هفت‌برکه: دومین کتاب دکتر عبدالمهدی شیرشمسی، هیات علمی دانشگاه، پژوهشگر و مولف گراشی، با عنوان «مدیریت استراتژیک در قرن ۲۱» از سوی انتشارات جهاد دانشگاهی، منتشر شد. این کتاب می‌تواند راهنمای شرکت‌ها و منابع مالی و انسانی آنها در دنیای پرتلاطم اقتصادی و سیاسی امروز باشد که جزر و مدهای مداوم آن، لزوم نگرش علمی و کاربردی به سرمایه و تضمین رونق و پایداری سازمان‌ها در صنایع مختلف را بیشتر می‌کند.

14050709 Shirshamsi Ketab 1

یک کتاب تازه برای بازار کار و سرمایه در جهان معاصر

تازه‌ترین کتاب دکتر عبدالمهدی شیرشمسی، عضور هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی لارستان، با عنوان «مدیریت استراتژیک در قرن ۲۱» در ۲۶۳ صفحه، از سوی سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی، تابستان ۱۴۰۵ به کتابفروشی‌ها رسید. علاقه‌مندان می‌توانند این کتاب را به‌زودی از نوشت‌افزار صدرا، واقع در کمربندی گراش، تهیه کنند.

دکتر عبدالمهدی شیرشمسی، متولد ۱۳۵۵، دکترای مدیریت بازاریابی دارد. او از سال ۱۳۸۳، تدریس در دانشگاه آزاد اسلامی لارستان را شروع کرده و از سال ۱۳۸۶ عضو هیئت علمی این دانشگاه شده است. دکتر شیرشمسی از سال ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۰ ریاست دانشگاه آزاد اسلامی گراش را نیز بر عهده داشته است، اما پس از آن مسئولیت مدیریتی نپذیرفته است. سال گذشته، نخستین کتاب او با عنوان «خلق آینده: مسیرهای نوآوری و کارآفرینی» منتشر شد که می‌توانید از اینجا بخوانید.

کتاب «مدیریت استراتژیک در قرن ۲۱» به‌شکل تخصصی و رویکردی علمی، به واکاوی حوزه‌ی مدیریت استراتژیک در دنیای پرتلاطم اقتصادی و سیاسی امروز می‌پردازد و از مبانی و مفاهیم بنیادین این حوزه گرفته، تا ابزارهای نوین تحلیل، ارزیابی و در نهایت اجرا، پیاده‌سازی، و کنترل را با نگاهی به چالش‌ها و فرصت‌های قرن بیست و یکم و ابزارهای جدید، تحلیل کرده است. این کتاب با تکیه بر علوم روز مدیریت استراتژیک و بهره گرفتن از منابع تحلیل و تحقیق فراوان و استفاده از نظریات متخصصان و کارشناسان این موضوع، تلاش می‌کند کشتی کار و سرمایه‌ی شرکت‌ها را در دریای دنیای مدرن، بادبان باشد. از سوی دیگر، این کتاب با طرح تخصصی موضوعات مربوط به این حوزه، یک کتاب مطالعاتی مناسب برای کارشناسان و دانشجویان رشته‌ی بازاریابی و اقتصاد است.

در پیشگفتار این کتاب به قلم مولف می‌خوانیم: «قرن بیست و یکم در حال حاضر پر از خطرات و عدم قطعیت است. هدف سازمان‌های تجاری از افزایش رفاه برای دوره برنامه‌ریزی محدود، به دستیابی به بقای پایدار بلندمدت در یک وضعیت قابل قبول تغییر کرده است.» (۱۱) و می‌افزاید: «با پیروی از یک فرآیند مدیریت استراتژیک، سازمان‌ها می‌توانند شانس موفقیت خود را در یک بازار رقابتی بهبود بخشند.» (۱۱)

