هفتبرکه: کتاب شعر «ماه وِرگار» سرودهی محمد باقری فداغی منتشر شد. این کتاب مجموعهای از اشعار گویشی و فارسی این شاعر فداغی است که به کوشش انجمن شعر و ادب فداغ گردآوری شده است و از سوی نشر پر سرخ در ۱۴۸ صفحه، در سال ۱۴۰۴ منتشر شده است.
معرفی کتاب را به همراه گفتگوی هفتبرکه با شاعر کتاب میخوانیم.
دوستداران شعر فولکلور میتوانند کتاب اشعار بومی و فارسی «ماه وِرگار» سرودهی محمد باقری فداغی، در شمارگان ۵۰۰ نسخه و با قیمت ۲۴۰ هزار تومان را از این مراکز در بندرعباس تهیه کنند: بازار روز، طبقه زیرزمین پاساژ قائم، مغازه علیرضا رنجبر؛ و همچنین بازار روز، جنب مسجد کوفه، پاساژ محراب، مغازه عبدالرحیم خدامی. خوانندگان شعر بومی همچنین میتوانند با ارسال درخواست کتاب از انجمن شعر و ادب فداغ، از طریق پیامک یا اپلیکیشنهای روبیکا، بله، ایتا، و سروش به شماره ۰۹۱۷۱۸۱۵۳۹۲ نیز این کتاب را خریداری کنند. در فداغ هم مغازه غلامحسین رمضانی؛ دفتر پیشخوان دولت (کامران جهانپناه) و عکاسی میثم فداغ این کتاب در دسترس علاقهمندان قرار دارد.
باقری فداغی: «ماه وِرگار» حاصل چهل سال عمرم است
محمد باقری فداغی، در گفتگو با هفتبرکه، از سالهای کودکی و تحصیل تا اشعارش میگوید که هنوز چاپ نشده است. او امیدوار است باقی اشعارش در یک «ماه وِرگار» دیگر ماندگار شود.
محمد باقری فداغی، متولد ۱۰ خرداد ۱۳۴۳ در دهستان فداغ است. «ماه وِرگار» نخستین کتاب اشعار او پس از چهل سال شاعرانگی، اینک در سن ۶۱سالگی او به چاپ رسیده است.
باقری فداغی مورد تحصیلاتش میگوید: «در آن دوران بیش از مرحله ابتدایی در زادگاهم امکان ادامه تحصیل وجود نداشت و پس از پایان کلاس پنجم ابتدایی، مانند اکثر همکلاسیها مجبور به انصراف از ادامه تحصیل شدم. ضمن اینکه در تابستانهای سنوات تحصیلی در مکتبخانه، فراگیری قرآن و بعضی کتب شعر و داستان نیز برای همسالانم رایج بوده و توانستم اصطلاحا ختم یک دوره قرآن داشته باشم.»
محمد باقری میگوید این کتاب تنها بخشی از اشعاری است که او تاکنون سروده و حسب حال شخصی او در طول عمرش است: «کتاب حاضر که با نام محلی «ماه وِرگار» به همت و همراهی جمعی از شاعران و ادیبان گروه انجمن شعر و ادب فداغ به سرپرستی دکتر علی درستکار فداغی، پس از سختیها و زحمات دوستان، در زمانی نسبتا طولانی آماده چاپ و انتشار شده است، حاصل حدود چهل سال حس و حال شخصیام بوده که با وجود همه سعی و تلاش دوستان مقدار کمی از آثارم در آن موجود است و بسیاری نیز فعلا از نعمت چاپ و انتشار بیبهره مانده است.»
دلسرودههایی عاشقانه به زبان مادری
کتاب شعر «ماه وِرگار» سرودهی محمد باقری فداغی، با تخلص «باقری»، اشعاری برآمده از تنهایی، دلتنگی و عاشقانههای این شاعر در دل کوه و دشت، چهار فصل و گردش ایام در سرزمین مادریاش فداغ و نخستین کتاب شعر او است. در پیشگفتار کتاب به قلم علی درستکار، دبیر انجمن شعر و ادب فداغ، میخوانیم: «مجموعه حاضر، اشعار بومی و فارسی یکی از شعرای باذوق دهستان فداغ، جناب آقای محمد باقری است که در طول ۴۰ سال سرودهاند. محمد باقری شاعر عشق و فرهنگ و آداب فداغ است و نویسندهی عاشقانههای تنهایی خود، او از دل میگوید و بر دل هم مینشیند.» (۱۳)
محمد باقری در مورد دورهی زمانی سرایش اشعار این کتاب که اغلب دوبیتی هستند، در مقدمهی کتاب نوشته است: «تاریخ سرایش این آثار از اواخر دهه ۶۰ تا اوایل ۱۴۰۴ شمسی متغیر بوده و شاید این فاصله زمانی در مضامین موثر بوده باشد.» (۱۵)
یکی از دغدغههای بسیاری از شاعران، حفظ زبان یا گویش مادریشان است و از این رو به سرایش شعر گویشی دست میزنند. کتاب حاضر نیز حاصل دغدغه و تلاش این شاعر برای ماندگار شدن گویش فداغی است. در مقدمهی کتاب به قلم شاعر کتاب میخوانیم: «روزی و روزگاری آرزویم، پیدایش شاعرانی بود که با همراهی آنان لفظ مادری را حراست و همراهی کنیم.» (۱۵)
کتاب شامل چهار بخش است. بخش اول، اشعار گویشی فداغی و شامل ۱۰۹ شعر است که در قالبهای متنوع غزل، مثنوی و قصیده سروده شده است. مضامین این اشعار عاشقانه است؛ با درونمایهی ستایش معشوق زمینی، شِکوه و شکایت، دلتنگی و آرزوی وصال. بخش دوم کتاب، اشعار آیینی و شامل ۴ شعر است و همهی آنها در رثای غم و عزای واقعهی کربلا، سیدالشهدا(ع)، و حضرت عباس(ع) است. بخش سوم کتاب، شامل ابیات فارسی است. این بخش شامل ۱۱ قطعه شعر است و درونمایههای آن از واقعهی کربلا، ظهور حضرت مهدی(عج)، مدح پیامبر اسلام، تا عشق زمینی متنوع است. در بخش چهارم و آخر کتاب، شاعر دوباره به گویشیسرایی رو آورده و ۴۰ دوبیتی شاعر مضامین عاشقانه دارد.
