نماد سایت هفت‌برکه – گریشنا

یک گراشی از دبی: آب یعنی زندگی، برق یعنی ترقی

هفت‌برکه – گریشنا: پیش از این دو سری یادداشت از «یک گراشی از دبی» با موضوعات توسعه منطقه و عوارض خروج منتشر شده است. این یادداشت‌ها را می‌توانید در گریشنا بخوانید (+) در دوره جدید این یادداشت‌ها، او موضوع تخصصی آب و انرژی در منطقه جنوب فارس را بررسی می‌کند.

با سلام و درود به تمامی همزبانان، همشهریان، خوانندگان و علاقمندان به نوشته‌های «یک گراشی از دبی»، به قول معروف الوعده وفا. در نوشته پیشین گفته بودم که در آینده کوشش و تلاش خواهم کرد که که درباره آب و برق منطقه بنویسم. چرا؟ چون: نیاز، برهان و ضرورتش بر همگان روشن و هویداست.  همچنین گفتگو، کوشش، تلاش و کار برای فراهم آوردن و بیمه نمودن منطقه با این دو کیمیا زندگی حداقل تا یک صد سال آینده بر تمامی مسئولین، دانایان، فرهیختگان، فعالین و کنشکران اجتماعی و مدنی فرض و واجب می‌دانم. بنابراین من کوشش و تلاش خواهم کرد که هر آنچه خود از تجربه، سواد دانشگاهی و تخصص در این دو موضوع آب و برق دارم در چندین نوشته و یاداشت بنویسم و با تمامی علاقمندان به این موضوع در بحث و گفتگو شریک و همکار شوم.

همچنین از تمامی متخصصین، مهندسین و فرهیختگانی که در این دو موضوع کار کرده اند و شناخت، تجربه عملی و علمی در این زمینه دارند و همچنان هنوز دلی هم در گروه آبادی و توسعه دیار خود دارند در خواست و خواهش دارم که با نقد و برسی نوشته‌های من و یا نوشتن مقالات تخصصی و علمی بیشتر به این موضوع بپردازند تا در نهایت و در آینده نزدیکی بتوانیم در منطقه شاهد کنفرانسها و گردهمایی‌های در این ارتباط باشیم و به امید این که از دل این همکاری‌های همگانی کاری سترگ و بنای بزرگ برای تامین و تضمین آب و برق منطقه برای یک صد سال آینده بنا نهیم.

درخواستی هم از سایت‌های خبری و فرهنگی مختلف در شهرهای منطقه دارم که نوشته‌های مرا در سایت‌شان منتشر کنند تا این موضوع در منطقه بین مردم جا بیفتد و مطالبه‌گری همگانی آغاز گردد و به خواست عمومی تبدیل شود  و نپندارند چون نویسنده‌اش یک گراشی از دبی است به شهر آن‌ها مربوط نیست این یک موضوع و مسئله خیلی ضروری برای همه منطقه است. می‌توانید به هر اسمی که دوست داشته باشید نوشته های مرا منتشرکنید حرف و بحثی در این مورد نیست. همچنین از نویسندگان خود بخواهید درباره این موضوع بنویسند و مطلب و نظر پیشنهاد کنند. من این نوشته‌ها را برای همه سایت‌های منطقه خواهم فرستاد. همچنین اگر معذوراتی در انتشار مطالب به دلیل عدم شناخت نویسنده داشته باشید می‌توانید به هر سایت دیگری که این مطالب منتشر کرده استناد کنید، از همکاری همه شما سپاسگزارم.

چند نکته پیش از متن

۱) ایران در برزخ آبی گرفتار شده که گویا پایانی برای آن وجود ندارد. هر روز ابعاد تازه ای از بحران و خشک سالی ایران نمایان می شود. هرسال با رسیدن فصل گرما و تابستان عطش این سر زمین نیز دو چندان بیشتر می شود. عطش و بی آبی کم کم دارد رنگ فاجعه به خود می گیرد و ملتی را به برهوت تفتیده رهنمون می کند.

