هفت‌برکه‌ ــ مبینا پزشک: شاید خیلی از ما وقتی اسم غواصی را می‌شنویم، اولین چیزی که به ذهنمان خطور می‌کند، تصاویر تفریح، شنای لذت‌بخش و تماشای دنیای رنگارنگ زیر آب باشد. اما واقعیت زندگی یک غواصِ عملیاتی آبی و خاکی، با آن تصاویر کارت‌پستالی فاصله زیادی دارد! یک غواص عملیاتی، باید همزمان یک سرباز پیاده‌ی مقاوم و یک متخصص زیرآبیِ دقیق باشد؛ یعنی هم باید با خاک و محیط زمینی سازگار باشد و هم باید بتواند در شرایطی که فشار آب و کمبود اکسیژن، سخت‌ترین چالش‌های انسانی را ایجاد می‌کند، بدون ذره‌ای اشتباه عمل کند.

۱۵ مرداد‌‌ماه مصادف با ۶ اوت، در تقویم جهانی، روز غواصی نام‌گذاری شده است. به همین دلیل تصمیم گرفتیم با افرادی که سابقه‌ی غواصی عملیاتی در زمان جنگ را دارند؛ از جمله غلامعباس سپهر، یعقوب مهرابی، مرتضی واحدی و قدرت‌الله بلبلی، احوال‌پرسی کنیم و پای صحبت‌هایشان بنشینیم؛ می‌خواهیم بدانیم آنها چه سختی‌ها، چالش‌ها و هیجاناتی را پشت سر گذاشته‌اند که کمتر کسی از آن‌ها خبر دارد.

14050517 Ghavvas 1

البته تعداد غواصان عملیاتی آبی و خاکی بیشتر از این تعداد است. اکثر افراد به دلیل در پیش داشتن سفر کربلا در خارج از ایران حضور داشتند و ما موفق به مصاحبه با دیگر افراد نشدیم؛ انشالله در فرصت‌های بعدی با دیگر افراد مصاحبه‌ای خواهیم داشت.

 غواصانی که برای وطن به آب زدند

این گزارش، گفتگو با چهار غواص دوران هشت سال دفاع مقدس است که برای دفاع از وطن به دنیای زیر آب و غواصی پرداختند.

غلامعباس سپهر متولد سال ۱۳۴۲ است. او دو دختر و دو پسر دارد و قبلاً در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مشغول به فعالیت بوده است! آیین چراغ مهر‌ماه سال ۱۴۰۳ در موسسه هفت‌برکه به معرفی او و فعالیت‌هایش اختصاص داشت (اینجا بخوانید).

یعقوب مهرابی متولد تیر‌ماه سال ۱۳۴۷ است. او سه دختر و یک پسر به نام‌های زینب، نرگس، راحله و محمد‌حسین دارد؛ زینب ۳۵‌ساله، نرگس ۳۳‌ساله، راحله ۲۸‌ساله و محمد‌حسین ۱۶ساله است؛ او اکنون در کارگاه درب و پنجره‌سازی «مرواید صنعت لی ولی» مشغول به کار است! خاطرات مهرابی از روزهای جنگ در کتاب «کا» منتشر شد (اینجا بخوانید).

مرتضی واحدی سومین نفری است که با او مصاحبه کردیم. واحدی متولد سال ۱۳۴۷ پدر سه فرزند به نام‌های محمد، راضیه و نرگس است؛ فرزندان او به ترتیب ۳۶‌‌ساله، ۳۲‌ساله و ۲۵ساله هستند! واحدی کارمند پیشین بیمارستان امیر‌المومنین (ع) شهرستان گراش بوده و اکنون بازنشسته شده است، در آیین‌ چراغ مهرماه سال ۱۴۰۳، هفت‌برکه گفتگوی مفصلی با او انجام داد (اینجا بخوانید).

قدرت‌‌الله بلبلی آخرین نفری است که با او صحبت کردیم. بلبلی متولد فروردین‌ماه سال ۱۳۴۹ است و سه فرزند به نام‌های عاطفه، علی و عرفانه دارد؛ عاطفه ۲۹‌ساله، علی ۲۲ساله و عرفانه ۱۴‌ساله است! او قبلا در خارج از کشور کار آزاد داشته است و اکنون در مشاور املاک نواب مشغول به کار است.

