محمدصادق نوروزی، مشاور تحصیلی آموزش و پرورش: هر سال با نزدیک شدن به پایان سال تحصیلی پایه نهم، موضوع هدایت تحصیلی به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های دانش‌آموزان و خانواده‌ها تبدیل می‌شود. تصمیمی که در نگاه اول شاید تنها انتخاب یک رشته تحصیلی به نظر برسد، اما در واقع می‌تواند مسیر آینده تحصیلی، شغلی و حتی میزان رضایت فرد از زندگی را تحت تأثیر قرار دهد.

14050324 Hedayate Tahsili

 

هدایت تحصیلی در اصل فرآیندی برای شناخت استعدادها، علایق، توانایی‌ها و ویژگی‌های شخصیتی دانش‌آموزان است تا هر فرد بتواند متناسب با ظرفیت‌های خود، مسیر مناسب‌تری را برای ادامه تحصیل انتخاب کند. به همین دلیل این موضوع را نمی‌توان به یک انتخاب سلیقه‌ای، احساسی یا تحت تأثیر فضای عمومی جامعه تقلیل داد.

مطالعات چه می‌گویند؟

مطالعات حوزه روان‌شناسی تربیتی و مشاوره شغلی نشان می‌دهد افرادی که میان علایق، استعدادها و مسیر تحصیلی و شغلی خود تناسب بیشتری دارند، در آینده از رضایت شغلی بالاتر، انگیزه بیشتر و عملکرد بهتری برخوردار خواهند بود. در مقابل، کسانی که صرفاً به دلیل فشار خانواده، توصیه اطرافیان یا نگرش‌های رایج اجتماعی وارد رشته‌ای می‌شوند که با توانایی‌ها و علاقه آن‌ها همخوانی ندارد، بیشتر در معرض افت تحصیلی، تغییر مسیر شغلی و نارضایتی از انتخاب‌های خود قرار می‌گیرند.

برای درک بهتر این موضوع کافی است یک مثال ساده را در نظر بگیریم. تصور کنید دانش‌آموزی از دوران کودکی به ساختن، تعمیر کردن، کار با ابزار و حل مسائل فنی علاقه داشته باشد. در مقابل، دانش‌آموز دیگری از مطالعه، نوشتن، آموزش یا فعالیت‌های اجتماعی لذت ببرد. اگر هر دو صرفاً به دلیل تصورات قالبی جامعه به یک مسیر تحصیلی مشابه هدایت شوند، احتمال زیادی وجود دارد که حداقل یکی از آن‌ها در ادامه راه احساس کند در جایگاه مناسبی قرار نگرفته است. درست مانند آنکه از یک شناگر بخواهیم در مسابقه دوومیدانی شرکت کند؛ تلاش و پشتکار مهم است، اما تناسب توانایی با مسیر انتخابی نیز اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد.

نظام هدایت بر پایه‌ی معیارهای علمی

به همین دلیل نظام هدایت تحصیلی بر پایه مجموعه‌ای از معیارهای علمی طراحی شده است. عملکرد تحصیلی دانش‌آموز در طول چند سال، آزمون‌های رغبت و توانایی، نظر معلمان، ارزیابی مشاوران و علاقه شخصی دانش‌آموز، همگی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند تا تصویری واقع‌بینانه‌تر از مسیر مناسب برای هر فرد به دست آید. هدف این فرآیند آن است که احتمال خطا در انتخاب کاهش یابد و تصمیم‌گیری بر اساس شناخت دقیق‌تر انجام شود.

نقش مهم والدین

در این میان، نقش والدین بسیار مهم است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد نوجوانانی که از حمایت عاطفی و همراهی آگاهانه والدین برخوردارند، اعتماد به نفس بیشتری در تصمیم‌گیری دارند و انتخاب‌های منطقی‌تری انجام می‌دهند. با این حال باید میان «حمایت» و «تحمیل» تفاوت قائل شد. والدین قرار نیست به جای فرزند خود تصمیم بگیرند، بلکه باید به او کمک کنند توانایی‌ها و علایقش را بهتر بشناسد.

