هفت‌برکه – راحله بهادر: صدای خنده‌ی چند کودک از پشت در کلاس شنیده می‌شود. گوشه‌ای مادرها کنار فرزندانشان مشغول ساختن یک ظرف سفالی هستند و چند قدم آن‌طرف‌تر، کودکی با ضربه‌های آرام روی بلز، نخستین نت‌های موسیقی را تجربه می‌کند. اینجا یک کلاس کودک‌محور است؛ جایی که آموزش تنها به یادگیری محدود نمی‌شود و تجربه، بازی و ارتباط، بخش اصلی کلاس‌ها را تشکیل می‌دهد.

14050531 Koodak Nahalino 1

برگزاری این کلاس‌ها و دوره‌ها در گراش نوپا است و عمر آنها شاید همین سه-چهار سال اخیر است. اگرچه تنوع این نوع کلاس‌ها با موضوعات و رشته‌های مختلف زیاد است، اما در سه حوزه‌ی فرزندپروری و مهارت‌های زندگی؛ اوقات فراغت و مادر و کودک؛ و همچنین موسیقی، به سراغ سه موسسه به عنوان نمونه رفتیم: مرکز مشاوره تخصصی همراز گراش، موسسه هنری برشید و آکادمی موسیقی رایگان؛ تا از چگونگی برگزاری این کلاس‌ها، نوع آموزش، و ضرورت آن برای کودکان امروز و فضای کلاسی برای ما بگویند.

بخش اول: از این کلاس به آن کلاس، همراه با کودکان

آموختن مهارت‌های زندگی به کودک در کلاس‌های مهارت‌آموزی

شمیلا غیرتی، کارشناس ارشد روانشناسی عمومی است. او برای مشاوره در حیطه کودک و نوجوان در مرکز مشاوره تخصصی همراز گراش به مدیریت زهرا خواجه‌زاده فعالیت دارد. غیرتی یک سال در شیراز فعالیت داشته و سپس از سال ۱۴۰۱ با این مرکز همکاری دارد.

او با همراهی خواجه‌زاده، موسسه‌ای با نام «خانه مهارت و خلاقیت نهالینو» را نیز در ماه‌های گذشته راه‌اندازی کرده است. این مرکز که کلاس‌های مادر و کودک و مهارت‌آموزی را با محوریت تخصصی روانشناسی و با یک تیم پیش می‌برد، در تابستان دوره‌هایی را با استفاده از فضای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گراش و زیر نظر این مرکز برگزار می‌کند. در این دوره‌ها مهارت‌آموزی به کودک تمرکز اصلی است.

غیرتی در آغاز در مورد گروه سنی کودکان این دوره می‌گوید: «شروع دوره ما از بچه‌های ۷ تا ۱۲ سال بود، ولی در ادامه قرار است در مردادماه دوره مادر و کودک هم داشته باشیم برای گروه سنی ۴، ۵ تا ۶ سال.»

این کلاس‌ها چند سال قبل در قالب کارگاهی از سوی این مرکز برگزار شده و حالا به شکل کلاس‌های منظم در حال برگزاری است. در این کلاس‌ها به بچه‌ها چه مهارت‌هایی آموزش داده می‌شود؟ غیرتی پاسخ می‌دهد: «در ابتدا به صورت کارگاهی و تک‌جلسه‌ای و ماهی یکی یا دو بار بود تا ببینیم که چه فعالیتی روی بچه‌ها بهتر جواب می‌دهد و بهتر استقبال می‌کنند. چون ما یک تیم روانشناسی هستیم، تیمی که بتوانیم کارگاه‌ها را هم به‌صورت روانشناسی و هم خلاقانه به بچه‌ها آموزش بدهیم. چند سال پیش هم همین دوره‌ها را داشتیم و متوجه شدیم که برای بچه‌های نسل الان هر چقدر خلاقیت و بازی‌های گروهی و ابزارهای مختلف استفاده شود، بیشتر جواب می‌دهد، تا مهارتی که ما می‌خواهیم برایشان کاملا جا بیفتد. ما در واقع ده مهارت زندگی را محور کاری خودمان قرار داده‌ایم: مهارت ارتباط موثر، مهارت روابط بین فردی، جرات‌مندی و نه گفتن، مدیریت هیجانات، کنترل خشم و کنترل استرس، تفکر نقاد، مهارت حل مساله، و تصمیم‌گیری.»

گام اول برای ارتباط خوب، شنونده‌ی خوب بودن است. غیرتی در مورد دوره‌های طراحی‌شده برای این کلاس‌ها می‌گوید: «دوره اولی که شروع کرده‌ایم تمرکزمان روی مهارت ارتباط موثر است که بچه‌ها بتوانند حین برقراری ارتباط، دوست‌یابی را یاد بگیرند؛ یعنی چطور یک شنونده خوب باشند و شنونده فعال بودن، مثلا برقراری ارتباط چشمی و اینکه نشان بدهیم نکاتی که طرف مقابل می‌گوید را درک کرده‌ایم، یک واکنشی را به او برگردانیم. همچنین مهارت همکاری و کار گروهی، برای اینکه بتوانیم با دیگران ارتباط خوبی برقرار کنیم، اول باید بتوانیم یک کار گروهی خوبی را پیش ببریم و همکاری خوبی با هم داشته باشیم. اینکه بچه‌ها بتوانند همکاری خوبی هم با خانواده و هم با گروه دوستانشان و هم وقتی در کلاس هستند، داشته باشند.»

