هفت‌برکه ــ مبینا پزشک: قبل از کرونا هم وسواس بود، اما زمان‌هایی مانند کرونا و یا جنگ باعث می‌شود که افراد در وسواس تشدید کنند؛ یک بیماری که شرایط زندگی را برای یک نفر و اطرافیان او تا مرز جهنم شدن می‌برد.

دکتر ایلناز دهقانیان متخصص اعصاب و روان؛ فلوشیپ فوق‌تخصصی طب روان ـــ جنسی است او  وسواس را این‌گونه برای ما توضیح می‌دهد: «اختلال وسواس فکری ـــ جبری از جمله اختلالات بسیار آزاردهنده هم برای فرد و هم برای اطرافیان اوست. در بیماری وسواس، تعادل برخی حامل‌های شیمیایی مغز به هم می‌خورد و باعث می‌شود فرد دچار افکار تکرارشونده و انجام تکراری یک سری کارها شود! گویی ذهن گیر کرده است و یا مغز دکمه تکرار را می‌زند.»

این متخصص اعصاب و روان افزود: «وسواس گاهی با تمیز بودن یا مرتب بودن اشتباه گرفته می‌شود؛ یادتان باشد که تمیز و مرتب بودن لذت‌بخش است، اما افکار و اعمال وسواسی باعث زجر فرد و کاهش عملکرد اجتماعی شده و به روابط بین فردی آسیب می‌زند.»

وسواس فکری‌ ـــ‌ عملی یک اختلال روانی است که پزشکان به آن (OCD) می‌گویند. وسواس کلمه‌ای است که برای افراد درگیر با این بیماری نام یک سبک زندگی پر از قانون، اضطراب و شست‌وشوی بی‌پایان است. افرادی که با این وسواس درگیر هستند، در دنیایی زندگی می‌کنند که از نظر خودشان هر لحظه ممکن است به چیزی آلوده شوند؛ یک دستگیره در، یک لباس کثیف، یا حتی یک فکر ناخواسته می‌تواند ماشه‌ی اضطراب شدید را بکشد.

نکته‌ی دردناک اینجاست که این وسواس، نه تنها خود فرد را عذاب می‌دهد و او را مجبور به ساعت‌ها شستشو، ضدعفونی و کنترل می‌کند؛ بلکه اطرافیان، همسر، فرزندان و خانواده فرد نیز ناخواسته وارد این بازی بی‌پایان اضطراب و قوانین سخت‌گیرانه می‌شوند! در واقع، وسواس هم موجب عذاب فرد می‌شود و هم دیگرانی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم با او در ارتباط هستند.

Vasvas2

تشدید وسواس پس از کرونا

در روزهایی که ترس از ویروس کرونا، تمام جهان را در بر گرفته بود، نگرانی سارا به وسواسی شدید تبدیل شد. او که پیش‌تر فردی منظم بود اما در پاکیزگی وسواس داشت؛ با شیوع این ویروس به شست‌وشوی مکرر و رعایت افراطی نکات بهداشتی روی آورد؛ رفتاری که آرامش خانه‌اش را برهم زد و زندگی‌اش را به چرخه‌ای بی‌پایان از اضطراب و آرامش‌های کوتاه‌مدت کشاند.

یادم هست دقیقاً از همان اوایل شیوع ویروس کرونا بود که حال و هوای سارا یکی از دوستان خانوادگی‌مان عوض شد. انگار دکمه وسواس دو برابر در مغزش روشن شده بود! قبل از آن هم آدم نسبتاً تمیزی بود، ولی این حساسیت جدید واقعاً فرق داشت، انگار دیگر هیچ‌جای دنیا برایش پاکیزه نبود.

اولش با احتیاط شروع شد؛ شستن دست‌ها بعد از هر بار بیرون رفتن. اما کم‌کم این کار تبدیل به یک عادت اجباری شد که باید هر چند دقیقه تکرار می‌شد؛ جالب اینجاست که او حتی در داخل خانه هم به خود رحم نمی‌کرد! مرتب می‌گفت که میکروب‌ها در خانه هم حضور دارند. با اینکه ما می‌گفتیم کسی در خانه‌شان مریض نیست و همسر و فرزندانش همه جوانب احتیاط را رعایت می‌کنند، فایده نداشت؛ او به این باور چسبیده بود که هوا هم آلوده است.

