الهه عباسپور، دانشجوی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه شیراز: در گراشِ قدیم، عروسی فقط یک شب جشن نبود؛ قصه‌ای بود که از روزهای قبل آغاز می‌شد.

14050231 Arousi Tabaq

 

شور و حال این قصه از همان زمانی که زن‌های فامیل برای «راپاکی کرده» به خانه دختر می‌رفتند، کم‌کم در خانواده‌ها می‌پیچید. بعد نوبت «تلبونی» و «کرار دده» می‌شد. بعد «کوش برده»، شب‌های حنابندان و در آخر «جارائو» و «صندل کشو». هر کدام از این رسم‌ها فقط یک مراسم ساده نبودند، بلکه بهانه‌ای بودند برای دور هم بودن، برای رفت‌وآمد فامیل، برای شلوغ شدن خانه‌ها و زنده ماندن صمیمیتی که میان مردم جریان داشت.

در عروسی‌های قدیمی گراش، همه سهمی در برگزاری مراسم داشتند. زن‌های فامیل دور هم جمع می‌شدند تا تبک‌ها و سینی‌های عروس را تزئین کنند، نان بپزند، حلوا درست کنند و واسونک بخوانند. سال‌های دورتر، مردها برای رسم «خریمه‌ای» به کوه می‌رفتند تا هیزم تهیه کنند و در «اشکالی» به شکار می‌رفتند تا گوشت مراسم آماده شود. عروسی فقط مراسم یک خانواده نبود؛ انگار تمام فامیل و حتی همسایه‌ها خودشان را در شادی آن شریک می‌دانستند.

حتی رسم‌هایی مثل «حموم چده بئی» که زن‌های فامیل، عروس را به حمام می‌بردند، یا «سر تراشون» داماد در خانه پدری، یا «صندل کشو» که یک شب بعد از «جارائو» برگزار می‌شد و عروس روی صندلی می‌نشست تا مهمان‌ها به دیدنش بیایند، بخشی از هویت عروسی‌های گراش بودند؛ رسم‌هایی که امروز بیشتر در خاطره‌ها مانده‌اند تا در مراسم‌های امروزی.

با گذشت زمان، بسیاری از این آیین‌ها کم‌رنگ یا به مرور از مراسم‌ها حذف شدند؛ نه به این دلیل که مردم دیگر دوستشان ندارند، بلکه چون زندگی امروز دیگر شبیه گذشته نیست. زندگی مدرن سرعت بیشتری دارد و هزینه‌هایش هم سنگین‌تر شده است. رسم‌هایی که روزگاری با همکاری و ساده‌زیستی برگزار می‌شدند، امروز گاهی به مراسم‌هایی پرخرج تبدیل شده‌اند.

شاید در گذشته تعداد مراحل عروسی بیشتر بود، اما همکاری هم بیشتر بود. اگر قرار بود سینی‌های عقد و حنا تزئین شود، زن‌های فامیل خودشان دور هم جمع می‌شدند و این کار را انجام می‌دادند. حجله عروس را خودشان تزئین می‌کردند و نان می‌پختند. مردان هم کباب و چلو خورشت گراشی را آماده می‌کردند و همگی برای پذیرایی کمک می‌کردند. اما امروز بسیاری از همین کارها به تشریفات و خدمات حرفه‌ای سپرده می‌شود.

با این حال، آداب و رسوم برای مردم فقط خرج و تشریفات نیستند. این رسم‌ها بخشی از حافظه جمعی مردم‌اند؛ پلی میان نسل قدیم و نسل جدید. وقتی زن‌ها با دست نقش حنا بسته، دف به دست می‌گیرند و شعر گراشی می‌خوانند؛ وقتی سینی‌های حنا وارد مجلس می‌شود و بچه‌ها دور آن جمع می‌شوند و آبنبات‌ها و تخم مرغ‌های آبپز رنگ‌شده را از سینی حنا برمی‌دارند؛ و یا وقتی زن‌های فامیل در شب حنابندان دور هم جمع می‌شوند تا صبحانه و حلوا را برای خانه داماد آماده کنند، بخشی از هویت فرهنگی گراش دوباره جان می‌گیرد.

امروز هنوز هم عروس و دامادهایی هستند که دوست دارند بخشی از این رسم‌های قدیمی را زنده نگه دارند؛ سر تراشون داشته باشند، حنابندان سنتی بگیرند، لباس محلی بپوشند، واسونک بخوانند یا تبک‌ها را مثل گذشته تزئین کنند. نسل امروز نه کاملاً دنباله‌رو سنت‌هاست و نه کاملاً از آن‌ها فاصله گرفته؛ بیشتر تلاش می‌کند رسم‌هایی را نگه دارد که با زندگی امروزش هماهنگ‌تر است.

شاید بسیاری از رسم‌های عروسی گراش دیگر مثل گذشته برگزار نشوند، اما هنوز هم میان تالارهای امروزی، نور ماشین عروس‌ها و مراسم‌های مدرن، می‌شود رد همان شب‌های قدیمی را پیدا کرد؛ شب‌هایی که بوی گلاب و حنا، صدای دف و شلوغی خانه‌های فامیل، بخش جدانشدنی عروسی بود.