در «مدیریت استراتژیک در قرن ۲۱» چه خبر است؟

این کتاب در ۶ فصل تدوین شده و نویسنده؛ بازار، سرمایه، و راهکارهای حفظ و توسعه‌ی سرمایه در شرکت‌ها را در قلب تحلیل خود قرار داده است. کتاب حاضر، به‌طور کلی و آنچنان که نویسنده در پیشگفتار آن نیز آورده است، برای مدیران ارشد، مشاوران، و دانشجویان تهیه شده است و مباحث تخصصی آن نیز این دایره‌ی مخاطبان را تایید می‌کند. اما در ابتدا به دو سوال کلیدی در ذهن خواننده‌ی علاقه‌مند با استفاده از کتاب، پاسخ می‌دهیم تا درک و مطالعه‌ی کتاب برای خواننده‌ی عادی نیز میسر باشد.

سوال اول: مدیریت استراتژیک چیست؟ نویسنده با استفاده از تعریف هِنری مینتزبرگ، نظریه‌پرداز برجسته‌ی کانادایی در مدیریت و تجارت، به این سوال اساسی پاسخ داده است. او می‌گوید: «مدیریت استراتژیک عبارت است از جریان تصمیم‌ها و فعالیت‌هایی که منجر به ایجاد یک یا چند استراتژی موثر برای نیل به اهداف می‌شود» (مینتزبرگ، ۱۹۹۳: ۳۵) (۱۹) اگرچه حتی خود این حوزه نیز یک علم در حال تکامل است.

سوال دوم: چرا مدیریت استراتژیک برای شرکت‌ها ضرورت دارد؟ نویسنده در پاسخ نوشته است: «هر سازمانی که مایل به دستیابی به اهداف و مقاصد خود است، باید از مدیریت استراتژیک استفاده کند. این فرآیندی است که به سازمان‌ها در تعریف هدف، چشم‌انداز و ارزش‌هایشان و همچنین شناسایی نقاط قوت و ضعف، ارزیابی فرصت‌ها و تهدیدها در محیط و تدوین استراتژی‌هایی برای دستیابی به اهدافشان کمک می‌کند.» (۴۵)

مروری کوتاه بر فصل‌های کتاب و خواندن صفحاتی از آن

چهار فصل اول: مبانی نظری و ساختارها

در فصل اول با عنوان «مفاهیم حوزه مدیریت و تدوین استراتژی» نویسنده مفاهیم اولیه و تعاریف این حوزه را ارائه کرده است. تفاوت‌های برنامه‌ریزی استراتژیک و برنامه‌ریزی بلند مدت، انواع استراتژی و اهمیت ایجاد یک چشم‌انداز روشن از سوی شرکت‌ها برای تصمیم‌گیری راهبردی و تحلیل محیطی و شناسایی چالش‌ها و فرصت‌ها، از نقاط موردتاکید در این فصل است تا در نهایت به شرکت‌ها کمک کند به سوی موفقیت بلندمدت و رقابت محور حرکت کنند.

در فصل دوم با عنوان «ابزارهای برنامه‌ریزی استراتژیک»، نویسنده به سراغ مهم‌ترین ابزارهای این حوزه رفته است. این فصل ابزارهای تدوین استراتژی و مدل‌های مورداستفاده در تحلیل و تدوین استراتژی به همراه مزایا و معایب و نحوه به‌کارگیری آنها را به طور دقیق مورد بررسی قرار داده است. در بخشی از این فصل نویسنده به «منظر مشتری» پرداخته و با پرسیدن یک سوال اساسی، نوشته است: «منظر مشتری به مدیران یادآوری می‌کند که باید آگاه شوند، آیا سازمان مشتریان خود را در رفع نیازهایشان راضی نموده است؟» (۸۳)

در بخشی از این فصل، با عنوان «منظر رشد» می‌خوانیم: «یک سازمان زمانی می‌تواند رشد و نوآوری داشته باشد که قادر به توسعه مهارت‌ها و رهبری خود باشد و از اشتباهات خود و رفتار سایر سازمان‌ها درس بگیرد و بتواند برای خود روش‌های جدیدی ایجاد کند.» (۸۴)

