هفت‌برکه: در گزارش مبینا پزشک در مورد اختلال وسواس (اینجا) نمونه‌هایی از این اختلال در افراد مختلف و همچنین نظر تخصصی دکتر ایلناز دهقانیان، متخصص اعصاب و روان را خواندیم. در این یادداشت، زهرا خواجه‌زاده، کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی، نیز به تعریف وسواس و انواع آن و نحوه درمان آن پرداخته است.

زهرا خواجه‌زاده: «علی روزی صدبار دستانش را می شوید»؛ «مریم در چینش وسایل منزل خیلی حساس است»؛ «مادرم وقتی گلدان‌های باغچه لنگه‌به‌لنگه باشد، زیاد اذیت می‌شود»؛ « سارا مدام وسایل بی‌ارزش را نگهداری می‌کند، در حالی که تاکنون هیچ‌وقت به دردش نخورده است». این‌گونه عبارت‌ها بیانگر وجود اختلالی است تحت عنوان وسواس فکری عملی (obsessive compulsive disorder) که در روانشناسی با علامت اختصاری (OCD) شناخته می‌شود.

Vasvas3

اختلال یا بیماری؟

وسواس، یک بیماری (disease) نیست، بلکه یک اختلال (Disorder) است. چون وجود این اختلال عملکرد فرد را مختل می‌کند، معمولا به دارو نیاز دارد، به روان آسیب می‌زند و ابعاد مختلف زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اگر بیماری جسم را رنجور می‌سازد، «اختلال» قسمت‌های مختلف زندگی فرد از جمله جسم، روان، روابط اجتماعی، موقعیت تحصیلی، و ارتباطات خانوادگی را درگیر می‌کند، به گونه‌ای که به دنبال آن هم رنجوری است و هم سلب آرامش در تمام ابعاد زندگی فرد. چه بسا زندگی خانوادگی که به سبب وجود این اختلال از هم پاشیده شده است.

وسواس را باید درمان کرد تا منجر به اختلال افسرگی نشود. اگرچه وسواس یک اختلال موذی و عودکننده است، اما اگر یک فرد مبتلا به اختلال وسواس برای درمان اقدام کند، همین که رد پای مجدد وسواس پیدا شد، با آموزش و راهکارهایی که در طول فرآیند درمان از درمانگر آموخته است، می‌تواند از بروز مجدد اختلال جلوگیری و  آن را مهار کند.

انواع وسواس

وسواس انواع متفاوتی دارد که به صورت مختلف بروز می‌کند، از جمله: ترس از لمس آلودگی یا کثیفی؛ نیاز به نظم بیش از حد یا تقارن؛ شک و تردید در هر امر یا فعالیت؛ افکار تهاجمی یا وحشتناک درباره اینکه کنترل خود را از دست بدهد و به خود و دیگران آسیب بزند؛ افکار ناخواسته‌ای که باعث بروز پرخاشگری می‌شوند؛ تصورات ناخواسته درباره موضوعات جنسی؛ اعتقادات مذهبی یا خرافی.

حوزه‌های شایع وسواس فکری شامل این موارد است:

۱.  آلودگی: فکر اینکه نکند دست‌ها یا لباس‌هایم نجس باشد.

۲.  افکار خشونت‌بار: نکند الان با چاقو مادرم را بزنم، یا نکند تیر آهن به مخ دوستم بخورد و آسیب ببیند.

۳. قرینگی: فرد احساس کج بودن می‌کند. فکر می‌کند صورت یا لباس آنها صاف و قرینه نیست؛ مثلا دفترم کج است و دو لنگه کفشم قرینه نیست و…

۴. جمع کردن اشیا و احتکار وسایل بلااستفاده.

۵. جنسی: دیدن صحنه‌های نامتعارف جنسی در ذهن.

و حوزه‌های شایع وسواس عملی شامل این موارد است:

۱. شست‌وشوی مداوم با آداب خاص.

۲. وارسی و چک کردن.

۳. تکرار مناسک خاص، تکرار ارکان نماز.

۴. شمارش دائم انگشتان، مثلا شمردن فرزندان به صورت مکرر.

۶. نظم وسواس‌گونه در امور.

علل وسواس

علت وسواس می‌تواند موارد زیر باشد:

بیولوژیک: تغییراتی که در شیمی طبیعی بدن یا عملکرد مغز ایجاد می‌شوند.