بحران تامین آب که به قول دوست و دشمن یکی از اصلیترین چالشهای است که پیش روی مملکت قرار دارد و چاره ای هم نیست جز روبرو شدن با آن و بکار گیری درایت، تدبیر و همکاری همگانی در پیدا کردن راه حلی برای مشکلی بنام بی آبی. اگر کمی واقع بین باشیم و نخواهیم خود و ملتی را بنابودی بکشیم باید قبول کنیم که ایران در ورشکستگی آبی قرار دارد و این ورشکستگی یک اصطلاح حقوقی است و ما مردمان زحمتکش منطقه که تاریخی از کسب و کار و تجارت در بنادر جنوب کشور و شیخ نشینهای جنوبی خلیج فارس داریم خوب می دانیم که ورشکسته کیست و ورشکستگی چیست و چگونه ورشکستگی بوجود می آید.

یعنی ثروتی، سرمایه ای و مالی بوده و وجود داشته ولی الان نیست و نداریم، از بین رفته.

سفرها و آکواریم های آبی زیر زمینی، قنات هایی میراثی چندین هزار ساله، چشمه های جوشان، دریاچه ها و رودخانه های پر آب فراوان در کشور وجود داشته و هم اکنون نیست و از بین برده شده؛ اگر چه اثرات گرم شدن زمین و کاهش باران در سالهای گذشته می تواند نقش مهمی در این مشکلات کم آبی داشته باشد ولی ورشکستگی آبی کشور چه خوشمان نیاید و چه انکار کنیم بدلیل  ندانم کاری، سوء مدیریت، رانت خواهی و نحوه برنامه ریزی و عمل کرد حکومت و دولتهای مختلف در این چهل سال گذشته بوده است و الاّ که بی دلیل ورشکستگی پیش نمی آید.

هر چند بحث و گفتگو در این کلان مشکل کشوری از ضروریات و بایسته های امروزمان است ولی من در این نوشته های به مسایل آب و برق کشوری وارد نمی شوم و فقط شاید در مواردی ناچار شوم اشاره ای مختصری داشته باشم ولی هدف از این سری نوشته ها نقد و بررسی آب و برق کشور نیست. فقط بررسی چم وخم ها و آینده آب و برق منطقه خودمان  مورد نظر می باشد و در این راستا می نویسم. امیدوارم  بتوانیم به اقدامی مشترک برای تامین وتثبیت بلند مدت آن در منطقه خود برسیم.

۲) منطقه ای که ما در آن زندگی می کنیم شامل است از شهرستانهای لارستان، خنج، گراش، در استان فارس و شهرستانهای بستک و بندرلنگه در استان هرمزگان که دارای بیشترین اشتراکات تاریخی، فرهنگی، زبانی، معیشتی هستیم و سنن، آداب و عادات زندگی مشترک و یکسانی با هم داریم.

هر چند از نظر باورهای مذهبی بعد از عبور سپاهیان شاه عباس صفوی از این منطقه (گذشتن از این منطقه برای رسیدن به گمبرون برای جنگ با پرتقالیها بوده است) کم کم و آهسته بخشی از مردمان منطقه که در مسیر عبور و یا مرکز فرماندهی و یا سوق الجیشی آنها سکنا داشته اند از فقه شافعی به مذهب جعفری گرویده اند ولی روحیه، خصایل، نگرش و رفتارهای مذهبی همه ما تقریبا یکسان و شبیه یکدیگر است و در چهارچوب افتراق مذهبی نمی گنجد و اغلب ریشه بر تسامع و جهان بینی صوفیانه تاریخی این منطقه دارد.