14050517 Ghavvas Sepehr

غواصی دو نوعِ نظامی و تجاری است

چهار غواص، دنیای زیر آب عملیات نظامی را از سال‌های جنگ شروع کرده‌اند.

غلامعباس سپهر از مناطقی که قبلا در آن غواصی کرده است، توضیح داد: «من غواصی نظامی را دوره دیدم، چون ما دو نوع غواصی نظامی و تجاری داریم. من از اوایل سال ۱۳۶۴ غواصی را شروع کردم؛ بر اساس ضرورت زمان جنگ، نیاز بود که غواصی نظامی صورت بگیرد، مثل عملیات والفجر ۸. من در خلیج فارس، منطقه راس‌البیشه در تنگه فاو و اروند‌ رود غواصی کرده‌ام.»

یعقوب مهرابی از غواصان دوره جنگ هشت‌ساله است. او از فعالیت‌هایش در زمان جنگ می‌گوید: «من از سال ۱۳۶۵ آموزش غواصی را در لشکر ۳۳ المهدی شروع کردم و تا آخر جنگ من و همه افرادی که در گردانمان غواصی را یاد گرفتیم، یک الی دو بار در انجام عملیات‌ها از آن آموزش غواصی استفاده کردیم. در واقع در سد کارون، مجنون و اروند رود به‌صورت عملی غواصی را انجام داده‌ام! البته من در لشکر فجر که حضور داشتم در یگان‌ دریایی هم فعالیت می‌کردم که باعث شد در سال ۱۳۶۳ قایق‌سواری را یاد بگیرم، یعنی راننده قایق هم بوده‌ام؛ همچنین برای آموزش‌های غواصی ما را به شهر بوشهر هم بردند.»

مرتضی واحدی در ادامه از زمان اعزام خود و جمعی از نیروهای گراشی به جبهه و شکل‌گیری گردان غواصی لشکر ۱۹ فجر سخن گفت: «تقریبا سال ۱۳۶۵ بود که ما به همراه چند تن از بچه‌های گراشی از گراش به جبهه لشکر ۱۹ فجر اعزام شدیم و از آنجایی که قرار بود یک گردان غواصی به نام گردان حضرت رسول(ص) در آن لشکر تشکیل بشود؛ فرماندهان از بچه‌هایی که خواهان شرکت در گردان‌های غواصی بودند دعوت کردند؛ بچه‌های گراشی با شنا بیشتر آشنا بودند و تعداد زیادی از افراد این گردان را بچه‌های خودمان تشکیل داده‌ بودند.»

قدرت‌الله بلبلی در ابتدا به مدت‌ زمان حضورش در گردان و شرایط دشوار غواصی در رودخانه اروند رود اشاره می‌کند و می‌گوید: «من از سال ۱۳۶۴ به مدت ۸ سال در گردان غواصی حضرت رسول (ص) غواصی کردم. ما بیشتر مجبور بودیم که به صورت گروهی غواصی را انجام بدهیم؛ و چون سرعت آن در اروند‌ رود ۷۰ کلیومتر در ساعت بود، ما به صورت انفرادی امکان غواصی را نداشتیم.»

14050517 Ghavvas Mehrabi

غواصی در جنگ: سختی‌ها و زیبایی‌ها

این چهار غواص کجا آموزش دیده‌اند و از کجا شروع کرده‌اند؟

سپهر از مراحل غواصی حرف زد: «غواصی یک حرفه جدید بود و ما شناخت قبلی در بحث غواصی نداشتیم. زمانی که شروع دوره غواصی را اعلام کردند، با توجه به اینکه بچه‌‌ی جنوب بودیم و از بچگی با آب و دریا و شنا آشنایی داشتیم از این دوره استقبال کرده و برای آموزش دوره غواصی ثبت‌نام کردیم.»

او ادامه داد: «غواصی مراحل خاص خودش را دارد. دقیقا سال ۱۳۶۴ بود که دوره آموزشی غواصی ما شروع شد و به ترتیب مرحله «اسکین»، «دایوینگ» و «اسکوبا» را به ما در حیطه کار نظامی آموزش دادند؛ آن مرحله‌ای که در عملیات نظامی در منطقه‌ی والفجر ۸، کربلای ۴ و کربلای ۵ استفاده شد، مرحله‌ی اول غواصی «اسکین» بود که در این مرحله بدن زیر آب و سر بیرون از آب است.»

