هفتبرکه – گزارش آگهی: «رستوران و چلوکبابی صالح» گراش با نزدیک چهل سال سابقه، نه فقط در گراش، بلکه در شهرهای همجوار هم طرفدار دارد. از ماه پیش «صالح» با ابتکاری تازه، غذاهای خوشرنگ و لعاب و بینظیر عربی را هم به منوی خود اضافه کرده است تا هر مشتری تسلیم رنگ و طعم آن بشود. سینیهای رنگارنگ و خوشطعم منوی جدید را با مهارت حرفهای شف سلمان، سرآشپز معروف بندرعباسی از «صالح» بخواهید.
در این گزارش، سلمان جدّاوی، با نام حرفهای شِف سلمان، مدرس و آموزشدهندهی کافهرستورانهای بینالمللی غذاهای عربی، دریایی، جنوبی، کبابی، فستفود و ملل، که اهل بندرعباس است، آشنا میشویم. او ۱۵ روز به همراه همکارش خانم نوری در گراش به تیم حرفهای رستوران «صالح» پیوست و در این مدت با شعبدهی مهارتی کمنظیر در ترکیب ادویهها و پخت غذاهای عربی و دریایی، منوی این رستوران را جادویی و در منطقه بیرقیب کرده است.
رستوران صالح که در بلوار سرداران یا همان کمربندی گراش قرار دارد، پس از توسعهی فضای رستورانی خود با محیطی مدرن، زیبا، تمیز و دلانگیز، این بار تصمیم مهم دیگری گرفت: تحول مِنو؛ نه تنها برای خودش بلکه برای منطقه؛ برای مردمی که سبک زندگیشان متاثر از فضای فرهنگی کشورهای حوزهی خلیج فارس است و قطعا شباهتهای غذایی در این بین ذائقهی آنها را به سوی غذاهای عربی و دریایی میکشاند.
اگر برای ناهار مهمان دارید یا دوست دارید خود و خانواده را مهمان کنید با تماس با شماره ۰۷۱۵۲۴۴۸۰۱۰ یا ۰۷۱۵۲۴۴۲۴۴۲ میتوانید طعم غذای تازه غذاهای عربی را در همین گراش بچشید.
حال: شِف سلمان؛ سرآشپز افتخاری رستوران صالح گراش
همکاری «رستوران صالح» و شف سلمان از کجا شروع شد؟ شف سلمان، میگوید: «از رستوران صالح تماسی داشتم و بعد تحقیقاتی انجام شد. این رستوران باسابقه نزدیک بر چهل سال است که دارد فعالیت میکند و این یک جوری کار ما را سخت کرد؛ چون نوآوری که قرار بود به شهر گراش آورده شود، باید بزرگ بود. در این چند وقت که در شهر گراش هستم، متوجه شدم که مردماش به شدت غذادوست و اهل غذا و ادویهباز هستند و در نوآوری برای رستوران صالح سعی کردیم بهترین غذاهای خلیجی، عربی، جنوبی و دریایی را وارد منو رستوران صالح بکنیم.»
چهرهی سرآشپز رستوران صالح حالا برای بسیاری از همشهریها شناختهشده است. او میگوید: «در این پانزده روز اتفاقی که مدیریت از ما خواسته انجام شده و منو متحول شده است. هر جا میرویم ما را میشناسند و میگویند: «عه! من شما را در پیج اینستاگرام صالح دیدهام!» و از ادمین پیج و بچههای پشت صحنه تشکر میکنم.»
وسوسهانگیز: منوی عربی و دریایی
طعم و رنگ منوی جدید رستوران صالح نه فقط در فضای مجازی دستبهدست میشود، بلکه با استقبال مشتریها پُرآوازه شده است. شف سلمان میگوید: «از استقبال خوب مردم واقعا شوکه شدم. تشکر میکنم از مردم گراش و شهرهای همجوارش. و خیلی لذت بردم از اینکه شهر پاک و تمیزی است و مردماش به شدت دوستداشتنی هستند.»