مهمترین وجه اشتراک ما قرار گرفتن در کنار یکدیگر از نظر جغرافیایی و اقلیمی است که همه شبیه و همانند یک دیگر در یک اقلیم گرم و کاملا خشک قرار داریم که از آب در آن خبری نیست. اگر دو سه پاروی که آبی اندکی و قابل ملاحظه ای در مقیاس خودش در چند جای این سرزمین بی آب و پهناور مثل ارد، اشکنان و جویم بوده ولی با اطمینان می توان گفت که آب مورد نیاز و مکفی زندگی نه روی زمین و نه زیر زمین وجود ندارد. بنابراین وقتی بخواهیم برای آب و برق منطقه بنویسیم و یا بخواهیم برای برنامه ای بلند مدت این دو دردانه زندگی کاری انجام دهیم، بهتر است و یا باید گفت ضرورت همه جانبه دارد که این پنچ شهرستان مثل سر نوشت و گذشته تاریخی شان با هم در نظر بگیریم و با هم کار کنیم. البته شهرستانهای دیگری هم هستند که زمانی بخشی و یا ناحیه ای از این خطه بحساب می آمده اند مثل شهرستانهای لامرد، مهر، پارسیان ویا بخشهای از بندرعباس و زرین دشت ولی امروزه افتراق فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و تضاد منافع جمعی بسیاری با آنها داریم که من فکر نمی کنم بتوانیم در یک کار جمعی و استراتژیک بلند مدتی مثل بنا و بنیان یک تشکیلات رفیع و سدیدی مورد نیاز آب و برق  منطقه ای بتوان با هم مشارکت و یا همکاری کرد (البته خرید و فروش آب و برق شاید روزی میسر گردد). بخصوص شهرستانهای لامرد و مهر که خود بخشی از هژومونی حکومت در چهل سال گذشته بودنده اند و هستند و هم اکنون هم نیرو و توانایی کافی دارند و در سیستم مدیریتی و حکومتی کشور خودی شناخته می شوند و تا اندازه ای هم شریک هستند. این دو شهرستان مسایل خود را از بده و بستان های درون خودی های حکومتی  بدست می آورند و نیازی به همکاری و همیاری ما که متکی بر توان مادی و همت اجتماعی خود هستیم ندارند. لذا بهتر است فقط تمرکز بر همین پنچ شهر مورد نظر باشد. که فعلا نه خودی هستیم و نه نخودی در سیتم حکومتی و دولتی کشور.

۳) ما مردم منطقه به دلیل طبیعت اقلیمی اش همواره از آب و بارشها مناسب و متواتر سالیانه محروم بوده و هستیم ولی نباید فراموش کنیم که به همت بلند و کار سترگ نیاکانمان تا کنون به خوبی توانسته ایم با استفاده بهینه از همین اندک بارشها همراه با خلّاقیتهای بی بدیل، قناعت و پرکاری بی مانند پدرانمان حیات و زندگی در این سر زمین به امروز و اینجایی که هستیم برسانیم و با افتخار هم می توان گفت که مجموعه شهرها و روستاهای این خطه خشک، بی آب و گرم در مقایسه با دیگر شهرها ایران که از نظر آب و هوا وضعیت بهتری داشته اند و دارند و طبیعت با آنها سازگارتر بوده است، مکانهای آبادتر و محل زندگی بهتری فراهم کرده ایم.

تا به امروز خوب آمده ایم و خوب کار کرده ایم. هدف از این سلسله نوشتارهای درباره آب و برق منطقه این است که بیاییم با هم گفتگو، همکاری و همیاری کنیم که از امروز به بعد برای استمرار این آبادی و حیات و همچنین توسعه و پیشرفت آن در آینده که بودن و داشتن آب و برق مکفی، مطمئن و با ثبات از ملزومات نخستین آن است چه کاری بایستی انجام گیرد تا حیات و زندگی خود و فرزندانمان در سالهای آینده و بلند مدت بیمه کرده باشیم.

نوشته من در باره طبیعت جغرافیای منطقه و چگونگی وضعیت منابع آبهای زیر زمینی و بارشهای سالیانه و چگونگی استفاده بهینه از آنها نیست ولی خوشحال می شوم و مفید می دانم که اگر عزیزانی در منطقه باشند که در این موضوعات کاری کرده باشند و دارای شناخت و مطالعات آکادمیک و زمین شناسی منطقه باشند شروع به نوشتن کرده و نظریات خود را منتشر کنند تا همکی دیدی بهتر و علمی تری از داشته های منابع آبهای زیر زمینی خود داشته باشیم ( البته اگر آبی در زیر زمین باشد یا باقیمانده باشد)

۴)در این سری از یادداشتها و نوشته ها قصد دارم در باره آب و برق منطقه (همان پنچ شهرستانی که در بند ۲ نام برده ام ) بنویسم. کوشش و تلاش می کنم توصیفات کوتاه و مباحث خلاصه تر بنویسم ولی باز هم همراه با کمی چاشنی طنز، مطایبه، داستانکها و رویدادهای تاریخی منطقه خواهد بود بنابراین شاید کمی نوشته ها طولانی شود و کمی هم مباحث مختلف با هم تداخل پیدا کند و به گونه ای تکراری به نظر برسد. البته همه اینها بر تأکید و مهم بودن موضوع است و شاید هم تکرار برای بیشتر بیاد ماندن آنها باشد. تیترها و موضوعهای که در این سری نوشتارهای آب و برقی  به آنها خواه پرداخت و در باره آنها خواهم نوشت، فهرست وار عبارت خواهند بود از:

الف: ضرورت ها، نیازها و بایدهای بررسی، مطالعه و اقدام جهت تأمین آب و برق برای آینده بلند مدت منطقه

امروزها  وضع آب و برق منطقه نسبت به سایر شهرستانهای خطه جنوبی کشور شاید کمی بهتر باشد، فریادهای تشنگی و اعتراض ها به بی آبی که در شهرهای مختلف خوزستان و بوشهر و استانهای دیگر بلند است به گوش و گلوی ما هنوز نرسیده. چون آب حد الاقلی برای اکثریت شهرها و بخشها و حتی بعضی از روستاها منطقه از سد سلمان می رسد و آنهایی که به دریا نزدیک هستند به قدر رفع تشنگی از آب شیرین کن های مدل پایین و ابتدایی نصیبشان است و خرده آب املاحی هم هنوز در ته چاههای عمیق در اندک مناطقی از اطراف باقی مانده که خیال همه راحت و تخت باشد. بنابراین مسئولین، مدیران، ماموران و مبلغان دین و دولت و حکومت هم خیالشان جمع و راحت است و دارند کار روزانه خود را به خوبی انجام می دهند؛ هم حقوق ماهیانه خود را حلال می کنند و هم به قول مرحوم الله قلی خان اولین شهردار گراش که می گفت: «خان باید بزرگی و سروریش به مردم تلقین کند» این عزیزان حکومتی و دولتی هم دارند  سروری و بزرگیشان با افتتاح مسجدی، مدرسه ای، سالن اجتماعاتی و یا هر بنای خیّرساز دیگری به رخ ما مردم می کشند و حتی بیشتر از آن  برای سرسلامتی بزرگان دین و پایندگی دولت تدبیر و امید، سپاس و تشکر مع الصلوات نیز از ما طلب می دارند. بله فعلا همه در خواب قیلوله و مستحبی در فصل آرامش قبل از توفان  هستیم.

از آنجایی که روزگار در گذر است این فصل آرامش نیز کم کمک خواهد گذشت چند ماه و یا چند سال نمی دانم و شاید به گمانم تا ده پانزده سال دیگر به پایان رسد و شروع نا آرامیها در آغاز طوفانهای سهمگین مشاهده شود. جمعیتمان هر روزه زیادتر می شود و با ازدیاد جمعیت باید شغل و کار به وجود آید، تنگناهای کسب ثروت و درآمد منطقه از کشور های جنوبی خلیج فارس هر روز در حال تغییر و کم شدن  درآمدها است،  بنا بر گفته ها و تحقیقات علمای علم اقتصاد و کار شناسان فائو(سازمان خوارو بار و کشاورزی ملل متحد) شکل و فرم تولید مواد غذایی و تجارت آن  در آینده نزدیک دارد تغییر می کند انسانها یا باید بخشی از غذای خودشان را در محل سکونت خود تولید کنند (که ما فعلا آبش نداریم) آنهم با روشهای کاملا مدرن و کنترل شده در مصرف آب و یا باید به سمت تولیداتی از صنعت، خدمات و فن آوری بروند که رقابتی باشد و در عوضش نیاز غذایی خود با آن مبادله کنند(که ما صنعت و تولید نداریم)،  قطعا نیاز به آب برای شهرستانهای قیر، کارزین و جهرم بدلیل افت سریع منابع آبی زیر زمینی آنها به آب سد سلمان هر ساله بیشتر می شود زیرا بخشی از زندگی و کار مردمانشان به کشاورزی وابسته ست و اگر امروز صدا و اعتراضی نباشد ولی در روزهای آینده که چندان هم دیر نیست و به آب بیشتری نیاز داشته باشند شروع خواهند کرد همچنانکه امروزها در اصفهان، استان چهار محال بختیاری و خوزستان بلند است.