از کارشناس این مرکز می‌‌خواهم یکی از مهارت‌ها را برای نمونه توضیح دهد. او در مورد یکی از مهارت‌هایی که در این کلاس‌ها آموزش داده می‌شود، یعنی دوست‌یابی که نیاز اساسی بچه‌های عصر تکنولوژی است، می‌گوید: «مهارت دوست‌یابی یعنی اینکه بتوانند دوست خوب را از دوست بد تشخیص بدهند. مهارت شروع گفتگو در یک جمع، معرفی خودشان و اعتمادبه‌نفس داشتن برای حرف زدن و حل تعارض که در مهارت ارتباط موثری که شروع کرده‌ایم، یک بخشی از آن حل تعارض است. بچه‌ها گاهی در گروه‌های دوستی به مشکل برمی‌خورند، و باید یاد بگیرند چطور بدون پرخاشگری با همدیگر گفتگو کنند.»

14050531 Koodak Nahalino 3

 آموزش با ترفندهای کودکانه: از کاردستی تا قصه‌گویی

بخش مهم این کلاس‌ها چگونگی آموزش این مهارت‌ها است تا بچه‌ها آن را با اشتیاق بپذیرند. از کارشناس این مرکز می‌پرسم این مهارت‌ها را چطور به بچه‌ها یاد می‌دهید و چه روش‌هایی وجود دارد؟ استفاده از روش‌هایی که مطابق با روحیات کودکانه و آشنا به گوش و دستان آنها است، برای من هم جالب است؛ برای آموختن تعامل و همکاری. او می‌گوید: «در واقع ترکیب کلاسی از پنج بخش تشکیل شده است. بچه‌ها با پنج روش یک مهارت را یاد می‌گیرند. اول همراه با ریتم و گیم و فعالیت‌های حرکتی که با موسیقی است، برای افزایش توجه و تمرکز و یادآوری کار گروهی. بخشی از کلاس ریتم و گیم است، بخش دوم، گفتگوهای تعاملی است که روانشناس با بچه‌ها صحبت می‌کند که دوست‌یابی یعنی چی و ارتباط خوب چیست و گفتگو-محور است. بخش سوم، بازی‌های گروهی است؛ یعنی ما برای اینکه آن مهارت را در بچه‌ها نهادینه کنیم، اصلا به این شکل نیست که یک ساعت و نیم بچه‌ها بنشینند و مثل مدرسه با آنها تئوری کار شود. همان اولی که وارد کلاس شدند، گفتگو است و بعد بازی. یک سری بازی‌های گروهی طراحی شده که دقیقا آن مهارت را در آنها یاد می‌گیرند؛ یعنی مثلا گروه‌بندی می‌شوند که بخواهیم یک سری کارها را انجام بدهند. وقتی این بازی‌ها را انجام دادند، آخر سر از آنها می‌پرسیم که بچه‌ها چه کسی می‌داند که این بازی برای چی بود؟ و نظرشان را می‌گویند. و می‌پرسیم اگر با هم همکاری نمی‌کردیم آیا می‌توانستیم این بازی را خوب پیش ببریم؟ اگر همکاری نمی‌کردیم چه اتفاقی می‌افتاد؟»

و می‌افزاید: «یک سری بازی‌های گروهی هم تهیه کرده‌ایم که یا بازی‌های ترجمه شده مرتبط با مهارت‌های زندگی است یا روانشناسان برجسته آن را طراحی کرده‌اند. آنها را در کلاس‌ها استفاده کردیم و بچه‌ها خیلی دوست داشتند؛ مثلا در رابطه با تمرکز یا برقراری ارتباط موثر و برای خود ما هم جالب بود که بچه‌های نسل جدید چقدر خوب با ابزارهای جدید ارتباط برقرار می‌کنند.»