چه غذاهای جدیدی به منوی «رستوران صالح» اضافه شده که انسان طاقت از کف میدهد؟ آن همه رایحه و رنگ و طعم از کجا میآید؟ شف سلمان میگوید: «حوزهی غذاهای ایرانی در این رستوران فعالیت داشت. ما سعی کردیم نوآوری غذاهایمان و تغییراتی که ایجاد شده غذاهای عربی خاص، مَندی دجاج، مَندی لحم، غوزی، انواع بریانی، مجبوسهای مختلف و انواع پیشغذاهای عربی، مثل حُمص، بابا غنوش، تبوله، فتوش و انواع دیگر باشد.»
حتی پیشنهاد او این است که اسم «رستوران صالح» به «مَطعَم چلوکبابی صالح» تغییر پیدا کند.
او در مورد واکنش یکی از مشتریها به سینی غذای عربی و چیدمان آن میگوید: «دیروز یکی از مشتریها گفت شف! من این غذا را در دبی خوردهام، اما این مشویات [مخلفات] کنارش نیست. گفتم دقیقا این نوآوری ما در منطقه است. مشتری وقتی غذا را باز میکند، باید مثل یک کیک تولد سورپرایز بشود و زیبا بشود و مشویات هم کنارش باشد و این احساس من و حال من را خوب میکند تا خدمات خوبی به مردم شهر ارائه دهیم.»
کباب گراشی فاتحِ جنگ کباب در منطقه
او قبلا هم گراش را از دور دیده و میگوید قبلا به صورت گذری از گراش رد شده است و گراش را دوست دارد، میگوید چون بافت فرهنگی گراش مثل بندرعباس «شهر شب» است و ادامه میدهد: «شبهای گراش زیبا با خیابانهای تمیز است. همیشه دوست داشتم ببینم شهر چه شکلی است. دیروز من کیسه آشغال در دست داشتم. دلم نیامد حقیقتا و اگر شهر دیگری بودم شاید کنار خیابان میانداختم! اما اینجا خودم را به یک سطل آشغال رساندم و این الان بهصورت نظم برای من تعریف شده است.» و شوخی میکند و میگوید همهی ایران را باید پاکیزه نگه داشت.
و میگوید: «دیدنیهای گراش فقط تا الان مربوط به مکانهای غذایی رفتهام، اما در برنامه داریم بهصورت تور گردشگری بازدید کنیم.»
گراشیها هر مهمانی را با کباب گراشی نمکگیر میکنند! مگر میشود کسی مهمان گراش باشد و از کباب گراشی و چلوخورشت آن نچشد؟! شف هم با این دو غذا آشناست و دل او را ربوده است! و البته از جنگ کباب در منطقه اطلاع کامل دارد! شف سلمان میگوید: «چلو خورشت گراشی و کباب ماستی را امتحان کردهام. سر کباب ماستی جنگ است و من از میان کبابهای منطقه، کباب ماستی گراشی را بیشتر پسندیدم و امیدوارم جنگ نشود! من هر دو کباب گراش و لار را تست کردم و کباب گراش را بیشتر دوست داشتم. در مورد کباب ویژگی که آن را خاص میکند این است که گوشت همان گوشت است، اما اینکه چطور آن را عمل بیاورید خاصیت کباب گراشی است. ویژگی کباب گراشی در چند بخش است: ماست و گوشت و مرینیت خوب، و در نهایت یک نگهداری خوب. شنیدم حتی چهار-پنج ماه هم میشود در فریزر نگه داشت و استفاده کرد. چه چیزهایی در آن گوشت است که میتواند آن را نگه دارد، جالب است.»
و در مورد خورشت گراشی که آن را هم پسندیده، میگوید: «یک غذایی در کرمانشاه داریم که خورشت خلال کرمانشاهی است و خورشت گراشی خیلی مشابه آن است، اما متفاوت بودن خورشت گراشی در طعم آن است چون ادویه میخورد و از طرفی خود آن کلم که در آن استفاده میشود، طعم خاصی به آن میدهد و مقوی است؛ گوشت و کلم و ادویهجات و خلال بادام گرم است و انگار دارو است و معده را اذیت نمیکند و جالب است در مراسمهای خاص و متفاوتی از جمله عزا و عروسی از آن استفاده میشود.»