این است چند اشاره مختصر ولی فراوان مسائل دیگری است که به تقصیل در متن و در ذیل این بخش خواهم نوشت. همچنین در این بخش بحث خواهم کرد که چرا این پنچ شهرستان باید برای آب و برق مطمئن با هم همکاری کنند و چرا به صلاح نسیت که هر شهرستانی برای تآمین آب و برق خود جدا جدا اقدام کند. همچنین در ادامه این بخش خواهم نوشت که دولت و حکومت در این قضیه در کجا ایستاده است.

ب: برکه ها و کرنشی به پیشگاه نیکانمان

برای یاد آوری خاطرات خوش هم نسلانم از برکه ها و آب انبارها که قبله گاه و سجده گاه دوران خوش کودکی مان بود و همچنین  برای ثبت در تاریخ  و انتقال تجربیات و اطلاعات مفید به جوانان امروز در باره نقش وجودی برکه ها و آب انبارهای که نماد حیات و اساس ادامه تاریخ و زندگی پدران و نیکانمان در این سرزمین پهناور خشک، بی آب وگرم بوده در این بخش کوتاه، مختصر و مفید مطالبی خواهم نوشت.

ج: شرکتهای اولیه تولید برق در شهرها و روستاهای منطقه و دُبی کی و چگونه تاسیس شدند؟

در این بخش به تاریخ و چگونگی تاسیس و بوجود آمدن شرکتهای سهامی تولیدی برق در شهرهای لار، اوز، و گراش در منطقه و دبی از شیخ نشینهای خلیج فارس خواهم پرداخت و کوشش خواهم کرد تصویری روشن و تاریخی واقعی از این رویدادهای مهم و تاثیر گذار را به خوانندگان ارائه دهم البته نه برای قصه گویی بلکه برای یاد آوری و باز آموزی چگونگی همیاری و همکاری برای انجام کارهای بزرگ مردمی.

در این بخش  بخاطر احترام و بزرگداشت یادی خواهد شد از بزرگان و افراد دلسوز و فعالی که با دست خالی و کوشش خستگی ناپذیر با همکاری و همیاری همگانی توانستند بی اجر و مزد و منت نور و روشنایی به خانه های پدر و پدر بزرگهای ما آورند. به پاس خدمات این بزرگ مردان داستان برق دار شدن این چهار شهر را به تفصیل خواهم نوشت. همچنین در این بخش به کوششها، خدمات و زحمتهای که افراد و گروه های همیار و همکار برای آبرسانی و لوله کشی در گذشته انجام داده اند اشاره ای خواهم داشت و قدر آنها را گرامی می داریم.

در این جا دوست دارم از فرهیختگان و اهل قلم و کتابت شهرهای لار، اوز، خنج و… خواهش کنم که اگر زحتمتشان نباشد خود داستان برق دارن شدن شهر خود و همچنین کوشش های پدران و بزرگان شهرشان برای آب بنویسند و منتشر کنند چون هدف من از این نوشتها این است که اگر دوسه نسل قبل بزرگان و پدران ما توانستند با اندک سرمایه و داریی  با هم  مشارکت و همیاری کنند و آب و برق به دیار خود بیاورند چرا ما امروز که نسلی داراتر و آگاهتر به مسایل هستیم نتوانیم. لطفا همکاری کنید و بنویسید و در سایتها منتشر کنید که چگونه آنها توانستند و کار انجام دادند. البته من به سهم خود اطلاعات و داده های جمع آوری کرده ام ولی شاید برای شهر لار و اوز کافی نباشد شما بیشتر از من  در باره تاریخ شهر خود می دانید. برای گراش و دبی به اندازه نیاز اطلاعات جمع آوری کرده ام. خوشحال می شوم اگر علاقمندان به این موضوع دقت کنند که خیلی از همشهریان ما علاوه بر خرید سهام شرکت برق شهرشان در بدو گفتگو برای شروع تاسیس برق در دبی، سهام برق دبی نیز خریده اند. من اسامی مشترک زیادی در آرشیوها  دبی دیده ام که سهم برق دبی داششته اند و هم سهم برق شهر خود، توجه شود آن زمان قصد فایده بردن نبوده هدف خدمت و روشنایی آوردن مورد توجه آن نیک مردان بوده است. شاید ما هم از این یاد آوری ها به نتیجه بهتری در همکاریها آینده برسیم.

