هفتبرکه – مریم مالدار: نیاکانِ ما میراثی برایمان به یادگار گذاشتهاند که از هر ثروتِ مادی گرانبهاتر است؛ آیینِ شکرگزاری و دوری از اسراف، حتی در سختترین شرایطِ اقلیمی. برای ما جنوبیها، نخل تنها یک درخت نیست؛ نخل، قامتِ ایستادهی پایدار و سایهسارِ سخاوتی است که ریشههایش، سالهای سال با خاکِ خشک جنوب رفاقت کرده و از هر بخش وجودش برکت و فایدهای به ما رسیده است.
در میانِ برکاتِ بیشمار نخل، قصهی «مگ» نیز بسیار شیرین و رنگین است. مگ در واقع به خرماهایی گفته میشود که به بلوغ نرسیده است؛ آنهایی که روی پاگ (خوشه نخل) مسیرشان به سمتِ خرماهای رسیده و شیرین نمیرسد و همانجا، نارس میمانند. اما این نرسیدن، پایانِ راهشان نیست؛ بلکه آغازِ یک حلاوت خاص است.
مگهای نارس، وقتی از خوشه جدا میشوند، دور ریخته نمیشوند. بزرگترها آنها را دانهبهدانه نگاه میکنند و آنهایی را که رنگ و رخِ بهتری دارند، دستچین میکنند تا به ضیافتِ دسرِ صبحگاهی یا عصرانهای دلچسب در کنارِ استکانهای کمرباریکِ چای دعوت شوند.
برای تهیهی دسرِ مگ، کافی است این خرماهای ترد و نارس را با چاقو به تکههای کوچکتر تقسیم کنید. سپس نوبت همنشینیِ رنگها و طعمهاست. پس با دست و دلبازی، پسته، گردو، بادام، بادامِ هندی، کنجد و کاخین (بنه یا پستهی کوهی، کلخنگ) را به مگهای تکهتکه اضاف کنید و هم بزنید.
حالا نوبت به آخرین مرحله است یعنی اضافه کردن دیشاب (شیرهی خرما) به معجون رنگارنگ مگ و مغزها تا شیره خرما تمام اجزا را در آغوش بگیرد و به قوام دلخواه برسد. بعد از آن یکبار دیگر به آرامی مخلوط را هم بزنید و درون شیشه بریزید و در آن را محکم ببندید. هر وقت دلتان هوس شیرینی کرد، مزهی گرم و شیرین دسر را نوش جان کنید.
شاید در نگاه اول، مِگ یک دسر قدیمی به نظر برسد اما برای من چیزی فراتر از یک میانوعدهی ساده و قدیمی است. مِگ درسِ زیستنِ ماست. درسِ دوری از اسراف و شکرگذاری. درسِ صبر و پایداری. هر بار که یک قاشق از این معجون را میل میکنید در واقع طعمِ صبر و امید را میچشید. مگ برای من فارغ از یک دسر قدیمی و اصیل است. مِگ یعنی به یادگار ماندن طعمِ شیرینِ اصالت، قناعت و قدردانی از نعمتها.





