هفت‌برکه: شیدای گراشی، شاعر آیینی و از حاکمان قدیم گراش، سال‌ها تنها در حاشیه‌ی تاریخ و حافظه‌ی محلی باقی مانده بود؛ تا اینکه یک پژوهشگر یزدی نام او را از گراش به دانشگاه یزد رساند.

14041014 Divan Sheida

۱۴ رجب سال‌مرگ شاعری نام‌آشناست که شعرهایش با محرم و عزا پیوند خورده است و جسمش در کربلا آرامیده است. محمدجعفرخان گراشی، مشهور به مقتدرالممالک و متخلص به شیدا، شاعر، مداح و حاکم گراش است. این شاعر برای بسیاری از ما بیشتر با نام یکی از خیابان‌های فرعی شهر شناخته می‌شود تا با ابیاتی از شعرهایش. با این‌ حال، این گمنامی چیزی از جایگاه ادبی و تاریخی «دیوان شیدا» نمی‌کاهد.

سیده فرزانه حکیمی، کارشناس ارشد ادبیات پایداری دانشگاه یزد، به پیشنهاد استاد راهنمای خود، به‌دنبال ابیاتی از شعرهای این شاعر می‌رود و موضوع پایان‌نامه‌ی ارشدش را در آنها می‌یابد. او عنوان پایان‌نامه‌اش را «ادبیات آیینی در شعر شیدای گراشی» می‌گذارد و با راهنمایی دکتر محمدرضا نجاریان، در اسفندماه ۱۴۰۳ از آن با موفقیت دفاع می‌کند (لینک پایان‌نامه در ایران‌داک).

در چکیده‌ی این پایان‌نامه در مورد خصوصیات و اهمیت اشعار «دیوان شیدای گراشی» آمده است: «محمّدجعفرخان گراشی (۱۳۳۸-۱۲۹۶ ه.ق)، فرزند رستم‌خان، متخلّص به شیدا، زاده گراش و اهل علم و دیانت و امارت بود. تنها اثر او، دیوانی است بالغ بر شش‌هزار و پانصد بیت که دربردارنده موضوعات مختلف به‌ویژه اشعار آیینی است و از آثار موفّق ادبی- عاشورایی سده اخیر به‌شمار‌می‌رود. این دیوان، شامل بیشتر قالب‌های کلاسیک شعر فارسی، همچون: غزل، قصیده، قطعه، ترجیع‌بند، ترکیب‌بند، رباعی و تک‌‌بیت است. درون‌مایه‌های آیینی شعر شیدا شامل مدح و منقبت پیامبر(ص) و ائمّه(ع)، مرثیه‌سرایی برای ائمّه(ع) بخصوص امام‌حسین(ع) و بیان وقایع روز عاشورا و شرح حال اسرا و اهل بیت، توصیف شخصیتهای مثبت و منفی در حادثه کربلا، توصیف پیامبرانی چون: نوح، یوسف، موسی، یحیی، سلیمان و وصف مکان‌هایی مانند: سرزمین بابِل، چشمه آب حیات، کوی منا و توجّه به اعمال آیینی همانند اعتکاف و احیا است. مفاهیم اخلاقی مثل: نوع‌دوستی، صداقت، راستی و جوانمردی و دیگر درون‌مایه‌های شعری، از جمله مضامین پایداری، اجتماعی، عرفانی و باورهای عامیانه در شعر شیدا قابل توجّه است. علاوه بر مفاهیم و مضامین آیینی و اخلاقی، دیوان شیدای گراشی، از منظر زیبایی‌شناسیِ اشعار آیینی هم قابل توجّه است؛ از دیدگاه علم بیان وجود تشبیه عقلی به حسی و تشبیه تفضیل و پس از آن استعاره حائز اهمّیت است؛ از نظر علم معانی، انواع جملات با اهداف گوناگون و مخالفت با قیاس بیشتر نمود دارد و در بدیع معنوی وجود تلمیح، تضاد، حسن تعلیل و متناقض‌نما چشمگیر است. در پژوهش حاضر، پس از تقسیم‌بندی درون‌مایه‌های شعری شیدا درون‌مایه‌های آیینی و پایداری او تحلیل شده است. همچنین بررسی شگرد‌های برجسته بلاغی اشعار آیینی شیدا از دیدگاه علم معانی، بیان و بدیع معنوی از دیگر اهداف این تحقیق بوده است.»