ژنتیک: تاثیر ژنتیک تا حدودی قابل اثبات است، اما ژن‌هایی که می‌توانند باعث انتقال این بیماری شوند، هنوز شناسایی نشده‌اند.

آسیب‌های روانی: تروما و رویدادهای ناخوش زندگی.

فرهنگ و اجتماع: فرهنگ، خانواده و ویژگی‌های شخصیتی فرد و الگوهای نامتعارف می‌تواند بر بروز وسواس اثرگذار باشد.

یادگیری یا عادت: در برخی افراد علت اختلال وسواس، مشاهده ترس‌ها و رفتارهای اجباری دیگر اعضای خانواده است که ممکن است در طول زمان و در حین زندگی با اعضای خانواده که رگه وسواس دارند، شکل بگیرد.

وسواس فکری و وسواس عملی

وسواس‌ به دو صورت نمود پیدا می‌کند: ۱. وسواس‌ فکری. ۲. وسواس عملی.

وسواس فکری اصطلاحا «ایگو دیستونیک» هستند؛ یعنی فرد را ناراحت می‌کنند، ذهن او را به هم می‌ریزند و حالش را بد می‌کنند. مثلا «اگر به اینجا دست بزنی، یک اتفاق بدی برایت می‌افتد»؛ «اگر این کار را انجام بدهی یکی می‌میرد.» این گونه افکار در فرد، اضطراب ایجاد می‌کند.

اما وسواس‌ عملی «ایگو سینتونیک» هستند، یعنی به فرد آرامش می‌دهند. پس به طور معمول، وسواس دارای دو قسمت است: یک قسمت فکری است که حال فرد را بد می‌کند و قسمت دیگر عملی است که وقتی فرد آن کار را انجام می‌دهد به صورت موقت آرام می‌شود.

بنابراین طبق تعریف عملیاتی می‌توان گفت که وسواس شامل:

۱. افکار، امیال یا تصورات تکرارشونده و پایدار است، که در اغلب افراد سبب ناراحتی و اضطراب می‌شود و فرد وسواسی سعی می‌کند یا این افکار و تصورات را مهار کند و به آنها توجه نکند و یا از طریق اعمال، آنها را خنثی کند.

۲. اعمال جبری راه‌هایی هستند برای خنثی کردن یا پیشگیری از اضطراب وسواس‌ها و افکار، که مدام انجام می‌شود و اجبارگونه است؛ مثلا شخص مدام و به کرات پول خود را چک کند، درب منزل و چراغ گاز را وارسی نماید و گاهی رفتارهایی تحت عنوان رفتارهای جادویی انجام دهد؛ مثلا برای اینکه فرزندش تصادف نکند از ۱ تا ۵  بشمارد و بارها تکرار کند. به عنوان مثال، اگر فردی یک بار برای کسی دعا بخواند و پشت سرش فوت کند، این یک اعتقاد مذهبی است، اما اگر به میزان زیادی این کار را تکرار کند و به کارکردش آسیب بزند، اختلال وسواس است.

ماهیت بُعد فکری وسواس متفاوت است. گاهی به شکل کلام درونی است و شخص مدام با خودش تکرار می‌کند. زمانی به صورت تصویر ذهنی است؛ مثلا نوجوان پسر در ذهنش موضوعات جنسی خاص را تصویرسازی می‌کند. بعضی اوقات هم به شکل تکانه است، یعنی فرد به طور ناگهانی می‌گوید: «نکند مادرم را هل بدهم و از بالکن سقوط کند»؛ یا «نکند با چاقو سر برادرم را ببرم.» ممکن است فردی درگیر یکی از آنها باشد، یا هر سه نوع را در زندگی داشته باشد.

طبق پژوهش، ۱ تا ۳ درصد جامعه دچار این اختلال هستند و میزان شیوع آن در زنان و مردان برابر است، اما شروع آن در مردان زودتر است. حدود نیمی از وسواس‌ها قبل از ۲۰سالگی شروع می‌شود که معمولا در ۲۵ درصد مردها قبل از ۱۰سالگی آغاز می‌شود و شروع این اختلال بعد از ۳۵سالگی نادر است.

احتمال وجود این اختلال در خانواده‌هایی که سابقه وسواس دارند، بیشتر است. البته الگوی رفتاری و یادگیری از محیط نیز در بروز آن تاثیرگذار خواهد بود.