شدیدترین قسمت وسواس و حساس بودنش همان موقع بود که متوجه شدم او حتی شب‌ها موقع خواب هم از ماسک استفاده می‌کند. هر بار که لباس‌هایش را عوض می‌کرد یا دستش را می‌شست، یک جور تسکین موقت پیدا می‌کرد و بعد دوباره اضطرابش اوج می‌گرفت و باید دوباره دست‌هایش را می‌شست! اما به نظر می‌آمد که این زن، ترس از ویروس را بهانه‌ای پیدا کرده بود تا روی تمام نگرانی‌های کنترل‌نشده‌اش سرپوش بگذارد؛ این رفتارهای وسواسی فقط به شستن مکرر و ماسک زدن در همه حال ختم نشد.

زمانی که شب‌ها همسرش به خانه می‌آمد، تمام لباس‌های مرد خانه را درون کیسه‌ای قرار می‌داد تا بعداً لباس‌ها را دو بار با مواد ضدعفونی‌کننده بشوید، بعد هم او را به حمام می‌فرستاد و تا زمانی که دوش نگرفته بود اجازه ورود به فضاهای داخلی خانه را نداشت! زن بعد از حمام هم باید دست‌های همسرش را ضدعفونی می‌کرد تا آن مرد اجازه ورود به خانه را داشته باشد.

ترس از نجس شدن؛ فشاری روی دوش دختر

مورد دیگری که دیده‌ام کمی نگران‌کننده بود و نشان می‌داد که چگونه وسواسِ یکی از والدین، زندگی فرزندان را مختل می‌کند. سکینه مادری بود که وسواس زیادی داشت؛ او فکر می‌کرد که دخترش در سرویس بهداشتی مدرسه نجس می‌شود. این ترسِ مادر به دخترش هم منتقل شده بود! فرزندش در مدرسه آب نمی‌خورد تا نیاز به استفاده از سرویس بهداشتی نداشته باشد و اگر هم مجبور به استفاده می‌شد، با اضطراب به خانه برمی‌گشت. واکنش مادرش در آن زمان نه تنها دعوا کردن او بود؛ بلکه بلافاصله مانتو و شلوار مدرسه‌اش را با غُرغرهای مداوم می‌شست.

چار تا پاکت مِزبَر دارش؟

گاهی شدت وسواس به حدی می‌رسد که فرد حتی در محیط‌های عادی و میان اطرافیان احساس آلودگی و ناپاکی می‌کند! ماجرای این زن نشان می‌دهد چگونه وسواس می‌تواند روابط اجتماعی و رفتارهای روزمره را تحت تأثیر قرار دهد.

روزی رقیه خانم به منزل یکی از اقوام دورمان رفته بود. زمانی که از آن خانم خواسته شد تا به داخل حیاط بیاید و ایستادن جلوی درب مناسب نیست، خانم گفت: «چار تا پاکت مزبر دارش؟!» صاحب‌خانه به آشپزخانه رفت و با پلاستیک‌های خواسته‌شده برگشت. آن زن با دقت دست‌هایش را داخل دو پلاستیک گذاشت و سپس پاهایش را در پلاستیک‌های باقی‌مانده جای داد بعد به داخل خانه آمد؛ زمانی که اذان ظهر را گفتند، زن گفت: «این نزدیکی مسجدی هست که بروم و نماز بخوانم؟ ببخشید که در خانه شما نماز نمی‌خوانم چون بچه کوچک دارید خانه‌‌اتان نجس است.»

با جوراب نو و روفرشی وارد خانه شوید

وسواس‌های مربوط به پاکیزگی و نظم، اغلب با هزینه‌های اضافی مانند خرید دائمی مواد شوینده و… همراه می‌شود. اما وقتی این وسواس‌ها به قلمرو مهمان‌نوازی راه پیدا می‌کنند، تبعات آن از مسائل مالی فراتر رفته و مستقیماً بر روابط اجتماعی تأثیر می‌گذارد! رفتارهای غیرمنتظره میزبان، که ریشه در اضطراب‌های درونی او دارد، می‌تواند به آسانی مهمان را در موقعیت ناخوشایند و ناراحت‌کننده‌‌ای قرار دهد.

