هفت‌برکه – راحله بهادر: فیلم «ارزش عاطفی» Sentimental Value یکی از فیلم‌های تاثیرگذار در سال ۲۰۲۵، محصول مشترک نروژ، آلمان، دانمارک و سوئد، در ژانر درام، به کارگردانی یوآخیم تریر است که داستان زندگی و بحران عاطفی یک خانواده را روایت می‌کند.

Komod 181 Sentimental Value

هنر؛ راهی برای آشتی و درک مشترک

داستان فیلم، قصه‌ی خواهرانی به نام‌ نورا و آگنس است که پس از مرگ مادرشان، با پدرشان که کارگردان نام‌آشنا و موفقی به نام گوستاو بورگ است و آنها را ترک کرده، پس از سال‌ها دوری، ملاقات می‌کنند. پدر درخواست می‌کند تا فیلمی بسازد و نقش اصلی را به نورا -خواهر بزرگ‌تر و شخصیت اصلی فیلم با بازی رناتا ریسنسو- پیشنهاد می‌دهد. این دیدارِ دوباره و پیشنهاد هنری، سرانجام راهی مشترک بین دو نسل باز می‌کند.

یکی از درونمایه‌های اصلی چند فیلم محبوب دو سال اخیر –و لیست بلندبالای فیلم‌های تاریخ سینما- التیام از طریق هنر بوده است. «گوست لایت» (۲۰۲۴) به کارگردانی کلی اُ سالیوان و الکس تامپسون (معرفی در هفت‌برکه)، «هَمنِت» (۲۰۲۵) شاهکار کلویی ژائو و فیلم «ارزش عاطفی»، همگی از هنر برای روبرو شدن با رنج و گسست عاطفی بین آدم‌ها و التیام دردهایی که راهی برای بازگشت ندارند، کمک می‌گیرند. گویی انسان وقتی خود را در انعکاس هنر می‌بیند، هم رنج‌ها و احساساتش را بهتر می‌بیند و هم راهی برای ترمیم آنها پیدا می‌کند.

نورا که خود بازیگر اُپرا است و به دلیل فقدان حضور پدر و در واقع چنان که عنوان فیلم به ما گوشزد می‌کند، فقدان «ارزش عاطفی» از او دور مانده؛ به واسطه‌ی هنر، راهی هر چند دشوار، به آشتی با پدر پیدا می‌کند. نقش او در فیلمِ پدرش به خود او هم کمک می‌کند تا با گذر از «نورای» سرگشته، به آرام و قرار برسد و رابطه‌اش را با شریک‌اش بازآفرینی کند. در یکی از صحنه‌های ابتدایی فیلم، راوی هنگامی که از فرسودگی خانه و زمان فروپاشی آن حرف می‌زند، می‌گوید: «زمان باقیمانده‌ی خانواده‌اش نامشخص بود» و شاید زمان باقیمانده‌ی نورا و گوستاو برای ترمیم پیوندهای از دست رفته. آشفتگی نورا در سکانس‌های آغازین فیلم و ترس و وحشت او هنگامی که آماده‌ی اجرا روی سن و روبروی جمعیت نیست، با آرامش او در سکانس‌های پایانی در خانه‌ای که محل فیلمبرداری فیلم پدرش است، تاثیر هنر برای درمان را نشان می‌دهد.