نحوه ارزیابی روانشناختی و تشخیص وسواس

برای تشخیص، پزشک یا روان‌درمانگر در مصاحبه اولیه درباره احساسات، افکار، علائم و الگوهای رفتاری فرد سوالاتی می‌پرسد تا شدت وسواس یا اجبار و تاثیری که بر کیفیت زندگی فرد دارد، مشخص شود و بر اساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-۵) معاینه فیزیکی انجام می‌گیرد و عوارض و مشکلات ناشی از بیماری وسواس فکری و عملی و وجود نشانه‌ها و علائم مرتبط با (OCD) بررسی می‌شود تا تشخیص دقیق انجام شود. با تشخیص افتراقی، وسواس از سایر اختلالات همبود متمایز می‌شود. همچنین سابقه خانوادگی، و رویدادهای استرس‌زا در زندگی فرد که زمینه‌ساز وسواس بوده‌اند، به دقت بررسی و در صورت لزوم تست ویژه وسواس به نام «تست وسواس ییل براون» از فرد گرفته می‌شود.

عوارض ناشی از اختلال وسواس شامل این موارد است: فرد مبتلا  به اختلال وسواس درگیر عوارضی می‌شود؛ از جمله اتلاف زمان بیش از حد برای انجام کاری اجباری؛ عوارض جسمانی ناشی از شستن مکرر دست‌ها؛ ضرر مالی برای تهیه ابزار شست‌وشو؛ ایجاد مشکل برای حضور به‌موقع در محل کار و مدرسه؛ انزوای اجتماعی به دلیل نداشتن توانایی برای حضور در فعالیت‌های گروهی؛ روابط عاطفی آشفته؛ کاهش شدید کیفیت زندگی؛ افکار مرتبط با مرگ و خودکشی.

همبودهای اختلال وسواس

اختلالاتی همچون اضطراب، افسردگی، تیک، سندروم تورت، بدریخت‌انگاری، کندن پوست و مو، بیش‌فعالی، نافرمانی، اختلال خوردن و اختلال روان‌پریشانه می‌تواند با وسواس همبود باشد. وسواس بیشتر با اضطراب فراگیر، افسردگی و نافرمانی همراه است. چنانچه ۷۶ درصد با اختلالات اضطرابی از نوع فراگیر، فوبیا و اضطراب اجتماعی و ۶۳ درصد با افسردگی و دوقطبی بروز پیدا می‌کند. معمولا ابتدا اختلال اضطرابی در فرد ایجاد می شود، بعد از آن فرد دچار وسواس و سپس به افسردگی منجر می‌شود.

وسواس می‌تواند موقعیت‌سنج باشد. مثلا کودکی که در خانه‌ برای دستشویی رفتن، کلی آداب اجرا می‌کند، ممکن است در مدرسه جلوی دیگران این کارها را انجام ندهد و خودش را کنترل کند. در بزرگسالان نیز این مورد مشاهده شده است. مثلا چند وقت پیش خانمی با اختلال وسواس به مرکز مراجعه کرد که در شست‌وشو خیلی آداب داشت. می‌گفت زمانی که می‌خواهد ظرف بشوید، باید با یک آداب خاصی این کار را انجام دهد، به اقرار خودش یک ساعت تا یک ساعت و نیم طول می‌کشد تا بتواند چند تکه ظرف بشوید. می‌گفت: «من زمانی که به منزل خانواده خود یا خانواده همسرم به عنوان مهمان می‌روم، مدل معمولی ظرف می‌شویم. یعنی آن مدل وسواس‌گونه را ندارم. مدتی می‌توانستم خود را کنترل کنم، اما به مرور که وسواس شدت پیدا کرد در مهمانی‌ها هم به شیوه وسواس‌گونه خود عمل می‌کنم و نمی‌توانم خودم را کنترل کنم.»

این یک روند طبیعی است که اگر اختلال شدت گیرد و درمان نشود، کنترل آن مشکل می‌شود و فرد روابطش با دیگران محدود می‌شود و ناچارا از یک سری موقعیت‌های استرس‌زا اجتناب و فرار می‌کند تا دچار اضطراب نشود. مثلا اگر «وسواس مرتب کردن» دارد، هیچ چیزی را مرتب نمی‌کند، از ترس این که آن وسواس بروز کند. بنابراین  آن عمل را انجام نمی‌دهد تا دچار اضطراب نشود.

