هفتبرکه – مریم مالدار: به مناسبت روز گردشگری، آموزشگاه چلپسین در دو روز پیاپی، برنامههای بخشهای مختلف خود را به موضوع سفر، گردشگری و تجربههای سفر اختصاص داد؛ از چمدانهای کوچک کودکان و انتخاب مقصد و وسیلهی نقلیه، تا بازیهای چالشی نوجوانان و نشستی با محوریت ادبیات سفر و سفرنامهنویسی. دوم و سوم مهرماه، دو روزی بود که در چلپسین، گردشگری نه فقط به معنای رفتن از یک نقطه به نقطهی دیگر بلکه بهانهای شد برای شناخت و به اشتراک گذاشتن تجربه و خاطرات.
سفر کودکان با دو کتاب
پنجشنبه دوم مهرماه، ویژهبرنامه بخش کودک و نوجوان چلپسین با موضوع سفر و گردشگری برگزار شد. برنامه با گفتوگو درباره مفهوم «گردشگر» و «سفر» آغاز شد و کودکان در نخستین گام، خودشان را برای یک سفر خیالی آماده کردند. هر کودک وسایل مورد نیاز سفرش را انتخاب و رنگآمیزی کرد و بعد آنها را داخل چمدانش گذاشت. چمدانها کمکم آماده شدند و حالا نوبت انتخاب مقصد بود. شهری در ایران یا کشوری دوردست که هر کدام دوست داشتند به آن سفر کنند.
اما برای رسیدن به هر مقصد، یک سؤال دیگر هم وجود داشت: چطور به آنجا برویم؟ برای پیدا کردن پاسخ این سؤال کتاب «چگونه به سفر برویم؟» اثر لوری کراسنی براون خوانده شد. بچهها همراه با کتاب درباره شیوههای مختلف سفر و وسیلههای نقلیه صحبت کردند و هر کدام تصمیم گرفتند اگر قرار باشد به مقصد مورد علاقهشان سفر کنند، چگونه به آنجا برسند.
در ادامه، سفر کودکان با کتاب شعر «دزده و مرغ فلفلی» ادامه پیدا کرد؛ کتاب شعری کودکانه و جذاب که فرصتی شد تا بچهها با شهرهای مختلف ایران و سوغات و ویژگیهای آنها آشنا شوند. به این ترتیب، سفر خیالی کودکان فقط به انتخاب یک مقصد ختم نشد و هر شهر، داستان و سوغات خودش را نیز به همراه داشت.
نوجوانان و چالش آزمون گردشگری گراش
در بخش نوجوان نیز سفر حالوهوای متفاوتی پیدا کرد. چند بازی و چالش با موضوع آثار گردشگری و تاریخی گراش طراحی شد تا میزان شناخت نوجوانان از شهر و آثار تاریخی را محک بزنیم. در این بخش، نوجوانان در قالب بازی و رقابت، سراغ بناها، مکانها و نشانههای گردشگری گراش رفتند و تلاش کردند نشان دهند از شهر خود و داشتههای تاریخی و فرهنگی آن چقدر میدانند.
سفرنامهخوانی و اشتراک تجربهها
اما برنامههای روز گردشگری در چلپسین به بخش کودک و نوجوان محدود نماند. جمعه نیز انجمن کتابخوانی چلپسین با عنوان «از ما»، نشست خود را به موضوع سفر و گردشگری اختصاص داد؛ نشستی که این بار از مسیر کتاب، ادبیات و روایتهای سفر به جهان گردشگری نگاه کرد.
در این نشست، شرکتکنندگان با آثار و روایتهای گروهی از سفرنامهنویسان، ایرانپژوهان و نویسندگان حوزه سفر آشنا شدند و ردپای سفر و سفرنامهنویسی را در دورههای مختلف دنبال کردند.
نخستین بخش این نشست به ریشههای سفرنامه مدرن ایرانی اختصاص داشت و آثاری از صادق هدایت، جلال آلاحمد و محمود دولتآبادی مرور شد؛ نویسندگانی که هر یک به شیوهای متفاوت، سفر، مکان و مواجهه با جهان بیرون را در آثار خود بازتاب دادهاند.
در بخش جهانگردان و ایرانپژوهان نیز از سفرنامههای برادران امیدوار تا نوشتههای ایرج افشار، منوچهر ستوده، باستانی پاریزی و محمدعلی اسلامی ندوشن مورد توجه قرار گرفت؛ روایتهایی که هر یک بخشی از جغرافیا، فرهنگ و زندگی اجتماعی ایران را از نگاه سفر و مشاهده ثبت کردهاند.
بخش دیگری از نشست به سفرنامهنویسان معاصر اختصاص داشت و با نگاهی به آثار رضا امیرخانی و منصور ضابطیان، شکلهای تازهتر روایت سفر بررسی شد.
در ادامه، شرکتکنندگان با آثار پژوهشگران و نویسندگان فرهنگ سفر از جمله آرش نورآقایی، سیروس علینژاد، نسیم معماریان و خشایار حاجیسجادی آشنا شدند و درباره نقش پژوهش، روایت و ثبت تجربه در شناخت فرهنگ سفر صحبت کردند.
سفرنامهای که از کتاب بیرون آمد
در بخش پایانی، مسیر سفرنامهنویسی تا روزگار امروز دنبال شد؛ از سفرنامههای ادبی و پژوهشی گرفته تا شکلهای تازه روایت سفر در رسانههای دیجیتال. کتاب، عکس، پادکست و شبکههای رسانهای امروز، هر کدام شکل دیگری از سفرنگاری را پیش روی مخاطب گذاشتهاند و تجربه سفر را از یک خاطره شخصی به روایتی قابل اشتراک برای دیگران تبدیل کردهاند.
در همین بخش، سعید رایگان و نرگس اسدی نیز درباره اپلیکیشنهای مختلف مسیریابی، رزرو اقامت و ابزارهای کاربردی سفر صحبت کردند؛ ابزارهایی که بخشی از تجربه سفر در دنیای امروز را شکل میدهند و برنامهریزی برای رفتن و ماندن را آسانتر میکنند.
و آخر سفر، خاطره است
رنگ و بوی سفر اما زمانی بیشتر از همیشه در حیاط چلپسین جریان گرفت که مهمانان، تجربهها و خاطرات خود از سفرهای داخلی و خارجی را با یکدیگر به اشتراک گذاشتند.
هر خاطره، مقصدی تازه بود. گاهی یک شهر نزدیک و آشنا، گاهی کشوری دور، و گاهی سفری که بیش از مقصد، آدمها و اتفاقهای مسیرش در یاد مانده بود.
روز گردشگری در چلپسین، از چمدانهای رنگی کودکان آغاز شد، از میان کتابها و بازیها و شناخت شهر گراش گذشت، به سفرنامهها و روایتهای نویسندگان رسید و سرانجام در حیاط چلپسین، میان خاطرات مشترک مهمانان، به گفتوگو و تجربه تبدیل شد.
شاید وجه مشترک همه این برنامهها همین بود: سفر فقط رفتن نیست راهی است برای دیدن جهان، شناخت آدمها و فرهنگها و در آخر، بازگشتن به مقصد با سوغاتی شناخت و لبخند.