«مَهوه را سوغات میبریم»
مهوه چطور؟ این یکی که سرتاسر جنوب با آن آشنایی دارند؛ حالا هر منطقه به سبک خودش. او در مورد مهوه میگوید: «مهوه را تست نکردهام. البته مهوه شما با مهیاوه ما فرق دارد. مهیاوه شما غلیظتر و قهوهایتر است و تست هم کردهام و خیلی هم خوشمزه است و به عنوان سوغات هم داریم میبریم.»
کباب عیشی گراشی ظرفیت این را دارد که به منوی رستورانهای شهرهای دیگر هم اضافه شود. شف سلمان به عنوان کارشناس حوزهی غذا میگوید: «کباب گراشی ظرفیت این را دارد که در منوی رستوران شهرهای دیگر هم عرضه بشود. چون کباب شناختهشدهای است و به نظر من جا دارد جهانیتر شود و مثل برندهای خاص مثلا اکبرجوجه، ثبت شود. من به عنوان کسی که دارم در ایران در حوزهی غذاهای خلیجی با مدارک معتبر فعالیت میکنم، میگویم غذاهای عربی در رستوران صالح الان ثبت است و اگر کسی بخواهد این را کپی کند، باید مجوز داشته باشد. با کسب اجازه از مردم منطقه، میتوانیم کباب یا قیمه گراشی را به منو غذاهایمان در بندرعباس اضافه کنیم چون واقعا یک غذای اصطلاحا «شاهی» است که خیلی خوشمزه است. همین الانش هم در منوی کبابهای ما کبابهای خودمونی است، ولی بهصورت چشمگیر روی کباب ماستی گراش کار نکرده بودیم و خودم مایلام این دو قلم را به منوی رستوران خودم اضافه کنم.»
او قرار است در آیندهای نزدیک رستوران خودش را در بندرعباس افتتاح کند.
پروژههایی از دبی تا شیراز
شف سلمان پروژههای زیادی را تاکنون اجرا کرده است؛ از امارات تا تهران و شهرهای جنوبی ایران. او میگوید: «در کل سال شاید ۱۰ پروژه میروم و هیچ کدام هم کمتر از یک ماه نیست. پروژههایی که میرویم صفر تا صد است؛ از آموزش صندوقدار تا مدیر و کمک آشپز و سرآشپز. حتی از صفر بچههای اجرا ساختمان را طراحی میکنند. پروژههایی که در این فصل انجام شده، مثلا پروژهی دیوان مهری بندرعباس، هیل و زعفران کنگان، زعفران شیراز، مضیف نیاوران تهران، هتل پنجستارهی قشم، پروژهی رستورانهای غارنمک در بندرعباس، شیراز، قشم و دیگر موارد. در این مدت تا الان ۱۲ پروژه شده است. پروژه در دبی هم چند تا بوده است که آموزش غذاها بوده و حتی همان غذاهای ایرانی را زدیم؛ مثلا رستوران روبیان در خیابان نادی حمد و رستوران بابالمندی در عجمان که برای آموزش رفتم.»
اقتصادی کردن منوی عربی برای مشتری
شف سلمان با منوی مخصوص خودش و ترکیب خاص ادویهها، آنها را مشتریپسند و اقتصادیتر کرده است. او میگوید: «تفکیک و آنالیز ادویهها و نوع پخت و زمانها زبانزد مردم شده و مثلا مشتری میگوید مندی که در دبی میزنند خوب است، اما مَندی شما را میخواهم. مثلا غوزی بره کامل را خودم به ایران آوردم. اما بعدها متوجه شدیم مردم غوزی بره را دوست دارند اما توان خرید ندارند. ما آمدیم تفکیکسازی کردیم. قطعات ۵۰۰ گرمی را به صورت تکپُرسی یا دوپُرسی در رستوران زدیم.»
