رضا سلیمانی، رئیس اداره بهزیستی گراش با اشاره به اقدامات انجامشده در سالهای گذشته برای شناسایی کودکان کار، از شناسایی ۳۵ کودک با همکاری هلالاحمر در حدود یک سال و نیم پیش خبر داد و گفت: «در خصوص کودکان کار، در سنوات گذشته یکسری اقدامات مقطعی صورت گرفته و یکسری شناساییها انجام شد اما بهصورت کامل انجام نشد. با تیمهای شناسایی متشکل از نیروی انتظامی، فرمانداری، بهزیستی، شهرداری و ارگانهایی که مربوط بودند، رفتیم؛ منتها به چه دلیلی بود، طی آن روزها کودکان کار متأسفانه در سطح خیابان نبودند و آنهایی که بودند هم فرار میکردند؛ چون اکثراً اتباع افغانستانی هستند و از خانوادههایشان آموزش دیدهاند که حواستان باشد. بهمحض اینکه اصلاً بخواهند با ما روبهرو بشوند، در فاصلهی چند ده متری فرار میکردند. با همکاری هلالاحمر، حدود یک سال و نیم پیش تعداد ۳۵ کودک شناسایی شدند.»
رئیس اداره بهزیستی گراش با اشاره به مشاهدات اخیر خود از وضعیت کودکان کار در سطح شهر، گفت: «در فاصلهی این دو جلسه، من در سطح شهر که میگشتم، متأسفانه آمار آنها خیلی زیاد است، مخصوصاً در اطراف کلات و خیابانهای اطراف آن (بافت قدیم شهر)، یعنی محل سکونتشان، بیشتر است. ما فکر میکردیم کم هستند، اما متأسفانه آمار آنها خیلی بالا است، طبق مشاهدات دیداری که داشتم، شاید نزدیک به صدتایی باشند.»
سلیمانی در ادامه، با اشاره به اقدامات انجامشده در دوره دادستانی سجاد افرا، درباره نحوه برخورد با کودکان کار و خانوادههای آنها توضیح داد: «یکسری اقدامات زمان دادستانی آقای افرا انجام شد که کودکان کار توسط نیروی انتظامی جذب میشدند و به بهزیستی تحویل داده میشدند و ما در آنجا خانوادهها را میخواستیم و از آنها تعهد میگرفتیم. آنهایی که مشکل اقامتی داشتند، به فرمانداری و دادگستری معرفی میشدند و کارهایشان در آنجا انجام میشد. این اقدامات که انجام شد، در یک بازهی زمانی خوب بود؛ چون آنهایی که اتباع هستند، یک ارتباط خیلی گسترده با هم دارند و اگر در یک روز برای یکی از آنها مشکلی ایجاد بشود، به همه اطلاع میدهند که حواستان باشد در این زمینه خطر است.»
او با تأکید بر ضرورت دستیابی به آماری نسبتاً دقیق از کودکان کار، خواستار همکاری اعضای کارگروه در زمینه شناسایی این کودکان شد و گفت: «در بحث شناسایی آنها، میخواهم یک نظرسنجی بشود که ما چه کارهایی انجام بدهیم تا ما به آماری نسبتاً دقیق از آنها برسیم که ما بدانیم با چند نفر سروکار داریم. من خودم در همین دورزدنها توانستم مشخصات ۱۲ نفر را بگیرم و البته خیلی بیشتر از اینها هستند.»
رئیس اداره بهزیستی گراش در ادامه، استفاده از ظرفیت رسانهها را یکی از پیشنهادهای خود برای اطلاعرسانی و پیشگیری از حضور کودکان کار در سطح شهر عنوان کرد و افزود: «یک پیشنهادی هم داشتم؛ در قدم اول ما باید از ظرفیت رسانهها استفاده کنیم بعد از شناسایی که باید انجام بشود، در مورد جلوگیری از تردد آنها در سطح شهر، یک اخطاریهای از طریق رسانهها اعلام بشود که کودکان کار از این ساعات به بعد، با این مشخصات و شرایط اگر در سطح شهر بودند، با توجه به این قوانین با آنها و خانوادههایشان برخورد میشود. چند سال گذشته یک قانونی آمد و آنهایی که اتباع بودند و بچههایشان کار میکردند، خدمات اقامتی آن لغو میشد.»
سلیمانی در پایان، بر ضرورت شناسایی نامحسوس کودکان کار و تجمیع اطلاعات بهدستآمده از سوی اعضای کارگروه تأکید کرد و گفت: «بحث شناسایی آنها هم بهصورت نامحسوس باشد، البته بحث جمعآوری متفاوت است و هرکدام از اعضا بهصورت نامحسوس، کما اینکه من خودم هم در این چند روز توانستم مشخصات چند نفر را بگیرم و بهصورت یک فرد عادی، با دادن یک خوراکی اعتمادش را جلب کنیم و مشخصات آن گرفته بشود. به نظرم اگر همهی اعضا این کارها را بکنیم، بعد از دو سه هفته آمارها را یکی کنیم، میتوانیم حداقل یک آمار ۷۰ تا ۸۰ درصدی داشته باشیم.»
