هفت‌برکه – محمد خواجه‌پور: شنبه ۱۷ مردادماه نباید یادم می‌رفت که بروم به دفتر خدمات قضایی سر بزنم و لایحه فرجام‌خواهی از شکایت علاالدین بروجردی علیه هفت‌برکه را ثبت کنم. این که ۱۷ مرداد در تقویم روز خبرنگار است را هم یادداشت کردم که با یک صبح به خیر از سر بگذارنیم.

روز خبرنگار هم یکی از روزهای خداست، از اولین شماره صحبت‌نو در سال ۱۳۸۵ تا حالا که ۲۰ سال پیرتر شده‌ایم بسیار پرونده‌های قضایی، شکایت‌های شخصی، تماس‌های ناشناس و پیام‌های خصوصی تهدیدآمیز را پشت سر گذاشته‌ایم. اما همیشه نگاه من به عنوان مدیر مسئول هفت‌برکه این بوده که این هم بخشی از کار ماست.

Mohammad Khajehpoor

می‌شود دلخور شد، می‌شود افسرده شد، می‌شود حتی برید و ناامید شد، اما قرار نیست این‌ها روی کار ما و خبرهای ما تاثیر بگذارد. قرار نیست دغدغه‌ای به هزار گرفتاری و دغدغه مردم اضافه کنیم.

اگر نماینده شکایت کرده است همچنان باید خبرهایش کار شود و به نشست خبری برویم. اگر شورای امر به معروف به خاطر یک کلیپ شکایت کرده دلیل نمی‌شود، بی‌خیال موسیقی بشویم. اگر کسی یک استوری گذاشت، دلیل نمی‌شود جریان خبری را رها کنیم.

در این ۲۰ سال حدود ۱۵ پرونده دادگاهی داشته‌ایم و (البته باید بگویم که پرونده داشتن افتخار نیست) ولی کار خبرنگاری به شکلی است که افراد و نهادها از هر ابزاری برای متوقف کردن شما استفاده می‌کنند و یکی از این ابزارهای قانونی هم همین شکایت است و تازه ما خدا را شکر می‌کنیم که کار در سطح همین شکایت به دادگاه بماند و سراغ تهدید و تهمت و … نروند.

داشتم می‌گفتم که در این ۲۰ سال حدود ۱۵ پرونده دادگاهی و بیش از ۱۰۰ مورد احضار و اخطار و تذکر از نهادهای مختلف داشته‌ایم که ۹۹ درصد آن‌ها مختومه شده است. همیشه در برابر قانون پاسخگو بوده‌ایم، ولی رویکرد ما این نبوده که در این موارد کار را به جنجال بکشانیم و فقط چند بار که حکم به محدودیت موقت داده‌اند (مانند موضوع تغییر نام گریشنا به هفت برکه) با توضیح کوتاه اطلاع‌رسانی کرده‌ایم.

ولی حداقل در روز خبرنگار اجازه بدهید که بگوییم، ما هم مثل شما مردم خسته‌ایم، ولی مثل شما ادامه می‌دهیم. و چون می‌دانیم که شرایط چقدر سخت است نمی‌خواهیم باری بر خاطر شما باشیم؛ بلکه همین که مردمان شهرمان را کنار هم بنشانیم و اگر بشود گره کوچکی را باز کنیم، ما را بس.

روزگار روزنامه‌نگاران آرمان‌خواه گذشته است و قرار نیست دنیا را عوض کنیم و در واقع هیچ ادعایی هم نداریم. کار ما روزنامه‌نگاری است، مثل کار تعمیرکار ماشین، مثل کار یک خیاط، مثل کار راننده کامیون، روزنامه‌نگاری هم مثل همه شغل‌های دیگر دردسرهای خودش را دارد و منتی نیست.

اگر می‌پرسید قضیه شکایت‌ها چه شد؟ مهم نیست یک کاریش می‌کنیم و هر وقت کار گیر کرد هم، مثل همیشه از شما مردم کمک می‌گیریم.

اما موضوع مقاله این بود که روز خبرنگار خود را چگونه گذارنید؟ باید بگویم: با شانه کردن موهای سفید روز شروع شد، برق دفتر خدمات قضایی رفته بود و ارسال لایحه فرجام‌خواهی افتاد به فردا. یکی دو برنامه تجلیل هم بود که شرکت کردیم، بین آن‌ها چند خبر کوتاه منتشر شد و چند خبر هم ماند برای روزهای بعد و در جواب پیام‌های تبریک ارسالی مثل همیشه نوشتم: «سپاس»