مهرابی اضافه می‌کند: «غواصی‌هایی که در زمان جنگ انجام می‌دادیم با آنهایی که به تَه دریا می‌روند متفاوت است. غواصی ما از نوعی بود که با لباس غواصی و فین، برای شناسایی و انجام عملیات در عرض رودخانه و عرض جزیره‌هایی که تحت تصرف دشمن بود؛ آموزش می‌دیدیم.»

واحدی در بخش دیگری از صحبت‌هایش، از جزئیات آموزش‌های غواصی در سد دِز و برنامه روزانه نیروها می‌گوید: «ما آن زمان در مقر «دست بالا» که بودیم، به سد دِز برای آموزش‌های غواصی اعزام شدیم؛ دقیقا یادم نیست اما فکر کنم حدود دو ماه آموزش دیدیم. نحوه آموزش به این شکل بود که در اوایل بعد از نماز صبح، ما را به ورزش، دویدن و نرمش کردن می‌بردند و بعد مراسم صبحگاهی مشترک را برگزار می‌کردیم و به چادرمان که در آن مکان مستقر شده بود، می‌رفتیم و صبحانه می‌خوردیم و از آنجایی که تعداد لباس‌های غواصی به تعداد بچه‌های گردان نبود، افراد را به دو گروه تقسیم کرده بودند.»

بلبلی درباره مناطق مختلفی که در آن‌ها به غواصی پرداخته و نگاهش به دریا توضیح داد: «اروند رود، سد میناب و سد دِز از مناطقی است که من تجربه غواصی در آن را داشته‌ام. بار‌ها با خودم فکر می‌کردم که اگر دریا زبان داشت به من چه می‌گفت؟ و در جواب به خودم گفته‌ام، حتما می‌گفت که دلت را به دریا بزن تا تو را به ته اقیانوس ببرم.»

14050517 Ghavvas Vahedi

غواصی ممکن است منجر به پوکی استخوان بشود

اما دنیای آب و غواصی خیلی هم بی‌خطر و بی‌ضرر نیست.

غلامعباس سپهر از سختی کار غواصی سخن گفت: «تصوری که از غواصی داشتم این بود که فکر می‌کردم غواصی کار آسانی است، اما بعد که وارد کار شدم، آرام‌آرام باید سختی‌ها را تحمل می‌کردم. بیشترین فشاری که در غواصی به بدن انسان وارد می‌شود، به ران و زانو است و در آخر ممکن است منجر به پوکی استخوان فرد بشود. »

یعقوب مهرابی تصورش از غواصی را بازگو می‌کند و می‌گوید: «آن زمان تصور خاصی نداشتم چون می‌دانستم که رفتن به آب یک‌سری مشکلات و عوارض‌ خاص خودش را دارد. زمان جنگ ما باید این حرفه را آموزش می‌دیدیم و کاری به مشکلات و عوارض غواصی نداشتیم و واقعا با عشق، فنون غواصی را یاد گرفته و در عملیات‌های متفاوت از آن استفاده می‌کردیم.»

مرتضی واحدی از خطرهای جدی غواصی در عملیات و بی‌پناهی آنان در برابر دشمن توضیح داد و گفت: «تقریبا غواصی بیشترین خطر را داشت، چرا که وقتی یک غواص می‌خواست به زیر آب برود، اگر دشمن متوجه آن می‌شد فرد هیچ پناهی نداشت و برای آن فرد نه گودالی، نه درختی و نه کوهی بود که خود را در پشت آنها پنهان کند. یعنی هیچ چیزی به عنوان جان‌پناه که از رزمندگان محافظت کند در دریا وجود نداشت، بنابراین کسی که وارد این عرصه می‌شد، وقتی که می‌خواست به داخل آب دریا برود، بدنش در سطحی بود که به راحتی می‌توانست مورد هدف دشمن قرار بگیرد و فکر می‌کنم کار چنین افرادی نشان از مسئولیت‌‌اشان بوده است.»