معاون بهداشت دانشکده علوم پزشکی شهرستان گراش در ادامه، شناسایی خانوادههای این کودکان و اتصال آنها به پایگاههای سلامت را از اقدامات مهم برای پیگیری مراقبتهای بهداشتی دانست و گفت: «در مورد این مسئله که دوستان اشاره کردند، بهجز اینکه خود بهزیستی و همکاران بخواهند آن افراد را شناسایی و پیدا کنند، شناسایی خانوادههایشان و اتصالشان به پایگاههای سلامت خیلی برای ما مهم است که ما بتوانیم بحث مراقبتهای بهداشتی را در این زمینه پیگیری کنیم، چون خیلی از بیماریهایی که ممکن است این افراد دچار بشوند، بعداً خود بچههای ما هم دچارش بشوند؛ مثلاً بچهای از این اتباع واکسن فلج اطفال نزده باشد، فقط آن فرد نیست که دچار مشکل میشود؛ بقیه هم سلامتیشان به خطر میافتد.»
مهروری در پایان، با اشاره به خدمات قابل ارائه از سوی مجموعه بهداشت، بر آمادگی این مجموعه برای همکاری پس از شناسایی کودکان و خانوادههای آنها تأکید کرد و افزود: «مراقبتهای بهداشتی شامل همهچیز میشود؛ از واکسن، پزشکی که سلامتی آنها را چک کند، بحث تغذیه و بقیه موارد، ما بعد از شناسایی میتوانیم کمکتان کنیم.»
رضا دیباچی، مدیر اداره آموزش و پرورش شهرستان گراش، با اشاره به اجرای طرح شناسایی دانشآموزان بازمانده از تحصیل در آموزش و پرورش، از بازگشت بخشی از این دانشآموزان به چرخه آموزش خبر داد و گفت: «ما در آموزش و پرورش یک طرحی داریم به نام طرح شهید دادوند؛ دانشآموزانی که بازمانده از تحصیل هستند را شناسایی میکنیم و در ابتدای سال به ما لیست میدهند و ما به مدارس ارجاع میدهیم و علت ترک تحصیل آنها را بررسی میکنیم. معمولاً ۲۰ تا ۳۰ درصد از دانشآموزانی که ترک تحصیل کردند، با صحبت کردن و با تشویق به چرخهی آموزش برمیگردند.»
مدیر اداره آموزش و پرورش شهرستان گراش در ادامه، بر آمادگی این اداره برای ثبتنام کودکان کار ایرانی که شناسایی میشوند تأکید کرد و افزود: «اگر کودکان کار ایرانی هستند و شناسایی شدند، شما به ما معرفی کنید و ما آنها را تحت هر شرایط که بود در مدرسه ثبتنام میکنیم و اگر هم درس نخواندند، تعیین سطح بشوند و آنها را میفرستیم سر کلاس.»
دیباچی با اشاره به محدودیت ظرفیت مدارس شهر برای ثبتنام دانشآموزان اتباع خارجی، درباره شرایط ادامه تحصیل این دانشآموزان توضیح داد: «ما دو نوع اتباع داریم؛ یکی مجاز هستند و کارت شناسایی و شناسهی یکتا دارند. آنها را ما نمیتوانیم در مدارس شهر جا بدهیم؛ یعنی ظرفیتهایمان تکمیل است، ولی در روستاهای نزدیک به شهر ما که ده دقیقه راه است، مثل کسرالدشت و کنار زیارت، میتوانیم آنها را ثبتنام کنیم، به شرطی که مدارک داشته باشند. اگر احساس کردید هر دانشآموزی که نیاز دارد به تعلیم و شرایطش را دارد، به ما معرفی کنید. ما در خدمت شما هستیم.»
شکاری: اگر اتباع مجاز باشند از آنها حمایت میکنیم
محمد شکاری، رئیس جمعیت هلالاحمر شهرستان گراش، با اشاره به نقش حمایتی جمعیت هلالاحمر در رسیدگی به وضعیت کودکان کار، از آمادگی این جمعیت برای ارائه خدمات درمانی، معیشتی و آموزشی به کودکان شناساییشده خبر داد و گفت: «هلالاحمر و آموزش و پرورش بیشتر نهادهای حمایتی هستند و اگر این عزیزان شناسایی بشوند، ما میتوانیم در زمینههای درمانی، معیشتی، دارویی، لوازمالتحریر و موارد دیگر، تا جایی که امکان داشته باشد، بعد از اینکه معرفی شدند، یکسری خدمات حمایتی را در اختیار این عزیزان قرار بدهیم. البته در یک سال و نیم قبل که آقای سلیمانی هم اشاره کردند، در مورد شناسایی این افراد، آقای حیدری، مسئول داوطلبان هلالاحمر، همکاری کردند و این عزیزان شناسایی شدند. ولی فعالیت ما بیشتر در حوزهی حمایتی است و تا جایی که توان داشته باشیم، ما در خدمت شما هستیم.»
رئیس جمعیت هلالاحمر شهرستان گراش در ادامه، با اشاره به مراجعه روزانه اتباع برای دریافت خدمات حمایتی، بر آمادگی این جمعیت برای کمکرسانی به اتباع مجاز تأکید کرد و افزود: «البته اتباع روزانه حدود ۴۰ تا ۵۰ نفر به ما مراجعه میکنند و موارد مختلف و کمکهای دارویی و تجهیزات و وسایل تقریباً استفاده میکنند. اگر اتباع مجاز باشند، ما در خدمت شما هستیم و در نقش حمایتی آنها را کمک میکنیم.»
