هفت‌برکه – اسحاق آذرآیین: به مناسبت ۱۱ اردیبهشت، روز کارگر، شورای شهر و شهرداری گراش مراسمی را برای تقدیر از کارگران شهرداری برگزار کردند. اما آنچه در آن مراسم، همچون همیشه، دیده شد، بیش از احترام واقعی، یادآور فاصله‌ی عمیق میان حرف و عمل بود: کارگرانی که هر روز بار سنگین نگهداری از شهر را بر دوش می‌کشند، با همان لباس کار روزانه‌شان به مراسم آورده شدند.

14050215 Karegar Shahrdari 2

 

درست است که این لباس نماد زحمت و خدمت است اما در آن لحظه، بیشتر به عنوان برچسبی هویتی عمل می‌کرد تا لباسی برای حضور در مراسمی که قرار بود مراسم تقدیر باشد.

مسئله، کارگر بودن آن‌ها نیست. مسئله این است که هنوز در بسیاری از مواقع، در حفظ کرامت انسانی آنها دقت کافی نمی‌کنیم. بسیاری از این افراد، از شریف‌ترین و بی‌ادعاترین چهره‌های این شهرند؛ کسانی که در سکوت در گرما و سرما وظایفی را انجام می‌دهند که بسیاری از ما حتی تحمل دیدن‌شان را نداریم.

آیا واقعا برای یک مراسم کوتاه، اینقدر سخت است که این همکاران را در لباسی مناسب‌تر ببینیم که احساس کنند شهروندانی محترم هستند، نه «فقط» نیروی خدماتی؟

لباس کار، هر قدر هم شریف و ارزشمند باشد، نباید به هویت دایمی و تک‌بعدی فرد تبدیل شود. هر کارگر یک انسان کامل است و شخصیت، علایق، خانواده، آرزوها و سبک زندگی خودش را دارد. آنها فقط کارگر شهرداری  نیستند؛ آنها پدر، همسر، پسر، همسایه و شهروندی‌اند که هویتی فراتر از شغل روزانه‌شان دارند.

مگر پزشکان با روپوش سفید بیمارستان، و مهندسان با لباس کارگاهی به مراسم تقدیر می‌روند؟ آیا رونالدو و مسی، بزرگان فوتبال دنیا، با شورت ورزشی برای دریافت توپ طلا به مراسم گالا می‌رفتند؟ چرا وقتی نوبت به کارگران می‌رسد، انتظار داریم همان ظاهر روزمره و عملی‌شان کافی باشد؟ این تفاوت نگاه، ناخودآگاه همان فاصله طبقاتی و کرامتی را بازتولید می‌کند.

تجلیل واقعی، با آوردن افراد به صحنه با همان ظاهر روزمره و گرفتن چند عکس یادگاری تمام نمی‌شود. تجلیل واقعی، تغییر نگاه است. یعنی دیدن انسان فراتر از نقش و وظیفه‌اش. یعنی درک این نکته‌ی ساده که لباس کار، فقط بخشی از زندگی فرد است، نه تمام آن.

اگر قرار است از کارگران تقدیر کنیم، باید از نمایش فاصله بگیریم و به احترام واقعی نزدیک شویم، احترامی که در جزئیات کوچک، در نحوه دعوت، در ظاهر مراسم، در نوع نگاه ما به آن‌ها و مهم‌تر از همه در بهبود شرایط واقعی زندگی‌شان دیده شود.

پیشنهاد من این است که شهرداری می‌تواند مانند مراسم تقدیر از پزشکان، مهندسان و دیگر گروه‌های حرفه‌ای که برای خود مراسم می‌گیرند، این یک روز در سال که به نام کارگر است، برای کارگران خود مراسم خانوادگی آبرومندانه و مناسبی برگزار کند؛ مراسمی که کارگران با خانواده‌هایشان در آن حضور پیدا کنند، لباسی مناسب بپوشند و احساس ارزشمندی واقعی کنند. ما شهروندان که عوارض شهری پرداخت می‌کنیم، کاملاً راضی هستیم که بخشی از این هزینه برای چنین برنامه‌هایی صرف شود چون این دقیقاً همان سرمایه‌گذاری روی کرامت انسانی و عدالت اجتماعی است که همه از آن سود می‌بریم.