بدین‌ترتیب آوازه‌ی این شاعر کمتر شناخته‌شده در یکی از کلاس‌های ساختمان زبان و ادبیات فارسی دانشگاه استان یزد می‌پیچد و نشان می‌دهد که علاقه به شناخت چهره‌های تاریخ و ادبیات محلی همچنان زنده است و فراتر از مرزهای جغرافیایی، توجه پژوهشگران دیگر شهرها را نیز به خود جلب می‌کند. به‌مناسبت روز پرواز این شاعر بزرگ، به سراغ چرایی انتخاب موضوع این پژوهش رفتیم و با این بانوی یزدی به گفتگو نشستیم.

پژوهشگری پیگیر از یزد

سیده فرزانه حکیمی متولد ۱۳۴۶ و اهل یزد است. او حدود ۳۲ سال است که در یکی از دبیرستان‌های فرزانگان یزد تدریس می‌کند. علاقه‌اش به تحصیل و پژوهش، پای او را بعد از کارشناسی باز هم به دانشگاه باز می‌کند و در نهایت سال ۱۳۹۹ راهی دانشگاه یزد می‌شود تا سر کلاس کارشناسی ارشد ادبیات، گرایش ادبیات پایداری، بنشیند.

ترم دوم دانشگاه شروع می‌شود و لحظه‌ی تعیین استاد راهنما و انتخاب موضوع نیز فرا می‌رسد، او می‌گوید: «برای انتخاب موضوع پایان‌نامه یک حساسیتی داشتم و می‌خواستم کار ناب و اثری ماندگار بشود و موضوعی باشد که روی آن کار نشده باشد. با مشورت اساتید، دوستان و آشنایان، خیلی به کتابخانه‌ها و پایان‌نامه‌ها و موارد مختلفی مراجعه کردم و چون به ادبیات تطبیقی خیلی علاقه داشتم و به دنبال آن رفتم؛ ولی متاسفانه تخصص و گرایش من ادبیات پایداری بود و آن چیزی را که طالبش بودم حقیقتا پیدا نکردم.»

تا اینکه دکتر نجاریان، استاد راهنمای حکیمی، چند موضوع به او پیشنهاد می‌دهد و در نهایت او «دیوان شیدا» را برای پایان‌نامه انتخاب می‌کند. به گفته حکیمی، «این موضوع تقریبا ویژگی‌هایی را که من می‌خواستم داشت و چون ادبیات آیینی زیرمجموعه‌ی ادبیات پایداری است، در این زمینه کار زیاد انجام شده بود اما خوشبختانه تنها مزیت کار من این بود که اثری که من می‌خواستم روی آن کار کنم، هنوز شناخته شده نیست و هیچکس روی این دیوان کاری انجام نداده بود.»

در نهایت، چون کتاب «دیوان شیدا« در هیچ یک از کتابخانه‌های یزد پیدا نمی‌شود، حکیمی از طریق پی‌دی‌افی که استاد راهنمایش در اختیارش قرار می‌دهد، مطالعاتش را روی این دیوان آغاز می‌کند. او حتی به آدرس انتشارات این دیوان در حوالی میدان آزادی تهران هم سر می‌زند اما با در بسته روبه‌رو می‌شود، اما ناامید نمی‌شود و با شماره تلفن نوشته شده روی در نمایندگی آن انتشاراتی [نشر همسایه] تماس می‌گیرد و دکتر صادق رحمانی از پشت خط به او جواب می‌دهد. «خوشبختانه آقای دکتر رحمانی پشت خط جواب دادند و ما در مورد این اثر با هم صحبت کردیم و به من گفتند که این اثر سال ۱۳۷۶ و در ۲۵۰۰ نسخه چاپ شده است و بعد از آن دیگر تجدید چاپ نشده، و همان‌ها هم به کتابخانه‌های مشخصی در مراکز استان‌ها داده شده است. حتی خودشان هم گفتند من ندارم. به‌هرحال اصل کتاب در دست من نبود، تا اینکه به یزد برگشتم و به سراغ همان نسخه‌ی پی‌دی‌اف رفتم و بلاخره شروع کردم و دیوان را یک دور کامل خواندم که حدودا ۷ تا ۸ ماه طول کشید.»

بزرگی دیوان شیدا از زبان حکیمی

سیده فرزانه حکیمی در مورد اشعار «دیوان شیدای گراشی» گفت: «چیزی که می‌توان در این اثر در مقایسه با دیگر شاعران کمتر شناخته شده‌ی عصر حاضر پیدا کرد، همان دیدگاه دینی و مذهبی شیدا است. از طرف دیگر، آشنایی ایشان با ادبیات، موسیقی، عروض و قافیه و سبک‌هاش شعری عراقی چشمگیر است. می‌شود گفت که تقریبا خیلی از اشعار شیدا به اشعار حافظ و سعدی نزدیک است، علل‌الخصوص به اشعار شاعران آیینی از حدود قرن هشتم به بعد، مخصوصا دوران محتشم کاشانی و شاعران هم‌عصرشان مثل صحبت‌لاری، که آثار آنها را می‌توان در این دیوان کشف کرد و دید.»