غلامی: کودکان کار اکثراً اتباع هستند و ما ایرانی نداریم
سجاد غلامی، مسئول خدمات شهری شهرداری گراش، با ارائه پیشنهادی برای شناسایی محلهای سکونت کودکان کار، استفاده از ظرفیت دستگاههای خدماترسان را یکی از راهکارهای کمهزینه و قابل اجرا دانست و گفت: «در مورد شناسایی این افراد، من پیشنهادی دارم. راحتترین کار که کمهزینه است و از نظر نیروی انسانی هم میتواند صورت بگیرد، همین دستگاههای خدماترسان مثل آب، برق و گاز هستند که در مرحلهی اول ما بتوانیم مکانهای اینشکلی را شناسایی بکنیم؛ چون آنها حضور ماهانه را دارند و در آن مسیر حرکت میکنند. بعد از آن، مالکین را شناسایی بکنیم.»
مسئول خدمات شهری شهرداری گراش در ادامه، با اشاره به مشکلات ناشی از فعالیت کودکان کار در حوزه جمعآوری زباله، به بیان نمونهای از مشاهدات خود در سطح شهر پرداخت و گفت: «مشکلاتی که شهرداری در این حوزه دارد و همینطور که مستحضر هستید، در زبالهها، همهی شهر و مردم این مشکل را داریم که مثلاً شما از کنار یک سطل زباله در خیابان رد میشوید، میبینید یک سطل زباله یک چیزی را دارد پرت میکند بیرون، اگر نصفشب باشد، فکر میکنید که اجنه هستند، اما وقتی نزدیک میشوید، میبینید که یک بچهی کوچک وارد سطل شده و زبالهها دارد بیرون میریزد.»
غلامی با اشاره به شرایط سکونت خانوادههای اتباع و حضور کودکان آنها در سطح شهر، درباره پیامدهای اجتماعی و شهری این وضعیت توضیح داد: «کودکان کار اکثراً اتباع هستند و ما ایرانی نداریم و در هر خانهای که اتباع ساکن هستند، اصولاً سه یا چهار خانواده در یک خانه هستند و همین کار خودش باعث تورم در اجارهی مسکن شده و یک خانه را به مبلغ ۲۰ میلیون تومان اجاره میکنند. از طرف دیگر، هر کدام از خانوادهها ۶ تا ۷ بچه دارند و صبح که میشود، اینها را از خانه بیرون میکنند؛ یعنی ساعت ۶ صبح، همهی این بچهها، از بچهی سهساله بگیر تا بقیه، همه میآیند بیرون در خیابان. جدیداً یاد گرفتند: «عمو، یه چیزی کمکم میکنی؟» یعنی جدا از حوزهی زباله و خسارتهایی که به شهر میزنند، تکدیگری هم در بین این بچهها اتفاق میافتد؛ چه از لحاظ خوراکی و چه پولهای دستی باشد.»
مسئول خدمات شهری شهرداری گراش در پایان، بر آمادگی شهرداری برای همکاری در اجرای اقدامات مرتبط با ساماندهی کودکان کار تأکید کرد و گفت: «در حوزهی اجرایی هم ما خط مقدم هستیم و در خدمت شما هستیم.»

مهرابی: باید در این مساله به نگاه علمی برگردیم
ابراهیم مهرابی، نایبرئیس اتاق اصناف گراش و فعال فرهنگی و جامعهشناس، با تأکید بر ضرورت پیشگیری از پیامدهای اجتماعی پدیده کودکان کار، بر لزوم بررسی کارشناسی و شناخت دقیق واقعیتهای موجود پیش از تصمیمگیری تأکید کرد و گفت: «در اینکه این کودکان هستند، زجر میکشند و در آینده معضلی را ایجاد میکنند، همه متفقالقول هستیم. یک معضلی وجود دارد که زمینهساز معضلهای دیگری است و در حوزهی روان، در حوزهی امنیتی و در مسئلهی اشتغال، فساد و در جنبههای مختلف مؤثر خواهد بود. پس یک پیشگیری عالمانه لازم است. همهی ما میدانیم و اینکه چه بکنیم، الان خیلی مهم است. باید برگردیم به ضرورت نگاه علمی در این قضایا.»
مهرابی افزود: «نگاه خیلی مهم است. حضرت امیرالمومنین یک حدیثی دارند که جان من را به چالش کشانده است و برای همهی ما این باید یک دستورالعمل باشد که «ایمان از گذرگاه واقعیت میگذرد.» یک مسئول اگر واقعیتها را نبیند، اسناد بالادستی و ضرورتها و الزامات را نبیند و وسط این دو بخواهد تصمیم بگیرد، تصمیمش یا ناقص و یا خلاف است. ممکن است درست باشد، ولی ناقص است یا اصلاً خلاف آن دربیاید.»
او ادامه داد: «ما اگر واقعیت را خوب دیدیم، از اهل ایمان هستیم. ایمان در تعبیر قرآنی یعنی کار کارشناسی، بعد از آن عمل صالح است و اگر ایمان بود، عمل صالح میآید و اگر ایمان نبود، عمل صالح نمیآید. تعبیر سادهتر اداری آن، اگر واقعیتها را دیدم و بر اساس واقعیتها تصمیم گرفتیم، با توجه به اسناد بالادستی، این کار ایمانی است و عمل، عمل صالح میشود و در غیر این صورت، عمل ناقص و یا عمل خلاف است.»
