هفتبرکه – راحله بهادر: اگر شما هم دنبالکنندهی فیلمهای اقتباسی و همزمان از هواداران راسل کرو هستید، فیلم سینمایی «نورنبرگ» Nuremberg میتواند پیشنهاد خوبی برای آخر هفتهی نوروزی شما باشد. «نورنبرگ» حسب حال جهان امروز و همین روزهای ماست. این فیلم، اقتباسی از کتاب «نازی و روانپزشک» (۲۰۱۳) نوشتهی جک ال. های، نویسندهی نیویورک تایمز، پژوهشگر، استاد تاریخ و فلسفهی پزشکی و متخصص مطالعات هولوکاست و اخلاق پزشکی در جنگ جهانی دوم است که در دانشگاههایی چون کمبریج نیز تدریس کرده است.
فیلم «نورنبرگ» که بر اساس کتاب ال. های ساخته شده، یک درام تاریخی و روانشناسانه، به کارگردانی و نویسندگی جیمز وندربیلت، تولید آمریکا و مجارستان در سال ۲۰۲۵ است و به برگزاری دادگاههای نورنبرگ و محاکمهی رهبران ارشد نازی پس از پایان جنگ جهانی دوم میپردازد. در این فیلم محاکمهی هرمان گورینگ، دست راست هیتلر، با بازی راسل کرو، و ارتباط روانشناختی و پیچیدهاش با روانکاوش، دکتر داگلاس کلی در ارتش آمریکا، با بازی رامی ملک به تصویر کشیده شده است. این همان دادگاهی است که هانا آرنت گزارشش را در کتاب بسیار معروف «آیشمن در اورشلیم: گزارشی در باب ابتذال شر» نوشت.
راسل کرو نیاز به تعریف ندارد! ستارهی دهه ۲۰۰۰ میلادی و کراشالعالمینِ ما میانسالان دوستدار سینما که با فیلم «ذهن زیبا» در ذهن مخاطبان سینما خاطره دارد، هر چقدر هم بین ستارگان تازهنفس، پرزرقوبرق و جوان سینمای هالیوود، کمرنگ شده باشد، باز هم میتواند نجاتدهندهی یک فیلم و ستارهی آن باشد و با دست پر به سالنهای سینما برگردد.
راسل کرو در این فیلم نقش نجاتدهندهی فیلم را دارد؛ وگرنه یک فیلم با درونمایهی تاریخی و سیاسی میتواند برای مخاطب عام خستهکننده باشد. شخصیتپردازی کاریزماتیک هرمان گورینگ و تغییرناپذیری افکار او با بازی سرد و چهرهی سنگی راسل کرو -با کمترین میمیک صورت در این فیلم- که همهی سکانسهای حضورش با لباس فرم نظامی است، هارمونی کامل دارد و برگ برندهی این فیلم در نمایش خودشیفتگی و اقتدار یک رهبر تمامیتخواه است. نقشآفرینی درخشانی که هیبت و وزن بازیاش در اکثر نماهای فیلم، حتی بازی باورپذیر و قدرتمند رامی مالک را در خود میبلعد.
فیلم «نورنبرگ» اگر چه به نمایش محاکمهی جنایتکاران جنگی پرداخته است، اما نویدبخش یک چشمانداز مثبت نیست و تماشاگر را با شک و تردید نسبت به آیندهی سیاسی جهان با کثرت رهبران سیاسیِ ماجراجو تنها میگذارد؛ نه به این دلیل که در سرتاسر فیلم اندیشههای فاشیستی گورینگ و سایر رهبران نازی، در کنار تصاویر مستند از جنایات آنها از جمله در آشوویتس و اردوگاههای کار اجباری نشان داده میشود، بلکه به این دلیل که فیلم بیشتر یک یادآوری و تلنگر است؛ یادآوری اینکه اندیشهها و سیاستهای فاشیستی در دنیا تمام نشده است و هنوز در همین نزدیکی ما، و خیلی نزدیک به ما و همین جنگی که غیرقانونی به ما تحمیل شده است، همچنان زنده و پرقدرت ادامه دارد. ظهور احزاب راستگرای افراطی در انتخابات دو سال اخیر در فرانسه، آلمان و مهمتر از همه آمریکا، اهمیت تماشای یک فیلم را که شاید مهمترین حرفش پایانناپذیری سیاستهای ویرانگر رهبران باشد دو چندان میکند.
وجه انسانی پررنگ فیلم، حضور خانوادهی گورینگ است که تحتالشعاع تبعات جنگ قرار میگیرد. خانواده در این فیلم نماد شهروندان غیرنظامی و ملتها است که قربانی میشوند و نقش چندانی در سیاستهای تعیینکننده در جهان ندارند.
نورنبرگ با مدت زمان دو ساعت و ۲۸ دقیقه، یک فیلم با ریتم خوب و داستانپردازی درگیرکننده است که اگر سکانسهای نسبتا طولانی و مستند از جنایات جنگی نازیها را که در دادگاه نمایش داده میشود نادیده بگیرید، شما را به سیاهچالههای تاریخ معاصر میبرد و مثل تونل وحشت، لذتی هیجانآور و ترسناک ایجاد میکند. این نکته را گذاشتم آخر معرفی بگویم! «نورنبرگ» خوشریتم، با سرعت خوب، دیالوگهای تاثیرگذار، موسیقی متن بسیار خوب و داستان جذاب است؛ اما سرگرمکننده به معنای فراغت فکر و آسایش ذهن نیست؛ بلکه تاملی عمیق در حکمرانی شر، ماهیت تغییرناپذیرش و بازتولید آن در هر برههی تاریخی است.
فیلم «نورنبرگ» با نمرهی قابل قبول ۷.۴ از وبسایت سینمایی IMDb، و فاقد هرگونه نامزدی برای اسکار ۲۰۲۶، که ارزیابی متوسط از اغلب منتقدان مجلات سینمایی هم دارد، برای تماشا در پلتفرمهای داخلی نیز در دسترس است.




