هفتبرکه – مریم مالدار: تا به حال برایتان پیش آمده که کتابی را نه یک بار، که دو یا سه بار از ابتدا تا انتها بخوانید؟ یا صفحهای خاص، آنقدر به دلتان نشسته که نمیتوانید از جملههایش چشم بردارید؟ اگر لذت عمیقِ دوبارهخوانی و تامل عمیق بین صفحات نصیبتان نشده، به شما پیشنهاد میکنم کتاب «فرماننامه امام علی(ع) به مالک اشتر» را بخوانید.
این کتاب کمحجم در واقع نامهای است که مولای ما امیرالمؤمنین علی(ع) به یار باوفایش مالک اشتر نخعی نوشته و به موجب آن فرمانداری کشور مصر، خزانه خراج آن و اختیارات سپاه اسلام را که در آنجا متمرکز است تحت فرمان او میسپارد. این نامه گنجینهای بیبدیل از اندیشههای سیاسی و حقوقی اسلام است که در آن، سیمای حکومت اسلامی، صفات یک حاکم شایسته، حقوق شهروندان و ظرایف ارتباط میان دولت و مردم به شکلی ساده و در عین حال ژرف و بدیع بیان شده است. کتابی که با جملات حکمتآمیزش، تلنگر بر جان میزند و دریچهای نو به سوی تأمل میگشاید. در ادامه، سفری خواهیم داشت به برخی از فرازهای این اثر گرانبها.
بخشهایی که انتخاب شده، ترجمه مرحوم جواد فاضل در کتاب «فرماننامه امام علی(ع) به مالک اشتر» از انتشارات پیام عدالت است. نگارگری این کتاب را استاد امیرحسین آقا میری انجام داده است. تابلوهای خوشنویسی اثر استاد مهدی خداپناه و تذهیب اثر استاد محمدرضا هنرور است.
هفت فراز از این نامه را با هشتگ #یک_هفته_با_کتاب خواهیم خواند.
فراز ۱
ای مالک، بدان که تو را به بلادی فرستادهام که پیش از تو دولتها دیده، برخی دادگر و برخی ستمگر و مردم در کارهای تو به همان چشم مینگرند که تو در کارهای والیان پیش از خود مینگری و درباره تو همان گویند که تو درباره آنها میگویی و نیکوکاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جاری ساخته، توان شناخت.
باید بهترین اندوختهها در نزد تو، اندوخته کار نیک باشد. پس زمام هواهای نفس خویش فرو گیر و بر نفس خود، در آنچه برای او روا نیست، بخل بورز که بخل ورزیدن بر نفس، انصاف دادن است در آنچه دوست دارد یا ناخوش میشمارد.
مهربانی به رعیت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان را شعار دل خود ساز. چونان حیوانی درنده مباش که خوردنشان را غنیمت شماری، زیرا آنان دو گروهند یا همکیشان تو هستند یا همانندان تو در آفرینش.
فراز ۲
ای مالک، خود را برای جنگ با خدا بسیج مکن که تو را در برابر خشم او توانی نیست و از عفو و بخشایش او هرگز بینیاز نخواهی بود. هر گاه کسی را بخشودی، از کرده خود پشیمان مشو و هر گاه کسی را عقوبت نمودی، از کرده خود شادمان مباش.
هرگز به خشمی، که از آن، امکان رهایی هست، مشتاب و مگوی که مرا بر شما امیر ساختهاند و باید فرمان من اطاعت شود؛ زیرا، چنین پنداری سبب فساد دل و سستی دین و نزدیک شدن دگرگونیها در نعمتهاست.
هرگاه از سلطه و قدرتی که در آن هستی در تو نخوتی یا غروری پدید آمد به عظمت ملک خداوند بنگر که برتر از توست و بر کارهایی تواناست که تو را بر آنها توانایی نیست. این نگریستن سرکشی تو را تسکین میدهد و تندی و سرافرازی را فرو میکاهد و خردی را که از تو گریخته است به تو باز میگرداند.
فراز ۳
بپرهیز از خونها و خونریزیهای بناحق؛ زیرا هیچ چیز بیش از خونریزی بناحق موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردم پردازد، نخستین داوری او درباره خونهایی است که مردم از یکدیگر ریختهاند. پس مباد که حکومت خود را با ریختن خون حرام تقویت کنی، زیرا ریختن چنان خونی نه تنها حکومت را ناتوان و سست سازد، بلکه آن را از میان برمیدارد یا به دیگران میسپارد. اگر مرتکب قتل عمدی شوی، نه در برابر خدا معذوری، نه در برابر من، زیرا قتل عمد موجب قصاص میشود. اگر به خطایی دچار گشتی و کسی را کشتی یا تازیانهات، یا شمشیرت، یا دستت در عقوبت از حد درگذرانید یا به مشت زدن و یا بالاتر از آن، به ناخواسته، مرتکب قتلی شدی، نباید گردنکشی و غرور قدرت تو مانع آید که خونبهای مقتول را به خانوادهاش بپردازی.
