هفتبرکه – دکتر علیاصغر خالقی: بیاییم تغییر را در خود تجربه کنیم. به کرات دیدهام آدمهایی را که در ظاهر یکدیگر را در آغوش میگیرند و بیش از همه اهل مصافحه هستند، اما در اندک زمانی که از هم دور میشوند، نه تنها به گوشت یکدیگر، بلکه به استخوان هم نیز رحم نمیکنند! به راستی این چه فرهنگی است؟ با کدامین تربیت، سنت، آموزههای دینی و باورهای ایدیولوژیک سازگار است؟
چرا یاد نگرفتهایم که احساس واقعی خود را خیلی شفاف به طرف مقابل ابراز کنیم؟ که اگر چنین شود، شاید زخمهای کینه و نفرتهای کهنهی بجامانده از سالهای متمادی که عمدتا بر پایهی سوء تفاهم است زدوده شود.
مگر ابراز دوستی در حضور و دشمنی در غیاب عین نفاق نیست؟ مگر در این رفتارها روح شیطان حاکم نیست؟ به راستی این رفتارها با کدامین اصل از اصول دین و شریعت ما سازگار است؟ چرا از شفافیت موضوعات و طرح صریح انتقادات گریزانیم و خود را با کولهباری از توهمات و پیشفرضهای باطل ذهنی تنها میگذاریم؟
با نگاهی اجمالی به جامعه، این روحیات و رویههای ناصواب نه فقط در عامه، بلکه در قشر تحصیلکرده که خود باید منشا تحول باشند نیز موج میزند و بیتردید بخش اعظمی از واگرایی و انحطاط جامعه متوجه همین نگاه است. جامعهای که فرصت مباحثه، مذاکره و تحمل حرفهای مخالف را ندارد، محکوم به شکست است. این رفتارها حاصلی جز افسردگی و بروز انواع بیماریهای روحی و روانی و پاشیدن بذرهای کینه و نفاق در دلها نخواهد داشت.
ای کاش با هم شفاف باشیم. ای کاش بتوانیم احساس درونی و ذاتی خود را بدون هرگونه ناراحتی و عصبانیت با طرف مقابل بیان کنیم. که اگر چنین شود، بیش از هر کس خودمان به آرامش درونی دست مییابیم و حتما از طرف مقابل نیز انرژیهای مثبت دریافت خواهیم کرد. شاید اشاعهی این رفتار در ابتدا برای افرادی که تاکنون اینچنین نبودهاند سخت باشد، ولی به مرور، آسان و به فرهنگ عمومی تبدیل خواهد شد. به امید آن روز.



