هفتبرکه – اکبر باقرزاده: شاید هیچگاه مردم گراش تصور نمیکردند روزی برای تأمین آب آشامیدنی، محتاج تانکرهای شهرهای همجوار شوند و در شرایط بحرانی، آب با تانکر میان مردم توزیع شود. همانگونه که کمتر کسی فکر میکرد شاهد چنین بارندگیهایی باشند. اما امروز این نگرانیها به واقعیت تبدیل شده و یک پرسش جدی پیش روی افکار عمومی قرار دارد:
نابسامانی موجود در حوزه آب، دغدغه چه کسانی است و چه افرادی باید پاسخگوی این وضعیت باشند؟
آیا برخی مدیران غیر بومی و مسئولانی که در حوزههای مختلف شهرستان گراش فعالیت دارند، تصور میکنند با رسیدن موقت آب به مخزن، بحران به پایان رسیده است؟
یا مردم باید همچنان با اضطراب دائمی بیآبی، قطعیها و تکرار بحرانها زندگی کنند؟
امروز زمان طرح صریح این پرسشهاست:
راه چاره چیست؟ چه کسانی باید از همین الان برای جلوگیری از تکرار چنین بحرانی وارد میدان شوند؟ فرماندار، امام جمعه، رئیس آبفا و شورای شهر و نماینده مجلس، هر یک چه مسئولیتی در قبال این وضعیت دارند؟
آیا واقعاً روزهای سخت به پایان رسیده یا باید منتظر شرایطی دشوارتر از این هم بود؟
بیتردید، جلوگیری از تکرار چنین بحرانی که مردم را به ستوه آورده، نیازمند تصمیمهای اساسی و اقدامهای عملی است. مهمترین راهکار، کاهش وابستگی به آب سد سلمان، و حرکت به سمت منابع پایدار است.
اما سؤال اساسی اینجاست: چه زمانی این خواسته مردم محقق خواهد شد و چه زمانی مسئولان برای تأمین منابع مالی و تسریع در انتقال آب از چاههای موجود در دشت پایین به مخزن اصلی، اقدام فوری و جدی انجام خواهند داد؟
این مطالبه محقق نخواهد شد مگر با پیگیری مستمر و بیوقفه مسئولان شهرستان و همراهی معتمدان و خیرین شهر؛ کسانی که باید با احساس مسئولیت وارد میدان شوند و برای حل ریشهای این نابسامانی گام عملی بردارند، تا مردم گراش دیگر شاهد تکرار چنین وضعیتی نباشند و حق طبیعی مردم گراش است که دسترسی به آب پایدار و مطمئن و دائمی داشته باشند و دیگر سایه سنگین چنین بحرانی بر سر شهر نباشد.




۶ دی ۱۴۰۴
یقیناً گزاره نویسنده محترم ” نباید فاجعه قطعی آب تکرار شود” در خواستی درست و بجا است. ولی پرسشهای متعدد ایشان هر چند به ظاهر معقول و بایسته به نظر می اید ولی چون بصورت عام و نا روشن از مخاطبان تجمیع شده نمایندگان حاکمیتی و حکومتی درگراش مثل فرماندار، امام جمعه، رئیس آبفا و دیگران شبه حاکمیتی مثل شورا و نماینده مجلس مطرح کرده اند بار مثبتی در بر ندارد . چون مخاطب و طرف پرسش بایستی دقیق و روشن باشد و درخواست پرسش و سئوال نیز هم روشنتر . ایشان با این نوع پرسش عام که مشخص نیست دقیقا چه می خواهد و پا از چه کسی می خواهد. توب را به هوا فرستاده تا خدای نکرده به سر مبارک این مسئولین بر خورد نکند و همه خودرا از پرسش پنهان و محافظت کنند. در نهایت هم آمده کاسه کوزه را انداخته روی دوش معتمدین و خیّرین گراش که باید وارد میدان شودند . پاس گل به دادن به حضرات حاکمیتی و دولتی و شبه دولتی. که بگویند معتمدین و خیرین نیامدند و ما خودمان تعمیر کردیم و مردم گراش هم بمانند و انتظار بکشند تا حادثه بعدی. بنده وکیل خیرین نیستم ولی در هر کاری و یا نیازی پای این عزیران وسط کشیدن درست نیست و تنها پاچه خواری کردن از نمایندگان و مسئولان دولتی و حکومتی است که بیشتر بی خیال شوند. البته معتمدان شهر را نمی دانم چه موجوداتی هستند. اگر معتمدان همانند حاضران دعوت شده برای انتخابات شورا شهر هستند. که خود حدیث مفصل بخوان بر این …….کاش می کفتی حدالاقل یک دونفر همانند آقای سید عبدالحسین زیارتی ورد می کردنند که بدانند آب و چاه کجاست و چه به چه است. جناب لغزیان نویسنده محترم مقاله آقای اکبر باقرزاده را نمی شناسد و الا نیت خوانی این گونه نوشته ها آسان خواهد بود.