروندان و با محوریت قرار دادن ویژگیهای اقلیمی برای حفظ محیط زیست، پیش از این نیز موضوع یادداشت دکتر نوید سعیدی رضوانی، استادیار گروه شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین و از نویسندگان کتاب حاضر در سفرش به گراش بود که میتوانید از اینجا بخوانید.



