هفت‌برکه – راحله بهادر: انواع کلاس‌ها و دوره‌هایی که سال‌هاست به‌طور سنتی متمرکز بر آموزش یک مهارت هنری، درسی یا تکنیکی به کودک است، در کلاس‌های والد و کودک تبدیل به توجه به خودِ ارتباط می‌شود و اولویت را به «ساختن ارتباط خوب» می‌دهد. پیچیده‌تر شدن تربیت یک کودک در دنیای امروز، به دلیل سبک زندگی امروزی، برخی از والدین را به سمت استفاده از کلاس‌های کودک-محور و با مشارکت والد سوق می‌دهد. با توجه به نوع متفاوت آموزش در این دوره‌ها که با رویکرد ارتباط والد و کودک است، تاثیرات این کلاس‌ها چیست و تا چه حد گنجاندن آنها در انتخاب‌های والدین و کودک ضرورت دارد؟ اینها سوالاتی است که سعی کرده‌ام در این یادداشت، با نگاهی به گزارشی که در مورد این کلاس‌ها پیشتر در هفت‌برکه منتشر شد (اینجا بخوانید)، پاسخ دهم.

14050601 Koodak Class

ارتباط بهتر با والدین، کلید تعامل با دنیای بزرگتر

خانواده به عنوان کوچک‌ترین و اولین نهادی که فرد در آن اجتماعی می‌شود، اولین تجربه‌های یک کودک در ساختن ارتباط برای ورود به دنیای خارج از خانه است. البته اولین تعارض‌ها و اختلاف‌ها و دعواها هم از این دایره‌ی ارتباطی شکل می‌گیرد. همین موضوع، اهمیت ارتباط خوب در خانواده و بین والد و کودک را بیشتر می‌کند.

کلاس‌های کودک-محور با تمرکز بر آموزش مهارت‌های ارتباط خوب، مثل کنترل خشم و کنترل استرس، تفکر نقاد، مهارت حل مساله، و تصمیم‌گیری، و کنار هم قرار دادن کودک و والد در کارگاه‌های هنری و سرگرمی و موسیقی، تلاش می‌کند ارتباط کودک را با اولین افرادی که در زندگی می‌شناسد و بیشترین وقت خود را با آنها می‌گذراند، بهتر کند.

استفاده از تکنیک‌های سرگرم‌کننده مثل قصه‌گویی، بازی، ساختن کاردستی و موسیقی، سایه‌ی اجبار و آموزش خسته‌کننده را از ذهن کودک دور و به او کمک می‌کند با استفاده از ابزارهایی که برایش آشنا و دوست‌داشتنی است، مهارت‌های زندگی را در ارتباط با خانواده، همسالان و اطرافیانش یاد بگیرد. با توجه به تکیه کودک بر پدر و مادر، این مهارت‌ها می‌تواند در تقویت اعتمادبه‌نفس، احساس امنیت و اعتماد او موثر باشد. کودکی که یاد می‌گیرد حرفش را در خانه بزند، احتمال بیشتری دارد فردا در مدرسه و جامعه هم بتواند از خودش دفاع کند.

ارتباط بهتر با دیگران

قدم بعدی، ساختن ارتباط بهتر با دیگران است. کودک یاد می‌گیرد با کار گروهی و فکر جمعی، مسائل را در ارتباط با افراد دیگر هم مدیریت کند و به ضرورت ارتباط انسانی سالم پی ببرد. نظرخواهی مربی در این کلاس‌ها، عملا تمرین همفکری و تلاش جمعی برای یک انتخاب موثر و روند تصمیم‌گیری بهتر است. اصل ارتباط به‌عنوان بنیاد زندگی اجتماعی، در این نوع کلاس‌ها تمرین می‌شود. مثلا در مهارتی مثل دوست‌یابی، کودک یاد می‌گیرد چطور اولین قدم را برای ارتباط با کودک دیگر بردارد. هر کلاس قصه‌گویی، سفال، موسیقی یا مادر و کودک، فقط یک ساعت سرگرمی نیست؛ سرمایه‌گذاری روی نسلی است که قرار است چند سال بعد وارد مدرسه، جامعه و بازار کار شود.

کودکی که از خانه بیرون می‌آید

خیلی از کودکان امروز بیشتر وقتشان را با موبایل یا تلویزیون و یا صفحات رنگی می‌گذرانند. در دنیایی که ارتباط موثر افراد با یکدیگر به دلیل وجود شبکه‌های اجتماعی هم آسان‌تر شده و هم پیچیده‌تر، کودکان در ابتدای راه قرار دارند. خارج از دنیای شبکه‌های مجازی، جهانی واقعی وجود دارد که صحنه‌ی اصلی رشد جسمی و فکری و پرورش استعدادهای او و همچنین رویارویی او با افراد دیگر و تجربه کردن است.

با توجه به زندگی در عصر تکنولوژی، استفاده کودک از این وسایل اجتناب‌ناپذیر و به شکل درست حتی ضروری است، اما شاید بتوان با استفاده از کلاس‌های کودک-محور، استفاده‌ی او از این وسایل را کمتر کرد و ضرورت نیاز به ارتباطات انسانی را به او نشان داد. در این دوره‌ها، کودک وارد دنیای واقعی می‌شود؛ گِل را لمس می‌کند، ساز را می‌شنود و می‌بیند، با رنگ بازی می‌کند، چیزی می‌سازد و با تمام اینها با همسالانش ارتباط می‌گیرد.