فراز ۴
از شتاب کردن در کارها پیش از رسیدن زمان آنها بپرهیز و نیز از سستی در انجام دادن کاری که زمان آن فرا رسیده است و از لجاج و اصرار در کاری که سررشتهاش ناپیدا بود و از سستی کردن در کارها، هنگامی که راه رسیدن به هدف باز و روشن است، حذر نمای. پس هر چیز را به جای خود بنه و هر کار را به هنگامش به انجام رسان.
و بپرهیز از این که به خود اختصاص دهی چیزی را که همگان را در آن حقی است یا خود را به نادانی زنی در آنچه توجه تو به آن ضروری است و همه از آن آگاهند. زیرا به زودی آن را از تو میستانند و به دیگری میدهند. زودا که حجاب از برابر دیدگانت برداشته خواهد شد و بینی که داد مظلومان را از تو میستانند. به هنگام خشم خویشتندار باش و از شدت تندی و تیزی خود بکاه و دست به روی کس بر مدار و سخن زشت بر زبان میاور و از این همه، خود را در امان دار. باز ایستادن از دشنامگویی و به تاخیر افکندن قهر خصم، تا خشمت فرو نشیند و زمام اختیارت به دستت آید، و تو بر خود مسلط نشوی مگر آنگاه که بیشتر همت یاد بازگشت به سوی پروردگارت شود.
فراز ۵
الا ای پسر حارث، در امور مالیه کشور نیک بیندیش و متصدیان خراج را سخت مراقب باش. تو مبانی مالی را محکم کن تا رشته رگ و جان مصریان استوار باشد. اگر اوضاع مالی قوم آشفته باشد انتظام مصر را توقع مدار. به تو و همه فرماندارانم امر میکنم که قبل از اقدام در استفاده از مالیات کشور به عمران و آبادای بپردازید. دوست میدارم حوزه حکومت شما معمور و آباد باشد.
فراز ۶
الا ای پسر حارث، در اجرای اوامر الهی میان خویش و بیگانه فرق مگذار و پسر خود را بر سیاهان صحرای مصر رجحان مده! حق سنگین است و برداشتن آن دشوار. استخوانی آهنین میخواهد که در زیر باران گران حق فرسوده و خمیده نگردد. تو ای آهنین پیکر از سنگینی حق منال و بار طاقتفرسای وظیفه را مردانه به منزل برسان.
اگر روزی در طی انجام وظیفه به اشتباه از حدود حق تجاوز کنی، بر خطای خویش اعتراف نما و در مسجد صلای عام در ده و بیپروا از جامعه پوزش خواه. این عمل مصریان را حقگو و پرهیزگار بار میآورد و در انتظام امور مملک تو را یاری دهند. مردم یقین میکنند که لغزش از هر که قادر شود ناپسند و قبیح است و همین که به زشتی و نکوهیدگی گناه واقف شوند حتیالمقدور از آن برکنار خواهند ماند.
فراز ۷
در میدان نبرد بسیار اوفتد که نیروی دشمن سفره صلح اندازد و پرچم دوستی و آشنایی برافرازد. همین که مطابق آزمایشهای سیاسی بر راستی گفتار دشمن اعتماد کردی و رضای خدای و مصلحت کشور را در صلح یافتی بیدرنگ صلح کن زیرا صلح هر چه باشد از جنگ ستودهتر و بهتر است و در روزگار صلح سرباز بر جان خویش ایمن و کشور در امور خود آزاد و در آرامش است. اما زنهار پس امضای صلح از دشمن خود غافل و بیخبر مباش شاید مصالح میدان جنگ و رموز لشکرکشی خصم را بر آن واداشته که به جای پیکان زهرآلود بوسه محبت پیشکش کند و بر چهرهی غضبناک و دهان آنشفشان خود پرده بشاشت و فروغ لبخند بگذارد. و چنین کند تا شما با آسودگی و اطمینان شمشیر از کمر گشایید و بندهای جوشن باز کنید آنگاه یکباره از کمین برخیزد و دمار از روزگار غفلتزدگان برآورد.