«در زمینهی کودکان کار، ما تا آمار نداشته باشیم، تصمیمها اجرایی نمیشود»
این فعال فرهنگی و جامعهشناس در ادامه، با اشاره به ضرورت جمعآوری آمار دقیق از کودکان کار و بررسی وضعیت آنها، تصمیمگیری بدون اطلاعات کافی را فاقد پشتوانه کارشناسی دانست و گفت: «در زمینهی کودکان کار، ما تا آمار نداشته باشیم، حرفهایی که میزنیم و تصمیمهایی که میگیریم، الکی است و اجرایی نمیشود و در جلسهی بعدی نمیتوانیم بگوییم که چه کار کردیم. ما اگر آمدیم از لحاظ تعداد کلونیهای جمعیتی آنها، اشکالات و بزههایی که دارند شناسایی کردیم، با توجه به اطلاعاتی که همهی دوستان میتوانند بدهند؛ دادستانی از یک طرف، بهزیستی از طرف دیگر، آموزش و… همه اطلاعات بیاورند، بعداً اگر ما یک تصمیمی بگیریم، سال آینده آقای دادستان باید بگوید که خدا را شکر، نیم درصد بزه نوجوان ما کمتر از سال قبل شده. این درست است؛ یعنی کارهای کیفی را تبدیلش بکنیم به آمارهای کمی و در جلسه بگوییم الحمدالله از ۲۱۰۰ پرونده آمدیم روی ۲۰۰۰ تا پرونده، پس معلوم میشود کار ما کار کارشناسی بوده، واقعیتها و اسناد بالادستی را دیدیم، تصمیمها درست بوده و این هم نتیجهی آن. آیا ما این کارها را میکنیم یا نه؟ پس ما باید اول نگاه خودمان را عوض کنیم.»
مهرابی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به تجربه جلسات علمی در گراش، بر ضرورت بهرهگیری از نظرات کارشناسان و متخصصان در فرایند تصمیمگیری تأکید کرد و گفت: «در یک دورهای گراش در جلسات علمی حرف اول در منطقه میزد. میدانید چرا؟ چون در هر زمینهای از کارشناس و متخصص دعوت میشد، خیلی خوب بود. اگر کسی شد فرماندار یا معاون فرمانداری، در همهی زمینهها تخصص دارد؟ اگر یک نفر شد نمایندهی مجلس، در همهی زمینهها تخصص دارد؟ ندارد. از چهارتا متخصص دعوت کنیم. کارها کارشناسیتر بشود، تصمیمسازهای حاشیهای را بیاوریم در متن تا ما تصمیمگیرها، تصمیم درست بگیریم. آنوقت کارها، کاراییاش بیشتر میشود و ما نتیجه هم خواهیم گرفت.»
بیگلری: اگر تقسیم وظایف انجام بشود، شناسایی کودکان کار سخت نیست
بیگلری، کارشناس فرمانداری، با اشاره به اقدامات انجامشده برای شناسایی کودکان کار در دورههای گذشته، از دشواری شناسایی زبالهگردها به دلیل اطلاعرسانی سریع میان آنها گفت: «من به همراه آقای سلیمانی تقریباً هر کاری آنچنان که از دست ما دو نفر برمیآمده برای حل این معضل کردیم. حدود یک سال و نیم قبل، تمام ادارات کمک کردند؛ ادارهی آموزش و پرورش ماشین ون در اختیار ما گذاشت، شهرداری دو نیرو داد و نیروی انتظامی هم ما را اسکورت میکرد؛ یعنی همه کار کردیم.»
او افزود: «مشکلی که ما برای شناسایی اینها داریم این است که اینها گروه دارند و بهمحض اینکه یک مورد را مشاهده کنند، سریع پیام میدهند و قایم میشوند و بیرون نمیآیند. روز اولی که ما رفتیم با چند نفری صحبت کردیم، حتی آقای سلیمانی مسواک تهیه کرده بودند و به آنها هدیه دادیم که فقط از آنها سؤال بپرسیم و تا دم در خانهشان برویم. روز بعد ما دیدیم که انگار در این شهر کودک کار وجود ندارد؛ کاملاً بین خودشان اطلاعرسانی شده بود.»
بیگلری افزود: «با توجه به بازآفرینی شهری که ادارهکل راه و شهرسازی آن را اجرا میکند، مبحث اتباع را به من دادند و من هم با اتباع در مسجد صاحبالزمان جلسه برگزار کردم. موضوع زایمان در منزل را خیلی جدی به آنها گفتم. این بحث کودکان کار را هم بهطور جدی و در حالت هشدار به آنها گفتم که دادستانی دارد ورود میکند و این معضل برایتان مشکلساز میشود و ممکن است اقامتتان لغو شود. قطعاً یک مدت کوتاهی در خیابان نخواهند بود و اگر دوستان این را دیدند، فکر نکنند که از بین رفتهاند، ممکن است برای مدت کوتاهی نیایند، اما دوباره قطعاً به خیابان برمیگردند. کمیتهی کودکان کار یکسری وظایف دارد و هر ادارهای هم وظیفهای دارد. اگر تقسیم وظایف انجام بشود و هرکس هر کاری را که مربوط به ادارهی خودش است انجام بدهد، اصلاً نیازی نیست که ما اذیت بشویم و بگوییم شناسایی آنها سخت است یا امکان ندارد؛ خیلی راحت اتفاق میافتد.»