حکیمی معتقد است ارزش «دیوان شیدای گراشی» بیش از آنکه در ارائه‌ی مطالب تازه‌ی تاریخی و دینی باشد، در شیوه‌ی روایت مفاهیم آیینی و عاشورایی نهفته است. او در این‌باره می‌گوید: «از نظر تاریخی و دینی، مطلب جدیدی و به‌اصطلاح اتفاق جدیدی در این کتاب نیفتاده است و به چیز خاصی اشاره نکرده است؛ ولی جریان زندگی ائمه مخصوصا ویژگی‌های عاشورایی آن خیلی جالب و جذاب است و واقعه‌ی کربلا را و چیز‌هایی که ما در روضه‌الشهدا تا به امروز شنیدیم، در قالب اشعار پخته‌ای ارائه کرده است.»

او در بخش دیگری از پژوهش خود به دشواری‌های بررسی زندگی شخصی و روحیات شیدای گراشی اشاره می‌کند و از محدودیت منابع و دسترسی اندک به اطلاعات مستقیم درباره‌ی این شاعر می‌گوید: «از نظر سبک زندگی و روحیات خود شاعر هم با همه‌ی تحقیقاتی که انجام دادم، آثار زیادی نداشتم و در آخر دسترسی هم پیدا نکردم. حتی با نوه شیدای گراشی و دختر آقای دکتر اقتداری هم صحبت کردم که ایشان گفتند نمی‌توانند صحبت بکنند و شاید چیزی هم از پدربزرگش در خاطرش نمانده باشد. آقای عبدالعلی صلاحی و آقای دکتر رحمانی را به من معرفی کردند و آنها هم کتاب‌هایی مثل تاریخ گراش و خاطرات سدیدالسلطنه را به من معرفی کردند. البته چند شخص دیگر را هم به من معرفی کردند که خاطرات خیلی دوری داشتند و هر چه به من گفتند، من آنها را در پایان‌نامه‌ام آوردم.»

حکیمی در ادامه‌ی ارزیابی ادبی خود، به ویژگی‌های زبانی و قالب‌های شعری دیوان شیدا می‌پردازد و با مقایسه‌ی آن با آثار شاعران آیینی پیشین، جایگاه او را در سنت مرثیه‌سرایی بررسی می‌کند. او می‌گوید: «قلمرو فکری و زبانی تازه‌ای در این دیوان دریافت نمی‌شود ولی قالب‌های شعری و اشعار آیینی آن استحکام روانی خاصی دارد. می‌شود گفت ایشان یکی از موفق‌ترین مداحان زمان خودش بوده است. از نظر قلم‌رو زبانی؛ موسیقی کلامش به زبان امروز خیلی نزدیک است و اشعار محتشم کاشانی رنگ و عطر خاصی به اشعار ایشان داده است.»

14041014 Divan Sheida 2

شیدای آیین و عاشورا، فراری از مدح حاکمان

‌حکیمی در تحلیل محتوای دیوان شیدا، به سبک و موضوعات اشعار او می‌پردازد و تاکید می‌کند که این شاعر بیشتر به مضامین آیینی و عاشورایی توجه داشته و کمتر به مدح افراد یا بیان عشق زمینی پرداخته است: «در سرتاسر اشعار شیدا، آنچه که مسلم است این است که یک بیت در مدح شاعران یا حاکمان و شاهان روزگار خودش دیده نمی‌شود. هر چه هست در مدح، ستایش، منقبت و مرثیه‌ی ائمه‌ی اطهار و امامان شهیدی است که ما در آثار تاریخی هم از آنها زیاد داریم. قالب غزل شعری او، غزل آیینی است. از نظر اشعار عاشقانه‌ که در مورد یک معشوق مشخص باشد در دیوان او چیزی نیست، ولی ذوق عاشقانه‌ای را در بعضی از غزل‌ها و اشعارش می‌شود دید.»

حکیمی درباره‌ی انگیزه‌های شخصی و پیوند فکری خود با جامعه‌ی گراش می‌گوید که آشنایی ذهنی و مذهبی او، روند پژوهش و انتخاب موضوع را برایش آسان‌تر کرده است. او در این‌باره می‌گوید: «من در یک خانواده‌ی مذهبی متولد شدم و افرادی در خانواده‌ی ما روحانی بودند. حتی پدرم با اینکه طبیب بودند به منبر و روضه آشنایی داشتند. ما در دامان مادری پرورش یافتیم که حتی یک رکعت نماز قضا ندارد. از نظر روحی، چیزی که من را با این اثر آشنا می‌کرد و می‌توانست گره بخورد به تجریبات ذهنی من و علاقه‌مندی‌هایی که از دوران کودکی در مورد آیین مذهبی و تاریخ اسلام با ما پیوند خورده بود، بُعد مذهبی این شاعر و پایبندی و وفاداری‌اش به ائمه‌اطهار به‌ویژه حضرت عباس(ع)، امام حسین(ع) و حتی فاطمه زهرا(س) و دیگر امامان بود که این امر برای من جذابیت داشت.»

