تحریریه نوجوان – مبینا پزشک: «هیچ وقت فکر نمی‌کردم در سن پایین ازدواج کنم اما با شروع رابطه‌ام با او در فضای مجازی، ورق برگشت.» این جمله را دنیا می‌گوید، کسی که در سن ۱۷سالگی یک زن متاهل است.

ازدواج در سن پایین و نحوه‌ی شروع رابطه‌ها و دلیل جدایی و به هم خوردن روابط، موضوع گفت‌وگوی من با دنیا، فاطمه، مریم، زهرا و سحر است. صحبت‌های این افراد را با دکتر کوثر شیروان، دانشجوی دکترای روانشناسی بالینی، نیز در میان گذاشتم و نظرات او را نیز در مورد هر کدام جویا شدم.

14040113 Ezdevaj

دنیا: ازدواجی نبودم؛ مجازی دلبسته شدم

دنیا زن ۱۷ساله گراشی، دانش آموز رشته ریاضی فیزیک است. او می‌گوید: «همیشه می‌گفتم که ازدواج نمی‌کنم ولی انگار هر کسی می‌گوید ازدواجی نیستم، سریع‌تر ازدواج می‌کند! شنیده‌اید که می‌گویند زمانی که آدم یک نفر را می‌بیند، دلبسته‌اش می‌شود؟ قضیه من و نامزدم هم بی‌ربط به این مثال نبود و علی‌رغم میلم، در سن کم ازدواج کردم.»

او توضیح می‌دهد: «قبل از نامزدی می‌گفتم «گور بابای نامزدی» ! درسم مهم است. اما الان هم درس برایم اهمیت دارد و هم نامزدم.»

می‌پرسم چه درس‌هایی از ازدواج در سن کم آموختی؟ و آیا این موضوع روی ارتباط شما با دوستانتان تاثیری گذاشته است؟

می‌گوید: «خیلی چیزها را یاد گرفتم. آدم‌ها مکمل یکدیگرند. ما دو نفر چیزهایی را که بلد نیستیم به هم آموزش می‌دهیم، چه از لحاظ عشق و محبت و مسائل عاطفی و چه از لحاظ دست و پنجه نرم کردن با پیچیدگی‌های زندگی. در مورد ارتباط با دوستان، هر چیزی جایگاه خودش را دارد. به نظر من باید با آدم‌های درست ارتباط داشته باشیم و تجربه به سن نیست، بستگی به تفکرات فرد دارد.»

او در مورد مسئولیت‌های جدیدی که به عنوان یک فرد متاهل بر روی دوشش گذاشته شده است، می‌گوید: «همیشه آدم مسئولیت‌پذیری بوده‌ام. از همان کلاس اول سعی کردم مستقل باشم و بتوانم کارهایم را خودم انجام دهم و از کلاس نهم به بعد مسئولیت من در خانه پررنگ‌تر شد. مثلا اگر بحثی یا تنشی در خانه به وجود می‌آمد من برای رفع آن پیش‌قدم می‌شدم یا در آشپزی به مامانم زیاد کمک می‌کردم. ازدواج من تاثیری روی تحصیلم نداشته است بلکه احساس می‌کنم که یک انگیزه جدید برای تحصیل پیدا کرده‌ام. نامزدم تحصیل را دوست دارد و برایش مهم است که درسم را بخوانم. حتی در ایام امتحانات سعی می‌کند به من کمک کند تا نمرات بهتری کسب کنم. نامزدم تا کلاس هشتم درس خوانده است و پشتوانه من است و انتخاب درستی داشته‌ام.»

دنیا ارتباطات مجازی را راه مناسبی برای شروع آشنایی نمی‌داند و می‌گوید: «اکثر دختران و پسران بعد از مدتی چت کردن فکر می‌کنند که به تفاهم رسیده‌اند؛ در صورتی که ممکن است برای هم مناسب نباشند و هیجانی این احساس در آن‌ها به وجود آمده که می‌توانند کنار هم باشند. آسیب‌های بعد جدایی نیز در این گونه روابط می‌تواند شکست روحی و عاطفی و اضطراب و بی‌قراری را به دنبال داشته باشد. فضای مجازی فقط می‌تواند واسطه آشنایی باشد و هیچ تضمینی برای پایداری رابطه وجود ندارد.»