مهرابی: آیا منع کار مدنظر است یا حالا که دارند کار میکنند، شناسایی کنیم؟
فرسوده در پاسخ به بیگلری، با اشاره به افزایش کودکان کار، تهیهی آمار و شناسایی آنها را از اولویتهای اصلی این کار دانست: «هم شما و هم بهزیستی وقت گذاشتید و آقای سلیمانی هم همین را گفتند که بحث کودکان کار افزایش پیدا کرده است؛ پس یک جای کار میلنگد. در جلسهی قبل هم اولویت ما این بود که بحث تهیهی آمار را دنبال کنیم تا اینها را شناسایی کنیم و براساس آن آماری که داریم، کارمان پیش برود.» و ادامه داد: «بحثی که خود آقای بیگلری هم به آن اشاره کردند، این است که طرحی از سمت وزارت کشور براساس دستور رئیسجمهور آمده و به صورت محلهمحوری آن را مطرح کرده؛ دفتر امام جمعه اسم آن را مسجدمحوری گذاشته و سپاه هم اسم دیگری برای آن گذاشته است. سه نهاد در یک موضوع با سه عنوان جداگانه کار میکنند. جلسهای که به مدت دو شب پشت سر هم در مسجد صاحبالزمان برگزار کردند، همهی این کارها در راستای محلهمحوری است و به بحث شناسایی و مواردی که دوستان اشاره کردند، کمک میکند.»
فرسوده تاکید کرد: «چیزی که به نظر من میآید این است که امروز در این زمینه باید ببینیم به چه طریقی باید عمل کنیم؟ تا به سمتی برویم که آمار تهیه و شناسایی انجام بشود و براساس آن آمار و شناسایی میتوانیم در زمینهی بهداشت، آموزش و کار برنامهریزی کنیم.»
مهرابی با طرح پرسشی دربارهی هدف اصلی ساماندهی کودکان کار، خواستار روشنشدن رویکرد این کمیته شد: «بحث کودکان کار، آنچه که مدنظر حضرات است، این است که اینها کار نکنند یا نه؟ آیا منع کار مدنظر است یا حالا که دارند کار میکنند، شناسایی کنیم و نوع تعاملمان را در دستگاهها ببریم سمت بهکارگیری و اشتغال؟ این مسئله هنوز برای من روشن نیست.»
بیگلری در توضیح دامنهی فعالیت موردنظر، تأکید کرد که تمرکز اصلی او بر کودکانی است که در خیابان زبالهگردی میکنند: «ما با آنهایی که در مغازه کار میکنند، کاری نداریم. موضوع زبالهگردها است. بحث ما فقط زبالهگردهایی است که در خیابان میگردند و دست میکنند در سطل آشغال و پلاستیک جمع میکنند و یک گونی دارند.»
از موضوع سواستفاده از کودکان کار تا لزوم برنامهریزی بعد از جمعآوری
فرسوده با اشاره به آسیبهایی که ممکن است کودکان کار با آن مواجه شوند، بر ضرورت مدیریت و ساماندهی این وضعیت تأکید کرد: «بحث سوءاستفادههایی که در این زمینه میشود، مثل پرداخت حقوق و پولی که به آنها میدهند و ظلمی که به اینها میشود، هم مسائل بهداشتی و هم سوءاستفادههای جنسی و… . در این موارد سوءاستفادههایی صورت میگیرد و باید مدیریت و ساماندهی بشوند.» دیباچی با اشاره به ضرورت تعیین تکلیف کودکان پس از شناسایی، پرسید که برنامهی اجرایی برای آنها چه خواهد بود: «مورد دیگری که هست، ما مثلاً صد مورد از اینها را شناسایی کردیم؛ بعد از شناسایی چه برنامههایی دارید؟ مثلاً من الان ۵۰ نفر از اتباع افغانی را جمعآوری کردم و بازداشت هم شدند؛ خب، میخواهیم با آنها چهکار کنیم؟ این هم خیلی مهم است.»
بیگلری در پایان با اشاره به مواردی از ورود برخی کودکان به رفتارهای مجرمانه، دربارهی پیامدهای ادامهی این وضعیت هشدار داد: «الان یکسری از آنها وارد مرحلهی بزهکاری شدند. مورد داشتیم که گوشواره را از گوش یک بچه کنده است و شناسایی شد و آن را گرفتیم. کمکم دارند وارد مرحلهی بزهکاری میشوند و به جامعه آسیب میرسانند.»
غلامی: شروع کار این کودکان از خانوادههایشان است
غلامی در توضیح چگونگی ورود کودکان به چرخه زبالهگردی، از نقش خانوادهها در آغاز این روند میگوید: «شروع کار این کودکان از خانوادههایشان است. در ابتدا که اینها به خیابان میآیند و زبالهگردی میکنند، از طرف خانوادههای خودشان وارد این کار میشوند و رفتهرفته افرادی ارتباط میگیرند. مواردی هم بوده که پیگیری کردیم و به نقطه اجرایی هم رسیده است؛ از جمله دادن مواد مخدر به اینها و فرستادنشان به باغشهریها، بیرون از شهر یا داخل شهر.»
غلامی به سوءاستفادههایی اشاره میکند که این کودکان در ادامه با آن مواجه میشوند؛ از بهکارگیری آنها برای جمعآوری زباله در ازای دریافت مواد مخدر تا سوءاستفادههای جنسی: «مثلا شخصی بود که دادستان وقت دستور دادند، شناسایی و دستگیر و بازداتش شد، فکر کنم الان مجدد آزاد شده است، این آقا ۱۰ نفر داشت و به آنها مواد میداد و میفرستادشون برای جمع کردن و طی ۷۲ ساعت مثل جاروبرقی هرچیزی که جلویشان میدیدند را جمع میکردند و تحویل او میدادند. سوءاستفادهها به این نقطه میرسد و همچنین سوءاستفادههای جنسی هم اتفاق میافتد.»