خانه؛ شخصیت زنده‌ی فیلم

در فیلم «ارزش عاطفی» خانه‌ای که در آن دو خواهر زندگی می‌کنند و فیلم گوستاو هم سرانجام در آنجا فیلمبرداری می‌شود، گویی بخشی از اشیا و موجودی بی‌جان نیست. انبوه جزییات مربوط به خانه و همه ملحقات آن، بخشی از بار قصه‌پردازی را به دوش می‌کشد. همین خانه؛ مانند دو چشم بزرگ، محل زنده شدن و مرور خاطرات کودکی دو خواهر، حضور مادر و ترک و خالی شدن آن و بزرگسالی و پیری اهالی آن است. از همان صحنه‌های ابتدایی فیلم، خانه است که با نماهای ریز و درشت، می‌خواهد قصه‌ای بگوید. کلوزاپ نمای ترک‌های خانه، بیننده را به پیش‌بینی وا می‌دارد. صدای خنده و بازی بچه‌ها، پنجره‌های بزرگ خانه، کف‌پوش، وسایل، باغ دور و بر آن، و حتی صحنه‌ی سیاه و سفید از ساخت خانه در سال اول، به بیننده می‌گوید نشانه‌های فروپاشی خانه، جایی در زندگی شخصیت‌ها هم دارد. با این حال همین خانه، محل بازگشت گوستاو و نورا و شروع کار هنری و بخشیدن و گذشت است. اهمیت فضا در شکل دادن به فضای ذهنی شخصیت‌ها، هم در محل فراق بودن آن و هم در نقطه‌ی بازگشت و پیوند است؛ تضادی که نهایتا به نفع صلح، حل و فصل می‌شود.

نورا؛ لنگر عاطفی خانواده

نورا، خواهر بزرگ‌تر، با بازی تحسین‌برانگیز رناتا ریسنسو، تکیه‌گاه عاطفی خانواده است. عنوان فیلم، در یک جا به فقدان آن بین نورا و پدرش و در جای دیگر به نجات‌بخش بودن آن در رابطه‌ی خواهر کوچک‌تر -آگنس- که زندگی خانوادگی عادی و رابطه‌ی همسری بهتری دارد، اشاره دارد. زنان که در هنر اغلب نماد زایش، زندگی، عشق و علاج هستند، در این فیلم هم با بازی نورا در پی تکرار همان نقش است که همدلی بیننده را برمی‌انگیزد. بار روایی و بصری فیلم بر دوش زنان است؛ از مادربزرگ نورا که پدرش را ترک کرده، تا مادر، دو خواهر و بازیگر هالیوودی همکار پدر که موجودی اضافی در فیلم است. اما فیلم هنرمندانه و قدرتمند از شعارزدگی و اغراق احساسی دور می‌ماند و همه چیز را به اندازه به خورد مخاطب می‌دهد. از سوی دیگر، شخصیت پدر هم با وجود تاثیر منفی بر خانواده، از کلیشه‌های مردسالارانه و نخ‌نماشده به دور است و بُعد انسانی آن به خوبی تصویر شده است.

«ارزش عاطفی»؛ دوری از هالیوود و گریختن به دامان ظرافت هنری اروپا

داستان فیلم هر چند به نوعی بی‌مهری و عدم مسئولیت‌پذیری پدر خانواده را در زمان جوانی‌اش هم نشان می‌دهد، اما با این حال دیالوگ‌های آرام و روان، ریتم آرام فیلم در ۲ ساعت و ۱۳ دقیقه و تصویربرداری هنری، صحنه‌آرایی و کادربندی‌هایی که گاه کم از قاب‌بندی نقاشی ندارد، نشان می‌دهد کارگردان فیلم به درونمایه‌ی فیلم یعنی هنر به عنوان درمان در خود روایت و نمایشِ ایده هم متعهد است. مدت زمان فیلم هم نشان می‌دهد کارگردان هیچ عجله‌ای برای بستن قصه ندارد. یک درام روانشناختی، زمان نیاز دارد تا عمیق‌ترین احساسات را به نمایش بگذارد.

فیلم «ارزش عاطفی» با نمره‌ی قابل قبول ۸ از ۱۰ در وبسایت سینمایی IMDb، اسکار بهترین فیلم بین‌المللی در سال ۲۰۲۶، بازی‌های درخشان هر سه شخصیت اصلی (رناتا ریسنسو (نورا)، استلان اسکارشگورد (گوستاو) و اینگا لیلاس (آگنس) ) یک فیلم غیرهالیوودی است. اگر شما هم دلزده از سینمای هالیوود، به دنبال فیلمی هنری از دل سینمای اروپا هستید، فیلم «ارزش عاطفی» یک پیشنهاد نوروزی خوب و در پلتفرم‌های داخلی نیز برای تماشا در دسترس است.

Sentimental Value Poster