د: آب و برق اساس و زیر بنای سازندگی، توسعه و پیشرفت در دبی

هنوز شصت سال پیشتر نگذشته است، زمانی که در تابستانهای گرم و طولانی، مردم شهر لار آب خنک و گوارا دهنشیرها و آب انبار سید جعفر با آن بادگیرهای سرد و خنک کننده اش، مردم گراش زیرآبهای تگری برکه جاج اسدالله و حاج ابوالحسن و مردم اوز آب گوراتر برکه های گوناگون خود نوش جان می کردند، در شهر دبی مردم و همچنین پدران ما که در این شهر کار می کرده اند مجبور بودند برای زنده ماندن خرده آبی شیری رنگی که بیشتر طعمی به شوری داشت تا شیرینی در خمره ای که به گراشی معروف بود و یا چَله ای از سفال نپخته در سایه ای نگهدارند تا رفع عطشی کرده باشند. و امروز همان دبی همان شهر که متمولین آن زمانش سفارش آوردن آب برکه دریا دولت بندرلنگه را به ناخداهای لنجها یاد آوری می کردند دارد امروزها، روزی بالای دو میلیون و دویست هزار متر مکعب آب از دریا شیرین می کند و گوارا ترین و سالم ترین آب را تحویل شبکه آب شهری خود می دهد همجنین قدرت تولید برقش  به بالای ۱۲۰۰۰ مگاوات رسیده است. در این بخش داستان تولد، رشد و بزرگ شدن صنعت آب و برق دبی خواهم نوشت و اشاره مختصری هم به تولید آب و برق ابوظبی خواهم داشت. نه برای تبلیغ و تعریف از آنها و یا غبطه و حسرت خودمان، هر چند هم که مدیریت، درایت و کار کردشان در ساخت و نگهداری این بنیان اساسی درخور تمجید و تعریف است. قصد مقایسه و یا نقد وضعیت آب و برق خودمان هم در کار نسیت بلکه هدف از نوشتن این بخش یادگیری فن و هنر مدیریت و درایت  در انجام کارهای بزرگ و انتخاب بهترین ها در به کاری گیری بهینه تکنولوژی و صنعت است، آنهم در زمانی که سرمایه و پولی در میان نباشد و مجبور باشی کم کم و با کمک مردم کوچه و بازار کار انجام دهی

ه: نگاهی کوتاه به نیروگاه های تولید برق و آب شیرین کن های بزرگ و صنعتی

امروزها بدلیل شرایط بحرانی آب و نیمه بحرانی برق در کشور. تمامی وزارت خانه ها و سازمانهای مربوط به این دو موضوع  در دولت، و به همراهی اکثریتی از ارگانها، نهادها و تشکیلات حکومتی، مجلس شورای اسلامی و حتی نهادهای مذهبی و آستانهای مقدس و ملکوتی کشور نیز با تمامی امکانات وشرکتهای خصوصی و خصولتی تابعه خود، علم یاری و کوس جانفشانی و خدمت رسانی در راه رفع این دو بحران بلند کرده اند. چرا؟ چون به قول استاد دکتر کردوانی متخصص آب در کشور «مسئله رفع بحران آب دریک منطقه نیست. پروژه و طرح سد و سد سازی و انتقال آب می دهند که بودجه بگیرند و حالش ببرند. تخصص و علم و نیاز به آن پروژه چندان ملاک نیست و درستی و نا درستی کار  و نتیجه بخش بودن نیز نه در بلند مدت حتی در کوتاه مدت هم برای کسی مهم نیست»، اصلاً بحث علمی و درست این نوع پروژه ها در کشور بی مورد است و نتیجه کار هم مهم نیست چون کسی هم از کسی در پایان کار حساب رسی نمی کند مگر آنکه بخت طرفی در اجرای یک پروژه ای به خنسی افتاده باشد و بخت از او  به هر دلیلی برگشته باشد و طرف از صنف شخصیت های خودی به نخودی سقوط آزاد کرده باشد و الا حساب رسی و باز خواستی در مورد عدم موفقیت و یا بودن مشکلات فراوان در پروژه انجام شده ممکن نیست، یا بهتر است از زبان مهندس کلانتری وزیر سابق کشاورزی و رئیس فعلی محیط زیست کشور بگویم: «اشتباهات مهندسی در ساخت سد گتوند پیش آمده آب خوزستان شور شده» یعنی کار و پروژه کشک، رانت کار مهم است حال یک رود پر آب کشور شور شود و استانی را به مرز بحران و گرفتاری بکشانند و هزاران میلیارد تومان هزینه کنند و گند بزنند مهم نیست آخرش اشتباه مهندسی معرفی می شود.

