هفتبرکه: رویداد «اتفاق هنری گراش» تلاشی برای بازخوانی جایگاه فرهنگ و هنر در مسیر توسعه متوازن شهر است. گفتوگو با بیست هنرمند گراشی که در رسانهی هفتبرکه منتشر شد، نشان داد که جریان هنر در این شهر با وجود دشواریها و کمبود زیرساختها، همچنان زنده و پویاست. این مجموعه مصاحبهها تصویری روشن از ظرفیتها، موانع اقتصادی و مطالبات فعالان این حوزه را پیش روی جامعه و مسئولان قرار میدهد. هنر و آفرینشهای بصری نقشی انکارناپذیر در ارتقای هویت شهری، نشاط عمومی و تقویت پیوندهای اجتماعی دارند. از این رو، بازنگری در شیوه حمایتهای شهری و توجه به اقتصاد هنر، ضرورتی گریزناپذیر برای پایداری فعالیتهای فرهنگی به شمار میرود.
گفتوگوی پیشرو با صادق رحمانی، مدیر مسئول موسسه هفتبرکه، به واکاوی چالشها، نقد منظر شهری و راهکارهای رونقبخشی به این عرصه میپردازد.
هفتبرکه: آقای رحمانی، شما در استقبال «اتفاق هنری گراش» بیست گفتوگوی تفصیلی با اهالی هنر انجام دادید که بازتاب خوبی داشت. جرقه این رویداد از کجا زده شد و چرا احساس کردید الان وقت انتشار این روایت جمعی است؟
صادق رحمانی: با سپاس. راستش ماجرا از یک حس مسئولیت مشترک شروع شد. ما در مجموعه هفتبرکه سالهاست که در حوزه فرهنگ و رسانه، به صورت کاملاً افتخاری و از روی علاقه کار میکنیم؛ جز کمکهای گاه و بیگاه مردمی و مساعدتهای اداره ارشاد، درآمد ثابتی در کار نبوده و نیست. در تمام این سالها میدیدیم بچههای هنرمند گراش در گوشه کارگاهها، آتلیهها و خانههاشان با کمترین امکانات دارند اثر هنری خلق میکنند، اما هیچ تصویر یکپارچهای از وضعیت، استعدادها و مشکلاتشان پیش روی مردم و مسئولان نبود. با خودمان گفتیم باید پای صحبت بیست نفر از این چهرههای هنرمند بنشینیم، دغدغههایشان را مستند کنیم و این آینه را جلوی چشم شهر بگذاریم تا همه ببینند گراش چه سرمایه انسانی زنده و خلاقی دارد. تعداد مصاحبهها بیشتر میشد اگر برخی از هنرمندان پیشکسوت هم به پرسشها پاسخ میدادند، اما به هر دلیل این گفتوگو به انجام و سرانجام نرسید.
هفتبرکه: به کار افتخاری اشاره کردید؛ مجموعهای مثل هفتبرکه تا کجا میتواند تنها با توان داوطلبانه این مسیر را ادامه دهد؟
رحمانی: واقعیت این است که انگیزه و دغدغههای ما شخصی و از روی علاقه به شهر است، اما برای برگزاری رویدادی در این شکل و شمایل که یک هفته در شهر بر پا شود، هزینههای اجرایی، چاپ، و پشتیبانی از بچهها حسابوکتاب خودش را دارد. تا یک جایی میشود با کار شبانهروزی جلو رفت، ولی برای سرپا ماندن دائمی این جریان، به پشتوانه همشهریان نیاز داریم. از همان روز نخست پرداختن به این ایده تا امروز همواره با نگرانی نسبت به تأمین منابع مالی کار را پیش بردیم. چشم امید ما به خود مردم است؛ باور کنید حتی کمکهای مالی بسیار اندک هم برای ما دلگرمکننده است و باعث میشود این چراغ خاموش نشود و احساس کنیم مردم کنارمان هستند.
هفتبرکه: در این رشته مصاحبهها پای دردِ دل بیست هنرمند در رشتههای مختلف نشستید. اگر بخواهید مهمترین چالشهای مشترک آنها را جمعبندی کنید، به چه نکاتی میرسید؟
رحمانی: بزرگترین حرف مشترک دوستان هنرمند یک چیز بود: هنرمند احترام اجتماعی دارد، اما از حمایت عملی خبری نیست. هنرمندان ما با گرانی وحشتناک مواد اولیه، ابزار، رنگ، ساز، دوربین و اجاره کارگاه دستوپنجه نرم میکنند. برای عرضه آثار فقط «گالری اُ» میزبان هنرمندان است که نگارخانهی استاندارد و کاملی برای نمایش آثار نیست. نگارخانه پردیس هم به گفته هنرمندان تبدیل به فضایی متروکه شده است. سالن مناسب برای اجرای فعالیتهای نمایشی نداریم. فرصت معرفی کارها کم است و چرخه اقتصاد هنر در گراش شکل نگرفته است. از آن طرف، یک گلایه جدی از عدم تعادل در حمایتهای شهری وجود دارد. بارها گفتهاند که در شهر ما برای ورزش یا برنامههای مذهبی که هر دو جایگاه خودشان را دارند و برای پویایی شهر لازماند، همیشه بودجه و بستر هست؛ اما سهم هنر در این تراز نادیده گرفته شده است. هنرمند با تعارف و خسته نباشید نمیتواند اثر بعدیاش را خلق کند.
