هفتبرکه ــ مبینا پزشک: کتاب «۳۶۵ روز بدون تو» نه یک رمان است و نه یک داستان؛ بلکه یک روزشمار احساسی است. مجموعهای از اشعار و دلنوشتههای کوتاه عاشقانه که هر کدام بازتاب لحظهای از یکسال بیمعشوق بودن و تلاش برای فراموش کردن معشوق را روایت میکند. این کتاب را «آکیرا»، نویسنده کانادایی، در سال ۲۰۲۳ منتشر کرده و جزو کتابهای پرفروش سایت «آمازون» قرار دارد.
موضوع کتاب همانطور که از عنوان آن پیداست، درباره جدایی از معشوق است. نویسنده کتاب با زبانی ساده به بیان احساسات یک دل تنها میپردازد. از دلتنگی میگوید، از خاطرات گذشته، از تلاش برای کنار آمدن با فقدان و از امیدهایی که گاهی مثل جرقهای کوچک در دل تاریکی روشن میشوند و باز به سمت تاریکی میروند. در واقع داستان با آغاز جدایی ناخواسته شروع میشود. «آکیرا» در این دلنوشتهها از روزهای شک و ناباوری مینویسد؛ او با نوشتههایش به مخاطب میفهماند که یک سال دوری از معشوق چگونه میتواند ابعاد وجودی یک انسان را زیرورو کند.
خواندن کتاب «۳۶۵ روز بدون تو» برای تمام کسانی که تجربه عشق و جدایی را از سر گذراندهاند و افرادی که اهل متنها و دلنوشتههای کوتاه عاشقانه هستند، مناسب است. این کتاب حدود ۲۰۰ صفحه دارد؛ گویی که این سفر احساسی در روز دویستم به یک ایستگاه ناگهانی میرسد.
شاید کتابی را که به شما معرفی کردم، به ما یادآوری میکند که حتی در اوج دلتنگی، میتوان زیبایی را در کلمات پیدا کرد و از آن پلی به سمت التیام ساخت. این کتاب بهجای اینکه به روز ۳۶۵ روز برسد، به ۲۰۰ روز رسیده است و این پایان ناگهانی کتاب، بسیاری از خوانندگان را به فکر فرو میبرد، شاید قرار است ادامه این کتاب جوری باشد که هر کس داستان خودش را برای رسیدن به ایستگاه ۳۶۵ روز بنویسد.
نسخه فارسی این کتاب را چندین انتشارات منتشر و مترجمان زیادی این کتاب را ترجمه کردهاند که میشود از جمله معروفترین آنها به «نهال سهیلیفر» که ترجمهاش توسط نشر «داهی» منتشر شده است؛ اشاره کرد. قیمت فعلی نسخه چاپی این کتاب بین ۱۶۰ تا ۳۰۰ هزار تومان است.
شما میتوانید این کتاب را از کتابخانههای عمومی شهرمان کتابخانهی عمومی آبشار اندیشه گراش و کتابخانهی عمومی عظیمی تهیه و یا فایل صوتی کتاب «۳۶۵ روز بدون تو» را از اپلیکشن کتاب صوتی و الکترونیکی طاقچه دانلود کنید.
بخشهایی از کتاب «۳۶۵ روز بدون تو»
در روز پنجم کتاب «۳۶۵ روز بدون تو» آمده است: «میدانستم که دوام نمیآوریم، از همان روز اولی که باهم همصحبت شدیم، میدانستم! اما هنوز هم امیدوار بودم که برای یکبار هم که شده، یک رابطه خوب باقی بماند.»
در روز چهلویکم این کتاب گفته شده است: «یک روزهایی احساس میکنم که دیگر فراموشت کردهام و برایم اصلا اهمیتی ندارد که الان مشغول چه کاری هستی، ولی بعدش سروکلهی یک خاطره پیدا میشود و میبینم به همین راحتی باز هم دلم برایت تنگ شده است.»
در روز پنجاه کتاب آورده شده است: «یکی از سختترین بلاهایی که میتواند سرت بیاید، سوگواری برای از دست دادن کسی است که هنوز هم زنده است.»