پس از این سه مرحله که بیشتر بازی-محور و حرکتی است، کلاس وارد فاز عملی می‌شود. او توضیح می‌دهد: «بخشی از کلاس که بخش چهارم است فعالیت‌های خلاقانه است که شامل کاردستی است که در حین کلاس درست می‌کنند و منطبق با همکاری است و همکار ما که کارشناس ارشد معماری است آن را طراحی می‌کند تا بچه‌ها بتوانند همان کار را به صورت عملی بسازند و تمرین کنند و مثلا به صورت سفال است. در دروه‌های بعد انیمیشن هم اضافه می‌شود که بچه‌ها مشکلی را ببینند و بعد گفتگوی تعاملی داشته باشند که چه اتفاقی افتاد و راهکار چیست؟»

قصه را همه‌ی بچه‌ها دوست دارند و اغلب با دقت به آن گوش می‌دهند. در این کلاس‌ها هم قصه نقش مثبتی در پرورش فکری بچه‌ها دارد. غیرتی از کیفیت قصه‌های انتخابی می‌گوید: «بخش پنجم کلاس قصه‌گویی است. مربی قصه‌گویی ما می‌آید و بعد از چهار بخش، قصه‌ای که مرتبط به آن مهارت است به صورت قصه‌گویی و نمایش خلاق به بچه‌ها آموزش می‌دهد. در کنار اینها معما و ضرب‌المثل هم داریم. بیشتر قصه‌هایی که گفته می‌شود بر اساس آثار فاخر ایرانی است؛ یعنی مثلا قصه‌هایی که از کلیله و دمنه گرفته شده که به صورت کودکانه به بچه‌ها آموزش داده شود.»

والدین چه نقشی دارند؟

یکی از اهداف این کلاس‌ها، ارتباط کودک با والدین است. کودکی که در خانه ارتباط بهتری با والدین و خواهر و برادرهایش دارد، احتمالا در بیرون از خانه هم می‌تواند این ارتباط خوب را با دیگران داشته باشد. شمیلا غیرتی در مورد نقش و نوع مشارکت والدین در این کلاس‌ها می‌گوید: «جلسه‌ی اولی که خانواده‌ها می‌آیند، یک فرم ارزیابی به والدین داده شد که برای شناخت بچه‌ها، ویژگی‌های خلقی و شخصیتی بچه‌ها را ارزیابی کنیم. ما یک فرم ارزیابی برای ابتدای دوره داریم و یک فرم ارزیابی برای پایان دوره. والدین قسمتی از تیم آموزشی ما هستند، در کنار آموزش بچه‌ها، در گروه‌هایی که والدین حضور دارند، در جریان کار ما قرار می‌گیرند و یک سری فعالیت‌ها برای خانه به بچه‌ها داده می‌شود تا در خانه همکاری کنند و پدر و مادر کار بچه را به ما گزارش می‌دهند. در واقع عضوی از این دوره که ما داریم مهارتی را به بچه آموزش می‌دهیم، والدین هستند و روی مهارت‌های فرزندپروری آنها کار می‌شود. در ادامه در نظر داریم که والدین هم همراه با بچه‌ها مهارتی را یاد بگیرند؛ مثلا مهارت همدلی، که گوشه‌ای از کار به والدین هم آموزش داده شود. اگر والدین آنها با مهارت آشنا شوند، خیلی بهتر آن مهارت برای بچه‌ها نهادینه می‌شود. اگر والدی مهارتی را یاد نگرفته باشد، ممکن است وقتی کودک آن مهارت را در ارتباط با همان والد به‌کار می‌گیرد، در خانه ایجاد تنش شود، ولی اگر آن والد مهارت را یاد گرفته باشد و بداند به چه دردی می‌خورد، همراه بهتری خواهد بود.»

برخلاف کلاس‌های کودک-محور، در کلاس مادر و کودک، والدین نقش بیشتری در آن بازی می‌کنند. اگر در کلاس‌های مهارت‌آموزی مشارکت والدین غیرمستقیم و بیشتر در منزل است، کلاس‌های مادر و کودک، والدین را وارد کلاس می‌کند. این کلاس‌ها چیست و برای کدام گروه‌های سنی مناسب است؟ غیرتی می‌گوید: «کلاس‌های مادر و کودک، به کلاس‌هایی گفته می‌شود که بچه‌ها قرار است مهارتی را یاد بگیرند، ولی در ارتباط با مادرشان؛ یعنی بیشتر روی محوریت ارتباط موثر و تقویت رابطه مادر و کودک و افزایش اعتمادبه‌نفس کودک. البته اسم درست کلاس والد و کودک است؛ یعنی پدر و مادر هر دو و فرقی ندارد.»

و بیشتر مناسب سنین پیش‌دبستان تا کودکستان است. او می‌افزاید: «برای بچه‌های سنی پایین‌تر از شش سال است. گروهی که ما برای آینده در نظر داریم ۴، ۵ و ۶ سال است؛ یعنی می‌شود از بچه‌های یک سال هم شروع کرد و به آنها آموزش داد. در این کلاس‌ها یک فعالیتی معرفی می‌شود، مثلا یک کاردستی که والدین با کمک کودک آن کاردستی را با کمک هم می‌سازند. اگر ریتم و گیم است یک فعالیت حرکتی همزمان را با موسیقی انجام دهند. این دوره‌ها کمک می‌کند که اعتمادبه‌نفس بچه‌ها افزایش پیدا کند و ارتباط بهتری با والدشان داشته باشند و هم اینکه یک سرگرمی جذاب است؛ هم برای بچه‌ها و هم برای مادرها.»