پیوستگی فرهنگی بین شهرها در جنوب زیاد است؛ مثلا خرید غذا از شهرهای دیگر که هم غذا و هم سفر است. حالا منوی رستوران صالح میتواند همین پیوستگی را در منطقه بیشتر کند و مردم شهرهای همسایه را برای سفر غذایی به گراش بکشاند. شف سلمان میگوید: «رستوران صالح» خارج از هر بحثی جای پیشرفت زیادی دارد. مثلا غذا بهصورت بستهبندی پروازی میفرستند به دبی. امسال امیدواریم صالح هم این کار را بکند که البته بحث اطلاعرسانی و کار رسانهای قوی، ارتباطات با مشتری و متریال عالی است که قطعا رستوران صالح از بهترین متریال استفاده میکند. همین الان بخواهیم یک فراخوان برای مردم ایران بدهیم میگوییم مردم عزیز ایران! گراش یکی از شهرهای متفاوت از شهرهای ایران است. گراش شهری فوقالعاده فرهنگی، شهر غذا و مردمدار است.»
حاج عزیز نوبهار، مدیر رستوران و چلوکبابی صالح به گفتگو ملحق میشود و اضافه میکند: «رستوران صالح جلوتر است و امسال کوبیدهی مرغ و گوشت را بهصورت سفارشهای ۲۰۰تایی و فریزشده برای مشتریهای گراشی با پرواز به کویت و قطر فرستاده است.»
رستوران و چلوکبابی صالح: محیط فرهنگی با عطر و طعم غذا
رستوران صالح یک محیط فرهنگی برای مشتریها ایجاد کرده که از دیدگاهها و شهرهای مختلف مشتری اینجا هستند و شِف سلمان با بسیاری از آنها آشنا شده است. او میگوید: «همیشه گفتهام یک رستوران مجموعهای کامل از روانشناسی است و اگر بخواهیم آگاهانه فعالیت کنیم مهم است که بدانیم مشتری چه کسی است و از کجا آمده و چطور آمده.»
و از دکتر عبداللهی، یکی از مشتریهای پر و پا قرص رستوران صالح نام میبرد و میگوید: «چند روز پیش آمدم و خیلی بههمریخته بودم و یک مشتری نشسته بود و گفتند دکتر عبداللهی است و بعد از چند دقیقه صحبت، بههمریختگی را فراموش کردم و انگار روحام آزاد شد. و در صحبتهایمان متوجه شدیم هیچ چیز مثل خدمت به مردم نیست و آن دلسوزی و صداقت را مردم دیدهاند و قبول دارند. به مردم گراش افتخار میکنم که دلسوز هستند و هوای همدیگر را دارند.»
گذشته: ادویهشناسی شِف یک میراث اجدادیست
او حرفهی آشپزی و آموزش حرفهای و شناخت ادویهها را از چند نسل و از جمله پدرش به ارث برده است و به نظر او آشپزی نوعی طبابت و داروسازی است. میگوید: «قریب سه قرن بین خانوادهی ما از جد و پدربزرگهای ما رایج است که پدربزرگهای ما داروسازهای محلی بودند و به آنها میگفتند: ملامکتبی. پدر من همین الان یک اتاق جمعوجور دارد و ظرفهای قدیمی دارد و آسیاب دستی چوبی که این ادویهها را میریختند در آن و داروساز بودند. تا ۱۸سالگی هیچ وقت دکتر نرفتم چون هر موقع ما مریض میشدیم با داروهای خودش ما را درمان میکرد. من ادویهها را خیلی آنالیز کردم و طبق تحقیقاتم و مسافرتهای خودم به کشورهای مختلف از جمله هند و پاکستان، میخواهیم ریشهی ادویهها را در جهان پیدا کنیم و داریم برای واردات این محصولات در فروشگاه «اَدُوّه» – که با گویش محلی بندری همان ادویه قدیم است -و مال خودم است، تلاش میکنیم و فعلا بهصورت مجازی است. فکر میکنم فروشگاه «اَدُوّه» که برند خودم است در گراش هم راهاندازی میشود.»
شف سلمان در مورد استفادهی درست از ادویهها میگوید: «ما پزشک پشت صحنه معدهی مردم هستیم. ممکن است در غذایی به جای فلفل سیاه، فلفل سفید بریزید و خوشمزه هم بشود، اما بعد طرف نفخ میکند. چون اطلاعات کامل و جامع ادویه را نداشتهاید.»