موسویطلب: خودمان برویم و در محلات شناسایی کنیم
سید جمالالدین موسویطلب، دادستان گراش، در این نشست بر ضرورت شناسایی میدانی محلات درگیر با پدیده کودکان کار و افزایش هماهنگی میان دستگاههای مسئول تأکید کرد. او پیشنهاد داد با حضور اعضای کمیته، بازدیدهایی از این محلات انجام شود و در کنار اطلاعرسانی به خانوادهها، از ظرفیتهای قانونی، خیرین و نهادهای حمایتی برای رسیدگی به وضعیت این کودکان استفاده شود. موسویطلب با تأکید بر ضرورت حضور میدانی مسئولان و شناسایی محلات درگیر این پدیده گفت: «بحث کودکان کار علتها و عوامل متعددی دارد که منجر به حضور این افراد با این وضعیت در سطح شهر میشود. آقایان گفتند که به چه طریقی شناسایی کنیم؛ نظر من این است محلاتی که بیشتر درگیر این موضوع هستند، ابتدا خودمان یک بازدید میدانی و یک حضوری در سطح محلات داشته باشیم که ببینیم این موضوع به چه نحوی است. بهصورت رسمی و اداری هم نمیخواهیم برویم؛ برویم یک دوری و گشتی بزنیم و محلاتی را که به این موضوع آلوده هستند را شناسایی کنیم.»
از لزوم اطلاعرسانی تا هشدار برای تبعات
دادستان در ادامه، اطلاعرسانی به خانوادهها و همکاری دستگاههای مختلف را از دیگر اقدامات ضروری دانست و بر نقش دادستانی، آموزشوپرورش، اداره کار، بهزیستی، هلالاحمر و شهرداری در رسیدگی به این موضوع تأکید کرد. دادستان گراش با اشاره به لزوم آگاهسازی خانوادهها و شناسایی افراد سوءاستفادهکننده از کودکان کار اظهار کرد: «بحث بعدی، اطلاعرسانی است. ادارات مختلفی درگیر این موضوع هستند؛ از جمله دادستانی بهعنوان مدعیالعموم و با وظایف قانونی، اداره آموزشوپرورش، اداره کار، اداره بهزیستی و بقیه ارگانها مثل هلالاحمر که نقش حمایتی دارند. علاوه بر اینکه ما در محلاتی که درگیر این موضوع هستند حضور پیدا میکنیم، بعد از اینکه شناسایی کردیم جلساتی با خانوادههایی که در آنجا حضور دارند، در مسجد محله برگزار کنیم و اطلاعرسانی کنیم. تذکر جدی داده بشود و در سطح شهر هم اطلاعرسانی بشود. اگر نیاز است، در محلاتی که آسیبزا هستند بنری نصب بشود که به دستور کمیتهای کودکان کار و دادستانی، از این تاریخ به بعد اگر قرار باشد کودکی با این وضعیت در سطح شهر تردد داشته باشد، تبعاتی برایش دارد. قاعدتاً اگر اطلاعرسانی کنیم و آنها در جریان قرار بگیرند، ممکن است خانوادههایشان کمی حساسیت بیشتری به خرج بدهند.»
«این بچههایی که کار میکنند، آنطور که در فیلمها هم نشان میدهند، برای شخص خاصی کار میکنند؛ یعنی یک نفر آنها را مدیریت میکند و به سطح شهر میفرستد، درآمدی دارد و متأسفانه بعدا گرفتار میشوند. اگر اشخاصی در این زمینه شناسایی شدند، برای شناسایی ما از بچههای انتظامی کمک میگیریم؛ و حتماً باید شناسایی بشوند. تأکید مؤکد میکنم که نیروهای مربوطه با عزیزان بهزیستی و دوستان در شهرداری همکاری داشته باشند تا انشاءالله این افراد شناسایی بشوند.»
موسویطلب همچنین با اشاره به امکان شناسایی خانوادههای کودکان کار، از تشکیل پرونده شخصیت برای موارد شناساییشده و استفاده از ظرفیت خیرین و مجازاتهای جایگزین حبس برای کمک به این کودکان سخن گفت. به گفته او، حمایتهای معیشتی، آموزشی و بهداشتی باید در کنار اقدامات قانونی مورد توجه قرار بگیرد.»
نگاه دادستان: از کودکان بدسرپرست تا بازپروری آنها
دادستان با تأکید بر ضرورت حمایت از کودکان کار و کودکان بدسرپرست گفت: «اگر ما آنها را شناسایی کردیم، در حوزه اختیارات قانونی، آرایی در دادگاه کیفری دو داریم که میتوانیم از مجازاتهای جایگزین حبس استفاده کنیم و بخشی از آن را بیاوریم به سمت کودکان کار و به آنها کمک کنیم. یعنی اگر دغدغهشان معیشت و اقتصاد باشد، میتوانیم یک پرونده شخصیت در دادسرا برایشان تشکیل بدهیم. اگر موردی شناسایی شد، البته با نظر اداره بهزیستی، اقدام کنیم تا این افراد شناساییشده پروندهدار بشوند و مشخص باشد که فلان شخصی این مشکل و معضل را دارد و یک کد شناسایی هم برایش روی پرونده ثبت میکنیم و از طریق ظرفیتهایی که در شهرستان وجود دارد، مثل خیرین و مجازاتهای جایگزین حبس، اقدام میکنیم. با آقای زارع، قاضی دادگاه کیفری دو، هم مطرح میکنم اگر موردی بود که از نظر مالی طرف میخواهد مجازات و زندان داشته باشد، از باب مجازات جایگزین حبس، این کمک به کودکان کار و کودکان بدسرپرست اختصاص پیدا کند.»
