هفت‌برکه ــ مبینا پزشک: ما معمولاً روز زن را با گل و شیرینی جشن می‌گیریم، اما واقعیت این است که بخش بزرگی از زحمات زنان در خانه، در سکوت و میان کارهایی که هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند، پنهان است. ۲۰ آذر‌ماه فرصتی است برای مکث؛ برای اینکه لحظه‌ای به خودمان بیاییم و ببینیم واقعاً چه چیزی باعث می‌شود یک خانه، خانه بماند. من به عنوان نسل جدید، نمی‌خواهم از جملات پر زرق‌وبرق بنویسم یا از واژه‌هایی استفاده کنم که مادربزرگم هم معنی‌شان را نفهمد. می‌خواهم از دل زندگی بنویسم؛ از همان‌جایی که بیشترین انرژی یک زن صرف می‌شود، جایی بین آشپزخانه، گفت‌وگوهای کوتاه و لحظه‌هایی که همه خواب‌اند.

14040920 Ruze Zan

خانه‌داری فقط شستن و پختن نیست. موضوع، انرژی تمام‌نشدنی زن است که حتی وقتی لبخند می‌زند، بخش بزرگی از خستگی‌اش را پنهان می‌کند. وقتی بچه‌ها از مدرسه برمی‌گردند و همه‌چیز مرتب به نظر می‌رسد، کمتر کسی می‌بیند مادر همان موقع از چشمان دخترش اضطراب را می‌خواند و برایش چای می‌ریزد.

کمتر کسی می‌داند زن خانه چطور شب‌ها، وقتی همه خوابیده‌اند؛ در سکوت، کارهای عقب‌مانده را تمام می‌کند. ظرف‌هایی که هنوز شسته نشده، لباس‌های نیمه خشک روی بند، کیسه‌های زباله‌ی پشت در، کارهایی هستند که شاید کمتر کسی متوجه‌اش بشود. من بارها به زحمات نادیده گرفته‌شده فکر کرده‌ام، به توانایی مادرم در فهمیدن نوع سکوت‌ها. سکوت پدرم بعد از یک گفت‌وگوی جدی با او، با سکوت برادرم بعد از کسب نمره‌ بد در امتحانش، فرق دارد. و او باید با هرکدام به شکلی متفاوت رفتار کند.

برای قدردانی از چنین زحمتی، چه هدیه‌ای مناسب‌تر است؟

به قول معروف، خانه‌داری شغلی تمام‌وقت است، بی‌مرخصی و بی‌حقوق اما با حجم زیادی از توقعات و مسئولیت‌ها. به نظر من، اگر قرار است به زنان به مناسبت روزشان هدیه‌ای بدهیم که از کلیشه‌های قدیمی فاصله بگیرد، باید از تعهد شروع کنیم، نه از خرید وسایل گران‌قیمت. بهترین هدیه، شاید مسئولیتی کوچک باشد که از دوش زن خانه برداریم. یک قول ساده اما صادقانه که نشان دهد از این به بعد سهم ما هم در آن خانه مشخص است.

این تعهد می‌تواند خیلی ساده باشد، یک روز کامل کارهای خانه را انجام دهیم و بگذاریم زن خانه فقط نفس بکشد. یا وظیفه‌ای که همیشه بر عهده اوست، مثل آماده کردن صبحانه، شستن لباس‌ها و یا رسیدگی به تکالیف بچه‌ها را به عهده بگیریم. همین قدم‌های کوچک، پیام بزرگی دارند که می‌گوید زن دیده می‌شود، زحماتش ارزش دارد و ما در کنارشان خواهیم بود.

در روزهای پرمشغله‌ امروز، شاید بهترین هدیه به زنان نه یک شاخه گل باشد، نه یک جعبه شکلات یا هر چیز دیگر، بلکه یک قول واقعی؛ قول همکاری، قول شنیدن و دیدن، می‌تواند برای یک زن بهترین هدیه باشد. چرا که خیلی‌ها هنوز هم فکر می‌کنند کارهای خانه فقط وظیفه زن است، اما همکاری واقعی یعنی همه با هم در کارها، در احترام، در درک و در قدردانی در کنار هم باشیم.

حتی لمس لحظات کوچک هم می‌تواند هدیه باشد. یک لیوان آب آوردن برای زن بدون درخواست، گفتن امروز استراحت کن، یا حتی پرسیدن چطور می‌توانم کمک کنم، شاید بهترین هدیه باشد برای زنی که تمام روز را مشغول رسیدگی به خانه است.

