هفت‌برکه: محمدحسن روستایی، نویسنده و پژوهشگر، در این یادداشت که بر کتاب «نقدینه: نقد و بررسی شعر نوآمدگان» نوشته‌ی صادق رحمانی نوشته است، هدف و تاثیر نقد رحمانی را برای شاعران جوان روشن کرده است.

کتاب «نقدینه» یکی از تازه‌های انتشارات همسایه در تابستان ۱۴۰۴ است که مانند یک کارگاه عملی نقد به بررسی اشعار ۳۲ تن از شعرای جوان معاصر ایران پرداخته است. این کتاب را هم می‌توانید با فرمت الکترونیکی از سایت طاقچه (اینجا) و هم به فرمت چاپی از موسسه فرهنگی هنری هفت‌برکه گراش تهیه کنید.

14050307 Naqdineh Rahmani

محمدحسن روستایی: بیان انتقادات سازنده، هدف اصلی «نقدینه» استاد رحمانی است. «نقد، به عنوان ابزاری برای تحلیل و بررسی، درک عمیق‌تر و هدایت شعر جوانان به سوی پویایی و بلوغ اهمیت زیادی دارد.» (نقدینه، ص ۵).

شعر در شکل‌های ظاهری سنتی غزل، رباعی و… و همچنین نو، نیمایی و…. ظهور می‌کند و کارش بیان عواطف یا احساسات است که زمینه درونی و معنوی آن را می‌سازد. در این میان «تخیل؛ نیرویی است که به شاعر امکان می‌دهد که میان مفاهیم و اشیاء ارتباط برقرار کند؛ پل بزند و چیزی را که قبل از او دیگری درنیافته دریابد» (۱۸۰)

برای هر شعری و در هر شکلی، شروع، نقش تعیین‌کننده دارد و مهارت شاعر را به نمایش می‌گذارد؛ به‌خصوص برای غزل که «مطلع» نقش سرنوشت‌سازی دارد؛ یعنی، «شروع‌های ترکیبی، صحنه‌پردازی و شخصیت‌پردازی، گفت‌وگو، فضاسازی، بازگشت به گذشته و… از جمله کاربردی‌ترین شروع در شعر است.» (۲۱۵)

مثل همین بیت زیر که با فضاسازی و ترکیب چند تصویر متزاحم و فشرده به صحنه‌پردازی پرداخته است:

 

«با ساقه‌های خوشه زر، آن که تار ساخت

بادی وزاند و تارِ دل‌انگیز را نواخت» (مهران ملکی، ۲۱۰)

 

وزن و آهنگ

ناگفته نماند که «در شعرهای موزون، آهنگ عنصر اصلی است. هر گونه تناسبی، خواه صوتی و خواه معنوی، می‌تواند در حوزه تعریفی آهنگ قرار گیرد؛ بنابراین، منظور از آهنگ فقط وزن شعر نیست، بلکه مجموعه‌ی تناسب‌هایی است که در یک شعر می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد.» (۱۸۲)

از سوی دیگر استاد «نقدینه» کوتاهی وزن و کوتاهی مصراع‌ها را برای شاعرانی که شعر کودک و نوجوان می‌سرایند، می‌پسندد و ایجاز و نزدیکی قافیه‌ها را خاطرنشان می‌کند که:

 

«وقتی که شادم یا که غمگینم

آیینه از حالم خبر دارد

هم گریه‌ها، هم خنده‌های من

بر حال او خیلی اثر دارد.» (خانم شریعت، ۱۶۹)

 

ردیف و قافیه

واضح و مبرهن است که «از نظر شکل، ردیف با غزل سعدی، به آخرین مرحله تکامل خود می‌رسد». ردیف می‌تواند نخ کلام را به هم پیوستگی بزند و انسجام ببخشد و افکار شاعر را هدایت کند و از پراکندگی آن بکاهد. چرا که «اگر اندیشه و استخوان‌بندی شعر را به دوچرخه تشبیه کنیم، این دوچرخه دو رکاب دارد؛ «قافیه» و «ردیف» که پشت سر هم بر مرکب سوار شده‌اند.» (۶۷) این‌جاست که شعر هدایت‌گر، افکاری پریشان ندارد.

 

«مثل ماهی، مثل سیبی، مثل گندم می شوی؟

دخترک! ای موپریشان! عشق چندم می‌شوی؟» (رؤیا پیران، ۶۳)

 

«نقطه‌ی نونم که در فعل «بمان» زندانی‌ام

راه باز و ناتوانم، ناتوان، افتاده ام» (یاسمن سادات شریفی، ۱۶۱)

 

«بی‌گمان اندیشه در قالب کلمات عینیت می‌یابد. فضای اندیشه یک شاعر هر چه گسترده‌تر باشد، زبان شعرش به همان نسبت، غنی‌تر خواهد بود.» (۱۳۸) چرا که «زبان و فکر دو روی یک سکه اند» (۱۸۱).