قدرت‌الله‌ بلبلی از احساسات درونی خود در مواجهه با خطرات و همچنین تجهیزاتی که در آن دوران محدود بوده، سخن می‌گوید: «غواصی کردن که بدون ترس نمی‌شود، مخصوصا آن زمان که ممکن بود دشمن با دیدن ما جان ما را بگیرد؛ اما با توکل به خدا خودمان را به آب می‌زدیم. لوازمی که در آن زمان برای غواصی نیاز داشتیم به تعداد همه افراد نبود، اما شامل لباس غواصی، کلاه و کفش مناسب، فین، قطب‌نما، وزنه، سرنیزه، دستکش مناسب و لوله اشنوگل بود. آن زمان ما سعی می‌کردیم به دلیل امکانات محدود به دقت مراقب وسایل‌مان باشیم و به آن آسیب نزنیم، یا آنها را گم نکنیم.»

14050517 Ghavvas Bolboli

لباس غواصی باید مشکی یا پلنگی باشد

لباس یک غواص هم مثل یونیفورم خیلی از مشاغل دیگر، رنگ خاص خودش را دارد: سیاه.

سپهر از اهمیت رنگ مشکی لوازم غواصی حرف زد و گفت: «لوازمی که انسان در غواصی به آن نیاز دارد، بسیار زیاد است. بدن انسان از لحاظ علمی سه وضعیت خنثی، مثبت و منفی دارد؛ بعضی از بدن‌ها خودش روی آب می‌ماند و به پایین آب نمی‌رود، بعضی از بدن‌ها معلق است و بعضی از بدن‌ها راست به زیر آب می‌رود! بعد از اینکه بدن از لحاظ جسمی آماده شد، فرد به لباس غواصی، لوله اشنوگل، کپسول اکسیژن، قطب‌نما، عمق‌سنج، چراغ‌قوه غواصی و جلیقه تعادل، نیاز دارد که رنگ همه آنها مشکی است.»

او ادامه می‌دهد: «چیزی که باید رعایت بشود لباس غواصی است، که تا جای ممکن باید به رنگ مشکی یا پلنگ‌پلنگی باشد، یعنی لباس غواصی نباید رنگی باشد! چون اگر فرد لباس قرمز پوشیده و به زیر آب برود و مثلا نهنگ یا کوسه آن فرد را ببیند، به دلیل اینکه آنها به رنگ قرمز حساسیت زیادی دارند، سریع به فرد حمله می‌کنند؛ اما رنگ مشکی اینطور نیست و نمی‌دانم حکمتش چیست.»

مهرابی از وسایل مورد نیاز غواصان می‌گوید: «غواصی شامل یک دست لباس، عینک مخصوص، فین، لوله اشنوگل و… می‌شود برای اینکه فرد بتواند تقریبا یک وجب سرش را در زیر آب ببرد. البته یک بند هم است که باعث می‌شود فرد مسیرش را تشخیص بدهد، چرا که وقتی انسان به زیر آب می‌رود نمی‌تواند سمت خودش را تشخیص بدهد که به سمت راست، سمت چپ یا به سمت بالا و پایین می‌رود، به همین دلیل باید آن بند به بدن غواص وصل باشد تا فرد با آن بند بتواند به بالای آب بیایید؛ چون در غیر این صورت انسان راهش را گم می‌کند.»

واحدی همچنین درباره نوع غواصی رزمندگان و تجهیزات ساده‌ای که در اختیار داشتند می‌گوید: «غواصی ما به‌گونه‌ای نبود که به اعماق دریا برویم و از کپسول استفاده کنیم، بلکه ما لباس غواصی می‌پوشیدیم و کمربندی را به کمر‌هایمان می‌بستیم که بدن سنگین باشد. در واقع زمانی که بچه‌ها لباس غواصی را پوشیده بودند، آن کمربند بدن آنها را در سطح آب نگه می‌داشت تا فرد بتواند کمی در آب فرو برود. یک جفت فین هم بود برای اینکه افراد بتوانند بیشتر با پاهایشان شنا کنند و حرکتشان سرعت بیشتری داشته باشد؛ و لوله اشنوگل از دیگر وسایلی بود که در مواقع موردنیاز از آن استفاده می‌شد، تا دشمن غواص‌ها را نبیند و افراد بتوانند به زیر آب بروند؛ برای این کار غواصان آن لوله را در دهان می‌گذاشتند و همان لوله از آب بیرون می‌زد و افراد از آن طریق نفس می‌گرفتند.»