متأسفانه گاهی برخی خانواده‌ها ناخواسته تلاش می‌کنند آرزوهای تحقق‌نیافته خود را از طریق فرزندشان دنبال کنند. پدری که دوست داشته پزشک شود یا مادری که مهندسی را بهترین مسیر موفقیت می‌داند، ممکن است بدون توجه به ویژگی‌های فرزند خود، او را به سمت رشته‌ای خاص سوق دهد. در حالی که شرایط اجتماعی، اقتصادی و بازار کار امروز تفاوت‌های فراوانی با گذشته دارد و نمی‌توان نسخه‌ای واحد برای همه نوجوانان پیچید.

دخالت افراد غیر متخصص

از سوی دیگر، یکی از آسیب‌های رایج در فرآیند انتخاب رشته، دخالت افراد غیر متخصص است. تقریباً همه خانواده‌ها در این ایام با توصیه‌های فراوان اطرافیان روبه‌رو می‌شوند. برخی رشته‌ای را بدون آینده می‌دانند و برخی دیگر رشته‌ای خاص را تنها مسیر موفقیت معرفی می‌کنند. اما واقعیت این است که اغلب این توصیه‌ها بر اساس تجربه شخصی افراد مطرح می‌شود، نه بر پایه شناخت علمی از استعدادها و توانایی‌های دانش‌آموز.

واقعیت این است که هیچ رشته‌ای ذاتاً خوب یا بد نیست. همان‌گونه که یک نسخه پزشکی برای همه بیماران یکسان نیست، یک مسیر تحصیلی نیز نمی‌تواند برای همه دانش‌آموزان مناسب باشد. آنچه اهمیت دارد، تناسب میان ویژگی‌های فرد و رشته انتخابی است. مسیری که برای یک دانش‌آموز موفقیت‌آمیز بوده، الزاماً برای دانش‌آموز دیگر نیز نتیجه مشابهی نخواهد داشت.

تغییر واقعیت‌های بازار کار و مفهوم موفقیت

در سال‌های گذشته نگاه غالب در جامعه این بود که موفقیت تنها از مسیر چند رشته محدود دانشگاهی می‌گذرد. بسیاری از خانواده‌ها تصور می‌کردند ورود به رشته‌های نظری و سپس دانشگاه، تنها راه دستیابی به آینده‌ای روشن است. اما تحولات سال‌های اخیر نشان داده است که این نگاه دیگر با واقعیت‌های بازار کار همخوانی ندارد.

امروزه مفهوم موفقیت در حال تغییر است. اقتصادهای نوین بیش از هر زمان دیگری به مهارت، تخصص و توانایی عملی نیاز دارند. بسیاری از مشاغل جدید و پردرآمد بر پایه مهارت شکل گرفته‌اند و صرف داشتن مدرک دانشگاهی نمی‌تواند موفقیت شغلی را تضمین کند.

آمارهای رسمی نیز این واقعیت را تأیید می‌کند. مسئولان سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور اعلام کرده‌اند که بیش از نیمی از مراجعه‌کنندگان به مراکز آموزش مهارتی را فارغ‌التحصیلان دانشگاهی تشکیل می‌دهند. این آمار پیام روشنی برای خانواده‌ها دارد؛ اینکه بسیاری از جوانان پس از دریافت مدرک دانشگاهی، برای ورود به بازار کار ناچار به یادگیری مهارت‌های تخصصی می‌شوند. همچنین بررسی‌ها نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از افرادی که آموزش‌های مهارتی را طی می‌کنند، در مدت کوتاهی جذب بازار کار می‌شوند.

تغییر نگاه به رشته‌های فنی

این موضوع نشان می‌دهد نگاه سنتی به رشته‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش نیز در حال تغییر است. اگر در گذشته برخی خانواده‌ها این رشته‌ها را انتخابی درجه دوم تلقی می‌کردند، امروز بسیاری از کارفرمایان از کمبود نیروی ماهر در حوزه‌های فنی، صنعتی و خدماتی سخن می‌گویند. بازار کار به تکنسین‌های برق، مکانیک، تأسیسات، متخصصان فناوری اطلاعات، برنامه‌نویسان، طراحان گرافیک، کارشناسان شبکه، فعالان حوزه گردشگری، صنایع غذایی و ده‌ها تخصص مهارتی دیگر نیاز دارد.

کافی است به زندگی روزمره خود نگاه کنیم. از تعمیر خودرو و نگهداری تجهیزات صنعتی گرفته تا طراحی وب‌سایت، تولید محتوا، خدمات فنی ساختمان، فناوری اطلاعات و کسب‌وکارهای نوین، همگی به نیروهای متخصص و ماهر وابسته هستند. بسیاری از این متخصصان مسیر حرفه‌ای خود را از هنرستان‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش آغاز کرده‌اند.