دنیا به افرادی که قصد ازدواج در سنین پایین دارند، توصیه می‌کند: «تا زمانی که شخصیت خودتان را نشناخته‌اید ازدواج نکنید چون باید اول خودتان را بشناسید تا بدانید که با فرد مقابل تفاهمی دارید یا خیر. سعی کنید همه جوانب را در نظر بگیرید. فقط ظاهر را نسنجید بلکه به درون و باطن افراد هم رجوع کنید چون خیلی از تصمیم‌های شما به شناخت درونی فرد بر‌می‌گردد. به نظرم هیچ‌وقت هم به خاطر پول ازدواج نکنید.»

دکتر شیروان: دنیا پیش‌نیاز مسئولیت‌پذیری و رشد عقلی را دارد

با دکتر کوثر شیروان، دانشجوی دکترای روانشناسی بالینی، معتقد است که پیش‌نیاز مهم ازدواج مسئولیت‌پذیری و رشد و بلوغ عقلی است که در بین حرف‌های دنیا این پیش‌نیاز به چشم می‌خورد. این موضوع، مقدمه رشد توانمندی‌های فردی است. رشد عقلی مقدمه بلوغ عاطفی است که معمولا در دوره نوجوانی شکوفا می‌شود.

فاطمه: رفتار با جنس مخالف را نیاموختم

فاطمه ۱۷ سال دارد و معتقد است بهترین سن ازدواج، ۲۰ سالگی است. او می‌گوید: «در این سن هم درست را تمام کرده‌ای و هم به یک تکامل جسمی و روحی رسیده‌ای. فکر می‌کنم بیشتر گراشی‌ها این سن را برای ازدواج دختران مناسب می‌دانند و این هنجار روی من بی‌تاثیر نبوده است.»

فاطمه می‌گوید: «هر چند به ازدواج فکر کرده‌ام اما معیارهای خاصی برای آن ندارم و زیاد به آن فکر نمی‌کنم. شاید دلیلش درسم است چون تمرکزم و اولویت زندگی من در ابتدا اتمام درسم است. البته هنوز هم برای یک رابطه جدی آماده نیستم‌.» فاطمه به زبان گراشی و با شوخی می‌گوید: «اِز قول، مکس شی شوکه چه گُلی شو گاش شَه، که ما گُمپک مِه گاش اینی!»

وقتی دلیل عدم آمادگی‌ش را برای ازدواج می‌پرسم جواب می‌دهد: «واقعیت این است که در جایی تربیت و بزرگ شده‌ام که رفتار با جنس مخالف را نیاموخته‌ام.»

می‌پرسم، فکر می‌کنی به دنبال شریک زندگی خاصی هستی؟ می‌گوید: «بله. من دوست دارم همه چیز را تجربه کنم. مایلم تجربه کسب کنم و بعد ازدواج کنم. هرچند تجربه‌ها به تنهایی کافی نیستند ولی تجربه که داشته باشی، دیدت نسبت به خیلی از مسائل باز و بهتر می‌شود. هر چند موضوع ارتباط دختر و پسر، برای آشنایی قبل از ازدواج، خیلی عادی شده است. اما من این شیوه را نمی‌پسندم. هر چند مایلم با طرف مقابل، آشنایی قبلی داشته باشم اما نه از روابط ناسالم. ایجاد آشنایی به این شکل می‌تواند باشد که مثلا فرد فامیل یا همسایه باشد یا کسی که کل خانواده او را می‌شناسیم. اما اگر رابطه‌ای در فضای مجازی ایجاد شده است و رابطه از طریق پیام و تلفن ادامه دارد باید منتظر سو تفاهم یا برداشت‌های اشتباه در این نوع روابط باشید. به نظرم اگر کسی وارد این رابطه‌ها می‌شود، می‌تواند با داشتن اطلاعات کافی و آگاهانه مشکلات احتمالی را کم کند یا حداقل یک بزرگتر که به او اعتماد دارد را در جریان این رابطه بگذارد. این نظر شخصی من است چون من در یک بازه زمانی کوتاه می‌خواستم وارد این رابطه‌ها شوم اما چیزی که نمی‌دانم چه بود، مانع شد. مهم‌ترین چالش رابطه مجازی عدم اعتماد به نفس است خیلی از دختران یا پسران اعتماد به نفس کمی دارند و این مشکل‌ساز است.»

