هفت‌برکه – صادق رحمانی: صدیقه کریمی از فعالان فرهنگی و ادبی گراش و رئیس انجمن داستان گراش است. او در سال‌های اخیر با همراهی جمعی از علاقه‌مندان ادبیات، در برگزاری نشست‌های منظم داستان‌خوانی، معرفی کتاب، نقد آثار و آموزش داستان‌نویسی نقش فعالی داشته است. انجمن داستان گراش در این مدت تلاش کرده با ایجاد فضایی آموزشی و صمیمی، زمینه رشد استعدادهای جوان را فراهم کند. به مناسبت برگزاری «اتفاق هنری گراش»، با او درباره مسیر علاقه‌مندی‌اش به ادبیات، فعالیت‌های انجمن داستان و چشم‌انداز آینده نویسندگی در گراش گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه‌ی گفتگوهای پرساگفت با محوریت «اتفاق هنری گراش» می‌خوانیم.

Porsagoft 28 Sediqeh Karimi

صادق رحمانی: علاقه شما به شعر، ترانه یا نویسندگی از کجا آغاز شد و چه اتفاق یا چه افرادی بیشترین تأثیر را در شکل‌گیری مسیر ادبی شما داشتند؟ 

صدیقه کریمی: پیوند من با قصه و داستان از همان سال‌های کودکی شکل گرفت؛ روزهایی که کنار پدربزرگم می‌نشستم. او هر روز بخشی از قرآن را تلاوت می‌کرد و سپس معنای فارسی آیات را برای ما می‌خواند. شب‌ها نیز قصه‌هایی مانند «خسرو و شیرین» را روایت می‌کرد؛ قصه‌هایی که با وجود تکرار، هر بار برای ما تازگی داشت. قصه‌ها و روایت‌های عامیانه بخش مهمی از زندگی خانوادگی من در سال‌های نخست کودکی بودند.

آوازهای پدربزرگ و خاطراتی که تعریف می‌کرد، هنوز در ذهنم زنده‌اند. از سوی دیگر، کتاب‌ها و مجلاتی که پدرم تهیه می‌کرد، مانند «پوپک» و «کیهان بچه‌ها»، نقش مهمی در شکل‌گیری علاقه من به مطالعه داشتند. در دوران راهنمایی، تابستان‌ها بیشتر وقت خود را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ولیعصر شیراز می‌گذراندم و در دوره دبیرستان نیز کتابخانه دانش‌آموز میدان معلم پاتوق همیشگی من بود.

فروردین ۱۳۸۱ همراه یکی از دوستانم پژوهشی درباره هندسه فراکتالی انجام دادیم و در ششمین همایش ریاضی نکوداشت استاد پرویز شهریاری شرکت کردیم. در همان برنامه در مسابقه کتاب‌خوانی برگزیده شدم و کتاب‌هایی را از استاد شهریاری به عنوان هدیه دریافت کردم. هنوز ذوق و مهربانی ایشان را به خاطر دارم.

نوشتن و کتاب‌خواندن همیشه بخشی از زندگی من بوده است. در سال‌های اخیر نیز با تشویق یکی از دوستان و با راهنمایی استاد مصطفی کارگر و مجتبی بنی‌اسدی، در کنار اعضای انجمن داستان گراش، نویسندگی را جدی‌تر دنبال کرده‌ام.

 

رحمانی: انجمن‌های شعر و داستان چه نقشی در رشد و بالندگی شما داشته‌اند و حضور در این جمع‌ها را برای نسل جدید چقدر ضروری می‌دانید؟ 

کریمی: انجمن داستان گراش حدود دو سال است که هر دو هفته یک‌بار در کتابخانه عمومی عظیمی برگزار می‌شود. در این نشست‌ها کتاب می‌خوانیم، کتاب معرفی می‌کنیم، داستان می‌نویسیم و آثار یکدیگر را نقد و بررسی می‌کنیم. دعوت از نویسندگان بومی، برگزاری کارگاه‌های آموزشی، مسابقات روایت و داستان، انتشار چهار شماره نشریه «دال» با سردبیری مجتبی بنی‌اسدی و تهیه معرفی‌های صوتی کتاب از جمله فعالیت‌های این انجمن بوده است.

حضور نسل جدید در چنین جمع‌هایی بسیار ضروری است. جوانان امروز سرمایه انسانی فرهنگ و ادبیات این سرزمین هستند و اگر آموزش و انگیزه کافی در اختیارشان قرار گیرد، می‌توانند آینده‌ای روشن برای ادبیات رقم بزنند.

 

رحمانی: اگر یک نوجوان یا جوان امروز بخواهد وارد دنیای شعر، ترانه یا داستان‌نویسی شود، چه مسیر آموزشی و مطالعاتی را به او پیشنهاد می‌کنید؟

کریمی: نخستین توصیه من مطالعه آثار برجسته ادبیات ایران و جهان است. باید زیاد خواند، اما هر کتابی را نخواند. کتابخانه‌ها سرشار از آثار ارزشمندی هستند که هنوز خوانده نشده‌اند.

گسترش دایره واژگان برای یک نویسنده بسیار مهم است. خوب خواندن، خوب دیدن و خوب شنیدن از مهم‌ترین مهارت‌های نویسندگی است.

