هفت‌برکه – نوریه بلبل و نازنین شبان: اشعار فولکلور، برخاسته از فرهنگ عامه‌ی مردم، معمولا به شکل شفاهی و سینه‌به‌سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. این اشعار شامل ترانه‌های کودکانه هم می‌شود. یکی از ترانه‌های کودکانه که در گراش هنوز هم بزرگترها برای کودکان می‌خوانند، شعری با مطلع «اَتَتَل پیتَ تَتَل» است که قصه‌ی سفری خیال‌انگیز از خانه‌ای روستایی به دل هندوستان، عیش شخصیتی به نام آمَتَک و بازگشت به خانه است. سوار بر قطار خیال، روایت این شعر را به شکل نثر با هم می‌خوانیم.

Sahrow 14 Atatal Pitatatal 1

بعضی از شعرها و ترانه‌ها فقط برای خواندن نیستند، برای سفر کردن‌اند؛ برای برگشتن به دنیای کودکی‌، دنیایی که در آن منطق لازم نیست و خیال همه‌ چیز را ممکن می‌کند. در میان واژه‌هایی که شاید در ظاهر ساده و کودکانه باشند، گاهی جهانی پنهان است پر از تصویر، شوخی، شگفتی و خاطره.

آنچه در ادامه می‌خوانید، سفری است به یکی از شعرهای خاطره‌انگیز کودکی، شعری که ما را در سفر به سرزمین شیرین و بی‌مرز خیال همراهی می‌کرد؛ جایی که اشاره‌ی دست بزرگ‌ترها به پاهای ردیف و منظم کودکان ما را به قطار خیال می‌سپرد و همسفر بزرگ‌ترها می‌کرد.

چه احوال گاو حسن؟!

در این سفر که «اَتَل مَتَل توتوله» و «اَتَتَل پیتَ تَتَل» یکی می‌شدند. اینها نام‌آواهایی هستند که گوش هر کودک از بچگی با آن آشنا است و بعد از سراغ گرفتن از احوالات گاو حسن، باید شاهِ شَکر را می‌شناختیم. هر چند که تا پایان شعر منتظر می‌ماندیم که یک نشانی از او ببینیم، اما انتظارمان برای آشنایی با این شخصیت تا پایان شعر بی‌پاسخ می‌ماند. در ادامه‌ی سفر شعری، می‌رسیدیم به نام بردن برخی از اجزای بدن گاو حسن، به میل‌های آهنی می‌رسیدیم که یک نفر سر حوصله نشسته بود و همه‌ی آنها را شمرده بود؛ هفتاد تا بودند و وسط دنیای خیالمان با این هفتاد میل آهنی خانه می‌ساختیم؛ چیزی که در واقعیت بعید است.

Sahrow 14 Atatal Pitatatal 3

عیش آمَتَک

در دنیای خیال همه‌ چیز امکان دارد. شما بدون اینکه از سر جایتان تکانی بخورید، می‌توانید سفری به هندوستان داشته باشید و به دنبال گاو حسن بگردید و هنگام گشتن، آمَتَک را در آنجا بیابید و او را از صدایِ سِلسِله‌‌یِ پاهایش بشناسید که مانند هندی‌ها پر از زیورآلات شده است. بعد از سلام و احوالپرسی متوجه می‌شوید که آمَتَک در تدارک عروسی‌اش است، نباید آمَتَک را تنها بگذاریم و باید دست و آستین را برای برپایی عروسی آمَتَک بالا بزنیم و یک زن کردیِ سرخ و سفید را از بین سبزه‌های هندی برای او بستانیم و نامش را اَم‌قِزی بنامیم، چون دور کلاهش قرمز است.
‌
در سفر خیال، جابه‌جایی‌ها معطل بلیط، هواپیما و قطار نمی‌ماند. همه‌چیز به سریع‌ترین شکل ممکن طی می‌شود؛ باید سریع به ایران برگردیم و سور و سات عروسی را بر پا کنیم. آمَتَک را بنشانیم و دو پشت پاهای او و همسرش را حلوا بگذاریم و وَلیمه‌ی خاص برای عروسی او را سر حوض تیتیا تدارک ببینیم؛ حلوا و نان و پیاز، چیزی که در دنیای واقعی ممکن است کار ما را به بیمارستان بکشاند؛ در دنیای خیال خوشمزه و خاص است.

سیزنه یا رشته‌ئه؟

وسط گشت‌ و گذار سفر شاعرانه می‌دیدیم که آمَتَک از خستگی بیهوش شده و جایی خودش را به زمین زده و خوابیده است. کمی که راه‌مان را ادامه دهیم می‌بینیم که همسر آمَتَک که هنوز ساعت بدنش با ایران تنظیم نشده، در جایی دیگر بیهوش شده و خوابیده است و یک پارچه‌ی سبزرنگ به نشانه‌ی تازه‌عروس بودنش رویش انداخته است. کمی که از گشت‌وگذار را ادامه دهیم، صدای نهیب یک نفر می‌آید که وقت خداحافظی است و کم‌کم باید با دنیای خیال خداحافظی کنیم. او یک سوزن و رشته‌ای را به دستمان می‌دهد که دنیای خیال را به هم بدوزیم تا دست کسی به آن نرسد.

و این‌ گونه بود که سفر ما در سرزمین خیال به پایان می‌رسید. البته این شعر یکی از روایت‌های شیرین و خیال‌انگیز است که ما آن را می‌خوانیم، اما ممکن است در محلات و یا حتی شهرهای جنوبی دیگری با محتوا، لحن و جزئیات متفاوتی آن را بخوانند. هر محله، هر خانواده، و هر راوی، رنگ و بوی خاص خود را به این داستان و شعر می‌دهد و آن را زنده نگه می‌دارد که این تنوع، گواه زنده‌ بودن فرهنگ شفاهی و غنای قصه‌ها و ترانه‌های کودکانه در جنوب است.

Sahrow 14 Atatal Pitatatal 4

دو روایت از ترانه

حسن حسینی در آلبوم «غئک» این ترانه را به زیبایی با آهنگ تلفیق کرده است. اینجا می‌توانید بخوانید و بشنوید.

در فینال مسابقه معلومات عمومی چارچار یک، فرصتی پیش آمد که این روایت‌های مختلف این شهر خوانده شود. مهدی عالمی در خوانش خود اتتل پیت تتل را این‌گونه خواند:

اتتل پیت تتل

پنجه مزن شاه شکر

هفتاد میل آهنی

سلسله پای امتک

امتک دما بزن

دو پشت پاش حلوا بزن

حلوَ ٔ نون و پیا

سر حوض تیتیا

بگم بگم آی آی

زیرش کنم نارنجی

بالاش کنم برنجی

انه اچم دما ختن

انده اچم بئی ختن

چارکد سوز شلی دزن

یَک شَکَرایی

یَک بَدُمایی

پیشکِ طلا  

سیزنه تئه یا رشته‌ئه؟

Sahrow 14 Atatal Pitatatal 5