این تفکر که هر نامزدی‌ای قرار نیست به ازدواج ختم شود، کم‌کم در گراش پذیرفته شده است. ازدواج‌ها نیز همیشه موفق نیستند و موردهای زیادی از ازدواج‌های منجر به طلاق وجود دارد. می‌پرسم نظرش در مورد شروع رابطه‌ای جدید برای افرادی که نامزدی یا ازدواجی ناموفق داشته‌اند، چیست؟

فاطمه می‌گوید: «فردی که بعد از پایان یک رابطه با فرد جدیدی ازدواج می‌کند متاسفانه وارد یک حالت مقایسه‌ای می‌شود. چون مدام رفتارهای فرد قبلی را با همسرش مقایسه می‌کند. توصیه‌ام این است که افراد به رابطه‌های این‌چنینی وارد نشوند و اگر چنین روابطی را می‌پذیرند یک چارچوب را رعایت کنند. ولی آسیب‌های خارج شدن از یک رابطه می‌تواند شکست روحی و ترس باشد.»

این بار می‌پرسم چه چیزی در روابط بین دو نفر چالش ایجاد می‌کند؟ جواب می‌دهد: «ممکن است به دلیل عدم شناخت کافی از خلق‌وخوی فرد، طرف مقابل یک سری از عادت‌ها یا ویژگی‌های که به نشانه یک هشدار و خطر است را نادیده بگیرد. مثلا اگر یک بار طرف به فرد مقابلش دروغ بگوید یا خیانت کند شاید فرد مقابل به دلیل علاقه‌اش چنین قضیه‌ای را نادیده بگیرد. اما قرار نیست این بخشش همیشگی باشد و اگر هر کدام از طرفین برای اصلاح رابطه کاری نکنند، در واقع شروع وارد شدن آن رابطه به چالش‌ها است.»

فاطمه تجربه‌ی یک نامزدی ناموفق را نیز داشته است. می‌پرسم دلیل به سرانجام نرسیدن این رابطه چه بود؟ می‌گوید: «دلیل منتفی شدن نامزدی‌ام، سازگار نبودن عقایدم با نامزدم بود. در اوایل رابطه خیال می‌کردم که این مسائل عادی است اما بعد از جدایی‌ام تازه متوجه شدم که اگر تحمل بیشتری داشتم شاید الان اینجا در این مرحله جدایی نبودم. راستش را بخواهید هنوز هم گاهی اوقات به او فکر می‌کنم.»

از واکنش خانواده‌اش نسبت به این جدایی می‌پرسم. جواب داد: «خانواده‌ام خود بخشی از این جدایی هستند و به خاطر حرف آن‌ها که می‌دانستم صلاح من را می‌خواهند و حرفشان منطقی است پذیرفتم که نامزدی‌ام را به هم بزنم و فکر می‌کنم سنم هیچ ربطی به این قضیه ندارد، چون هر آدمی در هر سنی ممکن است اشتباه کند. به قول معروف انسان جایز الخطاست.»