«بحث بازپروری این کودکان هم مطرح است. اگر آقایان بتوانند در این زمینه فعالیتی داشته باشند، مثل مشکل آموزشی، آموزشوپرورش ورود کند یا اگر نیاز به تأمین هزینهای باشد، ما میتوانیم از طریق دادگستری و مجموعه خیرین اقدام کنیم و وسایل آموزشی برای آنها فراهم بکنیم. در بحث بهداشت هم انشاءالله آموزشهای بهداشتی و درمانی انجام بشود.»
«ما بهعنوان دادستان پای کار هستیم»
دادستان گراش در بخش دیگری از سخنانش، با اشاره به ضرورت پیگیری عملی مصوبات جلسات، از آمادگی دادستانی برای همکاری با دستگاههای مسئول خبر داد و تأکید کرد که در صورت اجرا نشدن دستورات قانونی از سوی ادارات، موضوع را پیگیری خواهد کرد.موسویطلب با انتقاد از اجرا نشدن برخی دستورات اداری و تأکید بر لزوم نتیجهبخش بودن جلسات افزود: «اگر جلوی این موضوع گرفته نشود و با این افراد برخورد و پیگیری نکنیم و این جلسات هم قرار باشد برگزار بشود اما خروجی نداشته باشد، مشکل حل نمیشود. کمااینکه در جنگ اخیر هم شنیدیم متأسفانه استفاده از اتباع بیگانه در مراکز نظامی و استفاده از ظرفیت آنها در اقدام علیه کشور خیلی زیاد بود. اگر جلوی اینها گرفته نشود، تبدیل به معضلی میشود که بعداً جمع کردن آن خیلی سخت است. ما بهعنوان دادستان همهجوره در خدمت دوستان هستیم و پای کار هستیم. اگر جایی نیاز به دستور ما باشد و یا ادارات دیگری همکاری نمیکنند، دوستان بفرمایند؛ من حتماً تذکر میدهم.»او افزود: «آقایان اداری در شهرستان، آنطور که باید و شاید، کار نمیکنند. یک صحبتی میشود و چشمچشمی میگویند، ولی در عمل خیلی اقدام نمیکنند. من این مسئله را حتماً در شورای تأمین مطرح میکنم. دستوری هم به دفترم دادم و مکاتباتی که با آقایان ادارات انجام میشود و اگر دستور کتبی است، در موعد مقرر انجام بدهند و اگر انجام ندادند، زیر نامه هم نوشتم که استنکاف از دستور مقام قضایی جرم حساب میشود و ما مجبور هستیم علیه آن شخصی که در اداره دارد کار میکند، اعلام جرم بکنیم. اگر قرار باشد ما پشت میز بنشینیم و دستوری هم داده شده باشد، اما به آن عمل نکنیم، واقعاً سنگ روی سنگ بند نمیماند؛ با توجه به وضعیتی که مملکت دارد و نیاز به انسجامی که کار مردم انجام بشود.»
«مهمترین بحث، حضور میدانی است»
در پایان، او با اشاره به اهمیت تداوم جلسات و ضرورت مشاهده مستقیم وضعیت کودکان کار در سطح شهر، از آمادگی خود برای همراهی با اعضای کمیته در بازدیدهای میدانی خبر داد و حضور عملی مسئولان در محلات را راهی مؤثرتر برای شناسایی مشکلات و دستیابی به نتایج ملموس دانست.
دادستان گراش در پایان بر تداوم جلسات و ضرورت بازدید میدانی تأکید کرد و گفت: «این جلسات انشاءالله تداوم داشته باشد. مهمترین بحث، حضور میدانی است. من خودم اگر وقت داشته باشم و آقایان بگویند که در فلان تاریخ میخواهیم برویم یک سرکشی بکنیم از مواردی که آلوده هستند، اعلام آمادگی میکنم. خیلی وقتی هم نمیبرد؛ در حد یکی دو ساعت برویم شهر را بررسی بکنیم. این نشست و برخاستها خوب است، منتها خروجی بازدید میدانی و اینکه ما لمس بکنیم در داخل شهر چه اتفاقی دارد میافتد، بهمراتب بهتر است و خروجی بهتری دارد.»
حیدری: کودکان کار ارتباطشان خیلی قوی است و سریع اطلاعرسانی میکنند
باقر حیدری، مسئول امور داوطلبان جمعیت هلالاحمر شهرستان گراش، در این نشست با اشاره به تجربه شناسایی کودکان کار در سال ۱۴۰۴، بر اهمیت برقراری ارتباط دوستانه با خانوادهها و پرهیز از مراجعههای رسمی و گروهی در مراحل اولیه شناسایی تأکید کرد. در ادامه، دادستان گراش درباره شناسایی محلات درگیر و پیگیری موارد از طریق مراجع انتظامی توضیح داد. همچنین مهرابی پیشنهاد کرد بهجای تقابل با این افراد، سازوکاری برای ساماندهی و ثبتنام آنها طراحی شود.