ضرورت برگزاری این کلاس‌ها چیست؟

این کلاس‌ها چه تفاوتی با کلاس‌های رایج دیگر مثل کامپیوتر، زبان، نقاشی و غیره دارد؟ در این کلاس‌ها این مهارت‌ها با هدف دیگری مورد استفاده قرار می‌گیرد. با نسل جدید، آموزش نوین جواب می‌دهد و ترکیب سرگرمی و آموزش مهارت یکی از این روش‌ها است.

غیرتی در این مورد می‌گوید: «بحث مهارت‌های زندگی مطرح است. ما الان با نسلی مواجه هستیم که دکتر و مهندس هم هستند، از نظر اجتماعی و شغلی در رده‌های بالایی قرار دارند، اما حس و حال خوبی ندارند و وقتی با آنها گفتگو می‌کنیم متوجه می‌شویم که این آدم، یک آدم بااعتمادبه‌نفس نیست و یا مهارت نه گفتن را خوب بلد نیست و جرات‌مند نیست. یا اینکه کنترل خشم را بلد نیست و شروع می‌کند با داد و بیداد و بدرفتاری بروز دادن و نمی‌داند چطور آن را حل کند. اینجا است که لزوم مهارت‌های زندگی به چشم می‌خورد؛ یعنی بچه‌ها باید از سنین کم، علاوه بر آموختن یک سری مهارت‌ها برای شغل که در مدرسه یاد می‌گیرند، باید یک سری مهارت‌ها را برای خوب زندگی و برقراری ارتباط خوب هم یاد بگیرند؛ مثلا کمبود اعتمادبه‌نفس باعث می‌شود به یک سری سدهایی در زندگی بخورد و یا در زندگی به مشکلات بربخورد. در واقع هدف ما این است که بچه‌ها بتوانند مهارت‌هایی را برای خوب زندگی کردن بیاموزند و در آن در تحصیل، شغل و روابط خانوادگی و اجتماعی‌شان استفاده کنند. هدف ما صرفا سرگرم کردن آنها در کلاس نیست. تمام تلاش ما این است که نسل آینده نسل شادتری باشند. البته ما اول راه هستیم و باید چند سال بگذرد تا بتوانیم ارزیابی بهتری داشته باشیم.»

14050531 Koodak Nahalino 2

 مهد کودک: آموزش با ساز، آواز، بازی و حرکات موزون

یکی دیگر از انواع کلاس‌های مادر و کودک، کلاس‌ها یا کارگاه‌هایی است که بیشتر با هدف سرگرمی طراحی شده و در آن قرار است والد و کودک اوقات خوشی را با هم بگذرانند. کلاس‌های مهد کودک، مهد بزرگسال و کارگاه‌ها به این نیاز پاسخ می‌دهد. آموزش در کنار سرگرمی، ترکیب این کلاس‌ها است.

شریفه هاشمی، مدیر آموزشگاه هنری برشید است. او تلاش کرده در شلوغی زندگی امروزی، اوقات شادی را برای والدین و بچه‌ها بسازد. او می‌گوید: «همیشه از زمانی که هنوز آموزشگاه نداشتم و نمایشگاه نقاشی بود و تا الان، دنبال قرار دادن این دو نسل کنار همدیگر بودم. مثلا نقاشی «کودک درون من» دنبال این بودم که تمامی سنین کنار هم قرار بگیرند و نقاشی بکشند. الان هم دنبال این هستیم که خانواده گرد هم بیایند؛ مثلا در کارگاه مهد بزرگسال هم همین‌طور.»

در مورد ضرورت این کلاس‌ها و کارگاه‌ها، شریفه هاشمی می‌گوید: «در زندگی امروز خانواده کنار هم هستند، اما انگار جدا هم هستند چون ارتباط‌ها خیلی کم است. موضوع دیگر اینکه خانواده‌ها وقتی می‌خواهند بیرون بروند برای تفریح، باز هم جدا هستند، چون بخشی از توجه‌شان به گوشی موبایل می‌گذرد. الان ما در کارگاه مهد بزرگسال آمده‌ایم هم روی ارتباط مادر و کودک یا والد و کودک و یا هر عضوی از خانواده، تمرکز کرده‌ایم.»

او در مورد فضای این کلاس‌ها و هنرهایی که برای ایجاد ارتباط خوب استفاده می‌شود، می‌گوید: «در کارگاه یا کلاس مادر و کودک که جنبه‌های مختلفی دارد، بخشی از آن موسیقی است. ما در مهد بزرگسال یا مادر و کودک، نقاشی دیواری داریم یا سفال و توپ بازی و یا انجام بازی‌های قدیمی که والد و کودک در کنار هم لذت ببرند. در موسیقی و در تمام رشته‌ها، یکی از بخش‌های آن با هم بازی می‌کنند و لذت می‌برند. موسیقی و بازی در کلاس‌های مادر و کودک بیشتر آموزشی است، در کنار تقویت حضور لذت‌بخش مادر و کودک. به‌طور کل در کلاس‌های آموزشی، بهتر این است که مادر مهارت را بلد باشد تا بتواند به کودک حتی در خانه برای فراگیری آن کمک کند. این هم در دو بخش است که بیشتر آموزشی و همزمان تفریح است.»

