شمیلا غیرتی، روانشناس و مشاور: در روزهایی که فضای جامعه آکنده از نگرانی، ترس و ابهام است، کودکان بیش از هر زمان دیگری نیاز دارند شنیده شوند و مورد حمایت قرار بگیرند. پرسش مهم این است که در چنین شرایطی چگونه میتوان از سلامت روان کودکان محافظت کرد؟ چرا انکار واقعیت میتواند برای آنها آسیبزا باشد؟ و چرا جملاتی مانند «نترس» معمولاً به کاهش ترس کودک کمک نمیکند؟
در این یادداشت، با تکیه بر یافتههای روانشناسی رشد و مطالعه در حوزه فرزندپروری، به بررسی این پرسشها میپردازیم.
چرا پنهان کردن واقعیت از کودک همیشه کمککننده نیست؟
پژوهشها نشان میدهد کودکان اغلب سریعتر از آنچه تصور میکنیم متوجه تغییرات محیطی و هیجانی اطراف خود میشوند. آنها بهویژه نسبت به تغییرات در حالات عاطفی والدین بسیار حساساند. در شرایطی که والدین مضطرب، نگران، بیحوصله یا عصبانی هستند، حتی اگر تلاش کنند این احساسات را پنهان کنند، کودک معمولاً این تغییر را احساس میکند.
اگر کودک نتواند دلیل این تغییرات را درک کند، به دلیل محدودیت تجربه و توانایی تحلیل موقعیتها، ممکن است آن را به خود نسبت دهد. در چنین شرایطی افکاری مانند «حتماً من کار بدی کردهام» یا «شاید من بچه خوبی نبودهام» در ذهن او شکل میگیرد.
به همین دلیل توصیه میشود والدین احساسات خود را به شکلی ساده و متناسب با سن کودک بیان کنند. برای مثال میتوان گفت: «بعضی اتفاقها باعث شده ما کمی ناراحت باشیم، اما این موضوع هیچ ربطی به تو یا رفتارت ندارد. ما کنارت هستیم و دوستت داریم.»
چنین گفتوگوهایی به کودک کمک میکند بفهمد احساسات بخشی طبیعی از زندگی هستند و صحبت کردن درباره آنها راهی برای حفظ ارتباط و مراقبت از خود و دیگران است.
چرا گفتن «نترس» یا تلاش برای توجیه کردن ترس، معمولاً مؤثر نیست؟
ترس یکی از واکنشهای طبیعی بدن به تهدید احتمالی است. این واکنش میتواند با نشانههایی مانند افزایش ضربان قلب، تنگی قفسه سینه، دلدرد یا احساس آشفتگی همراه باشد. این پاسخهای جسمی در کودکان نیز همانند بزرگسالان کاملاً طبیعی هستند.
در لحظهای که کودک دچار ترس میشود، کارکرد قشر پیشپیشانی مغز (بخشی که در استدلال و تصمیمگیری منطقی نقش دارد) موقتاً کاهش مییابد. به همین دلیل تلاش برای متقاعد کردن کودک با جملاتی مانند «چیزی نیست» یا «نترس» معمولاً تأثیر زیادی ندارد.
آنچه در این لحظه برای کودک مهمتر است، تجربه ارتباط و همدلی است. به رسمیت شناختن احساس او و گفتن جملاتی مانند «میفهمم که ترسیدهای، من در کنارت هستم» میتواند به آرام شدن کودک کمک بیشتری کند.
سپس میتوان از او خواست درباره ترسش صحبت کند. این همان شیوهای است که ما بزرگسالان نیز برای آرام شدن و تعدیل احساسات ناخوشایند خود از آن استفاده میکنیم؛ صحبت کردن با فردی که هنر قضاوت نکردن و همدلی کردن را بلد است.
کودکان لزوماً به توضیحهای دقیق و طولانی نیاز ندارند؛ آنها بیشتر نیاز دارند احساس کنند در تجربه هیجانی خود تنها نیستند.
نادیده گرفتن یا کماهمیت جلوه دادن ترس کودک میتواند به مرور باعث شود او به احساس تهدید و ترس خود بیاعتماد شود. در چنین حالتی ممکن است در آینده در مواجهه با موقعیتهای واقعاً تهدیدکننده، که نیازمند فرار یا دفاع از خود هستند، یا در برابر فشار همسالان برای انجام رفتارهای اشتباه، توانایی کمتری برای دفاع از خود داشته باشد و احساس ترس خود را جدی نگیرد.
چگونه میتوان از سلامت روان کودکان در این روزهای سخت مراقبت کرد؟
چند اقدام ساده اما مهم میتواند به حفظ احساس امنیت در کودکان کمک کند:
در حضور کودکان درباره اخبار و جزئیات حوادث نگرانکننده صحبت نکنید. همچنین از تحلیلهای سیاسی و اقتصادی بپرهیزید.
اگر درباره اتفاقات سؤال میپرسند، پاسخهایی کوتاه، ساده و متناسب با سن آنها بدهید.
برای مثال میتوانید بگویید: «درست متوجه شدی؛ در بعضی جاها درگیریهایی رخ داده، اما ما کنار هم هستیم و مراقب هم هستیم.»
تا حد امکان روال عادی زندگی کودک را حفظ کنید؛ زمان خواب، بازی و غذا خوردن. حفظ روتین به کودک احساس امنیت میدهد.
بازی، آغوش و فعالیتهای خلاقانه مانند نقاشی، از مهمترین راههای آرام شدن کودکان هستند.
کاهش تمرکز یا افت یادگیری در شرایط اضطراب طبیعی است و نشانه تنبلی کودک نیست، بلکه پاسخی طبیعی از سوی سیستم عصبی در شرایط ناامنی محسوب میشود.
احساس درماندگی، انفعال، پرخاشگری، لجبازی، اضطراب یا وابستگی بیشتر، از جمله نشانههایی هستند که ممکن است کودک در شرایط ناامن از خود بروز دهد. اگر این نشانهها شدید یا خارج از کنترل باشند، دریافت کمک حرفهای میتواند کمککننده باشد.
در نهایت باید به یاد داشته باشیم که کودکان بیش از آنکه به اطمینان درباره آینده نیاز داشته باشند، به این نیاز دارند که در زمان حال شنیده شوند و بدانند بزرگسالان قابل اعتمادی در کنارشان حضور دارند.
چند کتاب داستان برای کمک به کودکان در مواجهه با نگرانی و ترس
خواندن داستان یکی از راههای مؤثر برای کمک به کودکان در شناخت و بیان احساساتشان است. برخی کتابهای داستانی که به زبان ساده درباره نگرانی، ترس و شجاعت صحبت میکنند عبارتاند از: «نگراناسور»، «شجاع مثل خودت»، «شکارچی فکرهای خوب» و «اگرهای ناقلا» از انتشارات مهرسا.
والدین میتوانند نسخه چاپی این کتابها را تهیه کنند یا نسخه صوتی و الکترونیکی آنها را از اپلیکیشنهایی مانند طاقچه دریافت کنند و همراه کودک به آنها گوش دهند یا بخوانند.