باقر حیدری با اشاره به تجربه همکاری با آقای سلیمانی در شناسایی کودکان کار گفت: «ما سال ۱۴۰۴ با آقای سلیمانی همکاری داشتیم در رابطه با شناسایی کودکان کار. خودم شخصاً هم با موتور و هم با ماشین میرفتم. اولاً اینکه اگر با ماشین اداری و گروهی بروید، اصلاً جواب نمیدهند. من خودم بهصورت خیلی دوستانه جلوی خانهشان و کنار سطل زباله میرفتم. یک هدایایی هم از طرف بهزیستی و خودمان هم تهیه کرده بودیم، به آنها میدادیم و صحبت میکردیم. یک صحبت تقریباً دوستانه؛ اگر خانم باشد، باز بهتر است و ارتباط بهتری میتوانند بگیرند.»
در واکنش به این توضیحات، دادستان گراش تأکید کرد که هدف از بازدیدهای گروهی، برقراری ارتباط مستقیم با کودکان و خانوادههایشان نیست، بلکه شناسایی محلات درگیر این پدیده است. او همچنین به نقش شبکههای ارتباطی این افراد و امکان استفاده از ظرفیت امامان جماعت برای شناسایی موارد اشاره کرد. دادستان گراش در توضیح هدف از بازدیدهای میدانی اظهار کرد: «اینکه گفتم گروهی برویم، منظور ارتباط گرفتن با آنها نبود؛ گفتم محلاتی که آلوده هستند را در حد شناسایی بازدید کنیم. بله، درست است و همین که شبکه دارند، اگر به یک نفر آنها تذکر بدهیم، همان یک نفر به همه میگوید که از این به بعد میخواهد برخورد بشود. این کار خاصیت خوبی هم دارد و اگر ما بیاییم برخورد بکنیم، بازدارندگی دارد. بحث محلات هم است و آقایان امام جماعتی که آنجا هستند، میتوانند شناسایی بکنند و شماره بهزیستی را به آنها بدهیم که به ما بگویند در فلان محله چنین قضیهای وجود دارد تا ما ورود میکنیم.»
حیدری در ادامه، با اشاره به گستردگی ارتباط میان این افراد، توضیح داد که برخوردهای مقطعی ممکن است تنها برای مدت کوتاهی فعالیت آنها را متوقف کند و پس از آن فعالیتها از سر گرفته شود. مسئول امور داوطلبان جمعیت هلالاحمر گراش با اشاره به نحوه فعالیت و ارتباط این افراد گفت: «اینها ارتباطشان خیلی قوی است و سریع اطلاعرسانی میکنند و شبکه دارند. بله، برای روز بازدارندگی دارد و شب دوباره فعالیتشان شروع میشود. اینها گروهی هستند؛ مثلاً از یک خانه پنج نفر هستند و در آن خانهای که ساکن هستند، انبارک دارند و هر چیزی که جمع کردند را در آن انبارک میریزند، هفتگی و یا بهصورت ماهیانه ماشین میآید و زبالهها را جمع میکند.»
در ادامه این بخش از نشست، دادستان گراش از آمادگی برای هماهنگی با پلیس و پیگیری موارد شناساییشده خبر داد و گفت در صورت ارائه اطلاعات از سوی گروههای شناسایی، اقدامات قانونی لازم برای بررسی محلها و احضار افراد انجام خواهد شد. دادستان گراش در پاسخ به توضیحات حیدری گفت: «بله، همانطوری که گفتید، اگر شما شناسایی کردید، بفرمایید؛ من با پلیس هماهنگی میکنم که بروند همانجا. حکم هم به آنها میدهم بروند داخل خانه و اگر چیزی است، بردارند و صورتجلسه کنند و آن افرادی که در آنجا حضور دارند را به دادسرا بیاورند که به آنها تذکر بدهیم.
طرح پیشنهاد برای ساماندهی کودکان کار
در بخش دیگری از این گفتگو، مهرابی با تأکید بر ضرورت دستیابی به نتیجه عملی، پیشنهاد کرد بهجای تمرکز صرف بر برخورد با کودکان کار، مسیر ساماندهی و شناسایی آنها از طریق ثبتنام و ایجاد سازوکاری مشخص دنبال شود. مهرابی با طرح پیشنهاد ساماندهی و ثبتنام افراد فعال در این حوزه گفت: «به جای اینکه تقابل داشته باشیم، برویم به سمت ورود و ساماندهی. برای اینکه جلسه یک خروجی داشته باشد، یک تصمیمی بگیریم، اگر وجه قانونی هم نداشته باشد و شورای تأمین آن را تصویب کند، قابل اجرا است. شهرداری یک کارگروهی درست کند و اعلام کند تمام بچههای افغانی که میخواهند کار کنند و حتی زباله جمع کنند، باید بیایند ثبتنام کنند. البته این بحث خام است و باید پخته کار کنیم. وقتی دیدند مجوز میدهند، همه میآیند و کار شناسایی راحت صورت میگیرد. ما به آنها اعتماد کنیم و به آنها اعتبار بدهیم، بعد خودشان میآیند. حالا ما شناسایی کردیم، بعداً برمیگردیم به آن چیزی که سیاست کلان جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با اینها دارد. آنها چه بخواهید و چه نخواهید، زبالهگردی میکنند. اگر صبح نیایند، شب میآیند و کلونی دارند و بهمحض اینکه برای یکی مشکلی پیش بیاید، به هم زنگ میزنند.»