تمام ذی نفوذهایی که می توانند سیخونکی بزنند و یا بده و بستانی بکار گیرند و بودجه برای آبی و برقی برای یک علی آبادی در کشور تصویب کنند به نحوی حال می کنند و اجر رانتشان می گیرند، پروژه برایشان هم خدا و هم خرماست حتی ته ته کاری های مربوطه آن پروژه مثل نماینده مجلس، استاندار و یا حتی فرماندار آن علی آباد هم بالاخره خودی نشان می دهند و کارنامه کاریشان به رخ خلایق می کشند، حتی اگر پروژه مورد نظر در کوتاه مدت هم از انتفاع بیفتد.

خلاصه امروزها هر گروهی شرکت مشاور دارند و همان گرو شرکت پیمانکاری و اگر هم نداشته باشند به محض اینکه بوی پول آماده بودجه پروژه ای احساس کنند یک شبه هر چند شرکت نیاز باشد بوجود می آورند و سریع هم به سراغ همکاران خارجی و یا اساتید معروف صاحب نام دانشگاه های اول کشور می روند برای پرستیچ  ولی با سفارش نفوذ برنده مناقصه پروژه خواهند شد، بله اینها دانش فنی و تکنولوژی این کار دارند! همینکه بودجه ای برسد این شرکتهای مشاور و پیمانکار سر و کله اشان پیدا می شود یا خودشان انجام می دهند و یا به شرکتهای کوچکتری واگذار می کنند و کمیسیون خود را بر می دارند.

خلاصه امروز فراوان فروشنده انواع تکنولوژیها این دو صنعت و شرکتهای مشاور و عمل کننده آب و برق در کشور هستند که منتظرند در جایی پولی باشد تا با رانت دست بکار شوند. در این بخش از نوشته ما وارد شناخت و بازخوانی صنعت و تکنولوزیهای مختلف آب و برق می شویم نه در حد و مقیاس تخصصی و مهندسی کاربردی بلکه در حد دانش و اطلاعات اولیه که بدانیم و یاد بگیریم که اگر خودمان وارد چاره جویی شدیم و سرمایه نقدی جمع آوری نمودیم و یا بودجه ای از غیب رسید گول و رو دست نخورده باشیم که  به اسم تصویب آب و برق برای ما پولش به جیب از ما بهتران رود و حداکثرش چند ماهی و یا چند سالی به بهانه نوی و تازه کاری پروژه  نصف و نیمه کار کند و بعد هم از انتفاع خارج شود، شتر دیدی ندیدی. هر چه باشد ما همه در منطقه کاسب کاریم و باید همواره مواظب باشیم خر رنگ شده را بجای اسب به ما قالب نکنند. این بخش به همین منظور نوشته می شود.

و: همیاری، همکاری و مشارکت جمعی، جمع آوری سرمایه مناسب و پیدایش شرکت آب و برق منطقه

سالهاست که وزارت نیرو در دولتهای مختلف و حکومت به این جمع بندی رسیده اند (البته پس از تحقیقات، مطالعات و بررسی های مختلف) که در حال حاضر با این چهار چوب فعلی دولتی، وزارتی و ادارای کشور و ساختار حکومت و قدرت در ایران،  جوابگوی نیازهای جاری و روز آفزون آب و برق کشور نیستند و نخواهند بود و سال به سال هم بر مشکلاتشان اضافه می شود هم در بخش تولید، توزیع و شبکه برق و هم در مدیریت بهینه و کنترل آب کشور.