مهد بزرگسال: کودک و والد در کنار هم برای اوقات خوش

در مهد بزرگسال فضا کمی متفاوت است. اینجا دیگر خبر چندانی از آموزش نیست؛ جز آموزش ارتباط خوب در کنار همدیگر بودن و به هم توجه کردن. هاشمی می‌گوید: «مهد بزرگسال بیشتر تفریحی و در کنار هم بودن است. ما مثلا در روز جمعه، بین یک یا دو ساعت، بازی‌های قدیمی و یا تغذیه و نقاشی را سعی کرده‌ایم در کنار هم؛ بزرگسال و کودک، حضور داشته باشند.»

چرایی ایده‌ی برگزاری این کلاس‌ها هم به فاصله‌ی بین افراد برمی‌گردد. هاشمی می‌گوید: «این جدا بودن را همیشه همه جا می‌بینم؛ مثلا مادر در لابی منتظر پایان کلاس فرزندش نشسته است. این جدا بودن و گسستگی را در همه جا می‌توان دید. حالا این کلاس‌ها جایی است که آنها می‌توانند در کنار هم لذت ببرند. مثلا کارگاه «یک فنجان هنر» که روز جمعه‌ها داریم، حتی پدر و مادربزرگ‌ها می‌توانند حضور داشته باشند. در گراش متاسفانه زیاد راحت نیستند و چون معمولا همه همدیگر را می‌شناسند، کمتر شرکت می‌کنند، اما ما در لار که برگزار کردیم، پدر و مادربزرگ همراه نوه و حتی نتیجه شرکت داشتند و خیلی برایشان لذتبخش بود که کنار هم بازی کنند و در یک فضای هنری سفال بسازند. وقتی مادر و کودک باشد، آنها با هم هستند و مادر مراقب کودک است و معمولا کودک از سن ۳ سال و نیم تا ۷-۸ساله می‌توانند در این کلاس‌ها شرکت کند.»

او این احساس نیاز را از خلال شنیدن صحبت‌ها و دیدن رفتارهای مردم گرفته و ادامه می‌دهد: «بازتابی که از مردم می‌گیریم باعث برگزاری این کلاس‌ها می‌شود. مادر مثلا می‌آید و صحبت می‌کنیم و گلایه دارد که خسته است و یک جور گسستگی ارتباط مفید بین بزرگسال و کودک وجود دارد و یک خستگی مزمن بین همه ما است. جو زندگی الان باعث این فضا شده است. در مهد بزرگسال فرد می‌تواند هم تنهایی شرکت کند، هم با دوستان یا عضوی از خانواده. آزاد گذاشته‌ایم که هر کس، هر طور دوست دارد شرکت کند. کسی که تنها می‌آید برای استراحت ذهن است تا کمی از مسئولیت‌های زندگی دور باشد و کسی که با فرزندش آمده یک کار و آموزش و بازی مشترک برای ایجاد ارتباط بهتر وجود دارد.»

اهداف این کلاس‌ها چیست؟ بازی؟ سرگرمی؟ آموزش؟ ارتباط خوب؟ یا پر کردن وقت؟! هاشمی می‌گوید: «دو هدف در این کلاس‌ها دنبال می‌شود. مهد بزرگسال به دلیل فشارهای اجتماعی و روحی که بازخوردی که از مخاطبان دارم و اینکه همیشه مسئولیت‌ها روی دوش مادران بیشتر است، علاوه بر مسئولیت‌های خانه و خانواده؛ و این فشارها جایی نیست تخلیه شود. مهد بزرگسال جای خوبی برای تخلیه این فشارها است. و هدف دوم برای بهبود ارتباط‌ها و نزدیکی بیشتر. آدم‌ها کنار هم هستند، اما انگار از هم دورند. مثلا می‌خواهیم برویم کافه، یکی می‌آید و یکی نه. دنبال چیزی بودیم که برای همه مناسب باشد و بیایند و خانواده را گرد هم بیاورد و برای همه حرفی برای گفتن داشته باشد.»

هدف حال خوب است

هاشمی از دغدغه‌اش برای آسایش ذهنی و اوقات خوش آدم‌ها می‌گوید. حال خوب، هدف کلاس‌های او است. او می‌گوید: «هدف ما صرف آموزش نیست. همیشه این دغدغه را داشتم که این کلاس‌ها چیزی ورای آموزش ساده است. ما بی‌طرف و منفعل نیستیم. شاید هم وظیفه اصلی یک کلاس این است که فقط صرفا برگزاری کلاس نباشد. همیشه دنبال این هستم که برای کسانی که می‌آیند و خودم به عنوان یک زن گراشی دغدغه‌ی آن را دارم، گزینه‌ی دیگری جز کافه و ماشین‌گردی در خیابان را داشته باشم. باید چه کار کنم؟ جز فیلم دیدن و موسیقی گوش دادن و کتاب خواندن، چه کاری می‌شود کرد؟ این طور جایی وجود داشته باشد تا کودک و خانواده و بزرگسال در کنار هم یا به‌تنهایی لذت ببرند. این دورهمی و کنار هم بودن می‌تواند با هر فرد دیگری باشد، تا احساس راحتی در فرد وجود داشته باشد. اگر هم شخص نخواست با کس دیگری شرکت کند، می‌تواند تنها شرکت کند یا اکیپ دوستانه‌ی خودشان. هدف این است که فرد راضی باشد و آنجا حال خوب داشته باشد.»