از خوانندگی در یک خانوادهی مذهبی تا آشپزی
هنر دیگر شف سلمان خوانندگی و نام واقعی او سلمان جَداوی است. او از سال ۱۳۹۵ وارد دنیای موسیقی شده، اما به دلیل علاقهی بیشتر به آشپزی و دنیای غذاها، چهار سال است از موسیقی حرفهای، میکروفون و استودیو خداحافظی کرده است. او میگوید: «من از یک خانوادهی مذهبی و یک خاندان بادیانت هستم و پدرم عالم است. اما از روی علاقه یک چیزهایی در خانوادهی ما رایج شد. خودم از سن ۱۰سالگی علاقهی شدیدی به موسیقی پیدا کردم. در رویای خودم این بود که یک گیتار بخرم و شخصی مثل خوانندگان بزرگ مثلا رضا صادقی بشوم. ۱۵ سال از رویاهای من گذشت و توانستم به صورت حرفهای وارد موسیقی شوم. خوانندگی پاپ و سنتی و گویش بندرعباسی میکردم و ساز موردعلاقهام گیتار است و مینوازم و شاعر هم هستم و ترانهسرایی میکنم و آهنگسازی کارهایم را هم خودم انجام میدهم. آهنگهای معروفی خواندهام از جمله «دوستت دارم»، «آرامش»، و «زودی برگرد» است. اسم مستعار موسیقی من سلمان جداوی است و با خوانندگان مطرح مثل رضا صادقی رفاقت دارم. به قول ما بندریها که هر جا برویم میگوییم «هیچ جا بندر نابو!» همه جا رفتهایم و عشق و حال کردهایم، اما زادگاه چیز دیگری است!»
در اینجا شف سلمان یکی از آهنگهای رضا صادقی را میخواند.
تفاوت ذائقهی استانها، راهی به سوی خلاقیت
بازخورد مخاطبان از غذاهای منوی شف سلمان چیست؟ از یک طرف ممکن است منوی عربی از لحاظ قیمت تجملی بهنظر برسد و از طرفی تفاوت سلایق و ذائقههای غذایی استانها هم مهم است؛ شاید غذاهایی که ما داریم برای یک شمالی شور یا تند باشد. شف میگوید: «ما در سختترین شهر غذای ایران یعنی استان گیلان و شهر رشت، رستوران جنوبی و عربی خاص افتتاح کردیم و با صاحب آن به همین مشکل برخوردیم. در غذاهای ما هل و برگبو و دارچین باشد به ما برنمیخورد و رایج است. اما یک بار طرف وسط سالن رستورانی در گیلان، غذایاش را انداخت و گفت: این چوبها توی غذا چیست؟! ما به این نتیجه رسیدیم که اینجا نمیپسندند و ادویهها را بهصورت پودری در غذا ریختیم. برخی شهرها به دلیل طبع سرد، برخی بیماریها رایج است. این ادویهها و غذاهای ما میتواند کمک موثری برای شما باشد. ترکیب غذاهای ما در واقع غذا نیست؛ دارو است. در شمال هم استقبال شد و طرف میگفت از وقتی این غذاها را میخورم احساس سلامتی و سبکی دارم، دیگر نفخ نمیکنم. جواب منطقه اوکی است. پنج شعبه را در شیراز راهاندازی کردیم و خیلی استقبال شد.»
پیشنهاد شِف به اولین تست منوی عربی: مَندی
پیشنهاد شف سلمان برای کسی که بار اولش است میخواهد این غذاهای عربی را تست کند چیست؟ شاید از شهرهای دیگر ایران به این همه طعم و رنگ عادت نداشته باشند. او پاسخ میدهد: «من یک شعار دارم و از سرودهای خودم است: «یک بار به اصرار بیا در بر ما / گر کام تو برنیامد آنگه گله کن. گزینهی اصلی پیشنهادی من در منو مَندی است.»
و عزیز نوبهار اضافه میکند: «تنوع غذایی خیلی زیاد است. شش نوع کبسته، شش نوع مَندی. بازخورد ما از مشتریان این است که مَندی گوشت و مندی کبسته دریایی رضایت دارند. مشتری داشتیم همسرش ماهی و میگو نمیخورد، اما الان نظرش درباره ماهی و میگو عوض شده است.»