او با بیان این که اگر فرصتی فراهم شود باز هم می‌تواند به ازدواج فکر کند، گفت: «باز هم می‌توانم به ازدواج فکر کنم حتی اگر این فرصت فردا باشد. فقط باید دقت کنم که اشتباه‌های قبلی تکرار نشود. واقعیت این است که بعد از جدایی در یک رابطه بیشترین ضربه را یک دختر می‌بیند زیرا که روحیه‌اش حساس و لطیف است. من در شروع نوجوانی با جدایی‌ام بدترین ضربه را خوردم و دیگر هیچ وقت نمی‌توانم هیچ کسی را مثل نامزد سابقم دوست داشته باشم و توصیه من به آدم‌های هم‌سن و دخترانی که قصد ازدواج دارند این است که در مورد مشکلات حتما با یک مشاور صحبت کنند شاید در ادامه رابطه موثر باشد. کاری که من انجام ندادم و الان در حسرت آن هستم.»

روانشناس: درک کردن همدیگر ضروری است.

دکتر شیروان می‌گوید: «ما روانشناس‌ها بر این باور هستیم که برای بهبود وضعیت، ارتباط باز و صادقانه و درک کردن همدیگر ضروری است. در چنین شرایطی بهتر است فرد به مشاور مراجعه کند زیرا مشاور می‌تواند راه حل‌های موثرتری را ارائه دهد و کمک می‌کند که فرد با احساسات و مشکلات خود بهتر کنار بیاید.

مریم: رابطه مجازی را مشکل نمی‌دانم

مریم نفر دیگری است که با او صحبت کردم. او ۱۶ سال بیشتر ندارد ولی در این سن کم، چالش و ماجرای زیادی را پشت سر گذاشته است. می‌گوید: «من مایل به ازدواج در سن کم نبودم و زمانی که مطلع می‌شدم فردی در سن پایین ازدواج کرده است برایم جای تعجب داشت. اما ناگهان در آخر شهریور در فضای مجازی با پسری وارد رابطه شدم. یک سال گذشت، اما قصد ما فقط یک دوستی ساده بود و به ازدواج فکر نمی‌کردم. سال دوم با هم بودنمان بود که تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم. اما قبل از آن به صورت حضوری یکدیگر را ندیده بودیم. برای دیدن طرف مقابلم به اجازه نیاز داشتم. یعنی فکر می‌کردم باید یکی از اعضای خانواده را در جریان این دیدار بگذارم. از آنجا که رابطه من با زن داداش کوچکم خیلی صمیمی بود، این موضوع را با زن داداشم در میان گذاشتم. اما او مخالف بود.»

خانواده‌ی مریم بعد از مطلع شدن از این ارتباط مخفی به او واکنش نشان دادند. می‌گوید: «زمانی که داداشم قضیه را فهمید پول تو جیبی‌ام را قطع کرد، چون من از او پول توجیبی می‌گرفتم. پدر و مادرم هم آن اوایل برخورد جدی با من داشتند اما به مرور اوضاع بهتر شد و من طرف مقابلم را دیدم. چند روز بعد از آن موضوع فکر کردم داداشم باید بیشتر به من کمک کند. شماره طرف مقابلم را در گوشی داداشم سیو کردم و قرار خواستگاری گذاشته شد. دلیل این سرعت هم این بود که طرف مقابلم سرباز بود و من چند خواستگار دیگر داشتم ولی به خاطر این فرد جوابم به همه منفی بود. تا سرانجام در ۷ آذر با طرف مقابلم نامزدی کردم.»

او در مورد درس‌هایی که از ازدواج در سن کم و رابطه دوستی گرفته بود، گفت: «صبر کلید حل مشکلاتمان بود. بالاخره نامزدم سرباز بود و راه ما از هم دور بود. برای ملاقات با هم باید سختی‌های زیادی را تحمل می‌کردیم. ازدواج در سن کم باعث می‌شد که هر دوی ما گاهی اوقات کار‌های بچگانه انجام بدهیم. حتی بعضی وقت‌ها احساس می‌کنم که هنوز خیلی بچه‌ام.»