بدین‌ترتیب، او تمایلات مذهبی خودش را در انتخاب و ادامه‌ی این پژوهش کاملا اثرگذار می‌داند: «من بالاخره فردی یزدی هستم و در یزد همانطور که می‌دانید، از نظر فکری و مذهبی به گراشی‌ها و حتی شیدای گراشی خیلی نزدیک است. این دور از ذهنم نبود و این کار من را راحت‌تر می‌کرد. من در ابتدا می‌خواستم کار علمی و پژوهشی انجام بدهم و در اینجا هم می‌شود گفت که تطبیق افکار و اشعار آیینی یزد با گراش را در می‌توانیم این اثر [پایان‌نامه] ببینیم.»

حکیمی در پایان درباره‌ی رضایت خود از نتیجه‌ی پژوهش و بازخورد اساتید و داوران پایان‌نامه توضیح می‌دهد و جایگاه این کار علمی را در مسیر شخصی و معنوی خود این‌گونه توصیف می‌کند: «خودم راضی بودم از کاری که انجام شد و اساتید و داوران دانشگاه یزد در رشته‌ی ادبیات هم وقتی که خودشان این [پایان‌نامه] را داوری می‌کردند، با توجه به اینکه یکی از اساتید ما دکتر الهام‌بخش، یک شاعر به تمام معنا و کمال در این دوره هستند و بسیاری از اشعار آیینی او به شکل نوحه‌ در هیات‌های معروف و بزرگ یزد خوانده می‌شود، خیلی از پایان‌نامه‌ام تعریف و تمجید کردند و حتی من را به خاطر انتخاب چنین موضوعی تشویق کردند. در نهایت من نمره‌ی کامل را از پایان‌نامه‌ام گرفتم. البته که ایراداتی هم به آن وارد بود ولی در کل برای خودم راضی‌کننده بود و بیشتر باقیات و صالحاتی شد و آن را به روح چهارده معصومی که الگوی همیشگی ما انسان‌ها هستند تقدیم کردم.»

حکیمی در پایان صحبت‌های خود درباره‌ی ارزش اجتماعی و فرهنگی پژوهشش می‌گوید که شناسایی و بازشناسی شخصیتی گمنام اما اثرگذار، برای او فرصتی بود تا سهمی ماندگار در جامعه‌ی دینی و ادبی خود ایفا کند: «سعادت داشتم در طول زندگی برای جامعه‌ی خودم، مخصوصا جامعه‌ی دینی، یک کار ماندگار انجام بدهم و در این راستا یک شخصیت را معرفی کنم که در حدود یک قرن پیش تاکنون از چشم‌ها مخفی مانده بود و اثر ارجمندی را از خودش به جا گذاشته است.»

شناختنامه شیدا در هفت‌برکه

مرور زندگی و آثار شیدای گراشی، نه‌تنها پرده‌ای از تاریخ فرهنگی گراش را روشن‌تر می‌کند، بلکه یادآور چهره‌هایی است که با وجود نقش‌آفرینی در عرصه‌های مختلف، کمتر شناخته شده‌اند. برای آشنایی بیشتر با زندگی و آثار شیدا می‌توان با مراجعه به صفحه‌ی ویکی‌پدیای او (+) اطلاعات کلی و زندگی‌نامه‌ی مستند او را مطالعه کرد. همچنین، در سال‌های گذشته گزارش‌ها و یادداشت‌های متعددی درباره‌ی نقش تاریخی، شخصیت ادبی و جایگاه فرهنگی شیدای گراشی در سایت هفت‌برکه منتشر شده است که هرکدام نگاه تازه‌ای به جنبه‌های کمتر گفته‌شده‌ی زندگی او دارند. برخی از این گزارش‌ها را می‌توانید در لینک‌های زیر بخوانید:

صفحه‌ی شیدای گراشی در ویکی‌پدیا «برگزیده» شد
پنتا ۴: پنج شخصیت گراش که باید بشناسید
هفت شاعر، هفت کتاب
ذره‌بین تاریخ ۴۰: تصرف و غارت لار در دوران استبداد صغیر

14041014 Divan Sheida 3