هفت‌برکه: در پاییز و زمستان ۱۴۰۴، نشر همسایه با مدیریت محمدصادق رحمانیان، علاوه بر کتاب‌هایی از نویسندگان منطقه، چند کتاب در حوزه‌ی شعر کوتاه معاصر و ترجمه‌ی داستان و نمایشنامه‌ی خارجی، از نویسندگانی از سراسر ایران منتشر و روانه‌ی بازار کتاب کرد: «از ماه یه سنگ آوُردم، نَوَد شعر عامیانه»؛ به قلم سیروس نوذری، یکی از مهم‌ترین شاعران کوتاه‌سرای معاصر ایران (معرفی در هفت‌برکه)؛ و دو اثر ترجمه از الهام جوادی‌فرد از نویسندگان اتریشی با عناوین «سال سی‌ام» نوشته‌ی اینگه بورگ باخمان؛ و نمایشنامه‌ی «چه گذشت وقتی نورا همسرش را ترک کرد؟» نوشته‌ی آلفریده یلینیک.

علاقه‌مندان به شعر کوتاه و ادبیات اروپا می‌توانند این کتاب‌ها را به شکل الکترونیک از وبسایت طاقچه تهیه کنند.

«چه گذشت وقتی نورا همسرش را ترک کرد؟»؛ الفریده یلینیک با ترجمه‌ی الهام جوادی‌فرد

الهام جوادی‌فرد نمایشنامه‌ی الفریده یلینیک، نویسنده‌ی معاصر اتریشی و برنده‌ی نوبل ادبیات در سال ۲۰۰۴، را از زبان آلمانی ترجمه کرده است. این کتاب در ۱۶۰ صفحه، در فرمت کاغذی به قیمت ۳۰۰ هزار تومان آماده شده است. این کتاب در فرمت الکترونیک از سایت طاقچه (+) به قیمت ۳۸ هزار و ۴۰۰ تومان، در دسترس علاقه‌مندان به نمایشنامه‌های مدرن است. طرح روی جلد کتاب، اثر پاول کِله، نقاش اتریشی است.

Ketab Nora Hamsayeh

درباره‌ی اِلفریده یلینیک

اِلفریده یلینیک (Elfriede Jelinek) ۲۰ اکتبر ۱۹۴۶ در مورتسوشلاگ اتریش از پدری اهل چک و مادری رومانیایی متولد شد. این رمان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و شاعر اتریشی با آثار بحث‌برانگیزش توجه‌ها را به خود جلب کرد. او دوران کودکی خود را در وین گذراند. در یک موسسه مذهبی به نام نوتردام دوسیون تحصیلات ابتدایی را فرا گرفت و در همان موسسه رقص کلاسیک و زبان فرانسه آموخت. دوران دانشجویی شروع به شعر گفتن کرد که در مجله اتریشی پروتکل منتشر می شد. پدرش یک سوسیالیست بود که کارش به جنون کشیده شد و در سال ۱۹۶۸ در یک آسایشگاه روانی درگذشت. مادرش نیز کاتولیک و مستبد بود. رمان نخست یلینیک در سال ۱۹۷۰ منتشر شد. او در سال ۲۰۰۴ «به دلیل جریان موسیقی‌گونه‌ی ذهن کاراکترهای ضد و نقیض رمان‌ها و نمایشنامه‌هایش که با شور و حرارتی خارق‌العاده، از معناباختگی کلیشه‌های جامعه و قدرت مغلوب‌کننده‌ی این کلیشه‌ها پرده برمی‌دارد» (آکادمی نوبل ادبیات) برنده‌ی نوبل ادبیات شد. او در نوشته‌هایش از قراردهای تکنیک ادبی سنتی به نفع تجربه زبانی و موضوعی تخطی می‌کند. او را از این رو «جادوگر زبان» می‌نامند.

