هفت‌برکه – اسحاق آذرآیین: افزایش چشمگیر خیریه‌ها، ستادهای جهیزیه و پویش‌های حمایتی در سال‌های اخیر، پدیده‌ای است که نمی‌توان آن را صرفا به حساب رشد همدلی اجتماعی گذاشت. تکثیر این نهادها، بیش از هر چیز، نشانه‌ی عمیق‌تر شدن بحران‌های اقتصادی و اجتماعی است؛ بحرانی که آنقدر تداوم داشته که به بخشی از شرایط زندگی عادی تبدیل شده است.

14041205 Kheirieh

وقتی تأمین حداقلی‌ترین نیازهای زندگی، از جمله آغاز یک زندگی مشترک، بدون اتکا به کمک‌های خیریه ممکن نیست، باید پرسید کدام بخش از سازوکارهای رسمی جامعه از کار افتاده است؟ در چنین شرایطی، خیریه‌ها نه به‌ عنوان مکمل، بلکه به‌ عنوان جایگزین نهادهای مسئول عمل می‌کنند؛ جایگزینی که در ظاهر تسکین‌دهنده‌اند ولی بیش از تسکین، به مخدری تبدیل می‌شوند که گسترش آن‌ها نشان‌دهنده وضعیتی نگران‌کننده است.

گسترش کمک‌های بلاعوض و حمایتی، اگر به یک قاعده تبدیل شود، نشانه سلامت جامعه نیست. جامعه‌ی سالم، نیازمندی را به وضعیت دائمی تبدیل نمی‌کند. تداوم این وضعیت، به‌تدریج فقر را از یک مسئله‌ی ساختاری به یک واقعیت پذیرفته‌شده بدل می‌سازد. واقعیتی که دیگر رفع آن، مطالبه‌برانگیز نیست.

از سوی دیگر، این نوع حمایت‌ها با نیت خیرخواهانه، می‌تواند به فرسایش کرامت انسانی منجر شود. وقتی افراد برای دسترسی به حقوق اولیه زندگی ناچار به دریافت کمک می‌شوند، مرز میان حمایت و تحقیر پنهان به‌تدریج محو می‌شود. در چنین فضایی، عزت فردی و احساس استقلال اجتماعی آسیب می‌بیند.

نکته قابل تأمل اینجاست که افزایش تعداد خیریه‌ها معمولاً همزمان با تضعیف سیاست‌های پایدار اجتماعی رخ می‌دهد. هرچه نقش نهادهای رسمی در تأمین معیشت و امنیت اقتصادی کمرنگ‌تر می‌شود، بار بیشتری بر دوش ساختارهای غیررسمی و داوطلبانه می‌افتد. این جابه‌جایی نقش‌ها اگرچه در کوتاه‌مدت بحران را مدیریت می‌کند اما در بلندمدت آن را تثبیت می‌کند.

در نهایت باید پذیرفت که فراگیر شدن ستادهای جهیزیه و خیریه‌ها نه یک موفقیت اجتماعی، بلکه نشانه‌ای از شرایطی است که در آن، زیستنِ شرافتمندانه برای بخشی از جامعه بدون کمک بیرونی ممکن نیست. نادیده گرفتن این واقعیت به معنای عادت‌کردن به بحران است. عادتی که خطرناک‌تر از خود بحران است.

 

مقاله‌ی مرتبط:

به جای کمک‌های خیریه‌ به دنبال مولدسازی باشیم