هفتبرکه ــ مبینا پزشک: «کوزهبراتی»؛ همین دو کلمه، کلید خاطرات شیرین کودکیام در جنوب است. براتی دادن یکی از آیینهای دیرینهی مردم جنوب، بهویژه شهرستان گراش میباشد. این آیین از اوایل ماه شعبان تا نیمهی آن، یعنی ۱۵ شعبان، همزمان با میلاد حضرت مهدی (عج) است. این آیین، رسمی میباشد که بیشتر با نام «کوزهبراتی» شناخته میشود.
من از کودکی بیصبرانه منتظر روزهای براتی بودم؛ روزهایی که دل کودکانهام بوی شادی و رنگ میگرفت. وقتی از دست مهربان اقوام و آشنا و شاید هم گاهی اوقات همسایهها براتی میگرفتم، حس میکردم دنیا جای قشنگتری است. هنوز یادم است که وقتی به خانه میرسیدم، کوزههای براتیام را با آبرنگهای رنگارنگ نقاشی میکردم؛ آبی، زرد، سبز، هر رنگی که دلم میخواست. رویشان گل، خورشید یا اسم خودم را میکشیدم و آنها را با دقت در طاقچه میگذاشتم تا برای همیشه یادگاری بمانند. برای من آن کوزههای رنگشده مثل یک سند مهر و دوستی بود که از آدمهای مهربان، براتی گرفتهام.
امروزه شکل براتی دادن تغییر کرده است
در گذشته، براتی دادن شکلی کاملاً صمیمی و سنتی داشت. مردم کوزههای براتی را از خوراکیهایی مثل خرما، نخودچی، کشمش، نقل و… پر و آن را با پارچههای رنگی یا روبان تزیین و تمامی کوزهها را میان کودکان، یتیمان و همسایگان خود پخش میکردند. اما امروز، با تغییر سبک زندگی، شکل براتی دادن هم تغییر کرده است. بسیاری از خانوادهها بهجای کوزه، براتیها را در بستههای کوچک یا پاکتهای زیبا توزیع میکنند، مثل کتاب، دفترهای نقاشی یا اسباببازی.
با این حال، این آیین هنوز هم بین مردم ما زنده است. مهربانیهایی که از دل مردم جاری میشود و فقط لباسش عوض شده است. به نظر من این خوب است که آیین براتی دادن هم بهروز شده، اما گاهیوقتها دلتنگی برای سادگی آن کوزههای براتی، فقط جایی برای لبخند را باقی میگذارد.
چند سالی است که وقتی برات میرسد، احساس من دوگانه میشود. از یکسو، دیدن لبخند کودکان وقتی براتی میگیرند، مرا به همان خاطرات خوش کودکی برمیگرداند. اما از سوی دیگر، گاهی نگرانم که نیتهای خالصانهی آن دوران، آرامآرام در هیاهوی تجمل و چشموهمچشمی گم شود.
چه شد که مهربانی آنقدر پیچیده و پرهزینه شد؟
برات زمانی یعنی دل دادن، نان تقسیم کردن، شادی بخشیدن. اما حالا بعضی از براتها بیشتر شبیه مسابقهی لوکس بودناند؛ ماشینهای کنترلی، عروسکهای سخنگو، شمعهای گرانقیمت، حتی بستهبندیهایی شباهتدار به هدیههای تولد. نمیگویم این کارها بد است، نیت اغلب خانوادهها خیر است و از سر محبت. ولی پرسش اینجاست چه شد که مهربانی آنقدر پیچیده و پرهزینه شد که بعضی خانوادهها از ترس قضاوت، از خیر برات دادن میگذرند؟ برات اگر برای دل باشد، نیازی به روبان و تجمل ندارد. گاهی یک نان داغ، یک شاخه گل، یا حتی لبخندی ساده، میتواند زیباترین «براتی دل» باشد.
با چندین شهروند گراشی که هر ساله براتی میدهند هم صحبت کردهایم؛ تا از زبان خودشان بشنویم که برای برات چه هدیههایی توزیع میکنند.
کاری که از دستم بر میآید درست کردن لیتک است
فاطمه ۵۵ساله در حالی که آرد خمیر میکرد تا لیتک درست کند توضیح داد: «راستش وضع مالی ما زیاد خوب نیست. اما دلم میخواهد که در برات سهمی داشته باشم و تنها کاری که از دستم برای براتی بر میآید، درست کردن لیتک است. به همین دلیل همیشه ایام برات نانهای محلی میپزم و آن را بین همسایهها پخش میکنم؛ وقتی که نگاه همسایهها را میبینم، دلم گرم میشود. راستش درست کردن لیتک برای برات خیلی خاص نیست، اما این کار برای من یعنی یادآوری اینکه هنوز هم میشود با چیزهای ساده، عشق را زنده نگه داشت.»