مدیریت خوب رستوران صالح و امتیازهای ویژه
مدیریت یک رستوران در ادارهی خوب آن نقش اول را دارد؛ مدیر یعنی حلقهی پیوند بین آشپزخانه و مشتریها. نحوهی مدیریت رستوران صالح چه کیفیتی دارد؟ شف سلمان به عنوان کارشناس این حوزه پاسخ میدهد: «من چیزی جز محبت، اخلاق و خدمات و بزرگی از مدیر رستوران صالح ندیدهام. ارتباط مدیر با مشتری و چیزی که خیلی برای خودم جالب است اینکه نوزادی که متولد شده و گاهی با والدین به رستوران صالح میآورند، به او هدیه میدهند. چیزی که خیلی برای من جالب است اینکه تمام اقشار با مدیریت اینجا و این رستوران خاطره دارند؛ اینجا پاتوق دکترها، مهندسها و مردم است و همه رضایت دارند.»
مدیر رستوران صالح میگوید: «در رستوران صالح امتیازهای خاصی برای برخی اقشار وجود دارد: مثلا غذا برای زنان باردار رایگان است و همان خانم با نوزادش به رستوران بیاید هم غذای او رایگان است و حتی «بَرَنش» هم میشوند و یا این که اگر فردی دو-سوم غذا را خورده باشد و پسندش نباشد از او پولی گرفته نمیشود و غذایش عوض هم میشود.»
آینده: جنگ؛ تعویق رویاها تا زمانی دیگر
شرایط جنگی در جنگ تحمیلی سوم، قطعا بر روی هر کسب و کاری در هرمزگان و بهویژه بندرعباس تاثیرگذار بوده است. ترکشهای این جنگ به کسب و کار شف سلمان هم خورده است. او میگوید: «فضای جنگ سایه کلی روی ایران است. به عنوان یک کارآفرین و کارفرما دیدم چه اتفاقی افتاد؛ پنج تا از پروژههای من کنسل شد و رستورانم تقریبا از اسفند که جنگ شروع شد قرار بود افتتاح شود و نشد و به تعویق افتاد. روبروی ساختمان ما را زدند و ساختمان ما هم آسیب زیادی دید. بسیاری از کسبو کارهای دور و بر ما از جمله چهار تا از شرکا و دفتر وکلا و دندانپزشکی دوستان از بین رفت.»
شف سلمان و رستوران خودش
او از رستوران خودش که امیدوار است بهزودی افتتاح شود و در بندرعباس واقع است با اشتیاق حرف میزند. میخندد و میگوید شاید «عمرم به رستوران خودم کفاف ندهد» و میگوید: «مَطعَم شف سلمان» یک مطعم استاندارد و همه چیز تمام است و در بخشهای مختلف قرار است فعالیت کند و در همهی بخشها سعی کردهام حرفهای باشم و سعی کردهایم از افراد حرفهای استفاده کنیم. تمام وقت ما برای آموزش است. ما از اول تا آخر زندگی، آموزش را سرلوحه خودمان قرار میدهیم. لازمه موفقیت هر مجموعه و عامل زنده بودن همیشگی آن این است که یک رستوران یا باید همیشه اول باشد یا یکی از نفرات اول. برای اول بودن باید در خیلی چیزها استاندارد باشیم.»
قطع اینترنت، قطع کسب و کار
صفحه اینستاگرام شف سلمان با ۴۴ هزار دنبالکننده مخاطبان زیادی دارد و او را به نوعی میتوان یک اینفلوئنسر نیز نامید. سلمان در مورد یکی از پیامدهای جنگ یعنی قطع اینترنت بینالملل هم میگوید: «ما خیلی زحمت و سختی کشیدیم و در فضای مجازی شخصیتی برای خودمان ساختیم که بهتر در دسترس مردم باشیم و بهتر خدمات بدهیم و بهتر ما را پیدا کنند. اگر فضای مجازی نباشد ما قطعا آسیب میبینیم. من یک سوپرمارکت نیستم که طرف بر حسب نیازش از من شامپو و برنج و تن ماهی بخرد. امروز تمام کاسبی من برمیگردد به آن نمایشگاهی که من در اینستاگرام ساختهام؛ چهل هزار نفر مردم با عشق دنبالکنندهی من هستند. دستبوس تکتک آنها هستم و به من عزت و حرمت دادند و همهشان را دوست دارم و خودم را همیشه مدیون آنها میدانم. فضای مجازی وابستگی خاص خودمان داریم و قطعا همه جامعه آسیب دیدهاند. همه با هم همدردیم و صبوری مردم عزیز دارد کمک میکند از این وضیعت بیرون بیاییم. از خدا میخواهم کمک کند هر چه خیر و مصلحت است پیش بیاید. هدف همهی ما در این سرزمین این باشد که برای آبادی کشور و شهر و آبادی خودمان خدمت کنیم.»
