هفت‌برکه – دکتر علی‌اصغر خالقی: یک روز صبح، بعد از یک شب سرد پاییزی، بر بالین بیماری حاضر شدم که ساعت ۴ بامداد، به دلیل فرو رفتن جسم نوک تیز بر کتف و شانه چپ، توسط همراهانش به بیمارستان آورده شده بود. سطح و عمق زخم‌ها بسیار زیاد بود.

اما به محض سوال از بیمار، بلافاصله همراه او پاسخ می‌داد! انگار برای برقراری این دیالوگ با هم تمرین کرده بودند!

بالاخره همراهش گفت که از داربست به پایین سقوط کرده و این زخم‌ها به دلیل دریده شدن به وسیله میله آهنی پایین داربست است.

اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که ساعت چهار صبح و در این سرما، روی داربست چکار می‌کرده که پرت شده است؟

همراهش جواب داد که کارگری روز و شب ندارد!

همچنان بیمار در ارتباط با من مشکل داشت و از تعادل جسمی و روحی خوبی برخوردار نبود و همراهش به اصطلاح جور ارتباط را می‌کشید. نیازی به ادامه اخذ شرح بیشتر برای درمان جراحات ندیدم و بیمار وارد اتاق عمل سرپایی اورژانس شد. بعد از بیهوشی، زخم‌های بیمار با چند لیتر مایع شستشو و در چندین لایه بخیه شد. این فرایند حدود یک ساعت طول کشید.

سپس من از اتاق عمل خارج شدم و مشغول نوشتن شرح آنچه انجام دادیم بودم که دو نفر آمدند و گفتند: ببخشید آقای فلانی که ساعت ۴ چاقو خورده کجاست؟

گفتم: شما چه نسبتی با ایشان دارید؟

گفتند: فامیلش هستیم و …

اما آنچه اتفاق افتاده بود و لابد شما هم حدس زدید، این بود که این پسر جوان به همراه دوستانش برای تفریح به باغ می‌روند و بعد از شرب خمر، از خود بی‌خود می‌شوند و در حالت مستی، مناقشه‌ای شکل می‌گیرد و یکی از آنها این‌چنین به ایشان حمله‌ور می‌شود.

فقط تصور کنید که اگر جای فرود چاقو چند سانتی‌متر پایین‌تر و در قفسه سینه بود، با چه فاجعه‌ای مواجه می‌شد.

نکته مهم این حکایت این  است که جوانان نیاز به تفریح و تخلیه انرژی دارند ولی این تفریحات و تخلیه انرژی باید حساب‌شده باشد و حتما توسط خانواده‌ها و والدین مدیریت شوند که خدای ناکرده با پدیده‌های جبران‌ناپذیر مواجه نشوند.

  • پزشک متخصص طب اورژانس در بیمارستان امیرالمومنین علی(ع) گراش

14050320 Angosht Eshareh Chaqu