سعی میکنم براتم چیزهای فرهنگی و یا مذهبی باشد
مریم ۳۵ساله در حالی که اقلام فرهنگی را بستهبندی میکرد گفت: «من همیشه عاشق مراسمهای برات بودم. همیشه هم سعی میکنم براتم چیزهای مذهبی یا فرهنگی باشد. مثل کتاب یا قرآن جیبی. بهنظرم نسل جدید باید بداند که این روزها فقط برای خوراکی دادن نیست، بلکه عشق به اهلبیت و کمک به یکدیگر است. احساس میکنم این کار من باعث میشود افراد با خواندن یک آیه از قرآن، من را هم در ثواب خود شریک کنند. میدانید وقتی کتابی در دست کودکی میگذارم، انگار امید میکارم؛ چرا که شاید یک نفر با خواندن آن کتابها چیزهای جدیدی یاد بگیرد. این حس برای من از هر هدیهای گرانتر است.»
امسال برای اولین بار تصمیم گرفتیم که براتی بدهیم
سارا ۲۸ساله هم یکی دیگر از شهروندان است که با کمک دخترش براتیها را آماده کرده است. او میگوید: «امسال برای اولین بار با دخترم تصمیم گرفتیم که براتی بدهیم. چند روز قبل به فروشگاه رفتیم و چندین لیوان چینی خریدیم تا آنها را با شربت پر کنیم و به عنوان برات هدیه بدهیم. با این کار میخواستم به دخترم یاد بدهم که مهربانی را باید ساخت، نه خرید. بهنظر من براتی دادن یعنی برگشتن شادی دوباره به دلهای ساده. شاید هدیه کوچک باشد، ولی لبخندشان برایم پاداش بزرگی بود.»
برای براتی شیرینی میپزم
رقیه ۳۳ساله هم از افرادی بود که با لبخند ادامه داد: «من عاشق پخت شیرینی هستم که البته بسیار هم خوب و خوشمزه است. برات که نزدیک میشود؛ شروع میکنم به پخت شیرینی. الحمدلله استقبالش هم زیاد است و همین من را دلگرم میکند و به من انگیزه میدهد. اما به قول معروف بچههای خودم بدتر هستند. زمانی که شیرینیها آماده شد، تا میآیم که براتیها را پخش کنم میبینم که بیشتر شیرینیها را بچههایم خوردهاند به همین خاطر دوباره شیرینی میپزم؛ که مهم هم نیست و فکر میکنم همان خوشحالیام نوعی برات باشد.»
کتاب براتی
با این حال باید ذکر کرد که بنیاد نوبهار شهرستان گراش با مدیریت عزیز نوبهار ۹سال قبل در ایام برات تصمیم به اقدامی فرهنگی برای براتی گرفت. این بنیاد در سال ۱۳۹۵، ۱۲هزار جلد کتاب را به نیت دوازده امام، از ۱۵ شعبان همان سال تا ۱۵ شعبان سال آینده ۱۳۹۶ در نظر گرفته بود. عزیز نوبهار، برای یادبود پدر مرحومش، عبدالحسین نوبهار، آن کتابها را در میان کودکان و نوجوانان پخش کرد. اولین دستهی آن کتابها شامل حدود ۵۰۰ جلد کتاب بود که با همکاری موسسهی فرهنگی و هنری هفتبرکه، در مراسم ۱۵ شعبان سال ۱۳۹۵ توزیع شد.
البته این اولین حرکت فرهنگی نوبهار در زمینهی کتاب نبود. او که مدیر رستوران صالح گراش است، سال ۱۳۹۴ طرح «یک کباب یک کتاب» را در رستورانش اجرا کرد. شما میتوانستید یک جلد کتاب تحویل بدهید و بهجایش یک پُرس چلوکباب بگیرید. او حامی بسیاری از برنامههای فرهنگی و هنری شهر گراش هم هست و آنها را تغذیه میکند.
تجربهی بانوان گراشی و اقدام فرهنگی بنیاد نوبهار نشان میدهد که آداب و رسوم چقدر میتوانند انعطافپذیر باشند. بهنظر من اینکه مردم، امروز بهجای خوراکی، کتاب یا لیوان هدیه میدهند؛ به این معنی نیست که اصل مهربانی از بین رفته است. برعکس، این افراد سنت خود را با زمان هماهنگ کردهاند تا این آیین همچنان معنا پیدا کند. آنچه در این آیین مهم است، نیت پاک و عشق درونی هدیه دادن است. چه با کوزهای پُر از خرما باشد، و چه با یک کتاب نو. ما به فکر همدیگر هستیم و همدلیمان زنده است. آرزو میکنم روزی دوباره به سادگی بازگردیم. به آن روزهایی که یک کوزهی سفالی، پر از خرما و لبخند، کافی بود تا گرمای همدلی در کوچه بپیچد. اگر قرار است برات نمادی از مهربانی باشد، باید یادمان بماند که مهربانی ارزشش به قیمت هدیه نیست، بلکه به صداقت دستهایی است که آن را میبخشند.