یادگیری یک مسیر دوطرفه است

ارتباط و یادگیری در این کلاس‌ها تا حدودی دوسویه است؛ از یادگیری یک مهارت زندگی تا سرگرم شدن با ریتم و گیم؛ اگرچه اغلب مادر نقش بیشتری در مشارکت در این کلاس‌ها دارد. بسیاری از والدین خودشان با گذراندن تجربیاتی سخت در زندگی یا داشتن اشتباهات، شاید هنوز هم در برخی مهارت‌ها از قبیل نه گفتن، ارتباط موثر با همکاران، و فرصت‌های از دست‌رفته برای پرورش خلاقیت‌هایی که می‌توانستند داشته باشند، مشکل دارند. در کلاس‌های مهد کودک و بزرگسال و موسیقی، والدین هم یاد می‌گیرند وقت بیشتری با بچه‌ها بگذرانند، و فاصله‌ای که با مشغله‌های شغلی و فکری ممکن است بین آنها و فرزندشان ایجاد شده باشد، کمتر شود؛ احساسات کودک‌شان را بهتر بشناسند و حتی خودشان برای کمک به کودک، مهارتی بیاموزند.

کلاس‌های کودک-محور: خوب و بد

دنیای خارج از کلاس‌های کودک-محور، تابع هارمونی و قواعد این کلاس‌ها و تا این اندازه منطقی و قابل‌پیش‌بینی نیست؛ جهانِ بیرون، قواعد نانوشته‌ی بسیاری دارد که اغلب گریزی از روبرو شدن با آنها وجود ندارد. اما کلاس‌های کودک-محور که بنا بر نیازهای زندگی امروز طراحی شده، چه کلاس‌هایی که پایه‌ی آن روانشناسی کودک است، و چه کلاس‌های موسیقی و سرگرمی و اوقات فراغت، فرصت تجربه کردن و بهبود ارتباط را به کودک می‌دهد تا حداقل وقتی در موقعیت واقعی قرار گرفت، به آموخته‌هایش در این دوره‌ها رجوع کند و با ذهنی که بخشی از آن در این کلاس‌ها پرورش یافته، به جای زورگویی، پرخاشگری یا ناتوانی در تصمیم درست، تعامل و گفتگو را انتخاب کند.

سوالی که در اینجا در ذهن من ایجاد می‌شود این است که آیا این کلاس‌ها را باید طولانی‌مدت در برنامه‌ی زندگی کودک قرار داد یا به وقت ضرورت؟ جواب این سوال را والدینی که این یادداشت را می‌خوانند، بهتر می‌دانند؛ اما شاید افراط در استفاده از این کلاس‌ها، کودک را در درازمدت در یک محیط پاستوریزه قرار می‌دهد که با جامعه‌ی واقعی متفاوت است و می‌تواند آسیب‌های خودش را داشته باشد.

نباید فراموش کرد که کودک نهایتا نیاز دارد کودکی کند و بسیاری از درس‌ها را در فضای زندگی واقعی یاد بگیرد و آزادی او در کشف محیط اطراف، تجربه کردن، خلاقیت و آزمون و خطا سلب نشود. وابسته کردن طولانی‌مدت کودک به این کلاس‌ها و آسیب‌های احتمالی آن، نیاز به مطالعه‌ی علمی و نظرات کارشناسان این حوزه دارد.

والدین؛ آموزش روزانه‌ی کودک با چالش‌های متعدد

باید در نظر داشت کلاس‌های آموزشی هم با توجه به شهریه‌های بالا و لوازم جانبی آن، به سمت تبدیل شدن به کالای لوکس در جامعه پیش می‌رود؛ کلاس‌هایی که هر روز دایره‌ی افرادی که بتوانند از آنها استفاده کنند، محدودتر می‌شود. از سوی دیگر،‌ زندگی روزمره خانواده‌ها، این روزها با فشارهای اقتصادی، عدم اطمینان و نگرانی‌های مختلف، به علاوه‌ی تاثیرات جنگ و شرایط جنگی در یک سال اخیر روبه‌رو است.

تلاش بی‌وقفه و تحسین‌برانگیز والدین برای مراقبت از کودک در این شرایط و دغدغه‌های مداوم آنها برای ساختن آینده‌ی او، خواه در این کلاس‌ها شرکت کنند یا حتی اسمی از این کلاس‌ها به گوششان نخورده باشد، جای تردیدی در اهمیت تلاش‌های آنها برای تربیتِ سالم نسل آینده باقی نمی‌گذارد.

سوال پایانی این است که آیا همه‌ی کودکان نیاز دارند در این کلاس‌ها شرکت کنند؟! پاسخ این است که در نهایت این والدین هستند که بهتر از هر کسی می‌توانند تشخیص دهند فرزندشان در چه زمانی و تا چه اندازه به این کلاس‌ها نیاز دارد.