کاش قدردانی ما از زنان، به سبک زندگی تبدیل شود!

بیایید روز زن را شروعی بدانیم برای تغییر نگاهمان، نه فقط یک روز برای تبریک گفتن. هر چند که از قدیم گفته‌اند که قدردانی واقعی در عمل معنا پیدا می‌کند، نه در واژه‌ها. بیایید در این روز، دستان مادران و همسران‌مان را بگیریم و نشان دهیم که در این مسیر تنها نیستند. زیرا که خانه وقتی زیباست که همه برای آرامشش سهمی داشته باشند.

تصور کنید اگر هر روز، یکی از اعضای خانواده کاری کوچک را انجام دهد تا زن خانه فرصت نفس کشیدن پیدا کند، چه تغییری در حال و هوای آن خانه به وجود می‌آید؟ بحث و خستگی کمتر، و آرامش بیشتر. حتی بچه‌های آن خانه با دیدن این رفتار یاد می‌گیرند که مسئولیت‌ها را تقسیم کنند و این یادگیری شاید بزرگ‌ترین میراث ما برای نسل‌های بعد باشد.

شاید بزرگ‌ترین هدیه‌ای که می‌توانیم در روز زن بدهیم، فرصتی برای آرامش باشد. نه یک روز در سال، بلکه هر روز. فرصتی که زن خانه بتواند کتابی بخواند، چند دقیقه بی‌صدا به آسمان نگاه کند، یا ساده‌تر از همه، بنشیند و هیچ کاری نکند.

وقتی از دوستان و اطرافیان پرسیدم که نظرشان در رابطه با بهترین هدیه برای روز زن چیست؟ جواب‌ها متنوع بود، اما یک نکته مشترک داشت، آن هم این بود که هیچ‌یک از آن‌ها به اولین شاخه گل یا جعبه شکلات و… اشاره نکردند.

فاطمه یکی از زنان میانسال است که سال‌هاست هم بیرون از خانه مشغول به کار است و هم خانه‌داری می‌کند. او در حالی که ترشی درست می‌کرد با لبخند گفت: «من فقط می‌خواهم یک روز کسی به من نگوید فلان چیز کجاست یا چرا فلان کار انجام نشده است.»

فائزه مادر خانه‌داری است در حالی که فرزندش را می‌خواباند، خمیازه‌ای کشید و توضیح داد: «برای من هدیه یعنی یک فرصت برای خوابیدن تا ظهر، بدون اینکه نگران کارهای عقب‌افتاده باشم.»

غزل، زن خانه‌دار، اشاره کرد: «کاش می‌شد به‌جای هدیه گرفتن در روز زن، همسرهایمان یک روز آشپزی  می‌کردند. فقط یک روز! تا بدانند که گاهی پخت یک وعده غذا چقدر می‌تواند زمان‌بر باشد؛ اینکه همیشه نگران ایراد گرفتن از طعم یا کم و زیاد بودن مواد از سمت همسر باشیم دردسر بزرگی است که فقط ما زن‌ها آن را درک می‌کنیم.»

سکینه هم زن خانه‌دار دیگری بود که با گله‌مندی گفت: «بهترین هدیه روز زن برای من این است که هر کدام از اعضای خانواده، ظرفی را که خودشان در آن غذا خورده‌اند بردارند و در سینک ظرفشویی بگذراند؛ نه اینکه تا غذایشان تمام شد به کار‌های خودشان برسند و من را با کلی ظرف‌ روی سفره تنها بگذارند.»

همین گفت‌وگوها نشان می‌دهد که در ذهن اغلب زنان، هدیه واقعی بیشتر به عمل و سبک زندگی مربوط می‌شود تا هدیه‌های بزرگ و گران‌قیمت که پس از چند روز هم فراموش می‌شوند. شاید وقت آن رسیده باشد که پرسش «برای روز زن چه هدیه‌ای بخریم؟» جای خودش را به پرسش «چه تغییر مثبتی در زندگی روزمره‌مان ایجاد کنیم؟» بدهد. شما چه فکر می‌کنید؟ به نظر شما بهترین هدیه برای مادر و یا همسرتان به مناسبت روز زن چه می‌تواند باشد؟