هفتبرکه: خیرین گراش در کارهای عامالمنفعه پیشگاماند. چرا نگاه خیریهها و نیکوکاران ما کمتر سمت فرهنگ و هنر چرخیده است؟
رحمانی: خدمت شما عرض کنم که هنوز تعریف ما از «خیرات و اکرام» به چند سرفصل سنتی مثل نان و درمان و ساختمانسازی محدود مانده است. تقاضای شفاف ما از موسسات خیریه و نیکوکاران بزرگوار گراش این است که بخشی از اکرام و وقفیات خود را به سمت تولیدات فرهنگی و هنری هدایت کنند. باور کنید نجات روح یک جامعه کمتر از ساختن دیوار و سقف نیست.
حمایت مالی از تولید یک اثر، خرید تجهیزات برای یک جوان مستعد، یا کمک به راهاندازی یک فضای نمایشگاهی، ماندگارترین خیریهای است که میتوان برای هویت و آینده شهر انجام داد. در سالهای اخیر البته برخی از فعالان فرهنگی به این بخش متمایل شده اند. بنیاد فرهنگی نوبهار با شعار حمایت از کتاب فعالیت خود را گسترش داده است. همچنین موسسه فرهنگی ورزشی آبشار اندیشه فضای مناسبی را برای فعالیتهای فرهنگی در اختیار گروههای فرهنگی و هنری شناخته شده قرار میدهد که قابل تقدیر هستند.
هفتبرکه: چرا همیشه روی این موضوع تأکید میکنید که هنر یک نیاز اساسی برای توسعه شهر است و صرفاً یک امر لوکس نیست؟
رحمانی: به نظر این خدمتگزار فرهنگ و هنر، واقعیت این است که توسعه یک شهر فقط با آسفالت، بتن و پروژههای عمرانی سنجیده نمیشود. هنر پیشران اقتصاد و نشاط شهری است. هنرمند مصرفکننده نیست. هنرمند اهل خلاقیت و تولید ارزش است. وقتی به هنرمند بومی بها داده شود، بازار کار شکل میگیرد، رویدادها، گردشگر و مخاطب را از شهرهای اطراف به گراش میکشانند و به بازار شهر رونق میدهند. فراتر از اقتصاد، حضور هنر در رگهای شهر، حس تعلق، آرامش روانی و سرزندگی را به زندگی روزمره مردم تزریق میکند. چرا گراش نباید از این استعدادهای بینظیر برای رونق خودش بهره ببرد؟ برخی از این هنرمندها به دلیل کنشها و واکنشهای دلسردکننده نسبت به هنرشان دچار کنارهگیری از فعالیت میشوند. در بخش نمایش چند مورد این دوستان مجبور شدند در شهر لار یا شهر اوز کار خود را روی صحنه ببرند و این برای هنرمند و هنر شهری خسران است.
هفتبرکه: برویم سراغ منظر عمومی شهر؛ با وجود اینهمه نقاش، طراح، خطاط و مجسمهساز برجسته در گراش، ارزیابیتان از دیوارنگاریها و تندیسهای سطح شهر چیست؟
رحمانی: این بخش واقعاً جای نقد جدی دارد. هر سال که میگذرد، بهجای اینکه کیفیت نمادهای شهری، تندیسها و نقاشیهای دیواری بهتر شود، شاهد افت کیفی بیشتر و کارهای نازلتر هستیم. نمادهایی که در میدانچۀ خیابانگاه درمانگاه و نیز در ابتدای خیابان آبیاری را ببینید تا به حرف من برسید. یعنی در سطحیترین وجه هنری انجام شده است. مجسمههای بدقواره و رنگآمیزیهای ضعیفی که به سواد بصری و روحیه مردم صدمه میزند. دلیلش هم مشخص است: مدیران شهری اغلب تخصص هنری ندارند و برای اینکه پروژهای را سریع جمع کنند، سراغ پیمانکارهای ناآشنا یا طرحهای آماده و دمدستی میروند. در نتیجه ارتباط موثری بین مدیریت شهری و بدنه هنرمندان شکل نگرفته و هنر بومی گراش پشت درهای تصمیمگیری معطل مانده است.
هفتبرکه: راهکار خروج از این وضعیت و وصل شدن این دو بخش به هم چیست؟ پیام نهاییتان به مردم و مدیران شهری چیست؟
رحمانی: راهکار ساده است: گفتوگو، اعتماد و سپردن کار به اهل فن. شهرداری، شورای شهر و مدیران اجرایی باید یک کارگروه داوری و مشورتی متشکل از همین هنرمندان بومی تشکیل دهند تا هیچ نماد یا طرح دیواری بدون تأیید تخصصی اجرا نشود. به توانایی بچههای خودمان اعتماد کنند تا چهره شهر هویت و اصالت پیدا کند. از مردم هم صمیمانه میخواهم هنر را به خانههاشان ببرند و آثار بچههای شهر را بخرند. گراش ظرفیتهای هنری بینظیری دارد؛ اگر دست به دست هم دهیم و از خلاقیت این بیست هنرمند و دهها جوان دیگر استفاده کنیم، شهری پویاتر، زیباتر و سرزندهتر خواهیم داشت.




