هفتبرکه: ولی محمد بامری از فرهنگیان بازنشسته و فعالان اجتماعی گراش در سن ۵۳ در اثر سکته قلبی در قشم درگذشت.
به گزارش هفتبرکه زندگی ولی بامری آن قدر طولانی نشد تا دومین مهرماه دور از مدرسه را تجربه کند. بامری که سال ۱۴۰۳ پس از سیسال خدمت در آموزش و پرورش بازنشسته شده بود بامداد ۳۱ شهریورماه ۱۴۰۵ درگذشت.
ولی محمد بامری را بیشتر دوستانش به نام «ولی» میشناسند. ولی در شناسنامه متولد اول بهمنماه ۱۳۵۲ است اما خانواده شب یلدا را بهانه هر ساله جشن تولد او قرار داده بودند.
محمدرضا پاکسرشت دایی و همکار او درباره زندگی ولی بامری به هفتبرکه گفت: «تحصیلات ابتدایی را در مدارس برقروز، احمدی و دبیرستان حاجیپور گراش گذارند. سال ۱۳۷۱ با دیپلم تجربی در کنکور شرکت کرد و با وجودپیشینه خوب درسی به دلیل کمبود امکانات آموزشی در کنکور پذیرفته نشد و راهی خدمت سربازی شد.»
مسیر زندگی بامری با قبولی تربیت معلم به معلمی گره خورد: «در زمان خدمت سربازی، سال بعد با شرکت دوباره در کنکور در رشته آموزگاری ابتدایی پذیرفته و در سال ۱۳۷۴ از تربیت معلم لارستان فارغالتحصیل شد.» زندگی معلمی ولی بامری با خدمت در مدارس روستاهای فداغ و کنار زیارت آغاز شد.
همزمان با خدمت در مدارس مختلف گراش، تحصیل در دانشگاه آزاد لارستان در رشته کارشناسی زبان انگلیسی را نیز آغاز کرد و با مدرک کارشناسی زبان انگلیسی فارغالتحصیل شد.
ولی بامری در طول سالهای زندگی همواره در کنار شغل معلمی، مشاغل دیگری را نیز آزموده بود. پس از وقایع سال ۱۳۸۸، به هوای کسب و کار و همچنین ادامه اشتغال آموزگاری درخواست انتقالی به قشم را کرد. ولی بامری هر چند با تقاضای خودش به قشم رفت اما دوری از گراش را یک تبعید خودخواسته از طرف آموزش و پرورش میدانست.
بامری از سال ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۳ در مدارس مختلف قشم در سمتهای آموزشی و معاونت خدمت کرد و سال ۱۴۰۳ از شغل معلمی بازنشسته شد.
پاکسرشت با اشاره به مطالعات فراوان و پویایی فکری ولی بامری میگوید: «پس از بازنشستگی با همراهی دوستانش کتابی در مورد تاریخ جنوب کشور را در دست ترجمه داشت که فرصت پایان آن را پیدا نکرد.»
ولی بامری از فعالان اجتماعی و سیاسی گراش بود که به شجاعت در بیان عقیده شناخته میشد و به قول داییاش محمد پاکسرشت : «یک غمگین بذلهگو بود که همیشه حساسیت زیادی نسبت به مسائل کشور داشت. شاید همین دغدغهها بود که سرانجام قلب او را از حرکت بازداشت.»
او با وجود دوری از گراش، همچنان پیگیر مسائل این شهر بود و با نگاه انتقادی به مسائل گراش نگاه میکرد. به جز پیامهایش در شبکههای اجتماعی در طول این سالها چندین یادداشت کوتاه از او نیز در هفتبرکه منتشر شده است.
محسن امانی از دوستان ولی بامری درباره او میگوید: «به نظر من ولی پر از شور زندگی بود. با همه سختیها و اذیتهایی که کشیده بود هر وقت دوستان به مشکلی بر میخوردند سنگ صبور آنها بود و با ذهن بازی که داشت دریچههای تازهای رو به زندگی باز میکرد.»
امانی درباره آخرین لحظات عمر او میگوید: «ولی پس از بازنشستگی دوباره به قشم برگشت و در یک کافهای با دوستانش مشغول کار بود. گاهی وقتها هم جمعهای دوستانهای برای گفتگو و موسیقی داشتند. آن شب دوستان در خانه ولی بامری بودهاند که در ناحیه قفسه سینه احساس درد میکند. او به این درد توجه نمیکند اما بعد روی زمین میافتد و متاسفانه تا رسیدن آمبولانس دیگر دیر شده بود.»
از ولی بامری سه فرزند دختر و یک نوه و البته خاطرات فراوان در ذهن دانشآموزانش در گراش و قشم باقی مانده است.
مراسم خاکسپاری و آخرین وداع او امروز چهارشنبه اول مهرماه و در روز بازگشایی مدارس، ساعت ۴ عصر در آرامستان جعفرآباد گراش برگزار میشود.