امروزه دوره‌های آموزشی مناسبی نیز در فضای مجازی در دسترس است که می‌تواند به علاقه‌مندان کمک کند. با این حال، در داستان‌نویسی هیچ چیز جای مطالعه مستمر و نوشتن روزانه را نمی‌گیرد. پشتکار و تمرین مداوم، مهم‌ترین سرمایه یک نویسنده است. همچنین هر نویسنده باید استادی متناسب با مسیر و سبک مورد علاقه خود پیدا کند.

 

رحمانی: فعالیت ادبی در شهرستان گراش چه فرصت‌ها و چه چالش‌هایی دارد؟ آیا فاصله از مراکز بزرگ فرهنگی مانع است یا می‌تواند به خلق تجربه‌های متفاوت منجر شود؟

کریمی: از مهم‌ترین فرصت‌های فعالیت ادبی در گراش می‌توان به حمایت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، همراهی رسانه‌های محلی، همکاری کتابداران کتابخانه‌ها، در دسترس بودن فضاهای فرهنگی و حمایت علاقه‌مندان فرهنگ و ادب اشاره کرد.

در مقابل، مهم‌ترین چالش ما کمبود بودجه و حمایت مالی است که موجب می‌شود بسیاری از فعالیت‌ها به برگزاری جلسات محدود شود. اگر در کنار سایر نذرها، «نذر فرهنگی» نیز در جامعه جایگاه بیشتری پیدا کند و خیران به انجمن‌های فرهنگی توجه بیشتری داشته باشند، شرایط بسیار بهتر خواهد شد.

فاصله از مراکز بزرگ فرهنگی، حضور در برخی برنامه‌های ملی را دشوار می‌کند و طبیعی است که حضور در آن مراکز می‌تواند مسیر رشد را کوتاه‌تر کند؛ اما ما تلاش کرده‌ایم با استفاده از ظرفیت‌های موجود، استعدادها را شناسایی و پرورش دهیم و تجربه‌های متفاوتی خلق کنیم.

 

رحمانی: به نظر شما مهم‌ترین نیاز امروز شعر و داستان در گراش چیست؛ آموزش، نقد، انتشار آثار، حمایت فرهنگی یا ایجاد ارتباط با جریان‌های ادبی کشور؟

کریمی: به گمان من، مهم‌ترین نیاز امروز شعر و داستان در گراش، آموزش اصولی و حرفه‌ای است. در حوزه داستان، مجتبی بنی‌اسدی از سال گذشته کلاس‌های آموزشی منظم و پایه‌ای را برنامه‌ریزی و برگزار کرده است.

اگر دیگر نویسندگان و استادان باتجربه شهر نیز با انجمن همکاری بیشتری داشته باشند، امکان برگزاری کارگاه‌های آموزشی و نشست‌های تخصصی بیشتری فراهم خواهد شد. پس از آموزش، نقد سازنده و بهره‌گیری از تجربه پیشکسوتان اهمیت فراوانی دارد.

همچنین از معلمان و فرهنگیان شهر دعوت می‌کنیم در شناسایی و پرورش استعدادهای ادبی نوجوانان و جوانان با انجمن همکاری کنند.

 

رحمانی: طرح «اتفاق هنری گراش» چه ظرفیتی برای کشف استعدادها و تقویت فعالیت‌های ادبی شهر دارد و چه پیشنهادهایی برای موفقیت آن دارید؟ 

کریمی: «اتفاق هنری گراش» فرصتی ارزشمند برای کنار هم قرار گرفتن ظرفیت‌های هنری شهر است. این رویداد باعث شده چراغ‌های روشن انجمن‌های مختلف در کنار یکدیگر بدرخشند و مجموعه‌ای از توانمندی‌های فرهنگی و هنری گراش را به نمایش بگذارند.

اگر این رویداد بتواند به انسجام بیشتر انجمن‌ها، حمایت از هنرمندان و ارتقای جایگاه هنر در جامعه کمک کند، به هدف اصلی خود دست یافته است. برگزاری مستمر و سالانه آن نیز می‌تواند آثار و نتایج ماندگارتری به همراه داشته باشد.

این رویداد فرصتی برای کشف استعدادهای تازه، شکل‌گیری همکاری‌های جدید و ایجاد انگیزه در میان هنرمندان جوان است و می‌تواند مسیرهای تازه‌ای پیش روی فرهنگ و هنر گراش بگشاید.

 

رحمانی: چشم‌انداز شما برای آینده شعر، ترانه و نویسندگی در گراش چیست؟ دوست دارید پنج یا ده سال دیگر فضای ادبی شهر را در چه جایگاهی ببینید؟ 

کریمی: با توجه به فعالیت‌های مستمر سال‌های اخیر، امیدوارم در آینده شاهد حضور نویسندگان جوان، خلاق و حرفه‌ای بیشتری در گراش باشیم؛ نویسندگانی که بتوانند هم در حوزه ادبیات بومی و هم در عرصه‌های ملی و فراتر از آن آثار ارزشمند خلق و منتشر کنند.

رسانه‌ها و جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به نویسندگان آگاه و توانمند نیاز دارند. آرزو دارم نویسندگان و شاعران گراشی در سطح کشور و حتی جهان شناخته شوند و فضای ادبی شهر جایگاهی درخور پیشینه فرهنگی گراش پیدا کند.همان‌گونه که برای زیبایی و توسعه فضاهای شهری تلاش می‌شود، امیدوارم فضای فرهنگی و ادبی گراش نیز روزبه‌روز غنی‌تر، پویاتر و اثرگذارتر شود؛ تا جایی که گراش در کنار سایر ویژگی‌های خود، به شهری سرآمد در فرهنگ و ادب نیز شناخته شود.