هفت‌برکه – عزیز نوبهار: خلیج فارس برای ایرانیان تنها یک پهنه آبی بر روی نقشه نیست؛ قطعه‌ای از جغرافیای آبی و هویت و غیرت ملی ماست. در طول تاریخ معاصر، این پهنه با دو بازوی ستبر حفظ شده است: یکی بازوی «علم و اندیشه» و دیگری بازوی «اقتدار و ایستادگی». امروز وقتی از خلیج فارس حرف می‌زنیم، نام دو مرد در این دو ساحت متفاوت اما با یک هدف مشترک می‌درخشد: زنده‌یاد دکتر احمد اقتداری و شهید مدافع وطن، علیرضا تنگسیری.

14050127 Eghtedari Tangsiri 2

 

احمد اقتداری؛ پژوهشگر و دیده‌بانِ اسناد

احمدخان را به‌حق «پدر مطالعات خلیج فارس» نامیده‌اند. مردی که با قدم‌های خود تمام سواحل جنوبی ایران را وجب‌به‌وجب پیمود تا تاریخ را از دل خاک استخراج کند. دکتر اقتداری با سلاح «قلم» به جنگ تحریف‌کنندگان تاریخ رفت. او در زمانی که سودای تغییر نام این خلیج در سرِ بدخواهان بود، با انتشار چهل کتاب و صدها مقاله، سندیتی انکارناپذیر برای «فارس» بودن این دریا ارائه داد.

عشق او به ایران، عشقی از جنس معرفت بود؛ او معتقد بود برای دفاع از یک خاک، اول باید آن را شناخت. اقتداری با تعصبی دانشمندانه ثابت کرد که نبض فرهنگ ایران در جزایر و سواحل خلیج فارس می‌تپد. او با تواضعی مثال‌زدنی وصیت کرد که پیکرش را در گراشِ فارس به خاک بسپارند تا تا ابد نگهبان معنوی این مرزوبوم باشد. او لنگرگاه فکری و تاریخی ما در دریای پرتلاطم سیاست بود.

سردار تنگسیری؛ صولتِ بلند و مدافع موج‌ها

در آن سوی میدان، جایی که امواج خلیج فارس با صخره‌های غیرت برخورد می‌کنند، نام سردار علیرضا تنگسیری به عنوان نماد اقتدار میدانی ایران می‌درخشد. اگر اقتداری با کتاب‌هایش برای اثبات خلیج فارس تلاش کرد، تنگسیری با حضور مقتدرانه بر روی ناوها و قایق‌های تندرو، امنیت این مسیر را تضمین کرده است.

سردار تنگسیری با نگاهی راهبردی و میهن‌پرستانه، همواره تاکید دارد که «خلیج فارس خانه ماست و بیگانه در این خانه جایی ندارد». سخنان صریح او در برابر دشمنان  فرامنطقه‌ای، ادامه‌ی همان غیرت ایرانی است که روزگاری در رگ‌های مبارزانی چون رئیس‌علی دلواری می‌جوشید. نگاه او به خلیج فارس، نگاهی آمیخته به عزت اسلامی و غرور ایرانی است؛ او خلیج فارس را نه فقط یک مسیر تجاری، بلکه ناموس ملی ایران می‌داند که دفاع از آن تا پای جان، تکلیف است.

پیوند محکم ایران‌دوستی

آنچه این دو بزرگوار را به هم پیوند می‌دهد، «ایران‌دوستی» است. احمدخان اقتداری با «اسناد» ثابت کرد که این دریا از آنِ ماست و سردار تنگسیری با «جغرافیا و امنیت» نشان داد که از آنِ ما باقی خواهد ماند. یکی در سکوتِ کتابخانه‌ها با ورق زدن نسخه‌های خطی از کیان ایران دفاع کرد و دیگری در غرشِ موتورِ تندروها بر سینه‌ی امواج، خواب را از چشم طمع‌کاران ربود. این دو، دو بالِ یک سیمرغ هستند؛ سیمرغی به نام «ایران» که بر فراز آبیِ زلال خلیج فارس پرواز می‌کند.

خونِ سرخ بر آبیِ بی‌کران؛ پیوندِ گراش و بندرعباس

و ریسمان محکمی که ارتباط معنایی و عاطفی این دو بزرگوار را به اوج می‌رساند، ارادت به گراش و بندرعباس است. پیوندِ «گراش» (خاستگاه اقتداری) و «بندرعباس» (محل عروج تنگسیری)، گویای این است که دفاع از خلیج فارس، از کوچه‌پس‌کوچه‌های تاریخ در گراش آغاز می‌شود و به فدای جان در ساحل بندرعباس ختم می‌گردد.

اما فراتر از اسناد و سلاح، آنچه پیوندِ این دو سربازِ وطن را ابدی کرد، ارادت قلبی و حضورِ میدانی بود. سردارِ شهید علیرضا تنگسیری، که جانِ عزیزش را در راهِ دفاع از خلیج فارس در بندرعباس فدا کرد و به قافله‌ی فداییان وطن پیوست، نیک می‌دانست که ریشه‌های این استواری در کجاست. او با سه بار سفر به شهرِ «گراش» و ادای احترام به میراثِ معنویِ احمدخان اقتداری، نشان داد که میانِ «خونِ مجاهد» و «مرکّبِ عالم» جدایی نیست. سردار در کوچه‌های گراش به دنبالِ همان غیرتی می‌گشت که اقتداری در لابه‌لای نسخه‌های خطی فریاد می‌زد. شهادتِ مظلومانه و مقتدرانه‌ی او در دروازه‌ی آبیِ ایران، یعنی بندرعباس، در حقیقت امضای خونی بود بر تمامِ کتاب‌هایی که پیرِ پژوهشگر خلیج‌فارس‌شناسی برای اثباتِ مالکیتِ این آب و خاک نگاشته بود.

امروز، ارواحِ بلندِ هر دو بزرگوار، یکی از بلندای اندیشه در گراش و دیگری از کرانه‌های ایستادگی در بندرعباس، هم‌چون دو پاره‌ی یک جان، نگهبانِ جاودانِ خلیجی هستند که تا ابد «فارس» باقی خواهد ماند.

یادمان باشد که اگر امروز می‌توانیم با افتخار بگوییم «خلیج همیشگی فارس»، مدیونِ مردانی هستیم که یا با مرکب قلمشان و یا با عرقِ جبین و خونِ دلشان، اجازه ندادند حتی یک حرف از نام باستانی این دریا کم شود. درود بر روح بلند احمد اقتداری و جاوید باد نام سردار تنگسیری و تمام مدافعان این مرز و بوم.