جوابیه‌ای بر نورا در «خانه‌ی عروسک» ایبسن

نمایشنامه‌ی یلینیک که نخستین اثر تئاتری این نویسنده است، در واقع جوابیه‌ای به نمایشنامه‌ی معروف «خانه‌ی عروسک» از هنریک ایبسن است. در پیش‌گفتار کتاب، الهام جوادی‌فرد نوشته است: «یلینیک ۱۰۰ سال پس از اینکه نورای ایبسن همسرش را ترک کرد، تکلمه، گمانه‌زنی و جوابیه‌ای نوشت بر دو نمایشنامه‌ی این نمایشنامه‌نویس سوئدی. بر نورا یا «خانه‌ی عروسک» (۱۸۷۹) و بر «ارکان جامعه» (۱۸۷۷).» (۱۰)
اکنون نورا پس از ترک همسرش، شخصیت نمایشنامه‌ی یلینیک است. مترجم می‌نویسد: «نورای یلینیک پس از ترک خانه، به دنبال شناخت خود و کسب استقلال و عزت نفس، کارگر یک کارخانه‌ی نساجی می‌شود. کارخانه‌ای که ورشکسته است. در این مسیر او از کارگری در کارخانه‌ی نساجی می‌رسد به کارگری جنسی برای کارآفرین و سرمایه‌داری به نام کنسول وایگانگ» (۱۰).
نورا در نهایت و پس از تلاش‌های بیهوده و بی‌ثمر برای استقلال مالی و امنیت، به همسرش هلمر برمی‌گردد.

تصویری که یلینیک از نورا ترسیم می‌کند، کلیشه‌ای است و شاید همین نقطه‌ضعف به نقطه قوت این نمایشنامه تبدیل شده است؛ از آن رو که در دهه‌ی ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی، سرمایه‌داری و تاکید افراطی جریان‌های فمینیسم بر آزادی‌های مدنی و فکری و غفلت از لزوم تقویت استقلال مالی برای زنان و پاسخگو کردن جامعه‌ی مردسالار، نقطه ضعف اساسی برای زنان در این دوره بود و یلینیک این ضعف را به عنوان پاشنه‌ی آشیل زنان برجسته کرده است. مترجم می‌نویسد: «این تصویر حاصل و برساخته از فرافکنی‌های مردانه و کلیشه‌ای از زن است. یلینیک خواست تا با نگاهی انتقادی بازتاب‌دهنده وضعیت زنان آن زمان باشد. او همینطور با الهام از درام آموزشی برتولت برشت، در نظر داشت مخاطبانش را آموخته کند؛ آن هم با نشان دادن این مهم که چطور ساختارهای پدرسالارانه قادرند بروز فاشیسم را ممکن کنند.» (۱۱)

این نمایشنامه هم مانند بیشتر آثار یلینیک از جمله اثر پرطرفدارش «پیانیست» (۱۹۸۳) درونمایه‌های بهره‌کشی جنسی از زنان و مسائل فمینیستی را در خود دارد. نمایشنامه در دهه‌ی ۱۹۲۰ می‌گذرد.

بخشی از پرده‌ی ۱۰:

(اتاق خواب نورا؛ آن ماری، نورا.)
آن‌ماری: نورا خانم، یواش یواش دارم یه آرامشی تو صورتتون می‌بینم. به گمونم بالاخره به خودتون اومدین و یاد خانواده واقعی‌تون افتادین …
نورا: به خودم اومدم؟ من؟
آن‌ماری: البته یه جورایی هم رنجیده به نظر می‌رسید. احتمالا واسه این که دلتون تنگ کوچولوهاتونه…
نورا: اصلا چی می‌گی تو؟
آن‌ماری: آقا هلمر و آقا وایگانگ هر دو آقاهای خیلی خوبی‌ان. واسه همین هیچوقت درخواست کسی رو رد نمی‌کنن. مخصوصا درخواست یه مادر واسه دیدن بچه‌هاش رو.
نورا: فعلا منو با دلقک‌های دورم تنها بذار! اینجوری راضی‌ترم.
آن‌ماری: نورا کوچولوی من داره شوخی می‌کنه، من که می‌دونم نمی‌تونه بدون بچه‌هاش راضی باشه (۸۳)

در پرده‌ی هشتم از نمایشنامه، از زبان وایگانگ، سرمایه‌دار فاسد می‌خوانیم: «وقتی صحبت از خانم‌ها می‌شه، باید بگم برای من کیفیت مهمتر از کمیته. البته نمی‌شه این رو انکار کرد که زن‌ها یه جور کالای فاسدشدنی‌ان.» (۵۹)

در پرده‌ی پانزدهم نمایشنامه، در سالن کارخانه، نورا: «وقتی یه زن دیگه واسه زیبایی ظاهریش به چشم نیاد، یعنی تونسته اولین قدمش رو به طرف آزادی برداره. ضربه‌ای به پایه و اساس یه هرم بزرگ، از طرف یه نیروی کوچیک و نرم…» (۱۳۸)