مشکلات چیست و کجاست، مورد بحث و نوشته من نیست. آنچه من در این بخش از نوشته ام می خواهم بگویم و برای همزبانان و همشهریانم در نوشته هایم مطرح کنم این است که دولت و حکومت می داند که با این مدیریت و تشکیلات و ساختار اداری کشور نمی تواند مشکل گشای این دو پدیده آب و برق باشد بالاجبار تصمییم گرفته و دارد کوشش می کند که حدالاقل  بخش تولید برق و یا تهیه آب شیرین با آب شیرین کن ها از دریا را به بخش خصوصی واگذار نماید به همین دلیل است که در منطقه خودمان  شاهد هستیم که برای تولید چند صد کیلو وات برق با پنلهای خورشیدی تبلیغ فراوان انجام می گیرد و فرمانداری های منطقه افراد را به سرمایه گذاری در این کار تشویق و دعوت می کنند.

همچنین شاهد هستم که تیمهای مردمی مختلف از فعالین و مسئولین بنادر و شهرهای نزدیک به ساحل برای جمع آوری سرمایه و تشویق سرمایه گذاری برای آب شیرین کن به دبی می آیند. در سطح کلان مملکتی هم که رسما و علنا تبلیغ و گفته می شود که بخش خصوصی تشریف بیاورند و نیروگاه بسازند با تضمین خرید برق توسط دولت. آیا این کار و دعوت دولت و حکومت جواب می گیرد یانه ، من که شک دارم ولی موضوع نوشته و بحث ما هم نیست. فقط اینجا بحث خواهیم کرد که ما مردم منطقه می توانیم با همیاری، همکاری و مشارکت جمعی، خود را با این خواست و تبلیغ دولت هماهنگ کنیم و با پیدا کردن راه و چاره ای برای خود و جمع آوری سرمایه مناسب به تاسیس شرکت آب و برق برای منطقه خود اقدام کنیم. در این بخش در این مورد همه باید سعی  کنیم، بنویسیم و گفتگو کنیم تا راه و چاره ای برای تامین مطمئن نیازهایمان به آب و برق برای آینده خود و فرزندانمان را پیدا کنیم. البته اگر بخواهیم منتظر دولت و حکومت بشویم به این زودیها آب و برقی به ما نخواهد رسید و کم کم بایستی از دیار پدری دست بکشیم و خودرا به جایی برسانیم که آب و برق و کار برای آیندگانمان باشد.

***

این بوده خلاصه و عناوین مطالبی که قرار است نوشتن آنها را شروع کنم و بنویسم. اطلاعات و موادهای اولیه و لازم نوشتن این سلسله یادداشت ها را تا حدودی تهیه کرده ام و آنچه به  علم، دانش و تجربه ام برسد خواهم نوشت ولی من خوب اطلاع دارم که در تمام شهرستانها منطقه و بخشهای تابعه آنها  فرهیختگان تحصیل کرده، مهندسین قدر و با تجربه و فعالین خبره اجتماعی هستند که علم، سواد و تجربه بهتری و بیشتری از من در صنعت آب و برق  منطقه دارند وخوب می دانند که اگر منطقه بخواهد به رشد و توسعه پایدار و متکی بخود در دراز مدت برسد، چه اندازه نیاز مبرم به آب و برق پایدار و بیمه شده دارد.

این عزیزان گذشته از علم و تجربه شناخت بهتری از چگونگی رفتارها و هنجارهای اجتماعی مردمان و ارگانهای دولتی و حکومتی در محل دارند بنابراین این گروه از بزرگان و فعالین و مسئولین بایستی پیشگامی و هدایت کوششها و حرکتها و تلاشها در برآوردن این خواسته بحق و نیاز مبرم منطقه بعهده بگیرند.

شاید پیشنهاد من در ابتدای کار ناروشن و ناپخته باشد ولی آگر همه علاقمندان به این موضوع شروع کنند به نگارش و نوشتن آنچه در این امر درست و عملی می دانند امیدواری به نتیجه رسیدن کار بیشتر خواهد شد. کسانی که وقت ندارند و یا به هر دلیلی نمی خواهند در این فراخوان عمومی یادداشت و مطلب بنویسند بهتر است هر آنچه بنظرشان می رسد و درست می دانند که به آنها پرداخته شود بصورت کامنتها ویا نقد نوشته در سایت های مورد بازدید خود بنویسند و پرسش کنند. همچنین مهندسین فنی که دوست داشته باشند در این صنعت به بحث تخصصی بپردازند و تشریک مساعی کنند در مسایل فنی و مهندسی تکنولوژی این صنعت می توانند با ایمیلgerashiazdubai@gmail.com تماس بگیرند.

خروج از نسخه موبایل