نحوه برخورد با افراد مبتلا به وسواس

باید در برخورد با این افراد صبور بود. اگرچه افکار، استرس‌ها و ترس‌های آنها غیرمنطقی به نظر می‌رسد، اما برای خودشان کاملا واقعی و منطقی هستند. به هیچ عنوان نباید آنها را قضاوت کرد. در هنگام بیان افکار وسواسی از سوی شخص بیمار، باید خود را عادی نشان داد؛ بدون قضاوت و یا واکنش تند، تا طرف مقابل به خصوص روان‌درمانگر را بپذیرد و حامی خود بداند و در اجرای تکالیف محوله همراهی کند و روند درمان خوب پیش برود و بهبودی سریع‌تر اتفاق بیفتد.

درمان اختلال وسواس

برای درمان اختلال وسواس معمولا ۱۲ جلسه روان‌درمانی ضروری است که مُراجع باید به صورت هفتگی به کلینیک مراجعه و آموزش و راهکار مناسب دریافت کند.

روان‌درمانگر در جهت بهبود اختلال، در اتاق درمان فعالیت‌هایی را  به صورت ایفای نقش با همکاری مُراجع انجام می‌دهد و تکالیفی برای مُراجع تعیین می‌کند که در یک هفته آن را اجرا کند تا جلسه بعد که مراجعه می‌کند، روان‌درمانگر با همکاری خودِ مراجع، تکالیف را بررسی و موانع اجرای آن را برطرف می‌سازد تا اینکه فرایند درمان تا بهبودی کامل به اتمام برسد.

خلاصه‌ی فعالیت‌های جلسات درمان عبارتند از: مصاحبه؛ انجام تست وسواس ییل براون در صورت لزوم؛ آموزش روان‌درمانی جهت آشنایی مراجع به نوع مشکلی که درگیر است؛ فهرست موارد وسواس؛ مواجه‌سازی و پیشگیری از پاسخ؛ پیاده کردن تکنیک‌های شناختی و به چالش کشیدن افکار ناکارآمد مراجع؛ پیاده کردن تکنیک‌هایی در جهت بازسازی شناختی و تن آرامی مراجع و…

در صورت نیاز به دارو، مراجعه‌کننده به روانپزشک ارجاع داده می‌شود تا پروسه درمان با روان‌درمانی و دارودرمانی همزمان انجام گیرد تا او کاملا به بهبودی دست یابد.

در اتاق درمان طی جلسات، تکنیک‌هایی آموزش داده می‌شود از جمله: عدم پاسخ‌دهی و تقابل به ضد، تکنیک ایست و توقف، تمرین تن‌آرامی و مدیتیشن یا یوگا، خودگویی‌های مثبت، مواجهه ذهنی یا واقعی، تکنیک انصراف از فکر و تاخیر و… و استفاده از کمک‌کننده‌ها از جمله استعاره‌های مناسب اختلال مربوطه جهت تسهیل درک مداخله‌های درمانی و اجرای ایفای نقش در اتاق درمان برای عینی کردن مداخلاتی که مراجع باید به عنوان تکلیف انجام دهد.

مراجعه به مرکز مشاوره را تابو ندانیم

در پایان باید اذعان کرد که حدود سه سالی که از تاسیس مرکز مشاوره همراز (ذهن‌آرا) در گراش می‌گذرد، تعداد مراجعین مبتلا به اختلال وسواس، انگشت‌شمار بوده است. تعدادی به علت شدت میزان وسواس، جهت دریافت دارو به روانپزشک ارجاع داده شده‌اند که برای روان‌درمانی مراجعه مجدد نداشته‌اند، اما تعداد عزیزانی که برای درمان این اختلال به میزانِ خفیف مراجعه کرده‌اند، مداخلات در طی چند جلسه انجام گرفته و بعد از اتمام درمان با بازخورد مثبت به زندگی عادی خود ادامه داده‌اند. مواردی که تاکنون به کلینیک مراجعه کرده‌اند، بیشتر از نوع وسواس شست‌وشو، افکار جنسی و مناسک عبادی بوده است که جهت حفظ اصول رازداری، تنها به بیان نوع موارد اشاره شد.

به نمایندگی از طرف مشاوران و روانشناسان تیم مرکز مشاوره و خدمات روان‌شناختی همراز (ذهن آرا) به همشهریان عزیز توصیه می‌شود که مراجعه به مرکز مشاوره را تابو ندانند. مشورت در تمام امور زندگی امری لازم و ضروری است. همانگونه که برای حل مشکل جسمی به پزشک مراجعه می‌کنید، برای حل مشکل ذهن و روان نیز به متخصصان روان رجوع کنید تا زندگی بدون دغدغه‌های ذهنی را تجربه کنید.