زیر دریا چیزهایی را می‌بینید که منحصر‌به‌فرد است

دنیای زیر آب، دنیای شگفتی‌های متنوع است؛ از جانوران دریایی تا کشتی‌های غرق‌شده!

بلبلی تفاوت دیدگاه بیرونی با واقعیت‌های زیر آب را اینگونه توصیف می‌کند: «شما از روی آب یک دریای به ظاهر آرام می‌بینید، اما ما جدا از اکوسیستم، کشتی‌های غرق شده را می‌دیدیم که باعث می‌شد مشکلات و سختی‌های غواصی عملیاتی در دریا صد برابر بد‌‌تر از آن چیزی باشد که شما فکر می‌کنید.»

زیبایی‌های زیر آب هر انسانی را به شگفتی وامی‌دارد.

غلامعباس سپهر از زیبایی‌های زیر دریایی گفت: «زیباترین چیزی که انسان در غواصی می‌بیند این است که آدم وقتی روی زمین به کوه و دشت و بیابان و کویر نگاه می‌کند، عظمت خداوند را می‌بیند، اما در زیر آب عظمت و زیبایی خاصی وجود دارد که منحصربه‌فرد است و مخصوص زیر دریا است.»

یعقوب مهرابی ادامه می‌دهد: «دریا نعمتی است که خداوند به بندگانش داده است. انسان باید سعی کند که بهداشت آب دریا را رعایت کند. چرا که دریا به ما نفع می‌رساند؛ چه از ماهی‌هایی که در آن هستند و چه از لذتی که از قایق‌سواری می‌بریم، پس همانطور که دریا هوای ما را دارد، ما هم باید هوای دریا را را داشته باشیم.»

مرتضی واحدی در بخش دیگری از صحبت‌هایش، به روحیه مسئولیت‌پذیری رزمندگان و استقبال گسترده نیروهای گراشی از حضور در گردان غواصی اشاره می‌کند و می‌گوید: «یکی از مسائلی که بسیار مهم بود این است که همه رزمنده‌ها تمام دغدغه‌شان این بود که بتوانند خدماتشان را به‌ خوبی و درستی انجام بدهند؛ به همین دلیل وقتی پیشنهاد شرکت در گردان‌های غواصی به افراد گراشی داده شد، حدود ۹۰ درصد بچه‌ها پذیرفتند که در این گردان شرکت کنند.»

قدرت‌الله بلبلی ضمن اشاره به عشق و علاقه به این فعالیت پرخطر، از بزرگترین چالش خود در حین عملیات‌ها حرف زد: « با اینکه آن شرایطی که ما در آن حضور داشتیم بسیار سخت و استرس‌‌آور بود اما عشق و علاقه به انجام یک کار، آن هم چنین غواصی‌های خطرناکی در دل جنگ می‌تواند آدمیزاد را به دنیای بی‌سر‌و‌صدای زیر آب ببرد؛ راستش بزرگترین چالش من در غواصی‌های عملیاتی‌ که انجام می‌دادیم، نبودن اکسیژن کافی بود.»

بارکد یک غواص: از آب نترس!

تجربیات غواصان این گزارش هم جالب و شنیدنش لذت‌بخش است.

سپهر از تجربیاتش در این حوزه می‌گوید: «تجربه غواصی ما بیشتر به‌صورت انفرادی بود و آن چیزی که به ما آموزش می‌دادند و نیاز زمان جنگ بود را استفاده می‌کردیم. در غواصی ترس خاصی وجود نداشت، چرا که اگر انسان از آب بترسد، حتی شنا هم یاد نمی‌گیرد؛ چه برسد به غواصی و این سخن، بارکد یک غواص و یک شناگر است.»

مهرابی اضافه می‌کند: «البته ما در دریا غواصی نکردیم، بلکه بیشترین غواصی ما در رود و برخی از جزایر‌ بوده است. بیشتر چیز‌هایی که ما با آن سر‌و‌کار داشتیم به خصوص در جزیره «مجنون» همان مار‌ماهی‌هایی بود که در آب وجود داشت و گاهی اوقات به انسان آسیب می‌رساند.»