14050531 Koodak Barshid5

دو ر می فا: موسیقی کودک

آموزش‌های ارتباطی کودک و والد در حوزه‌ی موسیقی هم این سال‌ها طرفداران خودش را دارد. اگرچه در این کلاس‌ها والد بیشتر نقش نظارتی دارد. حضور والد همراه با کودک برای آماده کردن او در کلاس‌های بالاتر است.

آریا جعفرزاده، مدیر آکادمی رایگان است. او در مورد این دوره‌ها می‌گوید: «داستان از این قرار است که ما برای سنین کودک، یک سری دوره‌هایی را داریم که طبق سنین بچه‌ها به انواع و اقسام مختلفی دسته‌بندی می‌شود؛ البته همه اینها باید ابتدا برای مشاوره بیایند. سنین دو سال تا سه سال، بیشتر ویژه بچه‌هایی است که پُرجنب‌وجوش هستند و تنهایی نمی‌توانند در کلاس بمانند و حتما باید مادر، پدر یا فرد دیگری همراه آنها در کلاس باشد، و این کلاس‌ها ویژه این بچه‌ها است که مادر و کودک با هم در این دوره کوتاه‌مدت شرکت می‌کنند.»

حالا کودک آماده است تنهایی کلاس موسیقی را ادامه دهد. جعفرزاده می‌گوید: «بعد که این دوره تمام شد، مادر یا همراه، از آن کلاس خداحافظی می‌کند و پروسه کلاس‌های تکی برای کودک شروع می‌شود و در کلاس‌های موسیقی کودک واقعی قرار می‌گیرند که شامل سازهای بلز و طبلک می‌شود که بعد از این دوره ساز تخصصی کودک فلوت می‌شود؛ یعنی انتهای مسیر موسیقی کودک به ساز فلوت می‌رسد و وقتی ساز فلوت را پاس کردند، ما چون در این مقطع مدرس فلوت داریم که به صورت تخصصی تدریس می‌کند، بعضی سازهای دیگری را انتخاب می‌کنند، مثل پیانو، تنبک، و غیره و عده‌ای هم هستند که همان فلوت را به‌صورت تخصصی ادامه می‌دهند و یاد می‌گیرند که فضای کلاس‌شان با کلاس کودک متفاوت و بزرگسالانه است.»

دوست شدن با ساز

بچه‌ها برای نوازنده شدن، ابتدا با ساز دوست می‌شوند. بعد از انتخاب ساز، قدم‌ها برای نوازندگی شروع می‌شود و بعد پیوستن به گروه سرود و ادامه‌ی راه. جعفرزاده می‌گوید: «در این پروسه‌ای که بچه‌ها در موسیقی کودک هستند، ما یک سری کارگاه‌های سازشناسی برگزار می‌کنیم که بچه‌ها همزمان که دارند دوره موسیقی کودک را طی می‌کنند، همزمان تمام سازها را ببینند، بشنوند و لمس کنند و گوش بدهند. با حضور بعضی از مدرس‌ها یا شاگردان برتر، دعوت می‌کنیم و در قالب یک روز کارگاه سازشناسی می‌گذاریم، در حدی که بچه‌ها ببینند و در این کارگاه مشخص می‌شود که بچه‌ها برای انتخاب ساز تخصصی، به چه سازی کشش دارند و به چه سمت و سویی کشیده می‌شوند.»

و ادامه می‌دهد: «دوره سنتور کودکان را داریم، که ابتدا یک دوره کوتاه موسیقی کودکان باید طی شود و بعد ما سنتور کودکان را داریم که شکل سنتورش مطابق سنتور واقعی بزرگسالان است، اما با شکل و شمایل بچه‌گانه که مختص بچه‌ها ساخته می‌شود و بچه‌ها می‌توانند از سنین کودکی، سنتور کودک را طبق کتاب مخصوص یاد بگیرند و بعدها که جثه‌شان بزرگ‌تر شد و سطح درس‌شان بالاتر رفت، می‌توانند سنتور بزرگسال را ادامه دهند. هر جشن و مراسمی که باشد، گروه رایگان موسیقی کودک هم داریم، به نام گروه موسیقی کودک «چکاوک» به سرپرستی مهسا ربیعی‌نژاد و مدرس زهرا جمالی که به اجراهای مختلف در مدارس دعوت می‌شوند.»