می‌پرسم نامزدی کردن چه تغییراتی را در او ایجاد کرده است؟ می‌گوید: «احساس می‌کنم زودرنج‌تر شده‌ام و سعی کرده‌ام که خط قرمز‌هایم در رابطه را بیشتر رعایت کنم. در واقع نمی‌خواهم با کاری اشتباه، پل‌های پشت سرم را خراب کنم. بدون رودربایستی بگویم که متاهل بودن، مسئولیت سختی است. اما از قدیم گفته‌اند هر کسی خربزه می‌خورد پای لرزش هم می‌نشیند.»

او در مورد درسش هم می‌گوید: «قبل از نامزدی کردن، درسم آنچنان خوب نبود اما بعد از نامزدی‌ام، نامزدم کمک‌های درسی زیادی به من کرد.»

مریم که پایبند به ازدواج سنتی نیست، می‌گوید: «من آشنایی مجازی را می‌پسندم و فکر می‌کنم اگر از قبل آشنایی‌هایی وجود داشته باشد آمار طلاق هم کمتر خواهد بود. این را هم نباید نادیده گرفت که خیلی از رابطه‌های مجازی به جدایی ختم می‌شود اما بیشترین چیزی که در پایداری یا جدایی رابطه موثر است، اخلاق و صداقت است. من خودم در این رابطه قرار گرفته بودم و خوب می‌دانم که این دو نکته می‌تواند یک رابطه را پایدار سازد. خیلی از رابطه‌ها هم به جدایی ختم شده است و من این را قبول دارم اما خوبی که دارد این است که می‌شود تجربه.»

مریم در میان جملاتش گفت که گاهی اوقات فکر می‌کردم هر کسی درس می‌خواند به دلیل این است که به شغل مورد نظرش برسد و به قول معروف پُزَش را بدهد. اما حالا متوجه شده‌ام که خیلی از افراد برای گذراندن وقت و غیبت‌های خاله‌زنکی به مدرسه می‌آیند. بعضی از دوستان من دلیلشان این موضوع است، حتی بعضی از همکلاسی‌هایم از سخت‌گیری خانواده خسته شده‌اند و به درس و مدرسه هم علاقه‌ای ندارند ولی باز هم به مدرسه پناه آورده‌اند تا وقت بگذرانند. در آخر هم در چند درس تجدید می‌شوند و باز غرغر خانواده‌شان.

او در آخر می‌گوید: «توصیه‌ام برای ازدواج به دوستان و دختران هم سنم این است که اول عاشق شوند و بعد ازدواج کنند. زیرا اگر عاشق طرف مقابل باشید اولویت اول شما پول زیاد و ماشین گران قیمت و خانه مستقل نیست و این از شما آدم سازگارتری می‌سازد چون با هم چیزی را به دست آوردن زیباتر است.»

روانشناس: تجربیات گذشته می‌تواند ضربه‌های سختی برای آینده باشد

نظر دکتر مشاور در مورد تجارب اینگونه افراد این است: «معمولا یک روانشناس توجه دارد به تجربه‌های گذشته یک فرد، که می‌تواند تاثیر‌های زیادی بر رابطه آینده‌اش بگذارد. افراد نباید اجازه دهند که تجربیات گذشته بر زندگی فرد تاثیر منفی بگذارد چون این روابط نامشروع می‌تواند تا حدودی ضربه‌های سختی برای آیندگان به جا بگذارد.»

زهرا: بهترین سن ازدواج، سن بین ۱۸ تا ۲۵سالگی است

زهرا هم ۱۷ساله است و دلایلی برای عدم ازدواج در سنین پایین دارد: «به نظر من بهترین سن ازدواج، سن بین ۱۸ تا ۲۵سالگی است. ۱۸ سالگی به بعد نوجوان به یک بلوغ عقلی رسیده است و تا حدود سن ۲۵ سالگی هم به بلوغ عقلی کامل‌تری می‌رسد و فرد می‌تواند تصمیم‌های بهتری بگیرد.» زهرا توضیح می‌دهد که همیشه فکر می‌کردم شوهر دست و پای من را برای ادامه تحصیل می‌بندد اما یک سری تغییرات در نظرم به وجود آمده است.