فصل سوم، «ارزیابی و کنترل سیستم‌های برنامه‌ریزی در قرن ۲۱» نام دارد. این فصل دانش و ابزارهای لازم برای موثر بودن راهکارهای مدیریتی شرکت‌ها و سازمان‌ها را با تکیه بر الگوهای آن در دانش روز این حوزه معرفی می‌کند. اما لزوم ارزیابی سیستم‌های برنامه‌ریزی چیست؟ نویسنده پاسخ می‌دهد: چون «سازمان‌ها می‌توانند تصمیمات آگاهانه‌ای بگیرند، حوزه‌های بهبود را شناسایی کنند و از همسویی استراتژی‌های خود با اهداف بلندمدت اطمینان حاصل کنند.» (۱۳۷)

در این فصل، مولف در بخش مطالعه‌ی موردی، شرکت فناوری چندملیتی آمازون را مثال زده و موفقیت آن را در فرآیندهای ارزیابی و کنترل استراتژیک موثر آن می‌داند. در مورد یکی از شاخص‌های موفقیت این شرکت یعنی «نوآوری و آزمایش مداوم» می‌خوانیم: «فرآیند ارزیابی و کنترل استراتژیک شرکت آمازون بر نوآوری و آزمایش مداوم تاکید دارد. این شرکت فرهنگ آزمایش و ریسک‌پذیری را تشویق می‌کند و به آن اجازه می‌دهد تا ایده‌ها و ابتکارات جدید را آزمایش و تکرار کند.» (۱۳۵)

در فصل چهارم با عنوان «جذب فناوری و استراتژی‌های بین‌المللی» نویسنده با پاسخ به چرایی لزوم جذب فناوری شروع کرده و نوشته است: «برای اینکه سازمان‌ها در قرن ۲۱ بتوانند در مقابل سرعت ظهور فناوری‌ها پیشرو باشند، باید به‌طور مداوم فناوری‌های جدید را اکتساب و جذب کنند.» (۱۴۱)

بخشی از این فصل، استراتژی‌های جهانی و استراتژی محلی‌سازی را توضیح می‌دهد. نویسنده در مبحث جذاب «استراتژی محلی‌سازی» نوشته است: «استراتژی محلی‌سازی […] رویکردی است که توسط سازمان‌های تجارت بین‌المللی برای سفارشی‌سازی محصولات، خدمات، بازاریابی و عملیات خود برای مطابقت با ترجیحات و الزامات بازارهای محلی استفاده می‌شود. هدف اصلی یک استراتژی محلی‌سازی، به حداکثر رساندن جذابیت و ارتباط پیشنهادات در کشورها یا مناطق مختلف با تطبیق آنها با زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و نظارتی محلی است.» (۱۵۷)

در بخشی از این فصل با عنوان «استراتژی فرهنگی در استراتژی‌های جهانی» می‌خوانیم: «هوش فرهنگی به توانایی فرد در درک، سازگاری و کار موثر در زمینه‌های فرهنگی مختلف اشاره دارد. این شامل داشتن دانش از هنجارها، ارزش‌ها و رفتارهای فرهنگی و همچنین مهارت‌های لازم برای هدایت و برقراری ارتباط در محیط‌های متنوع فرهنگی است.» (۱۶۰)

نویسنده در پایان این فصل، بین‌المللی‌سازی را نه یک انتخاب راهبردی فرعی، بلکه یک «هسته‌ی اصلی بقا و رشد سازمان‌ها در قرن بیست‌ویکم» می‌داند. (۱۷۰)

دو فصل پایانی: اجرای استراتژی‌ها و چشم‌انداز آینده

فصل پنجم «اجرا و پیاده‌سازی استراتژی‌ها» نام دارد و به انتخاب نویسنده مهمترین فصل این کتاب است، چون تمام مبانی، راهکارها و مدل‌هایی که در چهار فصل پیشین معرفی و به‌طور مفصل توضیح داده شده، در این فصل اجرا شده است.

