هفت‌برکه – عبدالحسین محمدی: فیلم «فشار» Pressure از آن دسته فیلم‌هایی است که اگر بدون اطلاع قبلی سراغش بروید، ممکن است در ۲۰ دقیقه اول پیش خودتان فکر کنید: «مگر قرار نبود این فیلم جنگی باشد؟ این همه تعریف شنیدیم برای داستان این چند نفر که درباره ‌آب‌وهوا بحث می‌کنند؟» اما کم‌کم متوجه می‌شوید که فیلم درباره هواشناسی نیست؛ درباره مسئولیت تصمیم‌گیری است، آن هم وقتی جان صدها هزار نفر در خطر است.

فیلم «فشار» را آنتونی ماراس در سال ۲۰۲۶ بر اساس فیلمنامه‌ای از دیدیو هِیگ (که ابتدا آن را به شکل یک نمایشنامه‌ نوشته است) ساخته است و بار دراماتیکِ فیلم را بازیگران بزرگی همچون اندرو اسکات، برندان فریزر، کری کاندون و دیمین لوییس به دوش می‌کشند.

Komod 203 Pressure 1

داستان فیلم بر اساس وقایع تاریخی سال ۱۹۴۴ در جنگ جهانی دوم می‌گذرد؛ آن هم در مقطعی بسیار حساس به نام دی-دِی  D-DAYیعنی روزی که نیروهای متفقین در ساحل نرماندی فرانسه پیاده شدند تا این کشور را از اشغال آلمان نازی نجات دهند. در ۷۲ ساعت منتهی به این عملیات، یک هواشناس اسکاتلندی به نام جیمز استگ باید به ژنرال آیزنهاور بگوید آیا شرایط جوی برای بزرگ‌ترین عملیات آبی-خاکی تاریخ مناسب است یا نه. اگر اشتباه کند، ممکن است جنگ مسیر دیگری پیدا کند.

علاوه بر جذابیت این داستان، که دست‌مایه‌ی فیلم‌های بزرگی در تاریخ سینما از جمله «نجات سرباز رایان» ساخته استیون اسپیلبرگ و «دانکرک» ساخته کریستوفر نولان شده است، تاثیرگذاری فیلم «فشار» سه منشا دیگر هم دارد: تنش داستانی بدون اکشن بیرونی، نقش‌آفرینی جاندار بازیگران بخصوص اندرو اسکات، و درونمایه‌ی نهایی فیلم.

بیشتر فیلم‌های جنگی، تنش را از انفجار، تیراندازی و میدان نبرد می‌گیرند. اما «فشار» تقریباً تمام تنش خود را از خلال اتاق‌های جلسه و بحث‌های کارشناسی در مورد آب و هوا می‌سازد. عجیب است که فیلمی درباره نقشه‌های هواشناسی بتواند این‌قدر استرس ایجاد کند! بسیاری از منتقدان همین ویژگی را بزرگ‌ترین نقطه قوت فیلم دانسته‌انت.

بازی اندرو اسکات قلب تپنده فیلم است. او شخصیتی را بازی می‌کند که نه قهرمان اکشن است و نه سیاستمدار؛ فقط دانشمندی است که حقیقتی را می‌بیند که دیگران نمی‌خواهند ببینند و بشنوند. اسکات اضطراب، تردید و فشار روانی را بسیار طبیعی منتقل می‌کند. بسیاری از نقدها او را بهترین عنصر فیلم معرفی کرده‌اند.

و در نهایت، فیلم در ظاهر درباره جنگ جهانی دوم است، اما در لایه‌ی عمیق‌تر درباره این سؤال است: آیا وقتی همه از تو جواب قطعی می‌خواهند، می‌توانی بگویی «من مطمئن نیستم»؟ همین موضوع، فیلم را به دنیای امروز هم مرتبط می‌کند؛ جایی که تصمیم‌های بزرگ اغلب بر اساس داده‌های ناقص گرفته می‌شوند.

اما گذشته از این نقاط مثبت، شاید لازم باشد به چند نکته ضعف فیلم هم اشاره کرد. اگر به فیلم‌هایی مثل «نجات سرباز رایان» یا «دانکرک» علاقه دارید، احتمالا از کم بودن صحنه‌های جنگی در فیلم «فشار» ناامید شوید. بیشتر زمان فیلم صرف گفت‌وگوها و جلسات می‌شود. علاوه بر این، برخی منتقدان معتقدند ریشه تئاتری داستان هنوز در فیلم دیده می‌شود؛ یعنی گاهی حس می‌کنید در حال تماشای یک نمایش صحنه‌ای هستید که به فیلم تبدیل شده است. از طرفی دیگر، فیلم عمداً وارد جزئیات فنی نمی‌شود. برای بعضی مخاطبان این تصمیم خوب است، اما برخی احساس کرده‌اند که استدلال‌های علمی شخصیت‌ها می‌توانست واضح‌تر توضیح داده شود.

به نظرم ارزش واقعی «فشار» در این است که نشان می‌دهد تاریخ فقط توسط سربازان ساخته نمی‌شود؛ گاهی یک پیش‌بینی هواشناسی، یک گزارش اطلاعاتی یا یک تصمیم پشت درهای بسته، می‌تواند سرنوشت جنگ را تغییر دهد. این زاویه نگاه تازه باعث می‌شود فیلم میان انبوه آثار جنگ جهانی دوم، هویت مستقل خودش را پیدا کند.

Komod 203 Pressure 4