بنابراین، ردیف، در اشعار مردَّف به زیبایی می‌تازد و در کنار دیگر کلمات بر مرکب شعر سوار است. و کار قافیه آن است که قدرت تخیل و تصویرسازی شاعر را محدود سازد و خود را در تنه درخت شعر جای دهد و بدرخشد. موسیقایی ردیف و ارزش قافیه در سخن محمدعلی اسلامی ندوشن خلاصه می‌شود: «قافیه و ردیف یادگاری از تکرار دعاهای باستانی و وردهای افسونی است که به منظور تاثیر بخشیدن، کلمات خاصی در آنها دم به دم تکرار می‌شود» (۶۸). این تکرار هدفی جز برجسته‌سازی، خواه مثبت و خواه تحقیر ندارد.

تصویرسازی

یکی از بارزترین ویژگی‌های شعر «تصویرسازی» است. تصویرسازی‌های عینی و رسیدن به معنی، کاری است که شاعر باید در خانه شعر انجام دهد. در گذشته، تصویر در بیت خلاصه می‌شد ولی اکنون در کل شعر، یعنی، حالت تصویر در شعر امروزی عمودی است؛ همچون رباعی که تصویر در مصراع آخر واضح است. اصلاً «تصویرسازی باعث تمایز زبانی شاعران می‌شود» چرا که «تصویر» نقطه کانونی «توصیف» است.

برای تصویرسازی باید بهترین و مناسب‌ترین واژگان را برگزید، همچون مصالح ساختمان که هر چه بهتر باشد تصویر ساختمان، نمایی زیباتر و دلرباتر به خود می‌گیرد. اینگونه اشعار به سراینده و مخاطب، زندگی دوباره می‌بخشند.

به همین دلیل است که «نقدینه» بر آن است تا شاعر را در تصویرسازی به «راحتی» و «روانی» نحوی رهنمون سازد و او را از ضعف تالیف بپرهیزاند. و چند نکته را در شعرهای توصیفی یادآور می‌شود که: اولا، در صور خیال و صنایع ادبی اعتدال را رعایت کنند و نمایش طبیعی آرایه‌ها را در نظر بگیرند؛ ثانیا، توصیف عفیفانه از سنت‌های شعر است و شاعر باید از برهنه‌نگاری که متاسفانه در اشعار جوانان امروز راه یافته برحذر باشند. و در اشعار نیمایی و سپید، «نقدینه» یادآور می‌شود که ایجازها در رویکرد «کنایه» و «نماد» تحقق می‌پذیرند و خواننده را به سمت هنرنمایی شاعر که فشرده‌گویی و غیرمستقیم‌گویی است، هدایت می‌کنند. برای مثال:

 

«شیونی راکب به روی گُرده باد

گَرد مرگ می‌ریزد

بر چمن

بر چشمه پاک حیات

دست افسون

ساز هستی در پی طرح و طلسمی دیگر است

زیر بُهتِ شهر و حزن مردم دربند، چونان طالع خوارزمشاه

بار دیگر می‌چکد خون وطن از پنجه چنگیز» (محسن دهقانی، ۱۲۷)

 

تصویر از «شیونی راکب» شروع و با «چنگیز» که نماد خون‌آشامی است، پایان می‌پذیرد و این آغاز و پایان، ارتباط محکمی را در طول شعر فراهم می آورد.

خصوصیت بارز شعر، هم‌نشینی واژگان است که مراعات نظیر نام دارد، «تناسبی» که باید پیش روی شاعر باشد و کلمات را به گونه‌ای بچیند که بهترین باشد. حتی همنشینی زبانزدی که در میان مردمان است؛ می‌تواند زمینه مضمون‌سازی را فراهم آورد، همچون شاعران سبک هندی.

سروده‌های کوتاه ایجازگونه با تصویرسازی قابل ستایش است و آشنازدایی و غافلگیری در شعر یکی از ویژگی‌های برجسته بعضی از سروده‌های امروزی است. هم چون:

 

«از آمدنم بال در آورده بود

پرید و رفت» (سید محمدصادق حسام‌زاده، ۹۷)

 

و تصویرسازی و ایجاز و آشنایی‌زدایی این سروده در ده کلمه کوتاه شده؛ که نه می‌توان چیزی بدان افزود و نه می‌توان از آن کاست.

و «نقدینه» در پایان به شاعران توصیه می‌کند که «انتخاب نوع واژگان، هم‌آوایی واژگان، تضاد معنایی بین آنها، کاربرد آنها در محور هم‌نشینی، ربط منطقی بین کلمات، جنبه‌های استعاری واژگان و ترکیب واژگانی» در شعرشان مطمح نظر قرار دهند تا زیبایی هنر را به تماشا بنشانند.

بعضی از درخشان‌ترین ابیات «نقدینه» را به تماشا بنشینیم:

 

«دقایقی است تو را با من و مرا با تو

نگاه ثانیه‌ها، مات بر دقایق ماست» (مجید امیدواری)

 

«نه شعله شد، نه شکر شد، نه نغمه‌ای سر داد

نی‌ای که پای نیستان خشک غم پوسید» (رضایی، ۱۵۰)

 

«شیرین شده است عهد اخوت به کامتان

ای مسلمین قباله وحدت به نامتان» (کریمی‌نسب، ۱۹۱)