علاوه بر این سه موسسه، درسال‌های اخیر در گراش و دیگر شهرهای منطقه، موسسات، انجمن‌ها و گروه‌های مختلفی اقدام به برگزاری کلاس‌های کودک‌محور می‌کنند. یکی از اینها، اقامتگاه گردشگری چلپسین است که بخصوص پس از افتتاح رسمی‌اش در ماه گذشته، در این زمینه بسیار فعال بوده است.

14050531 Koodak Chelpasin 1

بخش دوم: گفتگو با مادران

بخش اول این گزارش، به نوعی مبحث تئوری بود. از کلاس تا محصول این کلاس‌ها بیرون از کلاس، باید صبر کرد. ما برای شنیدن نظرات والدین، به گروهی از آنها مراجعه کردیم. این مادرها در مورد تاثیرات این کلاس‌ها و چرایی انتخاب آن و ضرورت آن با ما گفتگو کردند. مادر سارا و میترا، مادر ماهور میرزایی، مادر سعید نظری و مادر فاطمه حسینی، در این بخش حضور دارند.

چرا این کلاس‌ها را انتخاب کردید و تاثیر آن چه بوده است؟

مهم‌ترین هدف کلاس‌ها و کارگاه‌های مادر و کودک، بهبود ارتباط بین والدین و کودک و ایجاد تغییرات مثبت در رفتار کودک است. در این بخش با چهار تا از مادرانی که همراه با فرزندانشان در مقطعی، در این کلاس‌ها شرکت کرده‌اند، گفتگو کردیم، تا در مورد تاثیر این کلاس‌ها و ضرورت یا عدم ضرورت شرکت در آنها، نظرات‌شان را بشنویم.

سارا ۵ساله و میترا ۱۳ساله، یک سال به طور مداوم، در کلاس‌های فن بیان و موسیقی و کارگاه «یک فنجان هنر» به همراهی مادرشان شرکت کرده‌اند. مادرشان خانه‌دار است و در مورد ارتباط او با فرزندانش و تاثیر این کلاس‌های مادر و کودک می‌گوید: «این کلاس‌ها خیلی تاثیر داشته است. ارتباط بچه‌ها با دیگران خیلی بهتر شده و درک‌شان با خودم هم در خانه بهتر شده. در خانه می‌گویند برویم به مامان کمک کنیم یا می‌آیند و می‌گویند مامان بیا امروز را با هم بگذرانیم. یا می‌آیند و می‌گویند مامان بیا دور هم باشیم و بازی کنیم.»

ماهور میرزایی پنج سال دارد و دو هفته است در کلاس‌های استعدادیابی شرکت می‌کند. مادر ماهور که خانه‌دار است و مدرک دیپلم دارد، می‌گوید: «ماهور در کلاس‌ خیلی خوب است و خودم هم چند بار کنارش بودم و چیزهایی که مربی می‌گفت را انجام می‌دادیم. ماهور روحیه‌ی خیلی بهتری هم داشت. اعتمادبه‌نفس‌اش خیلی بهتر شده و قبلا کمتر صحبت می‌کرد. در خانه هم خیلی بهتر شده است، اگرچه قبلا هم در خانه ارتباطش با من و پدرش خوب بود. در لهجه و صحبت کردنش هم خیلی تاثیر خوبی گذاشته است.»

سعید نظری، ده‌ساله است و چند جلسه است به کلاس‌های مهارت‌آموزی می‌رود. مادر سعید که خانه‌دار است، در مورد تاثیر این کلاس‌ها می‌گوید: «همیشه دنبال این بودم که سعید را به این کلاس‌ها ببرم. بچه‌ی من قبلا کم ارتباط می‌گرفت. اما الان با همبستگی و صمیمیتی که در کلاس هست، ارتباطش بهتر شده. الان خیلی خوشحال است که با بچه‌ها یک کار دسته‌جمعی انجام می‌دهند و شوق دارد. روی ارتباطش در خانه هم تاثیر مثبت گذاشته و مواردی که باید در خانه کار کنیم با هم همکاری خوبی داریم. قبلا کمی گارد می‌گرفت، اما الان همکاری می‌کند. سعید با اینکه توانایی‌های زیادی دارد کمی اعتمادبه‌نفس پایینی دارد و گاهی نقاشی که می‌کشد می‌پرسد مامان خوب است و به درد می‌خورد؟ یا در گروه سرود مدرسه کمی خجالتی است و راحت نیست.»

فاطمه حسینی هفت‌ساله است و به تازگی در کلاس‌های مادر و کودک شرکت کرده است. مادر فاطمه تحصیلات کارشناسی روانشناسی دارد و می‌گوید: «برای تقویت ارتباط جمعی او را در این کلاس‌ها ثبت‌نام کردم و دوست داشتم بهتر ارتباط برقرار کند. یکی از مامان‌های همکلاسی فاطمه این کلاس را معرفی کرد. چون تازه رفته تغییر خاصی هنوز حس نمی‌کنم. خودش روز اول که رفته بود خیلی بهش خوش گذشته بود. در کل نظر منفی ندارد.»