در یکی از بعد از ظهرهای زمستانی، مادر و دختری به خانه یکی از دوستان قدیمی‌شان که مدت زیادی بود او را ندیده بودند، رفتند؛ اما در همان لحظه ورود با برخوردی غیرمنتظره روبه‌رو شدند. صاحب‌خانه از مادر و دختر خواست که کفش‌هایشان را در بیاورند و بعد وارد حیاط خانه شوند؛ بعد از آن هم دو جفت جوراب تمیز و نو که مشخص بود استفاده نشده است را برای آن دو آورد و گفت اول این جوراب‌ها را بپوشید و بعد روفرشی پوشیده و به داخل خانه بیایید! چند ساعتی گذشت و مادر و دختر دیدند که آن زن برای پذیرایی از مهمانان بشقاب را هم با دستمال کاغذی در دست گرفته و آن را به نزد میهمانان می‌آورد. حتی صاحب‌خانه اجازه نمی‌داد که مادر و دختر، بشقاب‌هایی که خودشان در آن میوه خورده بودند را بشویند، چون زن گفته بود هر کسی که ظرف بشوید، خیال می‌کند که آن ظرف تمیز شسته نشده و باز آن را می‌شست.

خانم همسایه‌‌امان کوچه را هم جارو می‌زند

وسواس گاهی از مرزهای دیوار خانه فراتر می‌رود و تبدیل به یک دغدغه عمومی می‌شود. در این حالت، فرد نه تنها بر محیط داخلی خانه، بلکه بر کوچه و جوی‌ آب کوچه نیز متمرکز شده و مرتباً مشغول نظافت فضایی می‌شود که اساساً وظیفه‌ی او نیست.

یکی از دوستانم برایم تعریف می‌کرد که در همسایگی‌شان خانمی به‌نام زبیده زندگی می‌کند که مدام در حال جارو کردن کوچه و جمع کردن زباله‌ها از جوب‌های نزدیک خانه‌اش است. دوستم می‌گفت که حتی شست‌وشوی لباس‌های این خانم هم با اسراف همراه است؛ همیشه کف‌های زیاد صابون از خانه‌اش جاری شده و حتی بندهای لباس را چندین‌بار با آب شست‌شو می‌دهد و بعد لباس‌ها را به روی بند پهن می‌کند به طوری که لباس با دیوار هم تماسی نداشته باشد! همیشه هم قبض آب خانه‌اش زیاد می‌‌آید؛ دوستم ادامه داد، زمانی که همسایه‌مان دست‌هایش را می‌شوید آن را با حوله خشک نمی‌کند و منتظر می‌ماند تا خودش خشک شود.

وسواس باید درمان شود

دکتر دهقانیان توصیه‌ای به افراد گرفتار وسواس دارد، او می‌گوید: «لازم است این بیماری به محض تشخیص درمان شود. چرا که درمان باعث می‌شود شدت بیماری کمتر و خطر عود کاهش یابد یا با فاصله طولانی‌تری بیماری عود کند! البته درمان دارویی جایگاه بسیار مهمی در بیماری وسواس فکری ـــ جبری دارد و بعد شروع درمان دارویی روش‌های روان‌درمانی در تثبیت درمان بسیار کمک‌کننده هستند.»

وسواس در برخی افراد به شکل مشخصی بروز یافته است، ولی شدت و نوع آن متفاوت است! این نظرات نشان می‌دهد که وسواس می‌تواند تاثیر قابل‌توجهی بر زندگی روزمره و کیفیت فعالیت‌های فرد داشته باشد، اما همچنین نشان‌دهنده‌ی پتانسیل بهبود و نیاز به رسیدگی است، پیشنهاد می‌شود که در صورت ادامه‌ی مشکل، اقدامات درمانی و مشاوره‌ای لازم انجام گیرد تا فرد بتواند کنترل بهتری بر علائم خود داشته باشد و کیفیت زندگی خود را ارتقا بخشد.