هفت‌برکه – مریم مالدار: در روزگاری که هنوز پای علم نوین پزشکی به ولایات‌ و روستاها نرسیده بود، مردم محلی با شناخت خواص گیاهان دارویی و تجربه‌های شخصی، راه‌های درمانی ویژه‌ای برای بیماری‌ها داشتند. در میان این روش‌ها، بعد از درمان‌هایی مثل «گوری واگرته» (اینجا) و «خین‌ خری» (اینجا) نوبت به آیینی می‌رسد به نام «فیتِ‌ تک دماغ».

Yakhdu 22 Fit Domagh

این روش بیشتر برای بچه‌هایی به کار می‌رفت که لاغراندام بودند، وزن نمی‌گرفتند، شیر نمی‌خوردند یا اگر هم می‌خوردند، آن را بالا می‌آوردند. در چنین شرایطی، طبیب محلی نسخه‌ای ساده اما باورپذیر می‌پیچید و می‌گفت: «اَمی بچوت منره‌اش ختن. اُش‌بیا تا فیتِ تک دماغش بکنوم و سر حال بیا!»

شیوه‌ی کار چنین بود: ابتدا پیشانی، شقیقه و سپس بینی کودک را با روغن زیتون یا بادام چرب می‌کردند. سپس طبیب یکی از سوراخ‌های بینی بچه را با انگشت می‌بست و خیلی آرام و ملایم در سوراخ دیگر می‌دمید. در این لحظه، اگر همه‌چیز درست پیش می‌رفت، صدایی شبیه قورت دادن آب شنیده می‌شد. طبیب با شنیدن این صدا می‌گفت: «الان منره‌اش روسدن و درست آبدن!»

اگر در مرحله‌ی اول این صدا شنیده نمی‌شد و یکی از سوراخ‌های بینی کیپ بود، دوباره از سوراخ دیگر امتحان می‌کردند تا نتیجه حاصل شود. این عمل را سه بار، به نیت الله، محمد، علی تکرار می‌کردند تا کودک سر حال شود.

البته اجرای این روش برای نوزادان نیاز به احتیاط بیشتری داشت. به جای روغن زیتون، چند قطره شیر مادر را روی پیشانی و بینی می‌مالیدند و سپس با همان شیوه «فیتِ تک دماغ» انجام می‌شد.

گرچه امروزه چنین روش‌هایی جای خود را به درمان‌های علمی داده است، اما روایت‌ «فیتِ‌ تک دماغ» و باقی روایاتی که در پستوی ذهن بزرگترها مانده است، بیش از آنکه یک شیوه درمانی باشد، پنجره‌ای به باورها و خلاقیت مردمی است که با کمترین امکانات، بیشترین تلاش را برای سلامتی فرزندان‌شان می‌کردند. تا تجربه و عشق مادرانه به هم بیامیزد و نسخه‌ی درمان را بپیچد.