اشعار گویشی کتاب «ماه وِرگار» دارای اعرابگذاری است و خواندن آن را برای خوانندگان بومی آسانتر میکند، اما ترجمه نشدن اشعار و در نظر نگرفتن پیوست واژگان بومی در انتهای کتاب، دایرهی خوانندگان کتاب را محدود به گویشوران این زبان در جنوب فارس کرده است و حتی برخی از کلمات قدیمی شاید برای نسل جدید نیز ناآشنا باشند.
دوبیتی؛ قالبی برای گویشیسرایی
دوبیتی قالب مطلوب اکثر شاعران ادبیات فارسی است که گرایش به گویشیسرایی دارند؛ شاعرانی مانند باباطاهر و فایز دشتی. باقری فداغی نیز با الهام از این شاعران، در این باره میگوید: «گرایش اکثر اشعار کتاب به طریق درد و داغ بیشتر سرایندگان محلی بر وزن دوبیتی است. آثار دوبیتیسرایان مشهور و منظومه عاشقانه خسرو و شیرین نظامی، باب ورود و علاقهمندیام به عالم شعر و شاعری بوده است. از هر شاعری به اندازه ظرفیت فکری و ذهنی خود تاثیر گرفته و چراغ راه خویش ساختهام، ولی همانطور که عرض شد بیشترین الفتم با اثر دلنشین نظامی بوده است. مقداری اشعار عاشورایی و مناسبتی نیز در این میان بهره معنویام شد که خدا را از این بابت شاکرم.» و در مورد دیگر قالبهای شعری این کتاب میگوید: «قالبهای شعری این کتاب هم شامل غزل، قصیده، دوبیتی و مثنوی است.»
طلوع دیرهنگام اشعار شاعر فداغی
نام کتاب؛ «ماه وِرگار»، شاید به آرزویی دیرینه اشاره دارد که پس از یک عمر و شاید دیر، اکنون کامل شده و میدرخشد. شاعر، در مورد مفهوم عنوان کتابش میگوید: «در گویش محلی ما وِرگار به معنی دیرهنگام، خصوصا ساعات پایانی شب است. لذا این دو کلمه ماه وَ وِرگار، همیشه در کنار هم، برایم بار حسی و معنایی دلنشین و جذابی داشت. دلیل انتخابش نیز این است که چون حدود چهل سال جمعآوری اشعارم تا زمان چاپ و انتشار به درازا کشید، این انتظار، به طلوع دیرهنگام ماه تشبیه شده است. و البته انس و الفت شخصی خودم به سحرگاه و طلوع ماه ورگار در دشت و صحرا هم در این نامگذاری بیتاثیر نبوده است.»
محمد باقری فداغی در مورد آیندهی شعریاش نیز با تواضع و صداقت میگوید: «در هیچ انجمن ادبی رسمی جز در انجمن خودمان سابقه حضور و فعالیت ندارم. طبیعتا آیندهای هم بیش از سطح اشعار موجود قبلیام مورد انتظارم نیست. در مورد اثر جدید هم فعلا چیزی در نظر ندارم، اما در باقیمانده اشعار چاپنشده و به جامانده از «ماه ورگار» اگر عمری باقی باشد، به لطف خدا سعی میکنم به نحوی به دست هواداران و خواهان اشعار محلی برسانم.»
در میان اشعار کتاب
بخش «اشعار گویشی فداغی»، شعر شماره ۵۴:
یار اگر حور بِه و ماه بشر نادیدَه
بی محبت، نیو جز دیوِ بشر نامیدَه
عشق یک سویه عزیزُم ضرر اَندر ضررن
دستِ پُر خار اُتن و رنجِ گل ناچیدَه (۶۵)
بخش «اشعار آیینی»، شعر شمارهی ۱۱۱:
شیعیان ماه غم و ماتم و افغان رَسِدو
وقت شیون تِ عزای شَه خوبان رَسِدو
لِی بوم عرش خدا هم علم تیره زَ تو
انبیا نوحه شون اَ زهره و کیوان رَسِدو (۱۲۲)
بخش «ابیات فارسی»، شعر شمارهی ۱۱۵:
دیدهی مه در شب دَه خونفشان گردیده بود
شاه خوبان زیر تیر و نی نهان گردیده بود
آفتاب بیغروبش کرده روشن قتلگه
دشت خونین لالهها را میزبان گردیده بود
گوییا گنجینهی یاقوت و گوهرهای ناب
پخش در صحرا بدست رهزنان گردیده بود (۱۲۹)
بخش «دوبیتی»، شعر شمارهی ۱۵:
اُمیدِ بختِ وارونُم، کُیاهِش؟
بلدراهِ بیابونُم، کُیاهِش؟
هلال ماه شوالِ دلِ مو!
خُوشالیِ یَکوگونُم، کُیاهِش؟ (۱۴۴)