او افزود: «خب غواصی ترس به‌ خصوصی دارد چون وقتی وارد آب می‌شوید یک نوع سیاهی محض می‌بینید. البته از کوسه و این جور چیزها خبری نبود، چون قسمتی را برای آموزش در نظر گرفته بودند که کوسه و دیگر حیوانات نتوانند به آن مناطق بیایند؛ اگر کسی بخواهد شب غواصی کند و فین بزند واقعا می‌ترسد، اما ما دیگر در آن زمان به ترس محل نمی‌گذاشتیم. در واقع غواصی حرفه‌ای است که وحشت دارد و اگر کسی بگوید من نمی‌ترسم فکر کنم راستش را نمی‌گوید. البته اضافه کنم که غواصی باعث می‌شود که آدم پر دل و جرأت‌تر هم بشود، ولی خب چالش خاصی نداشته‌ایم و شاید بشود گفت یکی از چالش‌های ما آن کوفتگی بدن است! وقتی که فرد دارد فین می‌زند؛ چون تمام بدن به صورت همزمان مشغول به کار است، فشار بر آن زیاد می‌شود.»

واحدی درباره آشنایی با قایق‌های بدون موتور توضیح داد و گفت: «در روز‌های پایانی یک مانور گذاشتند که بچه‌های گردان با قایق «بَلَم» و «کانو» و دیگر قایق‌های بدون موتور آشنا شوند، بتوانند پارو بزنند و در زمان عملیات اگر فاصله‌ی بین دو خط ایران و عراق که فاصله زیادی بود؛ وجود داشت، بچه‌ها بخشی از مسیر را با قایق‌‌های «بَلَم» و «کانو» بروند! خوبی چنین‌ قایق‌هایی این بود که چون موتور نداشتند، سر‌و‌صدا ایجاد نمی‌کردند و بقیه راه را با استفاده از فین غواصی به مسیر ادامه می‌دادند.»

خطرات غواصی

دیگر خطرات دنیای زیر آب چیست؟

غلامعباس سپهر اشاره کرد: «اگر فرد در آب شیرین برود، به دلیل سنگینی آب شیرین، مقداری به انسان فشار وارد می‌شود، اگر جایی از بدن یک غواص در زمان بچگی شکسته باشد، و فرد به عمق بالای ۳۰ یا ۵۰ متر برود، اتوماتیک‌وار به دلیل فشاری که انسان تحمل می‌کند، همان قسمتی که فرد قبلاً دچار شکستگی شده بود، دوباره می‌شکند؛ بدون اینکه بدن آن شکستگی را حس کند.»

او ادامه داد: «یادم است در یکی از غواصی هایی که ما رفتیم مربی به ما گفت به مار‌ماهی‌ها نزدیک نشوید چون اگر به محل زندگی آنها نزدیک بشوید، حالت تهاجمی پیدا کرده و به شما حمله می‌کنند و اگر به شما نیش بزنند کار تمام است! باید اضافه کنم کسی که با عشق و علاقه به یادگیری غواصی می‌پردازد زود آن حرفه را یاد می‌گیرد.»

یعقوب مهرابی از شرایط افراد غواص می‌گوید: «غواصی در جنگ دریایی یک نوع ضرورت است و ما باید آن حرفه را یاد می‌گرفتیم. غواصی واقعا سخت است و هر کسی نمی‌تواند غواص شود؛ چون وقتی شما وارد آب می‌شوید بدن به دلیل فشار آب از تنظیم همیشگی‌اش خارج می‌شود! مثلا افرادی که در دهان دندان عملی یا مشکلات قلبی دارند برای غواصی به مشکل می‌خورند. شما فرض کنید که شخصی دندانش را پُر کرده است و آن فرد به تَه آب برود و فشار به آن دندان وارد شود، آن موادی که در دندان قرار داده شده است بیرون می‌افتد. اگر فردی شرایط لازم برای غواصی را نداشته باشد، تحت هیچ شرایطی نمی‌تواند غواص بشود و غواصی کند.»