 

آیا شرکت در این کلاس‌ها ضرورتی دارد؟

هزینه‌ی این کلاس‌ها که مثل همه‌ی اقلام دیگر متاثر از تورم بی‌وقفه است، موضوع بعدی صحبت مادران است. مادر سارا و میترا، در مورد هزینه‌ی این کلاس‌ها به عنوان تنها نقطه ضعف آن می‌گوید: «الان همه چیز هزینه دارد و متاسفانه شاید در این شرایط بسیاری از خانواده‌ها نتوانند، اما کلاس‌های مفیدی است، به‌خصوص کلاس فن بیان که به اعتمادبه‌نفس بچه‌ها و ابراز احساس‌شان خیلی کمک می‌کند. باعث می‌شود نسل الان یاد بگیرند بهتر حرف بزنند و از حق‌شان دفاع کنند. البته باید برای علایق هزینه کرد و نتیجه خوبی دارد. بچه‌هایم با شوق به کلاس‌ها می‌روند و مدام سراغ مربی‌شان را می‌گیرند. سارا با اینکه چند وقتی است که کلاس‌شان تمام شده، اما همچنان معلمش را دوست دارد و تعامل خوبی با مربی‌ها دارند.»

او در مورد ضرورت این کلاس‌ها می‌گوید: «هر کسی یک دیدی دارد، اما الان که دخترهایم به کلاس می‌روند با هم همکاری داریم و دارند چیزی برای آینده‌شان هم یاد می‌گیرند. از لحاظ هزینه هم من می‌توانم فراهم کنم، چه برای شهریه و چه برای ساز، اما با فشار اقتصادی الان برای خیلی از خانواده‌ها یک هزینه‌ی اضافی است و ضرورت آن را خود خانواده تعیین می‌کند. مدرسه چیزی یاد بچه‌ها نمی‌دهد.»

او در مورد ویژگی مثبت کارگاه‌های مادر و کودک هم نظر مثبتی دارد و می‌گوید: «در این کارگاه‌ها هم مادر و فرزند فرصت دارند به دور از هیاهو و تکنولوژی اوقاتی را با هم بگذرانند و ارتباط خوبی بین بچه‌ها و والدین شکل بگیرد.»

و مادر ماهور در مورد ضرورت این کلاس‌ها اضافه می‌کند: «از یک نظر این کلاس‌ها خوب است و باعث می‌شود ارتباط بین مادر و کودک بهتر شود و از طرفی هم حس می‌کنم شاید چون در این کلاس کنارش هستم بعد در مدرسه هم بخواهد کنارش باشم و وابسته شود. البته الان از کلاس بیرون نمی‌آید. این کلاس‌ها برای بچه‌هایی که مادرشان خیلی برایشان وقت نمی‌گذارد مفید است.»

مادر فاطمه این کلاس‌ها را برای بهتر شدن ارتباط اجتماعی کودکان ضروری می‌داند و در مورد ضرورت این کلاس‌ها برای والدین و کودکان می‌گوید: «خیلی ضروری است. بچه‌های الان حتی با پدر و مادرشان هم ارتباط برقرار نمی‌کنند. خیلی هیجانی و تهاجمی و گاهی لجباز هستند. به یک رفتار آرام، باطمانینه و یاد گرفتن همکاری نیاز دارند. ارتباط اجتماعی بچه‌ها تقویت می‌شود.»

و در پایان مادر سعید در مورد دروس این کلاس‌ها می‌گوید: «مواد آموزشی خوبی هم دارد و مدرس‌هایشان استاد هستند و برنامه‌ریزی‌شان خوب است.»

سخن پایانی

شاید مهم‌ترین ویژگی کلاس‌های کودک‌محور، فراتر رفتن از آموزش صرف باشد؛ کلاس‌هایی که تلاش می‌کنند با تکیه بر بازی، هنر، موسیقی و تعامل، فرصتی برای تجربه، گفت‌وگو و ساختن رابطه‌ای بهتر میان کودک و والد فراهم کنند. در عین حال، این کلاس‌ها نسخه‌ای واحد برای همه‌ی خانواده‌ها نیستند. هزینه‌ها، فرصت زمانی والدین، شرایط اقتصادی و حتی دغدغه‌های امروز زندگی، تصمیم برای شرکت در آنها را برای هر خانواده متفاوت می‌کند. آنچه از گفت‌وگو با مربیان و والدین به دست می‌آید این است که اگر چنین کلاس‌هایی با برنامه‌ریزی علمی، مربیان متخصص و مشارکت آگاهانه‌ی خانواده‌ها همراه باشد، می‌تواند در کنار مدرسه و خانه، بخشی از نیازهای رشدی و اجتماعی کودکان را پاسخ دهد؛ هرچند اثر واقعی آن، نه در پایان یک دوره، بلکه در سال‌های آینده و در کیفیت ارتباط، اعتمادبه‌نفس و مهارت‌های زندگی نسل امروز سنجیده خواهد شد.

 

14050531 Koodak Chelpasin 5