می‌گوید: «من به ازدواج به طور جدی فکر کرده‌ام که به نظر من بیشتر نوجوانان در این سن به ازدواج فکر می‌کنند. دلیل این که خودم تا به حال نامزدی نشده‌ام این است که خواستگارهای من معیار مورد نظرم را نداشته‌اند. مایلم که شریک زندگی‌ام دارای ویژگی و خصوصیاتی باشد که با عقاید خودم و خانواده‌ام سازگاری داشته باشد.»

نظرش را مورد ادامه تحصیل که پرسیدم، جواب داد: «همه چیز به شرایط پیش رو بستگی دارد. همان‌طور که ازدواج و آینده مهم است تحصیل هم بخشی از آینده است. شاید ادامه تحصیل حتی امکان انتخاب گزینه‌های مناسب‌تری را پیش بیاورد. اما فعلا آمادگی لازم برای وارد شدن به یک رابطه جدی را ندارم. ترجیح می‌دهم به پختگی عقلی برسم تا بتوانم عاقلانه و با آگاهی کامل شریک زندگی‌ام را انتخاب کنم.»

معیارهایش را که برای انتخاب همسر می‌پرسم، می‌گوید: «همسر مورد نظرم باید ویژگی صادق بودن، طرز تفکر صحیح، و… را داشته باشد.»

زهرا ترجیح می‌دهد که بیشتر از تجربه‌های دیگران استفاده کند و به داشتن ارتباط قبل از ازدواج برای به دست آوردن تجربه معتقد نیست. می‌گوید: «مایلم از تجربه‌های دیگران استفاده کنم تا در زندگی به مشکل نخورم. ارتباط و آشنایی در فضای مجازی شیوه‌ی مقبولی برای من نیست. خوب است که دو طرف یک آشنایی کلی از هم داشته باشند اما مخالف داشتن روابط نامشروع هستم. در این گونه روابط ممکن است اعتماد کم رنگ شود یا حتی در بعضی از مواقع به کلی از بین برود. فکر می‌کنم ارتباط غیرمستقیم یا پنهانی فقط احساس وابستگی را با خود به همراه دارد و شاید ما آدم‌ها به دلیل کمبود یا یک خلأ عاطفی اسم این وضعیت را عشق یا دوست داشتن می‌گذاریم.»

او ادامه می‌دهد: «اگر زمانی افراد جامعه متوجه این گونه روابط خصوصی و پنهانی شوند که یک خانم با کسی در ارتباط بوده، امکان دارد که خواستگارهای دختر خانم کم شود. همچنین در این گونه روابط برای حفظ حریم خصوصی، همه واقعیت گفته نمی‌شود. ممکن است خیلی از افراد به دلیل ترس از آبرو و…خیلی از اطلاعات خود را که باعث شناخت فرد می‌شود پنهان کنند یا به صورت کامل و واضح بیان نکنند. البته هستند آدم‌هایی که سرانجام رابطه‌ی خارج از عرفشان به ازدواج ختم شده باشد اما خیلی نادر و کمیاب است. افرادی که با همه سختی‌ها کنار بیایند و در کنار یکدیگر زندگی را بسازند.»

می‌پرسم فردی که از یک رابطه عاشقانه خارج شده است، اگر سال‌ها بعد با یک فرد دیگر ازدواج کند، فکر می‌کنی چه مشکلاتی در انتظار چنین فردی است؟ می‌گوید: «ممکن است بدبینی به طرف مقابل در وجودش شکل بگیرد، احساس بی‌اعتمادی همیشه و نسبت به اکثر آدم‌ها خواهد داشت و با این فکر که هیچ چیز از هیچکس بعید نیست تنها دغدغه‌اش می‌شود، فرار از خیانت.»