واقعیت این است که هیچ رشته‌ای ذاتاً برتر از رشته دیگر نیست. همان‌گونه که جامعه به پزشک، معلم، مهندس، پژوهشگر و وکیل نیاز دارد، به تکنسین برق، جوشکار ماهر، برنامه‌نویس، متخصص شبکه، طراح صنعتی و صدها حرفه تخصصی دیگر نیز وابسته است. توسعه اقتصادی بدون نیروی انسانی ماهر امکان‌پذیر نیست و هیچ جامعه‌ای تنها با مشاغل دانشگاهی اداره نمی‌شود.

فاصله گرفتن از نگاه کلیشه‌ای و مقایسه‌ای

به همین دلیل لازم است خانواده‌ها و دانش‌آموزان از نگاه‌های کلیشه‌ای فاصله بگیرند. موفقیت نه در نام یک رشته، بلکه در تناسب میان استعداد، علاقه، تلاش و نیاز جامعه نهفته است. دانش‌آموزی که در یک رشته فنی یا مهارتی متناسب با توانایی‌های خود تحصیل می‌کند، ممکن است بسیار موفق‌تر از فردی باشد که صرفاً برای کسب یک عنوان اجتماعی وارد رشته‌ای نامتناسب شده است.

یکی دیگر از خطاهای رایج در انتخاب رشته، مقایسه دانش‌آموزان با یکدیگر است. اینکه فرزند یک خانواده در رشته‌ای خاص موفق شده، لزوماً به این معنا نیست که همان مسیر برای همه مناسب خواهد بود. هر نوجوان مجموعه‌ای منحصربه‌فرد از استعدادها، علایق، ویژگی‌های شخصیتی و ظرفیت‌های فردی دارد. هدایت تحصیلی زمانی معنا پیدا می‌کند که این تفاوت‌ها شناخته و محترم شمرده شود.

تصمیمی برای آینده، با ۱۲ سال سرمایه‌گذاری

نکته مهم دیگری که گاهی در هیاهوی انتخاب رشته نادیده گرفته می‌شود، این است که هدایت تحصیلی در واقع حاصل و برآیند حدود ۱۲ سال تلاش مشترک دانش‌آموز، خانواده و معلمان است. از نخستین روزهای ورود به مدرسه تا پایان پایه نهم، والدین برای آموزش و رشد فرزند خود زمان، انرژی و هزینه صرف کرده‌اند، معلمان برای یادگیری و پرورش استعدادهای او تلاش کرده‌اند و خود دانش‌آموز نیز سال‌ها برای کسب دانش، مهارت و موفقیت تحصیلی زحمت کشیده است. انتخاب رشته نامناسب می‌تواند بخشی از این سرمایه‌گذاری ارزشمند را از مسیر اصلی خود منحرف کند و موجب کاهش انگیزه، افت تحصیلی یا نارضایتی در سال‌های بعد شود. در مقابل، یک انتخاب آگاهانه و متناسب با استعدادها و علایق دانش‌آموز می‌تواند نتیجه سال‌ها تلاش مشترک خانواده، مدرسه و دانش‌آموز را به ثمر برساند و زمینه‌ساز موفقیت‌های آینده باشد.

در نهایت باید به خاطر داشت که انتخاب رشته پایه نهم تنها انتخاب چند کتاب درسی یا تعیین مسیر سه سال آینده دبیرستان نیست؛ بلکه تصمیمی است که می‌تواند بر فرصت‌های آموزشی، شغلی و کیفیت زندگی فرد در سال‌های آینده اثرگذار باشد. از همین رو ضروری است خانواده‌ها، مدارس و مشاوران با آرامش، آگاهی و دور از هیجانات و فشارهای اجتماعی به این موضوع نگاه کنند.

هدایت تحصیلی زمانی به هدف واقعی خود می‌رسد که به جای دنبال کردن انتظارات دیگران، به کشف توانایی‌های واقعی هر نوجوان کمک کند. آینده روشن از جایی آغاز می‌شود که هر دانش‌آموز بتواند مسیر متناسب با استعداد، علاقه و توانایی خود را انتخاب کند؛ مسیری که نه بر پایه مقایسه و اجبار، بلکه بر اساس شناخت، آگاهی و انتخابی مسئولانه شکل گرفته باشد.