او افزود: «غواصی نیاز جبهه بود و ما نباید می‌گفتیم چون به فلان کار علاقه داریم آن را انجام می‌دهیم. ما باید نیاز‌سنجی می‌کردیم که چه چیزی الان برای جبهه ضروری و واجب است، آن زمان هم غواص نیاز بود! انشالله که مردم صحبت‌های من و بقیه بچه‌های رزمنده را بخوانند، تا بدانند که بچه‌ها چقدر سختی کشیدند. البته غواصی ترس و دلهره دارد، اما وقتی می‌دانی که دشمن با قوی‌ترین اسلحه‌ها تو را می‌زند، اگر تو بخواهی با لباس غواصی و فین و اسحله از دریا به سمت دشمن بروی؛ خب خیلی ترس دارد، اما آنجا باید ترس را کنار بگذاری و برای دفاع از وطن همه سختی‌ها را به جان بخری و در مقابل دشمن بایستی.»

 غواصان دیروز، راویان نجات

دوره‌ی آموزشی هم خطرات و سختی‌های خودش را برای چهار غواص این گزارش داشته است.

مرتضی واحدی از مسئولیت‌پذیری غواصان حرف زد و گفت: «آن زمان که ما دوره‌های آموزشی را می گذراندیم بسیار دوره سختی بود؛ بچه‌ها تمام وقتشان را پای این آموزش می‌گذاشتند و با جان و دل زحمت می‌کشیدند و خودشان را برای عملیات آماده می‌کردند! تقریبا شب‌های آخر دوره آموزشی بود که ما چند مانور داشتیم. بچه‌ها هم با استفاده از قایق‌های «بَلَم» و «کانو» مسافت زیادی را طی کردند و در یکی از شب‌ها تقریبا از ساعت ۱۰ شب با قایق «بَلَم» حرکت کرده و مسافت سختی را طی کردیم و در زمان برگشت، اگر کمی دیرتر به مقر خودمان رسیده بودیم قطعا آفتاب زده بود و اذان صبح را گفته بودند.»

غلامعباس سپهر از اولین تجربه‌اش می‌گوید: «اولین باری که مربی دست من را گرفت و به زیر آب برد، به عمق‌سنج نگاه کردم و چیزی نزدیک به ۳۰ تا ۳۵ متر عمق داشتیم. همان‌جا من یک غار دریایی دیدم که برایم بسیار جالب بود! البته خانواده‌‌ام نمی‌دانستند که من غواصی می‌کنم و از این طرف و آن طرف که شنیدند، خودم برایشان این مسئله را توضیح دادم.»

او ادامه داد: «یک خاطره‌ دیگر هم دارم. زمانی یک فرد به خانه ما آمد و گفت که یکی از اعضای خانواده‌اش را در رودخانه قیر آب برده است. از من خواست بروم و جنازه فرد را پیدا کنم! منم گفتم وسایل لازم را ندارم چون لباس غواصی و لوازمش ضروری است؛ اگر آنها را آماده کنند چشم من می‌روم و اگر جسدی بود پیدایش میکنم! چون غواصی که لباس نداشته باشد مثل تفنگ بدون سوزن و فشنگ است.»

یعقوب مهرابی در پایان از آخرین خاطره‌اش سخن  گفت: «در آن زمان پدر و مادرم و خانواده‌ام نمی‌دانستند که من غواص هستم. اولین باری که ما لباس غواصی به تن کردیم، بعد از یک مدت که فین زدیم گفتند از یک دیواره‌ای که ۱۵ یا ۱۶متر ارتفاع داشت باید در آب بپرید و ما بد پریدیم و استانداردش را رعایت نکرده بودیم. من و مرحوم باقر جعفر‌زاده نزدیک بود که شکم‌‌امان بترکد و آن مسئول‌‌امان گفت که درست نپریدید و باید دوباره امتحان کنید.»

گزارشی که در اینجا از غواصان عملیاتی آبی و خاکی خواندید، تنها بخش کوچکی از فداکاری‌های مردانی است که در روزهای سخت جنگ، بدون هیچ چشم‌داشتی دل به دریا زدند. ثبت و یادآوری این سرگذشت و خاطرات، کمترین کاری است که من توانستم برای پاسداشت آن روزها و زحمات این عزیزان انجام دهم؛ کسانی که با اقدام دیروزشان آرامش امروز ما را رقم زدند.

14050517 Ghavvas Bolboli 02 14050517 Ghavvas Mehrabi 02