در سفر بعدی تبلیغ با شف سلمان رایگان است
سفر نخست شف سلمان در گراش بر روی بهبود کیفیت رستوران متمرکز بود، اما او برای بازدید از رستوران صالح و ارتقا کیفیت و اضافه کردن منو جدید، باشگاه مشتریان، ارتباطات و تولید محتوای مجموعه باز خواهد گشت. او دوست دارد به شهر گراش هدیهای بدهد. شف سلمان یک فراخوان برای مردم گراش دارد و به گویش بندری میگوید: «هر وقت که در شهر گراش هستم، هر کسی، در هر کسب و کاری دوست دارد با من تصویری بگیرد بهصورت رایگان با جان و دل و بدون هزینه در خدمت هستیم و شخصا و بدون هیچ هزینهای تبلیغاتش را در فضای مجازی انجام میدهم؛ در هر بیزینسی، از آرایشی تا غذا و بقال محل. من با کسب و کار معمولی مخالفام و معتقدم برای دیده شدن باید در فضای مجازی فعالیت کرد.»
«یا سلام!»
عشق و دلبستگی به ایران او را به خاک اینجا پایبند کرده است. او میگوید: «من چهار بار دعوت از کشورهای مختلف داشتم که با حقوقهای نجومی بود و برای سه کشور کارهای ویزا من هم انجام شد و اقامت من را هم دادند، اما من نرفتم چون من عاشق مردم خودم هستم که وقتی در کوچه و خیابان میروم مردم راحت سلام میکنند.»
پایان گفتگو با شف سلمان، با تکیه کلام او «یا سلام» است. او در این باره میگوید: «این در واقع یک تکیه کلامی است که در کارهای ما امضا است مثل یا خدا. یک انرژی خاصی پشت این قضیه است. یک جور حرکت پرانرژی در فضای کاری ما حساب میشود.»
شف سلمان: حرفهای، و رفیق
فضای رستوران صالح به جز کسب و کار، دوستی، همفکری و گفتگو در مورد همه مسائل است.
عزیز نوبهار، مدیر «رستوران و چلوکبابی صالح» میگوید: «اگر کل منطقه از تجربیات کسانی مثل شف سلمان استفاده کنند، منوی غذایی منطقه متحول میشود و به نفع اقتصاد و بازار کار منطقه هم است. از وقتی که شف سلمان آمده همه چیز را بهصورت صفر تا صدی به بچهها بهصورت آنالیزشده و دستنویس شده به بچهها آموزش داده.»
حاج عزیز میگوید در ابتدا فکر میکرده شیخ سلمان درست است! او با قدردانی از شف میگوید: «استمرار شف سلمان در پیگیری کار باعث کیفیت کاری هر رستورانی میشود. او برخلاف خیلی چهرههای دیگر، به خاطر اچمی بودن و گراشی بودن و اینکه دوست داشت گراش را ببیند، هزینهی همکاری را بسیار پایین آورده است و مجموعهی «رستوران صالح» از او قدردانی میکنیم.»
به جز کباب و خورشت گراشی، هدیه دیگری که شیخ سلمان از گراش میبرد. آدمکه و عروسکهای دستساز گراشی است. نمادی که قرار است به یادگاری از گراش در رستوران شف سلمان در بندرعباس آویخته شود.
رستوران صالح در گراش، کمربندی، روبروی درمانگاه سلامت واقع است و منوی رنگارنگ آن شما را به آنجا دعوت میکند.