معرفی نظام مدیریت استراتژیک سازمانی و تفاوت آن با برنامه‌ریزی سنتی منابع سازمانی از محورهای اصلی این فصل است. نویسنده در یک مطالعه‌ی موردی، شرکت دیجی‌کالا را نام برده و نوشته است: «اجرای استراتژی و برنامه‌ریزی عملیاتی در دیجی‌کالا با رویکردی مشتری‌محور و تکیه بر نوآوری مستمر شکل گرفته است. […] این شرکت با ایجاد ساختاری متشکل از چهار مجموعه اصلی (خرده‌فروشی آنلاین، دیجی‌پی، فیدیبو و دیجی‌نکست) بستر لازم برای تمرکز هر واحد بر ماموریت تخصصی خود را فراهم کرده است. […] اندازه‌گیری عملکرد، هسته اصلی فرآیند ارزیابی و کنترل استراتژیک در دیجی‌کالا را تشکیل می‌دهد. […] بهبود مستمر، به‌عنوان یک اصل بنیادین در دیجی‌کالا نهادینه شده است.» (۲۱۴-۲۱۶)

فصل ششم و پایانی این کتاب با عنوان «عصر جدید مدیریت استراتژیک» کلیدواژه‌های ابزارهای نوین مدیریت استراتژیک، و هوش مصنوعی را تحلیل کرده است. نویسنده معتقد است عصر جدید با وجود تمام چالش‌ها، پیش‌بینی‌ناپذیری‌ها و مخاطرات دنیای سرمایه با چشم‌اندازی مبهم و گاه نامشخص، افقی تازه را پیش روی سازمان‌ها گشوده و نمی‌توان ظرفیت‌های گسترده‌ی آن را نادیده گرفت. مدیران و شرکت‌ها می‌توانند با اتخاذ تصمیم‌های درست و هوشمندانه با تکیه بر مدیریت استراتژیک، نه‌تنها سرمایه را حفظ؛ بلکه آن را توسعه داده و به پیشرفت مالی و منابع انسانی خود کمک کنند.

نویسنده در بخشی از این فصل با عنوان «برقراری تعادل مناسب» که به تکنولوژی هوش مصنوعی و ابزارهای پرکاربرد آن اشاره دارد، نوشته است: «موثرترین رویکرد، قابلیت‌های هوش مصنوعی را با تخصص انسانی ترکیب می‌کند تا مزایای هوش مصنوعی را به حداکثر برساند و در عین حال خطرات آن را کاهش دهد. سازمان‌ها باید یک رویکرد ترکیبی برای استراتژی و اجرا اتخاذ کنند.» (۲۳۶)

یک کتاب راهنما، برای شرکت‌ها و سازمان‌ها

نویسنده از مقالات و کتاب‌های زیادی برای ارجاع علمی و قابل تکیه مباحث خود استفاده کرده است و این نکته می‌تواند ساختار و اساس علمی موضوعات کتاب را تایید کند.

«مدیریت استراتژیک در قرن ۲۱» اگرچه کتابی تخصصی در حوزه مدیریت است، اما حرف اصلی آن برای هر کسی که با یک کسب‌وکار، سازمان یا حتی یک مسیر شغلی سروکار دارد، روشن است: در دنیایی که شرایط مدام تغییر می‌کند، موفقیت فقط به داشتن سرمایه و امکانات وابسته نیست؛ بلکه به شناخت درست شرایط، تصمیم‌گیری آگاهانه و توانایی سازگار شدن با تغییرات نیز نیاز دارد. این کتاب تلاش می‌کند راه‌های رسیدن به چنین نگاهی را با زبان علمی و نمونه‌های کاربردی پیش روی مخاطب بگذارد.

14050709 Shirshamsi 2