روانشناس: مهم احساس رضایت و خوشحالی از تصمیم است

خانم دکتر بر این باور است که «فردی که تصمیم به ادامه تحصیل دارد، تمرکزش را بر روی رشد شخصی و تحصیلی‌اش می‌گذارد و این انتخاب می‌تواند به زهرا این امکان را بدهد که زمان بیشتری را برای خود و توسعه فردی‌اش صرف کند در واقع مهم این است که فرد احساس رضایت و خوشحالی از تصمیم خود را داشته باشد.»

سحر: شک باعث جدایی‌مان شد

سحر ۱۷ساله است و به تازگی نامزدی‌اش به هم خورده است. او دلیل جدایی‌ش را توضیح می‌دهد: «شک، چیزی بود که همیشه در وجود نامزدم قرار داشت و این نبودِ اعتماد باعث جدایی ما شد، چون اعتماد به هم یکی از رکن‌های اصلی هر رابطه است. فکر می‌کنم اگر در ۱۵سالگی نامزدی نمی‌کردم الان دچار این مشکل نمی‌شدم. به دلیل این که سن کمی داشتم در اوایل نامزدی‌ام مسائلی را نادیده می‌گرفتم که بعدا همان مسائل باعث جدایی‌مان شد.»

او در ادامه با حالت عصبانیت گفت که شب‌هایی بود که فردایش امتحان داشتم، اما تمام مدت با آن نمک‌نشناس حرف می‌زدم و حالا هم که نتیجه‌اش پیداست!

می‌پرسم واکنش خانواده‌ات زمانی که متوجه شدند قصد داری نامزدی‌ات را منتفی اعلام کنی چه بود؟ با صراحت جواب می‌دهد: «خانواده‌ام برای برقراری رابطه دوباره با نامزدم زیاد تلاش کردند، چون می‌گفتند اگر بروید زیر یک سقف مشکلات حل می‌شود. اما باور من این نبود. خانواده‌ام در آن دوران سخت نگرانم بودند و همیشه توصیه می‌کنند که در انتخاب‌های بعدی دقت کنم. به همین دلیل دیگر تصمیم ندارم در سن کم ازدواج کنم و این موضوع را می‌گذارم برای ۲۰سالگی به بعد. فکر می‌کنم در این سن به یک استقلال و خودشناسی درست رسیده‌ام.»

می‌پرسم اگر یک مورد خوب برایت پیش آمد نظرت مثبت خواهد بود؟ می‌گوید: «نمی‌دانم. باید بیشتر فکر کنم. نامزدی در سن کم همان‌قدر که دارای یک سری خوبی‌ها است. دارای یک سری بدی‌ها هم است. مخصوصا اگر به خاطر علاقه‌ات، چشمت را بر روی همه چیز ببندی و قطعا بعدا خودت ضربه‌اش راه خواهی خورد.»

او در مورد راه‌های ارتباطی که امروزه بین دختران و پسران نوجوان باب شده است می‌گوید: «به نظر من این فضا یک فضای موقتی است و بیشتر احساسات را درگیر می‌کند و اگر احساس کسی درگیر شود انسان قادر نیست زیاد از عقلش پیروی کند و تصمیم نهایی را به پای دلش می‌گذارد. همچنین داشتن ارتباط مجازی اعتیاد به فضای مجازی را نیز به دنبال دارد که می‌تواند تاثیرات منفی بر روی زندگی داشته باشد. به نظر من بهتر است از گذاشتن اطلاعات خیلی شخصی در فضای مجازی نیز خودداری کنیم.»

روانشناس: بی‌اعتمادی ناشی از سوءتفاهم با رفتارهای نادرست است

دکتر شیروان، دانشجوی دکترای روانشناس بالینی، در این باره توضیح می‌دهد: «زمانی که در یک رابطه بی‌اعتمادی به وجود می‌آید این موضوع می‌تواند تاثیرات عمیقی بر روی رابطه هر دو طرف داشته باشد. از نظر من بی‌اعتمادی می‌تواند ناشی از سوء تفاهم‌ها با رفتار‌های نادرست باشد.»